تحلیل موسیقایی سرود جاودانه «ایران ایران» با صدای رضا رویگری

بازتاب روح زمانه

علیرضا سپهوند

علیرضا سپهوند

هنر

142014
بازتاب روح زمانه

رضا رویگری پیش از آنکه خواننده‌ای صرف باشد، بازیگر و هنرمندی با بیان دراماتیک قوی است. این پیشینه‌ نمایشی، تأثیر مستقیمی بر شیوه‌ خواندن او در «ایران ایران» گذاشته است.

علیرضا سپهوند، روزنامه نگار موسیقی و آهنگساز:در تاریخ موسیقی معاصر ایران، بعضی قطعه‌ها فراتر از یک اثر هنری صرف می‌ایستند و به «حافظه جمعی» تبدیل می‌شوند؛ آثاری که نه‌ فقط شنیده می‌شوند، بلکه زیسته می‌شوند. سرود «ایران ایران» با صدای زنده‌یاد رضا رویگری از همین جنس است. این سرود، که در بحبوحه‌ التهاب و شور انقلاب ۱۳۵۷ طنین‌انداز شد، تنها یک قطعه موسیقایی نبود؛ صدای خیابان، فریاد جمعی و بازتاب روح زمانه بود. بررسی این اثر بدون توجه به ویژگی‌های خاص صدای رضا رویگری، شرایط تاریخی تولید آن و مؤلفه‌های فنی موسیقایی‌اش ممکن نیست.

زمینه تاریخی و اجتماعی سرود
«ایران ایران» در دوره‌ای متولد شد که جامعه ایرانی در حال تجربه یکی از پرتلاطم‌ترین مقاطع تاریخ خود بود. انقلاب، مفاهیمی چون وطن، هویت، فداکاری و ایستادگی را به مرکز گفتمان عمومی آورده بود. مردم به دنبال صداهایی بودند که احساسات فروخورده، خشم، امید و آرمان‌خواهی‌شان را بیان کند. در چنین فضایی، موسیقی، کارکردی فراتر از سرگرمی پیدا می‌کند و به ابزار بیان جمعی بدل می‌شود.
سرود «ایران ایران» دقیقاً روی همین موج سوار شد. کلام صریح، تصویرسازی‌های قوی و لحن حماسی آن، به‌سرعت با حال‌وهوای خیابان‌ها و راهپیمایی‌ها پیوند خورد. این قطعه نه برای سالن کنسرت، بلکه برای جمع، برای همخوانی و برای فریاد زدن ساخته شده بود و همین ویژگی، رمز ماندگاری‌اش شد.

نمود هنرها در صدای رضا رویگری
رضا رویگری پیش از آنکه خواننده‌ای صرف باشد، بازیگر و هنرمندی با بیان دراماتیک قوی است. این پیشینه‌ نمایشی، تأثیر مستقیمی بر شیوه‌ خواندن او در «ایران ایران» گذاشته است. صدای رویگری صدایی «صیقل‌خورده» و آکادمیک به معنای کلاسیک آن نیست بلکه صدایی است خشن، پر از زبری‌های کنترل‌ شده، اما بار عاطفی بالا. جنس صدای او در این قطعه، ترکیبی است از فریاد و روایت. او نه‌تنها می‌خواند، بلکه انگار داستانی را با تمام وجود فریاد می‌زند. این ویژگی باعث می‌شود شنونده حس کند خواننده یکی از خود مردم است، نه فردی ایستاده بر سکویی بالاتر. صدای رویگری، صدای «جمع» است؛ صدایی که می‌تواند خشمگین، امیدوار و مقاوم باشد، بدون آنکه تصنعی به نظر برسد.

بیان آوازی و تکنیک
«ایران ایران» با وجودی که در آواز بیات ترک از متعلقات اصلی دستگاه شور ساخته شده اما نکته جالب اینکه، ساختار کلی قطعه، آنقدر که در روند ملودیک، القاکننده اثری حماسی در گام تامپره شده فریژین است، آنچنان حسی از بیات ترک و میکروتن‌های رپرتوار ایرانی نیست، اما در حالتی سهل و ممتنع، هم بیات ترک است هم اثری حماسی که حس شنیداری‌اش استانداردی در فواصل موسیقی کلاسیک غربی به دست می‌دهد چون فواصل بیات ترک به خودی خود شاید نتواند با هیچ ملودی‌ای اینچنین پیامی موسیقایی در قالب سرود، خلق کند.
ملودی بر پایه‌ موتیف‌های کوتاه و تکرارشونده شکل گرفته که به‌راحتی در ذهن می‌مانند و امکان همخوانی جمعی را فراهم می‌کنند. ریتم قطعه حالتی مارش‌گونه و پیش‌برنده دارد؛ ریتمی که ناخودآگاه حس حرکت، راه رفتن و پیشروی را القا می‌کند. تنظیم موسیقی از شلوغی پرهیز می‌کند. سازبندی (در نسخه‌های مختلف) معمولاً بر سازهای کوبه‌ای، خطوط ساده ملودیک و تأکید بر ضرب استوار است. این سادگی نه از فقر، بلکه از آگاهی می‌آید، چراکه هدف، ایجاد بیشترین تأثیر در کوتاه‌ترین زمان و برای بیشترین تعداد شنونده است. از منظر فنی، آواز رویگری در «ایران ایران» مبتنی بر قدرت و وضوح است نه ظرافت‌های ملودیک پیچیده. او از تحریرهای سنتی یا تزئینات آوازی مرسوم پرهیز می‌کند و تمرکز را بر انتقال مستقیم پیام می‌گذارد. این انتخاب آگاهانه، باعث می‌شود کلمات کاملاً شنیده شوند و معنا در اولویت قرار گیرد.
کنترل نفس، توانایی حفظ انرژی در جواب کورال و استفاده از تُن‌های میانی و بم با فشار حساب‌شده، از دیگر ویژگی‌های اجرای اوست. صدای او خشن‌ و پرحجم‌ است انگار هرچه فشار احساسی بیشتر می‌شود، صدا هم متناسب با آن رشد می‌کند.
نسبت کلام و موسیقی
یکی از نقاط قوت «ایران ایران» هماهنگی کامل کلام و موسیقی است. موسیقی در خدمت کلام قرار دارد و هرگز تلاش نمی‌کند خودنمایی کند. فراز و فرود ملودی دقیقاً با بار عاطفی واژه‌ها هماهنگ است. جایی که کلام به اوج می‌رسد، موسیقی هم فضا را باز می‌کند و جایی که پیام نیاز به تأکید دارد، ریتم و ضرب بخصوص سایدرام و آن ریتم تکرار شونده که آشنای گوش تمام ایرانیان شده و بعد از کورس و ترجیع‌بند «الله الله» به میان می‌آید، نقش پررنگ‌تری می‌گیرند. این هم‌نشینی هوشمندانه باعث می‌شود شنونده حتی بدون تمرکز آگاهانه، پیام قطعه را دریافت کند. موسیقی، معنا را حمل می‌کند، نه اینکه بر آن سایه بیندازد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر