رسوایی پرونده جفری اپستین چه زوایایی از ابعاد پیدا و پنهان الیگارشی آمریکا و نفوذ در شبکه قدرت جهانی را به نمایش میگذارد
شبکه تاریک قدرت و ثروت
جهان
144169
همهچیز از گزارش یک دختر ۱۴ ساله در پالمبیچ آمریکا شروع شد؛ اما چیزی که پرونده اپستین را به یکی از جنجالیترین رسواییهای سیاسی- جنایی تاریخ تبدیل کرد، نه فقط مربوط به موضوع سوء استفاده جنسی از زنان و کودکان بلکه شبکهسازی گسترده اپستین از سران جهان در انجام شنیعترین رفتارهای ضد انسانی است.
ایران آنلاین: این جنایتکار مرموز انگار بیش از آنکه شکارچی کودکان بوده باشد بیشتر شکارگر سیاستمداران مطرح جهانی بوده است. حالا گویی تقریباً تمامی «نظریههای توطئه» درباره نخبگان جهانی به واقعیت تبدیل شدهاند: توافقی پنهانی، مجازاتی سبک، بازداشت دوباره، و مرگی که هنوز پرسشهایش پاسخ داده نشده است. در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۹، پیش از آنکه محاکمه فدرال اپستین برگزار شود، نگهبانان زندان فدرالی در نیویورک جسد او را در سلولش یافتند. گزارش رسمی پزشکی قانونی، علت مرگ را خودکشی بر اثر حلقآویز کردن اعلام کرد.
این در حالی بود که اپستین بهتازگی (پس از یک تلاش ناموفق برای خودکشی در ژوئیه) از نظارت ویژه جلوگیری از خودکشی خارج شده و سلول انفرادیاش بدون دوربین فعال یا همبندی بود. سهلانگاریهای امنیتی مانند غفلت نگهبانان در سرکشی دورهای و نقص سیستم نظارتی به سرعت آشکار شد و دو مأمور بازداشتگاه بعداً به کوتاهی در انجام وظیفه متهم شدند. مرگ ناگهانی اپستین، آن هم در چنین شرایط حساس و پرسشبرانگیزی، بلافاصله موجی از تئوریهای توطئه و گمانهزنیها را دامن زد. برخی معتقد بودند افرادی پرنفوذ که از افشای اسرارشان هراس داشتند، در حذف فیزیکی او نقش داشتهاند. عبارت کنایهآمیز «اپستین خودش را نکشت» در شبکههای اجتماعی همهگیر شد.
با این حال، تحقیقات رسمی افبیآی و وزارت دادگستری نتیجه گرفتند که مرگ او خودخواسته بوده است. بهرغم این نتیجهگیری، به علت ابهامات موجود، پرونده مرگ اپستین همچنان یکی از جنجالیترین موارد در افکار عمومی باقی مانده است. تقریباً پنج دهه بعد، و بیش از شش سال پس از مرگش، اپستین به یک وسواس آمریکایی تبدیل شده است.
این شیفتگی عمومی تنها پس از آن تشدید شد که دونالد ترامپ در ابتدای امسال از انتشار سوابق تحقیقات فدرال در مورد این مجرم جنسی بدنام خودداری کرد - قبل از اینکه تحت فشارها از این تصمیم خود عقبنشینی کند. بخش عمدهای از ربع قرن گذشته زندگی اپستین به دقت بررسی شده است - از جمله اینکه چگونه در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، او از طریق کار برای غول خردهفروشی، لزلی وکسنر، صدها میلیون دلار جمعآوری کرد. با این حال، درک عمومی از صعود اولیه اپستین در هالهای از ابهام قرار دارد. چگونه یک دانشجوی ترک تحصیل کرده از بروکلین به اوج امور مالی، سیاسی و اجتماعی آمریکا رسید؟ چگونه اپستین از نزدیک شدن به اخراج در شرکت بیر استرنز به مدیریت ثروت میلیاردرها رسید؟ ریشههای ثروت خودش چه بود؟
اپستین؛ از آغـاز دستگیری تا پایان
در مارس ۲۰۰۵، پلیس شهر پالم بیچ فلوریدا تحقیقاتی را درباره اپستین آغاز کرد؛ خانواده یک دختر ۱۴ ساله گزارش دادند که او در عمارت اپستین مورد آزار قرار گرفته است. پلیس پالم بیچ در مه ۲۰۰۶ شواهد کافی برای طرح اتهام علیه اپستین به اتهام ارتکاب چندین فقره سوءاستفاده جنسی از کودکان گردآوری کرد. با این حال، «بری کریشر» دادستان ایالتی وقت بهجای طرح مستقیم اتهامات، پرونده را به یک هیأت منصفه فرستاد که خود امری غیرمعمول بود.
