روایت حماسه لشکر «نصر» در بوارین
فرهنگ
140862
در چهارمین شب عملیات کربلای ۵ مقرر شد بر اساس بررسیهای انجامشده در جناح چپ قرارگاه نجف، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۲ قائم (عج)، در امتداد خاکریز مقطع و دژ مرزی، به سمت جزیره بوارین و سپس تا ساحل اروند صغیر تک کنند.
ایران آنلاین:فرمانده پاهایش را از وسط دودستش بالا آورد، روی گلوی نیروی عراقی گذاشت و او را به دیواره کانال چسباند. هنگامیکه فشار بر گلوی عراقی وارد شد، اسلحه را رها کرد و درحالیکه بهشدت نفسنفس میزد، کناری ایستاد.
به گزارش ایسنا، در چهارمین شب عملیات کربلای ۵ مقرر شد بر اساس بررسیهای انجامشده در جناح چپ قرارگاه نجف، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۲ قائم (عج)، در امتداد خاکریز مقطع و دژ مرزی، به سمت جزیره بوارین و سپس تا ساحل اروند صغیر تک کنند.
گردانهای روحالله، ولیالله و رسولالله (ص)، ساعت ۲۱:۱۰ تک کردند. فرمانده لشکر(نصر) به «محمد صفری» فرمانده گردان رسولالله (ص) تأکید کرد تا حد ممکن، با استفاده از تاریکی و سکوت، خود را به دشمن نزدیک کنند. آنها ساعت ۲۲:۴۵ به نقطهای رسیدند که صدای تیراندازی دشمن از نزدیک شنیده میشد.
نیروها روی زمین دراز کشیدند. فرماندهی گردان با «قالیباف» تماس گرفت و موقعیت گردان را شرح داد و گفت منتظر دستور عملیات هستند.
فرمانده لشکر به آنها پاسخ داد با توجه به شرایطشان هر زمان که صلاح میدانند، عملیات را شروع کنند. فرمانده گردان با بیسیمچیاش به جلو ستون رفت و به نیروها دستور حرکت داد.
به نزدیک کانال (ماهی) که رسیدند، دشمن متوجه حضور نیروها شد و آتش سنگینی اجرا کرد. نیروها داخل کانال روی زمین دراز کشیدند.
فرمانده گردان خود را به اولین سنگر نزدیک کرد و نارنجکی درون آن انداخت. چندنفری که در آن سنگر بودند و تیراندازی میکردند، کشته شدند و آتش سنگر خاموش شد.
فرمانده بهطرف سنگرهای بعدی رفت. چند سرباز عراقی که او را میدیدند، منتظر بودند نزدیکتر شود تا او را زیر آتش بگیرند؛ اما فرمانده پیش از اقدام آنان، با پرتاب نارنجک دوم به طرفشان، همه آنها را به هلاکت رساند.
نیروها منتظر دستور فرمانده بودند تا عملیات را شروع کنند. درحالیکه صفری با احتیاط به جلو میرفت، یک عراقی از سنگر بیرون آمد و خود را روی دست او انداخت و تلاش کرد تا اسلحه او را بگیرد. وسط اسلحه دست عراقی و دو طرف اسلحه نیز دست فرمانده بود.
هر دو با همه توانشان سعی در مغلوب کردن یکدیگر داشتند. آنها حین درگیری، چندین بار دور یکدیگر چرخیدند. بیسیمچی که این صحنه را دید، مبهوت مانده بود. او قصد داشت به نیروی عراقی شلیک کند؛ اما از آنجا که آنان در حال چرخش بودند، نمیتوانست تمرکز کند چراکه ممکن بود بهجای عراقی به فرمانده تیراندازی کند. به همین دلیل هیچ اقدامی نمیکرد.
در همین حین، فرمانده پاهایش را از وسط دودستش بالا آورد، روی گلوی نیروی عراقی گذاشت و او را به دیواره کانال چسباند. هنگامیکه فشار بر گلوی عراقی وارد شد، اسلحه را رها کرد و درحالیکه بهشدت نفسنفس میزد، کناری ایستاد.
فرمانده که خود را پیروز این نبرد میدید، نفسی تازه کرد چراکه تصور میکرد؛ عراقی مغلوب شده، تسلیم خواهد شد؛ اما یکباره عراقی روی سر فرمانده پرید و او را نقش بر زمین کرد و خودش را به روی او انداخت.
