اندیشکده اروپایی به سیاستگذاران آمریکایی توصیههای راهبردی کرد؛
ریسکهای امنیتی و ژئوپلتیک حمله به ایران
جهان
143201
بر کسی پوشیده نیست که دونالد ترامپ در قبال ایران بر سر یک دوراهی قرار گرفته است. دوراهیای که انتخاب هر یک از آنها، شاید یک شکست برای او و دولتش رقم بزند.
گروه جهان: ساکن کاخ سفید با اعلام موضع هیجانی و نسنجیدهاش در ۱۴ ژانویه و اعلام رسمی مداخله در امور داخلی ایران خود را در یک تله قرار داده است؛ ترامپ در پلن اول مجبور است اقدامی علیه ایران انجام دهد؛ اقدامی که پیامدهای آن نامشخص بوده و رهبران منطقه پیشاپیش هشدارهای لازم را به کاخ سفید منتقل کردهاند.
تهران رسماً اعلام کرده این بار قرار نیست در محدوده کنترل تنش حرکت کند و هر حرکت نظامی محدود واشنگتن را هم جنگ تمام عیار در نظر میگیرد و متناسب با آن پاسخ خواهد داد. از طرف دیگر، ترامپ اگر کاری هم نکند از کارزاری که راه انداخته چیزی جز یک شکست فاحش حیثیتی و رسوایی جهانی دشت نخواهد کرد.
در چنین شرایطی وبگاه Specialeurasia با استفاده از روش SWOT به بررسی اقدام احتمالی ایالات متحده علیه ایران پرداخته است. SWOT ( S- Strengths -نقاط قوت/ W- Weakness – نقاط ضعف/ O- Opportunities – فرصتها/ و T- Threats- تهدیدها) یک ابزار شناختهشده در مدیریت و استراتژی است که برای بررسی موقعیت یک کشور، پروژه یا هر هدف راهبردی استفاده میشود.
این گزارش، امکانپذیری راهبردی، ریسکها و پیامدهای ثانویه بالقوه یک مداخله نظامی احتمالی ایالات متحده علیه ایران را ارزیابی میکند. اگرچه واشنگتن از توانایی قابلتوجه نظامی و حمایت قوی کشورهای غربی برخوردار است اما محدودیتهای سیاسی، کاستیهای اطلاعاتی و پویاییهای تشدید تنش، موانع جدی در مسیر دستیابی به اهداف راهبردی پایدار ایجاد میکنند.
روابط ایالات متحده و ایران در شرایطی ناشی از تحریمهای مستمر، جنگهای نیابتی، حوادث دریایی و تشدید لفاظیها، همچنان در یک نقطه عطف بحرانی قرار دارد. ایالات متحده با استقرار گروههای ضربتی ناو هواپیمابر، بمبافکنهای راهبردی و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی و موشکی، حضور نظامی خود را در سراسر منطقه تحت فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) تقویت کرده است.
راهبرد بازدارندگی ایران ماهیتی چندلایه دارد و قابلیتهای موشکهای بالستیک، پهپادها، جنگ سایبری و شبکهای گسترده از متحدان منطقهای در لبنان، عراق، سوریه و یمن را دربر میگیرد.
نقاط قوت
در کنار برتری متعارف و ظاهری نظامی ایالات متحده، همسویی کشورهای غربی در برچسبزنی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) تحت عنوان یک «گروه تروریستی» چهارچوبی برای ائتلافسازی و اقدام احتمالی علیه ایران ایجاد میکند. مداخله نظامی علیه ایران پیامی روشن به روسیه و چین درباره آمادگی ایالات متحده برای بهکارگیری قدرت نظامی بهمنظور حفظ ثبات منطقهای ارسال خواهد کرد.
نقاط ضعف
شکافهای نفوذ اطلاعات انسانی: گردآوری اطلاعات ایالات متحده بهشدت متکی بر SIGINT (اطلاعات سیگنالی- Signals Intelligence) و IMINT (اطلاعات تصویری - Imagery Intelligence) است.
این نوع اطلاعات شامل همه دادههایی است که از ارتباطات و سیگنالها به دست میآید. آمریکا بیشتر «از دور و از طریق عکس و سیگنالها» اطلاعات میگیرد و کمتر به منابع انسانی متکی است. این باعث میشود درک دقیق از سیاستهای داخلی و تصمیمات واقعی ایران سختتر شود. در نتیجه محدودیتهای طولانیمدت اینترنت و دسترسی محدود به محافل تصمیمگیری نخبگان ایرانی، توانایی پیشبینی دقیق میزان انسجام رژیم و مسأله جانشینی را تضعیف کرده است.
