«دو نیمه ماه»؛ از یتیم‌خانه تا روشنگری درباره یک جریان منفور

هنر

142397
«دو نیمه ماه»؛ از یتیم‌خانه تا روشنگری درباره یک جریان منفور

سریال «دو نیمه ماه»، که این شب‌ها از شبکه سه روی آنتن می‌رود، یکی از جالب‌توجه‌ترین تجربه‌های تلویزیون در حوزه درام تاریخی ـ سیاسی در سال‌های اخیر به حساب می‌آید.مجموعه‌ای که تلاش دارد با زبان قصه و شخصیت‌پردازی، مخاطب را به دل سه دهه حساس از تاریخ معاصر ایران ببرد؛ دهه‌هایی که هنوز هم سایه‌شان روی فضای اجتماعی و سیاسی امروز کشور دیده می‌شود: دهه ۴۰، ۵۰ و ۶۰.

ایران آنلاین: این سریال به کارگردانی احمد معظمی از ۲۷ دی‌ماه پخش خود را آغاز کرده و هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در کنداکتور شبکه سه قرار گرفته؛ زمانی که معمولاً برای آثار پرمخاطب و جالب‌توجه در نظر گرفته می‌شود.

داستان سریال از دهه ۴۰ شمسی شروع می‌شود؛ دورانی که فعالبت گروه‌های سیاسی مختلف، از جریان‌های مارکسیستی گرفته تا سازمان مجاهدین خلق، در تقابل مستقیم با ساواک قرار دارد و فضای جامعه ملتهب و ناآرام است اما برخلاف انتظار، سریال خیلی زود نشان می‌دهد که قرار نیست فقط روایت‌گر درگیری‌های سیاسی یا بازسازی تاریخ باشد. محور اصلی قصه، زندگی دو کودک بی‌پناه است که در میانه همین نزاع‌ها، خانواده‌هایشان را از دست می‌دهند و آواره می‌شوند. همین نقطه، آغاز مسیری است که سرنوشت این دو کودک را به دو جهت کاملاً متفاوت می‌برد.یکی از این دو مسیر، به تدریج به آگاهی ختم می‌شود. شخصیتی که در ابتدا در معرض شعارها، وعده‌ها و فضای هیجانی گروه منافقین قرار دارد، کم‌کم با واقعیت تلخ این جریان روبه‌رو می‌شود؛ جریانی که با شست‌وشوی مغزی، وعده‌های توخالی و تصویرسازی از آینده‌ای دست‌نیافتنی، جوانان را جذب می‌کند و در نهایت آن‌ها را قربانی اهداف خشونت‌بار خود می‌کتد. سریال از زاویه نگاه این شخصیت، جنون حاکم بر سازمان و ساختار فرقه‌ای آن را به تصویر می‌کشد؛ جایی که فردیت، عقلانیت و حتی عاطفه انسانی قربانی ایدئولوژی می‌شود. در مقابل، نیمه دیگر روایت، تصویری از سقوط، فریب و سرگردانی است؛ مسیری که نشان می‌دهد چگونه یک انتخاب اشتباه می‌تواند سرنوشت انسان را تغییر دهد . 
به نظر می رسد «دو نیمه ماه» تلاش دارد بدون اغراق یا شعارزدگی مستقیم، فرایند جذب، حفظ و سپس طرد نیروها را در سازمان مجاهدین خلق را نشان دهد و مخاطب را با پشت‌پرده خشونت‌های دهه 60 آشنا کند به ویژه مخاطبانی که شناخت کمتری از اقدامات این سازمان مخوف دارند.
یکی از نقاط قوت مهم سریال، بازی بازیگران خردسال آن است؛ به‌ویژه بازیگران نقش‌های «آذر» و «مازیار». این دو کودک توانسته‌اند بار احساسی بخش مهمی از داستان را به دوش بکشند. به‌خصوص در صحنه‌هایی مثل جدا شدن آذر از یتیم‌خانه، بازی باورپذیر و کنترل‌شده آنها به شکلی است که مخاطب به ‌راحتی با شخصیت همذات‌پنداری می‌کند. ترس، دلتنگی و بلاتکلیفی یک کودک تنها، بدون اغراق و ادا، به تصویر کشیده می‌شود و همین باعث می‌شود بعضی سکانس‌ها تا مدت‌ها در ذهن بیننده باقی بماند؛ اتفاقی که در سریال‌های تلویزیونی کمتر شاهد آن هستیم. از نظر زمانی، سریال سه دهه ۴۰، ۵۰ و ۶۰ شمسی را در بر می‌گیرد؛ دوره‌هایی که هر کدام نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب می‌شوند. «دو نیمه ماه» سعی کرده این گذار تاریخی را نه به شکل گزارشی و خشک و روایت محض، بلکه در دل زندگی شخصیت‌ها روایت کند. همین رویکرد باعث شده مخاطب تغییرات اجتماعی و سیاسی را از زاویه تجربه‌های شخصی کاراکترها لمس کند و با آن‌ها همراه شود.