در ژوئیه ۲۰۰۶، هیأت منصفه ایالتی تنها یک مورد اتهام «جلب کودک برای روسپیگری» علیه اپستین اعلام و پلیس او را دستگیر کرد. این اتهام سبک در قیاس با گستره جرایم افشاشده بلافاصله با انتقاد شدید روبهرو شد. مقامات پلیس فلوریدا علناً دادستان را متهم کردند که با ملایمت بیش از حد، شرایط ویژهای برای اپستین قائل شده و در عمل به او «تخفیف ویژه» داده است. این ماجرا باعث شد پلیس فدرال (افبیآی) نیز به صورت موازی وارد تحقیقات شود.
همزمان، دادستانهای فدرال در میامی نیز به رهبری الکساندر آکوستا (دادستان ایالات متحده در منطقه جنوبی فلوریدا) در سال ۲۰۰۷ یک کیفرخواست سنگین فدرال علیه اپستین آماده کرده بودند. اما تیم وکلای پرنفوذ اپستین نزدیک به یک سال با دادستانها مذاکره پشتپرده کردند تا توافقی برای جلوگیری از تعقیب فدرال حاصل کنند.
سرانجام در ژوئن ۲۰۰۸، این توافق محرمانه منعقد شد: اپستین در دادگاه ایالتی به دو فقره اتهام جزئی (یک مورد درخواست روسپیگری و یک مورد درخواست روسپیگری از فرد زیر ۱۸ سال) اقرار کرد و به ۱۸ ماه حبس محکوم شد، در حالی که دادستانی فدرال موافقت کرد از پیگرد جرایم فدرال او خودداری کند.
این توافق محرمانه معروف به توافق عدم تعقیب قضایی (NPA) نه تنها اپستین بلکه همدستان احتمالی او را نیز در برابر تعقیب فدرال مصون میکرد. بنا به این معامله پرسشبرانگیز، اپستین بخش اعظم محکومیت کوتاه خود را نیز در طرح آزادی کاری سپری کرد؛ بهگونهای که روزها آزادانه به دفتر کارش میرفت و فقط شبها را در زندان ایالتی میگذراند. او پس از حدود ۱۳ ماه (ژوئیه ۲۰۰۹) حتی زودتر از موعد از زندان آزاد شد.
اینکه یک میلیاردر بانفوذ از مجازات تجاوز به کودکان و قاچاق جنسی بینالمللی قسر در برود فقط یک قضاوت ضعیف نیست بلکه یک شکست نفرتانگیز است.
سالها بعد روشن شد که دادستانهای فدرال هنگام توافق، حتی حقوق قربانیان را نادیده گرفته بودند؛ آنان بدون اطلاع قربانیان، معامله را نهایی کردند که نقض آشکار «قانون حقوق قربانیان» بود. یک دهه پس از این ماجرا، در فوریه ۲۰۱۹ یک قاضی فدرال رأی داد که دادستانهای تحتامر آکوستا با مخفی نگه داشتن جزئیات توافق از قربانیان، حقوق آنان را تضییع کردهاند. بسیاری از ناظران، این «معامله قرن» برای اپستین را مصداق اجرای ناعادلانه قانون میدانستند.
پس از آزادی اپستین در ۲۰۰۹، تلاشهای حقوقی برخی قربانیان برای لغو مصونیت او و تعقیب همدستانش ادامه یافت. از جمله، ویرجینیا جوفری (یکی از قربانیان اصلی) در دادخواستهای خود ادعا کرد که از ۱۷ سالگی توسط اپستین و دوستدخترش گیسلین ماکسول به شبکهای از سوءاستفاده جنسی و قاچاق به حلقه افراد بانفوذ از اعضای خاندان سلطنتی گرفته تا سیاستمداران و بازرگانان وارد شده بود.
نقطه عطف ماجرا در نوامبر ۲۰۱۸ رقم خورد؛ روزنامه میامی هرالد با انتشار یک مجموعه گزارش تحقیقی مفصل، بار دیگر پرونده اپستین را به صدر توجهات بازگرداند. این گزارشها بویژه بر نقش آکوستا در اعطای آن «توافق فوقالعاده مساعد» تمرکز داشت و جزئیات تازهای از کموکیف رسیدگی پنهانی را فاش کرد.
افشاگریهای میامی هرالد خشم عمومی را تجدید کرد و پرسشهای جدیدی درباره چگونگی فرار اپستین از مجازات واقعی برانگیخت. تحت فشار افکار عمومی و با پیدایش قربانیان و شهود جدید، مقامات قضایی اینبار در نیویورک دست به کار شدند. دادستانی فدرال ناحیه جنوبی نیویورک اعلام کرد که خود را ملتزم به توافق ۲۰۰۸ نمیداند و میتواند به صورت مستقل علیه اپستین اقدام کند.
