بازگشت به تمرین شنیدن
غلامرضا ظریفیان،عضو شورای مرکزی مجمع ایثارگران در روزنامه ایران نوشت: حوادث اخیر در ایران، از نگاه بسیاری از پژوهشگران حوزههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، نشانهای از بروز شکاف در جامعه ایران است.
ایران آنلاین: طبیعی است رئیسجمهوری که در رأس قوه مجریه قرار دارد، از طریق مجموعهای از گزارشها، دادهها و تحلیلها در جریان این وضعیت قرار گیرد؛ تحلیلهایی که نشان میدهد یکی از مهمترین ریشههای این چالش ها، شکلگیری شکافهای گوناگون در سطوح مختلف جامعه است. از شکافهای بیننسلی گرفته تا فاصله میان نخبگان با یکدیگر، میان نخبگان و جامعه، میان جامعه و حکمرانی و حتی میان حکمرانی و نخبگان.
در جامعه ما سخن زیاد گفته میشود اما به نظر میرسد تمرین گفتوگو بهدرستی انجام نشده است. گفتوگو فقط انتقال صدا نیست، بلکه ظرفیتی میطلبد که باید در مدرسه، دانشگاه، خانواده، رسانه ملی و عرصههای عمومی پرورش یابد. گفتوگو زمانی معنا پیدا میکند که همانگونه که من حق اندیشیدن، فهمیدن و اظهار نظر دارم، دیگری نیز از همین حقوق برخوردار باشد. دیگری هم حق دارد از زاویه نگاه خود سخن بگوید و در مقابل، من باید مهارت شنیدن را آموخته باشم. مهارت شنیدن، بهمراتب دشوارتر از مهارت گفتن است. انسانها زمانی میتوانند با هم ارتباط سالم برقرار کنند که دیگری را به رسمیت بشناسند، صبور باشند و بکوشند مقصد سخن طرف مقابل را درست بفهمند، نه اینکه صرفاً در پی پاسخ دادن باشند. بخشی از این مشکل ریشههای تاریخی دارد و بخشی دیگر حاصل اتمیزه شدن جامعه است. جامعهای که افراد در آن از هم گسیخته شدهاند. کاستیهای موجود در تربیت خانوادگی و نظام آموزشی نیز در این وضعیت نقش دارد. از سوی دیگر، جهان دیجیتال جدید انسان را به موجودی منفرد تبدیل کرده و تعاملهای عمیق انسانی را کاهش داده است. همه این عوامل از یک آسیب جدی خبر میدهد. ما با هم گفتوگو نمیکنیم و در جهانهایی جدا از هم زندگی میکنیم. این گسستها زمینهساز سوءتفاهم، انزوا، تحقیر و اعتراض میشود. اعتراض به خشم بدل میگردد، خشم به نفرت میانجامد و نهایتاً خود را در شکلهای مختلف بروز میدهد. از طلاق و پرخاشگری در خانواده تا افسردگی، تعارضهای فردی و بحرانهای سیاسی و اجتماعی.
وقتی رئیسجمهوری به این مسائل اشاره میکند، ناظر به همین دادهها و تحلیلهایی است که کارشناسان در اختیار او گذاشتهاند.
تا زمانی که مهارت شنیدن را نیاموزیم، بدفهمیها و سوءتفاهمها تداوم خواهد داشت. خودحقپنداریها افزایش مییابد. اینکه گمان کنیم فقط ما صاحب حق هستیم و دیگری حقی ندارد یا ما باید دیکته کنیم و دیگران فقط بنویسند. این نگاهها در نهایت در قالبهای گوناگون بروز میکند. جامعهای که در آن گفتوگو جای خود را به تکگویی بدهد، آرامآرام سرمایه اجتماعیاش را از دست میدهد و شکافها عمیقتر میشود. راه برونرفت، بازگشت به تمرین شنیدن، به رسمیت شناختن دیگری و ساختن فرهنگی است که در آن گفتوگو نه شعار، بلکه مهارتی زیسته باشد.
انتهای پیام/