محدودیتهای سیاسی داخلی ایالات متحده: دوقطبیشدن سیاست داخلی آمریکا، نگرانیها درباره اعتبار رهبری و مناقشات حزبی بر سر سیاست خارجی، انسجام راهبردی و حمایت عمومی از عملیاتهای طولانیمدت را کاهش میدهد. یک سال پس از آغاز ریاستجمهوری، دونالد ترامپ با اختلافات داخلی و چالشهای ناشی از رویدادهای اخیر مرتبط با ICE در مینهسوتا مواجه است. همچنین بهدلیل اقدامات نظامی اخیر در ونزوئلا با هدف ربایش نیکلاس مادورو و تلاش برای تصاحب گرینلند، ایالات متحده با محکومیتهای بینالمللی روبهرو شده است.
محدودیت های اقتصادی: اختلال در بازار انرژی، فشارهای تورمی و حساسیتهای اقتصادی داخلی، میزان تحمل واشنگتن برای یک درگیری طولانیمدت را محدود میکند.
فشار بیشازحد عملیاتی: تعهدات کنونی در اروپا و منطقه هند-اقیانوس آرام (ایندو-پاسیفیک) توان ایالات متحده برای استقرار نیروها و تخصیص منابع راهبردی را تحت فشار قرار میدهد.
ریسکهای مشروعیت: در نبود توجیهی روشن برای جنگ، جامعه بینالمللی ممکن است این مداخله را تلاشی یکجانبه برای تغییر رژیم تلقی کند که به تضعیف حمایت جهانی میانجامد. بازیگران منطقهای خاورمیانه مانند ترکیه به ایالات متحده توصیه کردهاند از حمله به ایران
اجتناب کند.
تهدیدها
تشدید تنش منطقهای: ایران همچنان از توانمندیهای معتبر تلافیجویانه علیه پایگاههای ایالات متحده، قلمرو اسرائیل، زیرساختهای کشورهای خلیج فارس و گلوگاههای دریایی برخوردار است؛ امری که میتواند به بروز یک جنگ منطقهای چندجبههای منجر شود.
گسترش جنگ: حزبالله، شبهنظامیان عراقی، انصارالله یمن و سایر بازیگران همسو ممکن است در مقیاسی فراتر از خاورمیانه نیز فعال شوند و منافع غرب را هدف قرار دهند.
موازنهسازی قدرتهای بزرگ: مسکو و پکن بهاحتمال زیاد حمایتهای دیپلماتیک، اقتصادی و احتمالاً فنی-نظامی از تهران ارائه خواهند داد، درگیری را بهعنوان امپریالیسم غربی چهارچوببندی کرده و همراستایی چندقطبی را تسریع میکنند.
بازتاب منفی سیاسی داخلی در ایالات متحده: در صورت تلفات بالای نیروهای نظامی و غیرنظامی مستقر در خاورمیانه، اختلال اقتصادی، یا ضرورت یک دوره طولانی تثبیت، حمایت داخلی کاهش یافته و دونالد ترامپ ممکن است با یک بحران داخلی گسترده مواجه شود.
شوک اقتصادی جهانی: اختلال در تنگه هرمز پیامدهای اقتصادی فوری در سطح جهان خواهد داشت و آثار ثانویهای بر تورم، زنجیرههای تأمین و ثبات سیاسی در کشورهای متحد برجای میگذارد.
چشمانداز راهبردی
یک مداخله نظامی به رهبری ایالات متحده علیه ایران از نظر نظامی اگر چه امکانپذیر است، اما از منظر راهبردی با ریسک بسیار بالایی همراه است. موفقیت تاکتیکی اگرچه ممکن است محتمل به نظر برسد؛ اما با این حال، موفقیت راهبردی-که بهمعنای گذار باثبات قدرت و تثبیت منطقهای است-همچنان بسیار نامطمئن
باقی میماند.
تعهد سیاسی پایدار، استقرار گسترده نیروهای تثبیتکننده پس از درگیری و وجود یک چهارچوب منسجم برای وضعیت نهایی سیاسی، از پیششرطهای اساسی این عملیات بهشمار میآیند.
مداخله نظامی ایالات متحده میتواند بیثباتی منطقهای و ریسکهای ژئوپلیتیکی را تشدید کند، رقابت میان قدرتهای بزرگ را افزایش دهد و ت
انتهای پیام/