سرانجام در ۶ ژوئیه ۲۰۱۹ جفری اپستین دوباره بازداشت شد. او هنگام بازگشت با هواپیمای شخصیاش از پاریس در فرودگاه تتربورو دستگیر شد. اینبار وی با مجموعهای از اتهامات فدرال سنگین شامل قاچاق جنسی دختران زیرسن قانونی و مشارکت در سازماندهی شبکه بهرهکشی از کودکان روبهرو شد. مدارک جدیدی نیز به دست آمد؛ بازرسان در عمارت بزرگ او در منهتن نیویورک انبوهی عکس و ویدیوی غیراخلاقی از دختران جوان و حتی یک گذرنامه جعلی به نامی دیگر همراه با پول نقد و جواهرات کشف کردند که نشان از قصد احتمالی او برای فرار داشت (این موارد در اسناد دادگاه ذکر شده بود) اندکی پس از این اتفاق، آکوستا که آن زمان وزیر کار دولت ترامپ بود، زیر فشار اعتراضات به نقش سابقش در پرونده اپستین، از مقام خود استعفا داد.
در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۹، پیش از آنکه محاکمه فدرال اپستین برگزار شود، نگهبانان زندان فدرالی در نیویورک جسد او را در سلولش یافتند. گزارش رسمی پزشکی قانونی، علت مرگ را خودکشی بر اثر حلقآویز کردن اعلام کرد.مرگ ناگهانی اپستین، آن هم در چنین شرایط حساس و پرسشبرانگیزی، بلافاصله موجی از تئوریهای توطئه و گمانهزنیها را دامن زد. پس از مرگ اپستین، توجه مقامات و افکار عمومی به همدستان احتمالی او معطوف شد. در صدر آنها گیسلین ماکسول قرار داشت؛ زنی اجتماعی و ثروتمند از محافل اشرافی بریتانیا که سالها به عنوان نزدیکترین همکار، معشوقه سابق و به گفته بسیاری «مادام اپستین» فعالیت میکرد.
نقش ماکسول در شبکه اپستین کلیدی بود؛ بنابر اظهارات قربانیان، او دختران نوجوان را برای اپستین جذب و آماده میکرد. آنها را با وعده پول به میهمانیها و خانههای اپستین میکشاند و حتی خود در برخی آزارها مشارکت داشت. ماکسول مدت کوتاهی پس از مرگ اپستین مخفی شد و محل اختفایش نامعلوم بود.
سرانجام، در ژوئیه ۲۰۲۰، مأموران افبیآی او را در عمارتی دورافتاده در نیوهمپشایر دستگیر کردند. دادستانهای فدرال نیویورک وی را به جرایمی چون وساطت در سوءاستفاده جنسی از افراد زیرسن قانونی، ترغیب کودکان به مسافرت برای اعمال غیرقانونی جنسی و مشارکت در قاچاق جنسی متهم کردند.
محاکمه گیسلین ماکسول در اواخر ۲۰۲۱ برگزار شد و توجه گسترده رسانهها را به خود جلب کرد. دهها شاهد و قربانی در دادگاه جزئیات تکاندهندهای از نحوه عملکرد او و اپستین بیان کردند؛ از جمله اینکه ماکسول چگونه با ظاهر فریبنده و رفتاری به ظاهر دلسوزانه، دختران کمسنوسال را به حضور در خانههای مجلل اپستین ترغیب میکرد و سپس آنها را در برابر خواستههای شوم او تسلیم میساخت.
در نهایت، هیأت منصفه در ۲۹ دسامبر ۲۰۲۱، ماکسول را در پنج فقره از شش اتهام وارده گناهکار شناخت؛ از جمله جرم مهم قاچاق جنسی دختران زیرسن قانونی، توطئه برای ارتکاب این جرم، و ترغیب کودکان به فحشا.
قاضی دادگاه در ژوئن ۲۰۲۲ او را به ۲۰ سال حبس محکوم کرد. این حکم، اگرچه برای بسیاری از قربانیان مایه تسلی بود، اما تمام ابعاد جنایات شبکه اپستین را پوشش نمیداد.
اپستین و الیگارشی آمریکایی؛ یک فرجام تلخ
پرونده جفری اپستین شاید ورای یک رسوایی اخلاقی یا جنایت فردی، باید به عنوان یک نقطه عطف در درک ساختار قدرت در ایالات متحده فهم شود. این پرونده پرده از وجود یک الیگارشی پیچیده برمیدارد که در آن مرزهای میان امور مالی، فناوری، سیاست و نهادهای اطلاعاتی به شدت محو شده است. واکاوی این شبکه نشان میدهد که قدرت در آمریکا نه از طریق نهادهای رسمی، بلکه از طریق پیوندهای غیررسمی و پنهانی توزیع میشود که در آن نخبگان اقتصادی و سیاسی با برخورداری از نوعی مصونیت ساختاری، فراتر از قوانین عادی فعالیت میکنند. اسناد افشا شده در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، بهویژه تحت «قانون شفافیت پرونده اپستین»، ابعاد جدیدی از این تمرکز قدرت را نمایان کرده است که میتواند به بازتعریف روابط قدرت در میان نخبگان آمریکایی منجر شود.
