بررسی ترکیب نیروی انسانی صنعت کارگزاران بازار سرمایه
چه کسانی بورس را میگردانند؟
اقتصاد
144390
پشت تابلوهای معاملات و سامانههای برخط بازار سرمایه، شبکهای گسترده از نیروی انسانی ایستاده که موتور محرک صنعت کارگزاری را به حرکت درمیآورد.
حبیب آرین، گروه بورس: صنعت کارگزاری ایران امروز بر دوش نسل متولد دهههای ۶۰ و ۷۰ با تحصیلات دانشگاهی و مدارک حرفهای بازار سرمایه به پیش میرود. آمارها نشان میدهد اگرچه این صنعت از نظر نیروی انسانی، جوان، پویا و تخصصگراست، اما گردش بالای نیرو و تمرکز شدید فعالیتها در تهران، پرسشهایی جدی درباره پایداری و توسعه متوازن آن ایجاد کرده است.
بررسی تازهترین دادههای آماری مدیریت نظارت بر کارگزاران سازمان بورس و اوراق بهادار تصویری نسبتاً دقیق از چهره انسانی این صنعت ارائه میدهد؛ تصویری که در آن جوانی، تحصیلات دانشگاهی، تمرکز جغرافیایی و ورود پرشتاب نیروهای جدید، چهار مؤلفه اصلی بهشمار میروند.
جوان، اما نه بیتجربه
بررسی ساختار سنی شاغلان صنعت کارگزاری نشان میدهد که این صنعت بهطور محسوسی جوانمحور است. بیش از نیمی از کارکنان شرکتهای کارگزاری در بازه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال قرار دارند؛ سنی که از آن بهعنوان اوج توان حرفهای، یادگیری و بهرهوری یاد میشود. پس از آن، گروه سنی ۴۰ تا ۵۰ سال با سهمی نزدیک به یکسوم، لایه باتجربهتر این صنعت را تشکیل میدهد.
در مقابل، سهم نیروهای بالای ۵۰ سال بهطور قابل توجهی کاهش مییابد و حضور افراد بالای ۶۰ سال در این صنعت بسیار محدود است. این الگو نشان میدهد که صنعت کارگزاری، صنعتی پرشتاب و متکی بر انرژی نیروی میانسال و جوان است؛ اما در عین حال، ماندگاری شغلی بلندمدت در آن چندان پررنگ نیست. بهعبارت دیگر، بسیاری از نیروها یا پیش از رسیدن به سنین بالاتر از این صنعت خارج میشوند یا مسیر شغلی خود را به حوزههای دیگر بازار مالی تغییر میدهند. تحلیل پراکندگی سنی بر اساس دهه تولد نیز این تصویر را تأیید میکند. متولدین دهه ۶۰ با فاصلهای معنادار بیشترین سهم را در اشتغال کارگزاریها دارند و پس از آن، دهه ۷۰ قرار میگیرد. این ترکیب نسلی، صنعت کارگزاری را به صنعتی تبدیل کرده که عملاً بر دو نسل اصلی بازار کار استوار است.
تحصیلات دانشگاهی ستون اصلی نیروی انسانی
از منظر تحصیلات، صنعت کارگزاری یکی از دانشمحورترین بخشهای اقتصاد خدماتی کشور بهشمار میرود. نزدیک به ۸۵ درصد شاغلان این صنعت دارای مدرک کارشناسی و بالاتر هستند. دارندگان مدرک کارشناسی بیشترین سهم را دارند و پس از آن، کارشناسی ارشد قرار میگیرد. سهم دارندگان مدرک دکتری هرچند اندک است، اما حضور آنها نشان میدهد که بخشی از فعالیتهای تحلیلی و سیاستگذاری در این صنعت به سطوح بالای علمی متکی است.
در مقابل، سهم دیپلم و زیر دیپلم و همچنین کاردانی در مجموع کمتر از یکپنجم نیروی انسانی را تشکیل میدهد؛ گروهی که عمدتاً در بخشهای اجرایی، پشتیبانی و عملیاتی فعالیت میکنند. این ترکیب تحصیلی نشان میدهد که مسیر ورود به صنعت کارگزاری، بیش از هر چیز از دانشگاه میگذرد و مهارتهای علمی و تحلیلی، شرط اصلی حضور و ارتقای شغلی در این حوزه است.
غلبه رشتههای مالی و مدیریتی
نگاهی به رشتههای تحصیلی شاغلان نیز نشان میدهد که حسابداری، مدیریت و اقتصاد، سه ستون اصلی تأمین نیروی انسانی کارگزاریها هستند. حسابداری بیشترین سهم را در میان رشتههای مشخص دارد و پس از آن، مدیریت مالی و سایر گرایشهای مدیریتی قرار میگیرند. در عین حال، سهم قابل توجهی از شاغلان با عنوان «سایر رشتهها» ثبت شدهاند که نشان میدهد مسیر ورود به این صنعت، الزاماً محدود به رشتههای کلاسیک بازار سرمایه نیست.