فرمانده گردان رسولالله (ص) این واقعه را چنین شرح میدهد:
من غافلگیر شده بودم و فقط در فکر حفظ اسلحهام بودم. همانطور که درگیری بین من و افسر عراقی ادامه داشت، دیدم لوله تفنگم روی پای اوست. در همان لحظه شلیک کردم؛ اما با جابهجا شدنش، تیر بهپای خودم خورد و مجروح شدم. افسر عراقی از این اتفاق احساس رضایت کرد و مقداری خودش را شل کرد. من از این فرصت استفاده کرده و در یکلحظه، رگباری را در سینه او خالی کردم و او را به هلاکت رساندم.
فرمانده پس از رهایی از این حادثه، دستور حمله را صادر کرد. نیروها نیز با شکستن خط، پاکسازی سنگرها را شروع کردند.
گردان روحالله
گردان روحالله کنار جادهای در حال پیشروی بود؛ اما آتش چهارلول دشمن حرکت آنها را مختل میکرد. محمد ثابت؛ فرمانده گردان با کمک چند نفر از نیروها، آتش آن سنگر را خاموش کردند.
هنگام بازگشت با ۴ عراقی مواجه شدند. ابتدا گمان کردند آنها ایرانی هستند. ازاینرو، میپرسند: برادر، از کدام گردانید؟ هنگامیکه صدای آنان را شنیدند و متوجه شدند عراقی هستند، به طرفشان شلیک کردند و آنها را به هلاکت رساندند. آنها همچنین در حال پیشروی متوجه شدند ۳ دستگاه کامیون دشمن که مملو از نیرو است، وارد منطقه شده است. آر.پی. جی زنها با مشاهده کامیونها چندین موشک شلیک کردند که تعدادی از آنها کشته و تعدادی نیز متواری شدند. در این عملیات، عابدینی معاون گروهان به شهادت رسید.
گردان ولیالله
محوری که گردان ولیالله از آن عبور میکرد، مسیری بیابانی بود و در آن درگیری وجود نداشت. این گردان هنوز به خط دشمن نرسیده بود و احساس خطر نمیکرد؛ اما حین پیادهروی گردان برای رسیدن به دشمن، ناگهان با کمین مواجه شدند که با مسلسل به طرفشان تیراندازی میکرد.
رزمندگان که غافلگیر شده بودند، سنگر گرفتند.۳ نفر از آر.پی.جی زنها این سنگر را منهدم کردند. هنگامیکه جلوتر رفتند، متوجه شدند چند عراقی مجروح تیراندازی میکنند. در واقع، نیروهایشان عقبنشینی کرده و آنها جا مانده بودند.
نیروهای خودی پس از انهدام سنگر عراقی، به راهشان ادامه دادند. ساعت ۲۲ که به کانال رسیدند، آتش دشمن شروع شد. آر.پی.جی زنی که قصد داشت آتش تیربار را خاموش کند، مجروح شد و نفر بعدی این سنگر را منهدم کرد.
رزمندگان، سنگرهای داخل کانال را یکی پس از دیگری پاکسازی کردند. درگیریها ادامه داشت تا اینکه خط را به گردان خلیلالله تحویل دادند.
گردان رسولالله (ص)
ساعت ۷:۳۰ صبح، گردان رسولالله (ص) محراب ۵ را تصرف و پاکسازی کرد. آنها حدود ۴۰۰ متر پیشروی کردند. در این مرحله، گردان رسولالله (ص) ۸ نفر را اسیر کرد و تحویل واحد اطلاعات لشکر داد.
درصورتیکه در روز چهارم، تلاش دشمن در محورهای مثلثی نوک کانال ماهی، چهارراه جاده شلمچه و دوعیجی و سمت چپ و راست آن به نتیجه میرسید، علاوه بر مسدود شدن عقبه نیروهای خودی در شلمچه، پیشروی نیروها به سمت بوارین و تثبیت مواضع پشت خط دو عیجی به خطر میافتاد. چنین وضعیتی بهمنزله بحران در کل عملیات بود.
لشکر ۵ نصر در چهار شب متوالی، ۶ گردان خود را وارد عملیات کرد؛ بهاینترتیب که در شب اول عملیات، گردان امینالله، در هلالی اول، در شب دوم، گردان یدالله در هلالی دوم و پاسگاه فرماندهی عراق، در شب سوم، گردان نورالله در هلالی سوم عمل کردند و در شب چهارم گردان روحالله ضمن تصرف مواضع بین راه، ضلع شمالی جزیره بوارین را تصرف کرد.
در مجموع میتوان گفت ۴ کیلومتر از منطقه عملیاتی که پیچیدهترین موانع و مجهزترین مواضع را داشت، به تصرف لشکر ۵ نصر درآمد.
انتهای پیام/