روند برکشیده شدن اپستین و استراتژی نفوذ
برخلاف روایتهای رسمی که اپستین را صرفاً یک سرمایهدار خودساخته معرفی میکنند، تحلیل عمیقتر نشان میدهد که صعود او محصول مستقیم حفرههای موجود در نهادهای نخبگانی است. اپستین کار خود را در مدرسه دالتون آغاز کرد، جایی که علیرغم نداشتن مدرک تحصیلی رسمی، به تدریس فیزیک و ریاضیات پرداخت. پیوند او با آلن گرینبرگ، مدیر اجرایی بیر استرنز (Bear Stearns) از همین دوره و از طریق تدریس به فرزندان نخبگان وال استریت آغاز شد.
اپستین در سال ۱۹۷۶ به عنوان دستیار جزیی در بخش معاملات گزینه به شرکت بیر استرنز پیوست و به سرعت به دلیل تواناییهای فروشندگی و تحلیل استراتژیهای کاهش مالیات برای مشتریان ثروتمند، به جایگاه شریک محدود دست یافت. اگرچه او در سال ۱۹۸۱ به دلیل اتهامات مربوط به وامهای مشکوک و معاملات داخلی از این شرکت جدا شد، اما این دوره به او اجازه داد تا با نخبگانی چون ادگار برونفمن پیوند برقرار کند و الفبای مدیریت ثروت در سطوح کلان را بیاموزد.
وکسنر: کلید ورود به الیگارشی
حیاتیترین پیوند اپستین با لزلی وکسنر، میلیاردر امپراطوری ویکتوریا سکرت شکل گرفت. در اواخر دهه ۱۹۸۰، اپستین علیرغم هشدارهای مشاوران مالی وکسنر مانند هارولد لوین که او را «موش» خطاب کرده بود، توانست اعتماد مطلق وکسنر را جلب کند. وکسنر وکالت تامالاختیار داراییهای عظیم خود را به اپستین داد که عملاً به معنای برونسپاری حاکمیت مالی یکی از ثروتمندترین مردان آمریکا به فردی با سوابق مبهم بود. این رابطه نه تنها ثروت مادی اپستین را تأمین کرد (از جمله تملک عمارت منهتن وکسنر)، بلکه به او مهر تأیید لازم برای ورود به بالاترین حلقههای اجتماعی و سیاسی را بخشید.
تحلیل رسانههای جریان اصلی و انتقادی نشان میدهد که الیگارشی آمریکایی از طریق شبکههایی مانند Edge فعالیت میکند که توسط جان بروکمن اداره میشد. این شبکه بستری را برای باهوشترین، ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد فراهم میکرد تا در شامهای میلیاردرها با یکدیگر پیوند برقرار کنند.
اپستین با سرمایهگذاریهای استراتژیک و اهدای کمکهای مالی به بنیادهایی مانند Edge خود را به عنوان حامی علوم پیشرو و فناوریهای نوین معرفی کرد. اسناد نشان میدهند که او حتی پس از محکومیت سال ۲۰۰۸، همچنان با رهبران سیلیکون ولی در ارتباط بوده است.
ارتباط اپستین با لری سامرز، وزیر سابق خزانهداری آمریکا، نمونهای بارز از چگونگی عملکرد الیگارشی به عنوان یک انجمن حمایت متقابل است. ایمیلهای افشا شده در سال ۲۰۲۵ نشان میدهند که سامرز و اپستین به عنوان «محرم اسرار» با یکدیگر مکاتبه میکردند و سامرز در مورد مسائل شخصی و سیاسی از او مشورت میگرفت. این روابط نشاندهنده نوعی بیتفاوتی نخبگانی نسبت به جرایم اپستین است، جایی که توانایی او در تسهیل روابط و مدیریت سرمایه، بر سوابق جناییاش ارجحیت داشته است.
رسانههای انتقادی اپستین
در حالی که رسانههای جریان اصلی بر آسیبشناسی فردی جرایم اپستین تمرکز دارند، رسانههای انتقادی مانندDropsite ،MintPress News و The Grayzone به بررسی ساختاری این پرونده پرداختهاند. تحلیلهای ویتنی وب در مجموعه «یک ملت تحت باجگیری» استدلال میکند که فعالیتهای اپستین محصول دههها پیوند میان سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل با شبکههای جنایت سازمانیافته است.
طبق این دیدگاه، اپستین نه به عنوان یک فرد مستقل، بلکه به عنوان یک «دارایی اطلاعاتی» عمل میکرده است که وظیفه داشت از طریق عملیات «تله عسل» افراد قدرتمند را در موقعیتهای آسیبپذیر قرار داده و از آنها برای تأمین منافع نهادهای اطلاعاتی خارجی یا داخلی باجگیری کند. گزارشهای Grayzone به طور خاص به نقش شاهزاده اندرو به عنوان یک «احمق مفید» اشاره میکنند که از طریق او اطلاعات حساسی از خانواده سلطنتی بریتانیا و سیاستمداران تراز اول به شبکههای اطلاعاتی منتقل شده است.