رشتههای فنی و مهندسی و همچنین کامپیوتر و فناوری اطلاعات نیز سهم معناداری از اشتغال را به خود اختصاص دادهاند؛ نشانهای از آنکه صنعت کارگزاری، همزمان با دیجیتالی شدن معاملات و گسترش سامانههای برخط، بیش از گذشته به مهارتهای فنی و فناوریمحور نیاز دارد. در مقابل، رشتههایی مانند حقوق، مهندسی مالی و بانکداری، سهمی محدودتر دارند؛ موضوعی که میتواند بازتابدهنده تمرکز خدمات حقوقی و تخصصی در واحدهای خاص یا استفاده از خدمات برونسپاری شده باشد.
مدارک حرفهای؛ تأکید بر عملگرایی
بررسی مدارک حرفهای بازار سرمایه، بُعد دیگری از ماهیت نیروی انسانی صنعت کارگزاری را آشکار میکند. بیشترین فراوانی به مدارک پایهای و عملیاتی مانند «اصول بازار سرمایه»، «معاملهگری» و «تحلیلگری بازار سرمایه» اختصاص دارد. این ترکیب نشان میدهد که کارگزاریها بیش از هر چیز به مهارتهای اجرایی و تحلیل روزمره بازار متکی هستند. در مقابل، مدارکی مانند مدیریت ریسک، تأمین مالی، نظارت بر نهادهای مالی و عرضه و پذیرش، سهم کمتری دارند. این موضوع میتواند حاکی از آن باشد که صنعت کارگزاری ایران هنوز بیش از آنکه بر مدیریت ریسک و طراحی ابزارهای پیچیده مالی متمرکز باشد، بر اجرای معاملات و خدمات جاری بازار تمرکز دارد.
ورود پرشتاب، ماندگاری محدود
یکی از معنادارترین یافتهها در بررسی نیروی انسانی صنعت کارگزاری، توزیع سابقه کار است. بیشترین تعداد شاغلان، کمتر از یک سال سابقه دارند و پس از آن، گروههای یک تا پنج سال قرار میگیرند. این الگو نشاندهنده ورود پرشتاب نیروهای جدید و در عین حال، گردش نسبتاً بالای نیروی انسانی در این صنعت است. هرچند بخشی از کارکنان با بیش از ۱۰ سال سابقه همچنان در کارگزاریها حضور دارند و احتمالاً نقشهای مدیریتی و کلیدی را بر عهده گرفتهاند، اما کاهش محسوس تعداد شاغلان با افزایش سابقه کار، پرسشهایی درباره پایداری شغلی، فرسودگی حرفهای و جذابیت بلندمدت این صنعت ایجاد میکند.
شکاف جنسیتی؛ حضور معنادار زنان
از منظر جنسیتی، مردان با حدود ۵۹ درصد همچنان اکثریت نیروی انسانی صنعت کارگزاری را تشکیل میدهند، اما سهم ۴۱ درصدی زنان، رقمی قابل توجه در مقایسه با بسیاری از صنایع مالی و اقتصادی کشور است. این آمار نشان میدهد که صنعت کارگزاری، در مقایسه با برخی بخشهای سنتیتر اقتصاد، فضای بازتری برای حضور نیروی کار زن فراهم کرده است؛ هرچند شکاف جنسیتی همچنان پابرجاست و احتمالاً در سطوح مدیریتی پررنگتر میشود.
تمرکز جغرافیایی؛ تهران در صدر
در نهایت، پراکندگی ایستگاههای معاملاتی نشان میدهد که زیرساخت فیزیکی و عملیاتی بازار سرمایه ایران بهشدت تهرانمحور است. بیش از نیمی از ایستگاههای معاملاتی در تهران متمرکز شدهاند و فاصله این شهر با سایر مراکز استانها چشمگیر است. این تمرکز، اگرچه از منظر کارایی قابل توجیه است، اما چالش دسترسی منطقهای و توسعه متوازن بازار سرمایه را برجسته میکند.
مجموع این دادهها نشان میدهد که صنعت کارگزاری ایران، صنعتی جوان، دانشمحور، عملگرا و متمرکز است؛ صنعتی که بیش از هر چیز بر نیروی انسانی تحصیلکرده، در سنین میانی و با مهارتهای اجرایی و تحلیلی تکیه دارد. در عین حال، گردش بالای نیروی انسانی، تمرکز جغرافیایی و سهم محدود برخی تخصصهای کلیدی، از جمله چالشهایی است که آینده این صنعت مادر بازار سرمایه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
انتهای پیام/