روایت یک انتخاب

هنر

144411
روایت یک انتخاب

«جهان مبهم هاتف» اولین فیلم بلند سینمایی مجید رستگار، امروز و در آخرین روز جشنواره فیلم فجر، در پردیس سینمایی ملت برای اهالی رسانه رونمایی می‌شود.

 نیلوفر ساسانی، گروه فرهنگی: این فیلم به تهیه‌کنندگی امیر مهریزدان، روایت ورود دو جوان به نام‌های هاتف و جهان به دنیای ناشناخته و رقابتی صنعت است؛ جهانی که بی‌رحمانه‌تر از آن است که مجال اشتباه بدهد.
رستگار در این فیلم، با بازی آرمین رحیمیان، کیوان ساکت‌اف، رضا کیانیان و لیلا زارعی، به‌ جای تأکید بر فضای صنعتی، بر رفاقت، انتخاب و ماندن تمرکز کرده است؛ مسیری که به گفته او، بیش از هر چیز درباره زمین خوردن و دوباره ایستادن است. گفت‌وگوی پیش‌رو، همزمان با نمایش فیلم در جشنواره، نگاهی دارد به شکل‌گیری این تجربه سینمایی و معنای حضور آن در دوره‌ای که خود جشنواره نیز با یکی از پیچیده‌ترین سال‌هایش روبه‌رو است.

ایده شکل‌گیری «جهان مبهم هاتف» از کجا شروع شد؟ چه مسیری طی شد که شما را به این نتیجه رساند این سوژه ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی را دارد؟
چند سال قبل، امیر مهریزدان، تهیه‌کننده کار با من تماس گرفت و درباره یک سوژه صحبت کرد. سوژه درباره دو جوان بود که سیر رشد جالبی داشتند؛ فرازوفرودهایی که از نظر قصه‌گویی جذاب و به‌اصطلاح «شیرین» بود و به نظر می‌رسید می‌شود از دلش اقتباسی سینمایی درآورد. بعدتر متوجه شدیم کتابی هم درباره این ماجرا نوشته شده. کتاب را خواندیم، اما احساس کردیم از سینما فاصله دارد؛ یعنی برای اینکه بتوانیم به یک کار دراماتیک برسیم، لازم بود چیزهای بیشتری از خود این آدم‌ها و زندگی‌شان بدانیم. حدود سه سال پیش با خودشان تماس گرفتیم و گفتیم قصد داریم چنین کاری انجام بدهیم و اگر امکانش هست، همدیگر را ببینیم و گفت‌وگو داشته باشیم. آنها هم لطف کردند و ما وارد یک مسیر پژوهشی شدیم که باعث شد به جزئیات بیشتری از زندگی‌شان برسیم. در این پژوهش، قصه‌های متعددی به دست آمد؛ از دوران کودکی هر کدام‌شان که جذابیت‌های خاص خودش را داشت تا نوجوانی و آشنایی‌شان با هم. فضایی شبیه یک مدرسه یا چیزی نزدیک به کانون پرورش فکری آن سال‌ها؛ جایی که بچه‌ها کارهای فنی یاد می‌گرفتند. این مسیر را دنبال کردیم تا رسیدیم به دانشگاه و اتفاق‌هایی که آنجا برایشان افتاده بود. در نهایت دیدیم با حجم زیادی از قصه مواجهیم و عملاً امکانش نیست که تمام زندگی این دو نفر را تبدیل به فیلم کرد. از طرفی، اگر قرار بود یک فیلم نود دقیقه‌ای ساخته شود، ناگزیر به تغییرات جدی بودیم. با اینکه درباره بعضی شخصیت‌ها و عناصر منفی قصه هم محدودیت داشتیم؛ چون خودشان تمایلی نداشتند نام یا جزئیات آنها وارد فیلم شود و می‌گفتند ممکن است برایشان دردسرساز باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم به‌ جای وفاداری کامل به کتاب یا زندگی واقعی، از خودِ زندگی این دو نفر اقتباس کنیم. اینکه گفته می‌شود فیلم اقتباسی از کتاب است، دقیق نیست؛ منبع اصلی ما پژوهشی بود که مستقیم با خودشان انجام دادیم. طبیعی است که در این مسیر، تغییرات زیادی در قصه ایجاد شد، چون خیلی از چیزها اجازه استفاده نداشت یا مسئولیت‌هایی به همراه می‌آورد. در نهایت تلاش ما این بود که فقط بخشی از زندگی این دو نفر را اقتباس کنیم، نه کل آن را. ماجرای اصلی و بعضی قصه‌های مهم‌شان را گرفتیم و بر اساس آن یک فیلم سینمایی ساختیم؛ فیلمی درباره یک مقطع از زندگی این دو عزیز، نه روایت کامل زندگی‌شان. به نظرم این هم کاملاً طبیعی است.