ارتباط اپستین با شرکتهای فناوری نظارتی مانند Carbyne (که با ایهود باراک و پیتر تیل مرتبط است) نشاندهنده تلاش او برای ادغام با زیرساختهای نظارتی مدرن است. این پیوندها اثبات می کنند که الیگارشی مورد بحث تنها به دنبال ثروت نیست، بلکه به دنبال ابزارهای فناورانه برای حفظ قدرت و کنترل از طریق دادههای بزرگ و سیستمهای پیشبینیگر است.
چه کسانی در معرض خطر هستند؟
با تصویب «قانون شفافیت پرونده اپستین» در اواخر سال ۲۰۲۵، سیستم حفاظتی الیگارشی با شکافهای جدی مواجه شده است. انتشار بیش از سه میلیون سند در ژانویه ۲۰۲۶، بسیاری از چهرههای قدرتمند را در معرض پاسخگویی قرار داده است.
افشاگریها در مورد لری سامرز منجر به کنارهگیری او از زندگی عمومی و استعفا از سمتهای مدیریتی بزرگ مانند OpenAI شده است. این موضوع شاید بیانگر این است که الیگارشی در حال از دست دادن توانایی خود برای عادیسازی مجرمان در میان خود است. فشار افکار عمومی و اسناد غیرقابل انکار، نهادهایی مانند هاروارد و امآیتی را مجبور کرده است تا در مورد پذیرش کمکهای مالی و پیوندهای مشورتی با نخبگان مشکوک تجدیدنظر کنند.
اسناد منتشر شده در سال ۲۰۲۵ فاش کردند که اپستین و اطرافیانش تلاشی هماهنگ برای دستکاری نتایج موتورهای جستوجو و ویکیپدیا انجام دادهاند. آنها با استخدام شرکتهای روابط عمومی بینالمللی مانند Osborne & Partners، سعی داشتند تصویر اپستین را از یک مجرم جنسی به یک فیلسوف مالی و حامی علم تغییر دهند. این شستوشوی شهرت از طریق انتشار مقالات سفارشی در رسانههایی مانند هافینگتون پست و ایجاد بنیادهای خیریه صوری انجام میشد که هدف آن گمراه کردن افکار عمومی و بازگرداندن او به چیزی که تحت عنوان جامعه مؤدب شناخته میشود، بوده است.
آینده الیگارشی چه میشود؟
افشاگریهای سال ۲۰۲۶ نشاندهنده یک بحران مشروعیت بیسابقه برای جریان الیگارشی آمریکایی و پیوندهای آن است. اگرچه وزارت دادگستری آمریکا در جولای ۲۰۲۵ تلاش کرد با انتشار یادداشتی وجود «لیست مشتریان» را رد کند و مرگ اپستین را خودکشی قطعی بداند، اما فشار کنگره و قربانیان منجر به ابطال این روایت و انتشار گسترده اسناد شد.
نتیجهگیری تحلیلها حاکی از آن است که اگرچه بخشهایی از این الیگارشی ممکن است با قربانی کردن مهرههای سوخته (مانند شاهزاده اندرو یا لئون بلک) سعی در حفظ کلیت سیستم داشته باشند، اما پیوند خوردن این پرونده با مسائل امنیت ملی و باجگیری اطلاعاتی، ابعادی را گشوده است که مهار آن برای ساختار قدرت بسیار دشوار خواهد بود. شفافیت حاصل از اسناد ۲۰۲۶ نه تنها افراد، بلکه مکانیسمهای پنهانی را هدف قرار داده است که اجازه میداد چنین شبکهای برای دههها در قلب دموکراسی آمریکا فعالیت کند. پایان اپستین، پایان شبکه او نیست و احتمالاً آغاز دورانی است که در آن الیگارشی باید میان انتخاب شفافیت اجباری و فروپاشی ساختاری در نوسان باشد. شاید حالا پیوندهای پنهان به شواهد آشکار تبدیل شدهاند و تمرکز قدرتی که زمانی ابزار بقا بود، اکنون به پاشنه آشیل این الیگارشی تبدیل شده است.
پیوندهای آشکار با موساد
یک یادداشت محرمانهزداییشده افبیآی از پروندههای اپستین که در سری جدید اسناد اپستین منتشر شد، شامل مواردی است که ارتباط معنادار اپستین با سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد) است. شاید همین باعث شد نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو را وادار کند که ارتباط موساد و اپستین را تکذیب کند.
این یادداشت که در سال ۲۰۲۰ نوشته شده، بخشی از تحقیق افبیآی درباره نفوذ داخلی یا خارجی بر روند انتخابات ایالات متحده بوده است. این سند بر اطلاعات یک منبع انسانی محرمانه (CHS) تکیه دارد و در میان انبوهی از اسناد مرتبط با اپستین قرار دارد که توسط وزارت دادگستری آمریکا منتشر شدهاند. منبع میگوید: «ترامپ توسط اسرائیل به دام افتاده یا تحت نفوذ قرار گرفته است و جردکوشنر مغز متفکر واقعی پشت سازمان او و ریاست جمهوریاش است.»