اگر «دو نیمه ماه» را با دیگر آثار احمد معظمی مقایسه کنیم، شباهت‌ها و تفاوت‌های جالبی به چشم می‌آید. معظمی پیش‌تر در سریال‌هایی مثل «خانه امن» و «سرجوخه» نیز به سراغ فضاهای امنیتی و سیاسی رفته بود. «خانه امن» بیشتر روی تهدیدات امنیتی معاصر و عملیات‌های اطلاعاتی تمرکز داشت و «سرجوخه» نیز داستانی ملتهب در بستر مسائل روز را روایت می‌کرد اما «دو نیمه ماه» یک قدم به عقب برمی‌گردد و ریشه‌های تاریخی این تقابل‌ها را بررسی می‌کند. در این سریال، نسبت به آثار قبلی کارگردان، سهم ملودرام خانوادگی و عاطفی پررنگ‌تر است و سیاست، بیشتر از دریچه زندگی شخصی آدم‌ها روایت می‌شود اما هر سه مجموعه را میتوان به نوعی در امتداد یکدیگر دانست.
از نظر تولید، «دو نیمه ماه» یکی از پروژه‌های مفصل تلویزیون محسوب می‌شود. استفاده از لوکیشن‌های متنوع، بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ موقعیت مختلف و حضور حدود ۲۵۰ تا ۲۸۰ بازیگر، نشان‌دهنده ابعاد گسترده این پروژه است. تصویربرداری در فضاهایی مثل محل سابق زندان رجایی‌شهر به واقعی‌تر شدن فضای داستان کمک کرده است. گریم و طراحی لباس هم، به‌ویژه در تفکیک دهه‌های مختلف، تا حد زیادی قابل قبول از کار درآمده؛ هرچند در بعضی جزئیات می‌شد دقت بیشتری به خرج داد.
البته سریال بی‌نقص نیست. یکی از نقدهایی که می‌شود به «دو نیمه ماه» وارد کرد، ریتم نابرابر در برخی قسمت‌هاست؛ جایی که قصه کمی کش می‌آید و تمرکز روایت افت می‌کند. همچنین در بعضی دیالوگ‌ها، توضیح‌گویی بیش از حد دیده می‌شود و پیام‌ها به‌صورت مستقیم بیان می‌شوند؛ موضوعی که اگر با تصویر و کنش جایگزین می‌شد، تأثیرگذاری بیشتری داشت. در کنار این موارد، حضور بازیگران شناخته‌شده‌ای مثل حمید گودرزی، داریوش فرهنگ، مرتضی اسماعیل‌کاشی، کوروش سلیمانی، نگین صدق‌گویا، نیما نادری، ایوب آقاخانی، مهدی فخیم‌زاده، مهلقا باقری و فریبا کوثری، به غنای سریال کمک کرده و باعث شده طیف متنوعی از شخصیت‌ها و نگاه‌ها در داستان شکل بگیرد.
در نهایت، اهمیت «دو نیمه ماه» را باید فراتر از یک سریال تلویزیونی دید. آگاهی از تاریخ و تجربه‌هایی که کشور ایران پشت سر گذاشته، نقش مهمی در فهم امروز و آینده دارد. پرداختن به برهه‌ای از تاریخ که با فعالیت‌ها و جنایات گروه منافقین و مجاهدین و ساواک خلق گره خورده، برای نسلی که کمتر از واقعیت‌های آن دوران اطلاع دارد، ضروری است. این سریال تلاش می‌کند با زبانی داستانی و قابل لمس، بخشی از این واقعیت‌ها را بازگو کند. همان‌طور که احمد معظمی، کارگردان اثر معتقد است هدف ما روشنگری برای نسل جوان است؛ اینکه نشان دهیم چرا این جماعت حتی امروز هم منفورترین افراد نزد ملت ایران هستند. «دو نیمه ماه» ابتدا به ریشه‌های این جریان می‌پردازد و بعد، مسیر آگاه شدن جوانانی را روایت می‌کند که زمانی در دام آن‌ها افتاده بودند. تماشای فرایند جدا شدن این افراد از سازمان و بازگشتشان به آغوش حقیقت، از جذاب‌ترین بخش‌های درام است؛ مسیری که به گفته سازندگان، در قسمت‌های آینده هم می‌تواند مخاطب را غافلگیر کند و اهمیت انتخاب آگاهانه را بیش از پیش یادآوری کند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر