روایتی از حال وهوای چهل وچهارمین جشنواره تئاتر فجر
آینهای از وضعیت نمایش ایران
هنر
142792
چهل وچهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر این روزها در تهران در حال برگزاری است اما در شرایط تقریبا خاص.
گروه فرهنگی: البته چندان هم غیر طبیعی نیست که اتفاقات هفتههای اخیر در کشور بر حوزه نمایش هم سایه گسترانده باشد. این مهم حتی از چشم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم دور نمانده است. سید عباس صالحی روز سهشنبه و در حاشیه بازدید از یک نمایش خیابانی در جمع خبرنگاران با اشاره به شرایط کشور گفته بود: «همین که در شرایط اجتماعی متفاوت و فضایی شبیه شرایط جنگی چنین جشنوارهای برگزار میشود، شگفتی امسال است.»
جشنواره برقرار است، اجرا دارد، جدول دارد، سالن دارد، اما انگار کمتر دیده میشود، کمتر شنیده میشود و مهمتر از همه، در حد انتظار جریانساز نیست. از آن جنجالهای سالهای دور خبری نیست.
بی انصاف هم نباید بود، جشنواره امسال از نظر کمی کمکار نیست؛ سالنها فعالاند، اجراها متنوعاند و بخشهای مختلف از صحنهای و خیابانی گرفته تا «فراگیر» و «فجرپلاس».
با این حال برخی انتظار دارند که کارکرد جشنواره باید چیزی فراتر از انجام وظیفه باشد.
جشنواره تئاتر فجر، در تعریف تاریخیاش، آینهای است از وضعیت تئاتر ایران؛ جایی برای طرح پرسش، اختلافنظر، کشف مسیرهای تازه و حتی دعواهای فکری. اما به گفته برخی فعالان و کارشناسان این حوزه، گویی نوعی احتیاط، چاشنی اجراهای امسال شده است. نمایشها عموماً قابل دفاع هستند، اما کمتر نمایشی دیده میشود که بخواهد خطر کند یا تماشاگر را با پرسشی جدی تنها بگذارد. بسیاری از آثار، روایتهای امن و آشنایی دارند؛ نه آنقدر ضعیف که اعتراضبرانگیز شوند و نه آنقدر جسور که جریانساز.
در اطراف تئاتر شهر و پهنه رودکی، رفتوآمد هست، صف بلیت هست، گپهای کوتاه هنرمندان با هم هست.
بازگشت به سنت
حضور پررنگ آثار مبتنی بر متون کلاسیک و اسطورهای ــ از جمله آثاری با ارجاع به شاهنامه ــ همزمان که میتواند نشانه توجه به ریشههای فرهنگی باشد، اما از زاویهای دیگر، میشود آن را پناه بردن به گذشتهای کم حاشیه هم دانست؛ گذشتهای که کمتر دردسر دارد، کمتر سوءتفاهم ایجاد میکند و کمتر نیاز به توضیح دارد. پرداختن به متون کلاسیک زمانی قابل دفاعتر میشود که نسبت این متون با امروز، با اکنونِ جامعه و با زیست معاصر، روشنتر و کاربردیتر باشد. وقتی اسطوره روی صحنه میآید، اما به امروز پل نمیزند، بیشتر شبیه یک نمایش محترمانه میشود تا یک تجربه زنده.
تئاتر خیابانی؛ پرجنب وجوش
بخش خیابانی، طبق معمول، یکی از زندهترین بخشهای جشنواره است؛ اجراهایی پرانرژی، ارتباط مستقیم با مخاطب و حذف فاصله صحنه و تماشاگر. اگر این نمایشها به «مسأله محوری» هم اهتمام بیشتری داشتند، شاید شایسته دفاع بهتری هم بودند.
اجراها میآیند و میروند، چه خوبتر که رد عمیقی در ذهن شهر و شهروندان باقی بگذارند.
بخش فراگیر؛ ایده خوب، اجرای محتاط
بخش «فراگیر» از نظر ایده، یکی از نقاط قابل دفاع جشنواره است؛ تلاشی برای دیدهشدن گروههایی که معمولاً در حاشیهاند. باید امیدوار بود که این بخش به یک جریان پایدار تبدیل شود و از حصار نگاه ویترینی و موقتی دور بماند. سؤال اینجاست که بعد از جشنواره این گروهها چه میشوند؟ این گروهها کجا اجرا میروند؟ چه نسبتی با بدنه اصلی تئاتر پیدا میکنند؟
اگر این پرسشها بیپاسخ بماند، «فراگیر» هم به یک عنوان محترمانه اما کماثر تبدیل میشود؛ عنوانی که بیشتر حس خوب تولید میکند تا تغییر واقعی. حال آن که این بخش ظرفیت خوبی است برای میدان دادن به گروههای نمایشی جدید.
برش
تماشاخانههای خصوصی
حضور تماشاخانههای خصوصی در قالب «فجرپلاس» هم فرصتی است برای بازتعریف رابطه جشنواره با بدنه مستقل تئاتر، به شرط آنکه هم مسئولان جشنواره از ظرفیت این سالنها استفاده حداکثری کنند و هم این تماشاخانهها بتوانند ایفاگر نقش تأثیرگذارتری در هویت جشنواره باشند.
چهل وچهارمین جشنواره تئاتر فجر، جشنواره قابل دفاعی است؛ اما جشنواره در حد انتظاری هم نیست. مسأله اصلی شاید همین باشد. حتماً بهتر بود که جشنواره در کنار مدیریت و انجام وظایف متولیان، ریسک بیشتری هم داشت تا تأثیرگذاری بیشتری هم داشته باشد.
انتهای پیام/