این یادداشت همچنین میگوید اپستین با دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و خارجی همکاری میکرده است. در آن آمده: «منبع انسانی محرمانه به این باور رسید که اپستین یک عامل موسادِ جذبشده بوده است»، و به گزارشهای پیشین افبیآی اشاره میکند. در ادامه افزوده میشود: «اپستین به ایهود باراک، نخستوزیر پیشین اسرائیل، نزدیک بود و تحت نظر او بهعنوان جاسوس آموزش دیده بود.»
اپستین و باراک رابطهای دهساله داشتند. باراک که در اوایل دوران حرفهای خود از چهرههای ارشد اطلاعات نظامی اسرائیل نیز بود، بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ بیش از ۳۰ بار از خانه شهری اپستین در نیویورک بازدید کرد.
در یکی از تبادلهای ایمیلی، اپستین به باراک نوشت: «باید روشن کنی که من برای موساد کار نمیکنم.» باراک پاسخ داد: «تو یا من؟» اپستین جواب داد: «اینکه من کار نمیکنم.»
این سند این ادعاها را به توافق اعتراف سال ۲۰۰۸ اپستین مرتبط میکند و از گفتوگویی ادعایی نام میبرد که در آن وکیل او، آلن درشوویتسِ طرفدار اسرائیل و الکس آکوستا، دادستان فدرال وقت حضور داشتند و به آکوستا گفته شده بود اپستین «به اطلاعات تعلق دارد.»
پروندههای افبیآی همچنین نشان میدهد که به گفته منبع انسانی محرمانه، خود درشوویتس «توسط موساد جذب شده بود و به مأموریت آنها باور داشت.»
این در حالی است که جفری اپستین روابط نزدیکی با رابرت مکسول، ناشر بریتانیایی، (که دخترش گیسلین مکسول معشوقه اپستین و شریک جرم او در قاچاق جنسی کودکان است) یکی از مهرههای شناختهشده موساد، و لس وکسنر، مدیرعامل ویکتوریا سیکرت داشت که به تأسیس سازمانی کمک کرد که در لابیگری و امور خیریه، صدای طرفداران اسرائیل را پوشش میداد.
در این یادداشت همچنین آمده است که جفری اپستین محکوم به کودکآزاری با دستگاه اطلاعاتی اسرائیل همکاری میکرد.
یک ایمیل جدید نشان میدهد که جفری اپستین یا با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو ملاقات کرده یا بر دیدارهای او با افراد دیگر تأثیر گذاشته
است.
افراد ذکر شده مرتبط با اپستین در سند عبارتند از: روی ناوون، معاون رئیس گلدمن ساکس از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۲، سپس مدیر عامل در جیپیمورگان و جیکوب فرنکل، رئیس بانک اسرائیل از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰. به نظر میرسد هر دو کمی پس از این ایمیل با نتانیاهو ملاقات کردهاند.
لرزه بر کاخ ویندزور
یکی از تکان دهندهترین اسناد اپستین بیتردید به شاهزاده اندرو، پسر ملکه انگلستان و برادر پادشاه کنونی بریتانیا اختصاص دارد. اتفاقات تکان دهندهای که موجب شد اندرو از تمامی مناصب و عناوین سلطنتی خلع شود.
به تازگی در کتابی از ویرجینیا جوفری یکی از قربانیان پرونده اپستین، جزئیات بیشتری از اتهامات آزار جنسی توسط شاهزاده اندرو منتشر شده است. در اسناد دادگاه آمده است که جوفری از شانزده سالگی قربانی قاچاق و سوءاستفاده جنسی توسط جفری اپستین بوده است. او همچنین گفته بود که به مردان قدرتمند دیگری از جمله شاهزاده اندرو، «قرض داده شده» و اندرو پیش از رسیدن او به هجده سالگی سه بار به او تعرض کرده است. ویرجینیا جوفری اوایل سال ۲۰۲۵ به زندگی خود پایان داد.
اندرو لونی، نویسنده کتاب «ظهور و سقوط خاندان یورک» به پایگاه مستقل The Grayzone گفته که رابطه چند دههای شاهزاده اندرو با جفری اپستین «زودتر، طولانیتر و بسیار صمیمیتر از آن چیزی بود که هر کسی قبلاً اعتراف کرده بود». دوستی آنها چنان فاسد بود که حتی اپستین که خود را «پادشاه روابط نامشروع» مینامید، از اشتهای جنسی شاهزاده شوکه شده بود.
بر اساس سالها تحقیق در آرشیوهای بیبیسی، مصاحبهها و ایمیلهای فاششده، تحقیقات این نویسنده، تصویری تکاندهنده از مردی ارائه میدهد که تحت حمایت امتیازات سلطنتی بوده، از کودکی به رابطه جنسی معتاد بوده و در نهایت اتحادش با بدنامترین کودکآزار جهان او را از هم پاشیده است. این مورخ فاش میکند که اپستین نه تنها جریانی مداوم از دختران زیر سن قانونی را در اختیار اندرو قرار میداد، بلکه از شاهزاده اطلاعات جمعآوری میکرد و با وظیفهشناسی آن را به موساد و سایر سازمانهای جاسوسی منتقل میکرد.
