مبانی نظری طرح سلام(سلام محله۲)
سید جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در یادداشتی نوشت: طرح«سلام» که در چارچوب سیاستهای راهبردی رییس جمهور دکتر پزشکیان طراحی شده، بر پایه یک پشتوانه نظری قوی در علوم اجتماعی استوار است و میتواند مسیر تقویت سلامت اجتماعی محلهمحور را به شکل عملیاتی و هدفمند هدایت کند.
ایران آنلاین: در این یادداشت، تلاش شده سه نظریه جامعهشناسان مشهور آمریکایی که میتوانند چارچوب فکری طرح را پشتیبانی کنند، توضیح داده شود."رابرت پوتنام" مفهوم سرمایه اجتماعی را برای توضیح قدرت و توانمندی جوامع در همکاریهای جمعی و مشارکت داوطلبانه به کار میگیرد.او معتقد است کیفیت زندگی اجتماعی و عملکرد دموکراسی به میزان اعتماد متقابل، همکاریهای داوطلبانه و شبکههای اجتماعی بستگی دارد.پوتنام سرمایه اجتماعی را به دو دسته تقسیم میکند: Bonding یا پیوند درونی که اعتماد و همکاری در درون گروههای همفکر یا خانوادهها را تقویت میکند و Bridging یا پیوند پل زننده که ارتباط بین گروههای مختلف و فعالیتهای محلهای و انجمنهای داوطلبانه را ایجاد میکند.او نشان میدهد جوامعی که سرمایه اجتماعی بالایی دارند، سطح جرم و جنایت پایینتر، سلامت روان و جسم بهتر، مشارکت سیاسی بالاتر و اعتماد عمومی بیشتری دارند. در عین حال، کاهش مشارکت در انجمنها و فعالیتهای داوطلبانه میتواند به «تنهایی جمعی» و کاهش انسجام اجتماعی منجر شود؛ همان چیزی که در طرحهای محلهمحور مثل «سلام» هدفگذاری شده تا با فعال کردن نهادها و انجمنها به آن پاسخ داده شود."الکسیس دو توکویل"، جامعهشناس قرن نوزدهم، نخستین کسی بود که توجه کرد انجمنها و نهادهای داوطلبانه نقش حیاتی در جوامع دموکراتیک دارند. او معتقد بود مردم در جامعهای که دولت مرکزی قدرت زیادی دارد، برای حفظ آزادی و مشارکت اجتماعی، باید در انجمنها و جمعیتهای محلی فعال باشند. انجمنها حافظ دموکراسی هستند، مشارکت مدنی مهارتهای اجتماعی، همکاری و اعتماد عمومی را تقویت میکند و جامعهای سالم دارای جامعه مدنی فعال و دولت محدود است. توکویل همچنین بر اهمیت خودسازماندهی جامعه تأکید دارد؛ یعنی مردم با تشکیل انجمنها یاد میگیرند مسائل مشترک خود را حل کنند و تنها به دولت متکی نباشند. ارتباط دیدگاه توکویل با پوتنام نیز جالب است؛ کاهش مشارکت اجتماعی همان تهدیدی است که پوتنام در آمریکا حدود ۱۵۰ سال بعد مشاهده کرد."دیوید رایزمن" به بررسی رفتار افراد در جوامع صنعتی مدرن پرداخت و نشان داد که با تغییر ساختار اجتماعی و تمرکز بر انباشت اقتصادی و تکنولوژی، افراد از روابط اجتماعی واقعی فاصله میگیرند و تنها در جمع باقی میمانند. او شخصیت اجتماعی افراد را به سه دسته تقسیم میکند:سنتمحور (tradition-directed) که رفتارشان توسط عرف و سنت شکل میگیرد، درونمحور (inner-directed) که توسط ارزشها و تربیت درونی هدایت میشود و دیگرمحور (other-directed) که برای جلب رضایت دیگران و همسانی با جامعه رفتار میکنند. رایزمن هشدار میدهد جامعه مدرن میتواند ظاهر اجتماع را داشته باشد اما روابط واقعی و عمقی کاهش یابد؛ درست همان دغدغهای که پوتنام درباره «تنهایی جمعی» مطرح میکند و توکویل درباره اهمیت انجمنها تأکید داشت.