دوچرخههایی که قرار بود بیدود باشند
علی متقیان در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت: مگر برای این انبوه دوچرخههای نارنجی که روزهای زیادی میهمان خیابانهای شهر بودند و الان زیر باران و برف و آفتاب بدون حتی سایبان ساده انبار شدهاند، هزینهای پرداخت نشده؟
گروه جامعه: این روزها شاید برای تأمین خواسته فرزندان علاقهمند به دوچرخه، گذرتان به میدان رازی و کوچه خیابانهای اطراف آن افتاده باشد.
شاید با نگاهی به مغازههای متعددی که انواع و اقسام دوچرخه کوچک و بزرگ و رنگارنگ دارند از قیمتهای نجومی آن متعجب هم شدهاید.
شاید مراجعه به این منطقه و انتخاب و خرید دوچرخه درجهت تأمین نیاز فرزندان یا برای سلامتی خودتان و انتخاب دوچرخه بهعنوان راهحل برای تردد در خیابانهای شلوغ و ترافیکهای سرسامآور باشد.
شاید هم بهعنوان وسیلهای برای سلامتی، دوچرخه سواری را به عنوان تفریح و ورزش انتخاب کردهاید. همه اینها را یک طرف بگذارید، خوب است پس از انتخاب دوچرخه و یا حداقل با آشنایی با قیمتها، حدود یک کیلومتر پایینتر بروید.
در گوشهای از پارک شهید حججی با انبوهی از دوچرخههایی مواجه میشوید که زیرآفتاب، باد و باران و برف درکنارهم انباشته شدهاند،
دوچرخههایی که تا چند وقت پیش درشهر بودند تا مردم، بویژه جوانها، به جای ایستادن در صف تاکسی و استفاده از اتومبیل شخصی و ماندن در ترافیک از آنها استفاده کنند.
چون این دوچرخهها را بعد از نصب کردن یک اپلیکیشن و پرداخت هزینه، از محلی برمیداشتند و وقتی به مقصد میرسیدند، گوشه خیابان رها میکردند. دیگر نه دغدغه جای پارک و استفاده از قفل و زنجیر داشتند و نه اشغال طولانی مدت پیادهرو و نه خوف به سرقت رفتن و...
اما حالا اگر در خیابانهای شهر سری بچرخانید به سختی نشانی از این دوچرخههای نارنجی پیدا میکنید. البته منظور از این یادداشت بررسی دلایل حذف این دوچرخهها نیست.
آنچه موجب شد این یادداشت را بنویسم از باب «ان الذکری تنفع المؤمنین» تذکری است به مسئولان امر که توجه داشته باشند که؛ مگر برای این انبوه دوچرخهای که زیر باران و برف و آفتاب بدون حتی سایبان ساده انبار شدهاند، هزینهای پرداخت نشده؟
آیا این دوچرخهها اهدایی بوده است که اگر هم بود کسی حق نداشت با امکانات اهدا شده، اینگونه برخورد کند. به یاد سخن صحابی صادق ابوذر غفاری افتادم که با دیدن کاخ معاویه اعتراض برآورد که اگر از اموال خودت بوده، اسراف کردی و اگر از اموال بیتالمال هزینه کردی حق نداشتی و بایستی پاسخگو باشی، ماهم باید پاسخگو باشیم.
با دستور کدام مقام این همه دوچرخه قیمتی محبوس شده و از خدمت بازمانده است. خوب بود مانند احکام مردمی که اخیراً قوه قضائیه صادر میکند، حکم میداد این دوچرخهها در فلان شهر محروم یا برای دهها روستای محروم که دانشآموزان آن در آرزوی یک چرخ دوچرخه هستند، توزیع شوند تا خدمتی به مردم محروم کرده باشند.
به هرحال ما در آموزههای دینی وقتی از اسراف صحبت میکنیم، حتی هدر دادن نصف لیوان آب هم منع شده است و درباره بیتالمال امیر حق و عدالت، وقتی کار شخصی انجام میداد، چراغ بیتالمال را خاموش میکرد و یا بارها و بارها برای از بین بردن اموال عمومی تذکر داده شده است.
از دست اندرکاران امر بویژه قوه قضائیه میخواهم با اعزام بازرس به محل نگهداری این دوچرخهها، اموالی که نمیدانم صاحب آن کیست؟
(فرد هست یا افراد و یا مجموعهای که هزینه کردهاند) تکلیف این اموال را روشن کنند، تا بیش از این مردم شاهد از بین رفتن امکاناتی که روزی از آن استفاده میکردند، نباشند.
انتهای پیام/
منبع: روزنامه ایران