لونی فاش کرد که اپستین قادر بود جریان مداومی از اطلاعات حساس از اندرو، از جمله مطالب بالقوه باجگیری که میتوانست به دولتهای خارجی ارائه دهد، جمعآوری کند. استیون هافنبرگ، کلاهبردار سریالی و «مربی» سابق اپستین، این روایت را تکرار کرد و ادعا کرد که اپستین از اندرو به عنوان «جایزه سوپربول» خود یاد کرده است. در حالی که این عضو خاندان سلطنتی بریتانیا ناخواسته از طرف اپستین جاسوسی میکرد، همزمان خودش را به خطر انداخت و او را به ابزاری بینقص تبدیل کرد.
اندرو در بیشتر عمرش از سطح شگفتآوری از حمایت و لطف مادرش، ملکه الیزابت، برخوردار بود. یکی از کارمندان سابق در مصاحبه با یک رسانه استرالیایی فاش کرد که کارکنان سلطنتی از مصونیت شاهزاده وحشت داشتند و تا حد زیادی از ایستادن در برابر قلدریهای وسواسگونه او خودداری میکردند، زیرا «اعلیحضرت تقریباً همیشه از او حمایت میکردند و او کاملاً از این موضوع سوءاستفاده میکرد.»
به لطف اندرو و اپستین، چرخه سوءاستفاده ظاهراً با تعدادی از دختران جوان - بویژه ویرجینیا جوفری - ادامه یافت. هنگامی که ادعاهای او علیه شاهزاده در سال ۲۰۱۵ علنی شد، یک تیم بیبیسی مخفیانه به سراسر ایالات متحده سفر و پروندههای پلیس را بررسی کرد و در عین حال با قربانیان این دو نفر مصاحبههای مفصلی انجام داد. در طول مسیر، آنها ایمیلهای رد و بدل شده بین اندرو و گیسلین مکسول را که در مورد جوفری بحث میکردند، کشف کردند.
این ایمیلها هیچ نشانهای از بیاطلاعی یا ساختگی بودن ادعاهای او ارائه نمیدهند. لونی میگوید بازرس ارشد تیم بیبیسی به او گفته است: «در عوض، اندرو و مکسول با هم همکاری کردند تا پروندهای درباره ویرجینیا بسازند تا به رسانهها درز کند.» به عبارت دیگر، این دو نفر برای بدنام کردن یکی از قربانیان خود در دادگاه افکار عمومی، قبل از اینکه بتوان اقدام قانونی را آغاز کرد، تبانی کردند. وقتی سرانجام شکایتی از طرف او مطرح شد، اندرو به جای اینکه با بررسی دقیق روبهرو شود، مبلغ هنگفتی پرداخت کرد.
افشای کامل ارتباط اندرو با اپستین میتواند برای همیشه کاخ ویندزور را غرق کند. یکی از کارکنان سابق کاخ باکینگهام به لونی گفت: «آنها هرگز نمیتوانند از این وضعیت بهبود یابند» زیرا رسوایی ناشی از آن «آنها را برای همیشه دفن خواهد کرد.» منبع لونی هشدار داد: «اگر حقیقت بیقید و شرط منتشر شود، مردم بریتانیا سعی خواهند کرد خانواده سلطنتی را استیضاح کنند - به هر حال، بسیاری از تخلفات اندرو با هزینه مالیاتدهندگان بریتانیایی انجام شده است.»
اسناد هولناک
در میان ۳ میلیون اسناد منتشر شده در پرونده اپستین موارد تکان دهندهای وجود دارد که جنایاتی فراتر از تصورات ثبت کرده است. این اسناد دعاوی بسیار تکاندهندهای درباره نقش احتمالی ترامپ در شبکه پدوفیلی و بهرهکشی جنسی از کودکان تحت هدایت جفری اپستین مطرح شده است.
علاوه بر مناسک شیطانی و اعمال جنسی مجرمانه، ایمیلهای اپستین نشان از دخالت شبکه گسترده اپستین و مقامات در اتفاقات جهانی بوده است.
در یکی از اسناد قربانی شهادت داده است که توسط جورج بوش مورد تجاوز قرار گرفته است. این شاهد «نوعی قربانیگیری آیینی» بود که در آن پاهایش با شمشیر خمیده بریده شد. او گفته است در قایق، شاهد تکهتکه شدن نوزادان، خارج کردن رودههایشان و افرادی که مدفوع این رودهها را میخوردند، بوده است. به گفته این شاهد او همچنین توسط جورج بوش اول (احتمالاً اشاره به رئیس جمهوری سابق جورج اچ.دبلیو. بوش) مورد تجاوز قرار گرفته است.