در یک جمعبندی میتوان گفت: توکویل نشان میدهد انجمنها برای دموکراسی حیاتیاند.پوتنام هشدار میدهد که کاهش مشارکت واقعی تهدیدی برای جامعه و سلامت اجتماعی است و رایزمن یادآوری میکند که جامعه مدرن میتواند در ظاهر اجتماع داشته باشد؛ اما از انسجام واقعی تهی باشد. این سه نظریه با هم یک طیف کامل را نشان میدهند: از ضرورت ایجاد انجمنها و سرمایه اجتماعی، تا تهدید تنهایی در جامعه مدرن و اهمیت بازتولید سرمایه اجتماعی محلی.بر اساس این نظریهها، میتوان یک مدل عملیاتی سهمرحلهای برای ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی محلهمحور طراحی کرد. ابتدا باید انجمنهای محلی ایجاد و سازماندهی شوند تا ساختار جامعه مدنی بازسازی و مشارکت داوطلبانه تقویت شود. این کار با شناسایی فعالان محلی، مدارس، مساجد و تشکلهای محلهای به عنوان هسته اولیه انجمنها، تشکیل باشگاهها و گروههای داوطلبانه کوچک برای حل مسائل محلی، تدوین چارچوب مشارکت شامل وظایف، حقوق و نقشهای اعضا و برگزاری کارگاهها و جلسات دورهای برای تقویت مهارتهای همکاری و تصمیمگیری جمعی امکانپذیر است. موفقیت این مرحله را میتوان با تعداد انجمنهای فعال، تعداد اعضای فعال و میزان مشارکت در جلسات و فعالیتها اندازهگیری کرد.در مرحله دوم باید سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل تقویت شود. هدف این مرحله ارتقای اعتماد، همکاری و پیوند بین گروههای مختلف محله است.این اقدام با طراحی فعالیتهای مشترک بین گروهها و نسلها، اجرای پروژههای مشارکتی کوچک با نتایج ملموس مانند...
فضای سبز، کتابخانه محلی و باشگاه ورزشی، راهاندازی شبکه دیجیتال محله برای اطلاعرسانی و هماهنگی فعالیتها و آموزش مهارتهای ارتباطی و حل تعارض برای افزایش اعتماد و همدلی اجتماعی دنبالدر میشود. شاخص موفقیت این مرحله شامل سطح اعتماد عمومی، تعداد پروژههای مشترک و تنوع مشارکت اعضا از گروههای مختلف محله است.در مرحله سوم، هدف مقابله با تنهایی جمعی و افزایش انسجام اجتماعی است. این کار با ایجاد فضاهای تعامل حضوری منظم، تمرکز بر روابط بین فردی عمیق و پایدار، طراحی فعالیتهای حمایت اجتماعی هدفمند مانند مشاوره، همیاری سالمندان و همراهی کودکان و ارزیابی دورهای کیفیت روابط اجتماعی و حس تعلق افراد به محله انجام میشود. شاخصهای موفقیت این مرحله شامل میزان روابط دوستانه و حمایتی، کاهش احساس تنهایی و افزایش مشارکت داوطلبانه مستمر است.در مجموع، طرح «سلام» بر اساس دیدگاههای توکویل، پوتنام و رایزمن مسیر ایجاد ساختار انجمنها و جامعه مدنی، تقویت شبکهها و اعتماد، و شکلدهی روابط واقعی و پایدار در محلهها را ترسیم میکند و میتواند سرمایه اجتماعی محلهمحور را به شکل عملی و ملموس بازتولید کند.
انتهای پیام/