پیشدستی عاقلانه و بزرگوارانه
عباس سلیمینمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در روزنامه ایران نوشت: در شرایطی که رسانههای معاند ایران و همچنین رسانههای متعلق به کشورهایی با سابقه خصومت دیرینه با جمهوری اسلامی، از نظر گستره، تجربه و امکانات در موقعیت برتری قرار دارند، هر فرصت ارتباطی و رسانهای برای کشور باید بهعنوان یک سرمایه راهبردی تلقی شود.
ایران آنلاین: این رسانهها توان بالایی در جریانسازی، روایتپردازی و اثرگذاری بر افکار عمومی دارند و طبیعی است که بخشی از آنچه تولید میکنند، مستقیماً یا بهواسطه بازنشر، بر فضای اجتماعی داخل کشور تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه رسانهای و حاکمیتی، خنثیسازی یا کاهش اثرگذاری این جریانهاست.
بدیهی است که بخشی از این ضعف و نابرابری رسانهای، با ابزارهای سختافزاری قابل جبران نیست. امکانات مالی، شبکههای گسترده و سابقه طولانی فعالیت رسانههای معاند، شرایطی نامتوازن ایجاد کرده است. از این رو، باید سراغ راهکارهایی رفت که مبتنی بر سرمایه اجتماعی و ارتباط انسانی باشد. گفتوگو با اقشار مختلف جامعه در این مسیر اهمیت دارد، اما گفتوگو با جوانان جایگاه ویژهای دارد و میتواند بهعنوان یک راهبرد کلیدی مورد توجه قرار گیرد.
جوانان، بویژه در بازه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال، بیشترین مواجهه را با روایتهای رسانهای دارند و در عین حال، بیشترین تأثیرپذیری احساسی را تجربه میکنند. بسیاری از برداشتها، قضاوتها و جمعبندیهای ذهنی این نسل، تحتتأثیر رسانههای خارجی و شبکههای تبلیغاتی معاند شکل میگیرد. اگر رئیسجمهوری و مسئولان ارشد کشور بتوانند زمینه گفتوگوهای مستقیم و بیواسطه با این قشر را فراهم کنند و به آنان فرصت دهند تا بدون ترس و پیشداوری، مسائل و دغدغههای خود را مطرح کنند، بخش مهمی از این تأثیرگذاری خنثی خواهد شد.
رسانههای معاند بیش از آنکه بر تحلیلهای عمیق تکیه داشته باشند، بر تحریک احساسات تمرکز میکنند. تجربه نشان داده است در فضای اجتماعی، حتی روایتهای خلاف واقع نیز میتوانند با تحریک احساسات بخشی از جامعه، زمینهساز بحران و تنش شوند. این مسأله در میان برخی اقشار از جمله هنرمندان، نمود بیشتری دارد؛ افرادی که به دلیل حساسیتهای عاطفی و جایگاه اجتماعی، ممکن است تحتتأثیر یک روایت احساسی، مواضعی اتخاذ کنند که بعدها از آن پشیمان شوند، اما به دلیل نگرانی از خدشهدار شدن اعتبار اجتماعیشان، حاضر به اصلاح موضع نباشند.
در چنین شرایطی، وظیفه حاکمیت نه تقابل، بلکه پیشدستی عاقلانه و بزرگوارانه است. برخورد مبتنی بر سعهصدر، گفتوگو و محبت، میتواند فضا را برای بازنگری و اصلاح مواضع فراهم کند. پذیرش خطا و بازگشت از موضع اشتباه، زمانی ممکن میشود که فرد احساس امنیت و احترام کند، نه تهدید و طرد.
باید پذیرفت که دشمن، چه در حوزه نرمافزاری و چه سختافزاری، از تجربههای طولانی برخوردار است. رسانههایی مانند بیبیسی سابقهای چند دههای در عملیات روانی و دخالت در تحولات کشورها دارند و تجربههایی مانند کودتای ۲۸ مرداد گواه این مدعاست. در چنین میدان نابرابری، اتکای صرف به ابزارهای فنی کارساز نخواهد بود.
راه برونرفت از این وضعیت، تقویت گفتوگوهای مستقیم، مستمر و صادقانه است؛ بویژه گفتوگو با جوانان. اگر این نسل احساس کند شنیده و درک میشود، بسیاری از روایتهای سطحی و احساسی، اثر خود را از دست خواهند داد. گفتوگو در این شرایط، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است.
انتهای پیام/