در یک سند مبسوط آمده است: دونالد ترامپ، رئیس جمهوری، میهمانیهایی در مارالاگو داشت که به آنها «دختران تقویمی» میگفتند. جفری اپستین کودکان را میآورد و ترامپ آنها را حراج میکرد. در ادامه این متن آمده است: او نقاط حساس کودکان را اندازهگیری میکرد و کودکان را بر اساس سفتی رتبهبندی میکرد. میهمانان مردان مسنتری بودند و شامل ایلان ماسک میشدند. دان(دونالد) جونیور ترامپ، ایوانکا ترامپ، و اریک ترامپ آنجا بودند. وکیل الن درشویتز نیز آنجا بود همراه با وکیل باب شاپیرو. ما را به اتاقها بردند، مجبور به انجام {...} با دونالد ترامپ کردند. مجبورمان میکردند که تسلیم اعمال جنسی آنان شویم. من ۱۳ ساله بودم وقتی دونالد جی ترامپ به من تجاوز کرد. گیسلین مکسول نیز حاضر بود.
در متن دیگری آمده است: [سانسور شده] گزارش داد که دوستی دارد [سانسور شده] که دستیار شخصی اپستین در فلوریدا از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ یا ۱۹۹۲ بود. این دوست نام برخی از میهمانان میهمانیهای اپستین را به اشتراک گذاشت، از جمله بیل کلینتون و دونالد ترامپ. در سن ۱۶ سالگی، در حالی که مدلینگ میکرد، تماسگیرنده در ۸ میهمانی در اقامتگاه اپستین در نیویورک شرکت کرد. در یک مورد، تماسگیرنده گزارش داد که توسط اپستین مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. در مورد دیگر، دو برادر دوقلو، الن و اورن، تماسگیرنده و دوستش را به طبقه بالا کشاندند، اما آنها فرار کردند. تماسگیرنده گفت که اورن به بهترین دوستش تجاوز کرد و یک برادر سوم، تال، به یک دختر ۱۴ ساله به نام [سانسور شده] تجاوز کرد. تماسگیرنده نام افراد دیگری را که در میهمانیهای اورجی (اعمال جنسی جمعی) بزرگ با او، دختران جوان دیگر، و مدلهای قدیمی ویکتوریا سکرت شرکت داشتند، ذکر کرد، از جمله بیل کلینتون و دونالد ترامپ.
یک ایمیل داخلی در سال ۲۰۲۰، مرتبط با پرونده گیسلین مکسول معشوقه اپستین ادعاهایی را بررسی کرده است. بر این اساس، مکسول در دهه ۹۰ دختری را برای «مدلینگ» جذب کرده است، او را به عنوان برده جنسی و برای شکنجه فروخته و شاهزاده اندرو در مرگ او دست داشته است. وزارت دادگستری از سال ۲۰۲۰ به طور جدی این موضوع را بررسی میکرد. تاد بلانش معاون دادستان کل آمریکا گفته است که ویدیو/تصاویری وجود دارد که «تصاویر مرگ» را در فایلهای منتشر نشده نشان میدهد.
اسناد رسوایی پرونده اپستین فقط مربوط به قاچاق جنسی در جزیره شخصیاش، لیتل سنت جیمز محدود نمیشود و جهان سیاست را دربر میگیرد: جفری اپستین در یکی از اسناد گفته که آمریکا به داعش کمک میکند.
دریکی از اسناد دیگر آمده است: اپستین و لری سامرز دو هفته پس از پیروزی زلنسکی در انتخابات در حال ارسال پیام درباره او بودند. ۶ می ۲۰۱۹ زلنسکی تازه پیروز شده بود اما هنوز مراسم تحلیف انجام نشده بود. اپستین میگوید: «زلنسکی به دنبال کمک است. پوتین با بیاعتنایی میگوید که او توسط اسرائیلیها اداره میشود.»
در یکی دیگر از اسناد جفری اپستین و یکی از اعضای خانواده روتشیلد درباره «کودتای اوکراین» موسوم به میدان در سال ۲۰۱۴ گفتوگو میکنند. اپستین میگوید: «کودتای اوکراین باید فرصتهای زیادی فراهم کند، خیلی زیاد.» روتشیلد در پاسخ میگوید: «دلم برای گفتوگوهایمان تنگ شده و امیدوارم حالت خوب باشد. فردا عصر به خانه میرسم، آیا وقت داری؟ و بیایید درباره اوکراین صحبت کنیم.»
در ایمیلی که در فوریه ۲۰۱۰ از سلطان احمد بن سلیم، تاجر اماراتی، به جفری اپستین ارسال شده است، نشان میدهد که اپستین در عملیات موساد در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۰ که در آن یک جوخه ترور اسرائیلی به دبی آمدند تا محمود المبحوح، عضو ارشد حماس را ترور کنند، نقش داشته است.
ایمیلهای ژوئیه ۲۰۱۱ نشان میدهد که جفری اپستین و همکارش به نام گرگ براون درباره برنامههایی با دخالت عوامل سابق MI۶ و موساد برای اخاذی از مقامات لیبیایی و تصاحب داراییهای دولتی به بهانه کمک به بازسازی کشور بحث کردهاند.
انتهای پیام/