در «جهان مبهم هاتف» با فضایی روبه‌رو هستیم که یک بستر صنعتی در آن حضور پررنگی دارد، اما فیلم در نهایت روی روابط انسانی و مسیر دوستی دو شخصیت اصلی بنا شده است. شما چطور تعادل بین این بستر و هسته احساسی قصه را حفظ کردید تا مخاطب عام هم بتواند با فیلم ارتباط بگیرد؟
واقعیت این است که کانسپت فیلم «صنعت» نیست؛ کانسپت، رفاقت است. صنعت فقط یک لایه از قصه است، نه هسته آن. مثل خیلی از فیلم‌ها که از دل یک موضوع اجتماعی یا اقتصادی شروع می‌شوند و در نهایت به مسأله‌های انسانی‌تری مثل مهاجرت، هویت یا رابطه می‌رسند. در فیلم ما هم محور اصلی، رفاقت این دو نفر و مسیری است که با هم طی می‌کنند. این مسیر به‌طور طبیعی وارد فضای صنعت می‌شود و آنجا با فرازوفرود، شکست، دعوا، موفقیت و اتفاق‌های مختلف روبه‌رو می‌شود. اما فیلم بر اساس «کار صنعتی» ساخته نشده؛ صنعت بستری است که این رفاقت در آن آزمون پس می‌دهد. داستان، داستان دو دوستی است که با ورود به این فضا دچار چالش می‌شوند، به نقطه اوج می‌رسند، شکست می‌خورند، دوباره از صفر شروع می‌کنند و تلاش می‌کنند دوباره به اوج برگردند.

در ترکیب بازیگران «جهان مبهم هاتف» حضور جوان‌ترها در کنار رضا کیانیان، توجه خیلی‌ها را جلب کرده؛ به‌ویژه اینکه بازی ایشان در نمایش‌های جشنواره هم با بازخورد مثبت مواجه شده است. انتخاب ایشان و چینش این ترکیب چطور شکل گرفت؟
رضا کیانیان معمولاً به‌سختی کار قبول می‌کنند، بخصوص وقتی طرف مقابل‌شان کارگردان جوان باشد. اما از همان ابتدا گفتند دوست دارند شخصاً با من دیدار کنند و درباره پروژه صحبت کنیم. معمولاً برای ایشان مهم این است که بدانند کارگردان اولی، تهیه‌کننده اولی و نویسندگان تازه‌کار از نظر فرم و تکنیک چقدر تسلط و درک دارند. خوشبختانه با هم که صحبت کردیم، نگاهشان نسبت به پروژه مثبت شد و همان روز قرارداد بستیم. کنار ایشان خانم لیلا زارعی را داریم که خیلی بااخلاق و حرفه‌ای هستند و زحمت زیادی برای نقش کشیدند. در کنار این دو عزیز، هادی عامل‌هاشمی و مهرداد ضیایی هم کنار ما بودند. اما بخش سخت کار، انتخاب دو نقش اصلی جوان بود؛ آرمین رحیمیان و کیوان ساکت‌اف. هر دو بازیگرهای جوان و شناخته شده‌ای هستند که به‌نظرم ترکیبشان هم سخت بود، هم درست. برای نقش‌های دیگر هم واقعاً جست‌وجوی زیادی انجام دادیم. حدود بیست‌ سی تئاتر دیدم تا بازیگرهایی را پیدا کنم که به جنس نقش‌ها نزدیک باشند. حدود چهارصد نفر برای تست آمدند، اتود زدیم و از بین آنها به گروه نهایی رسیدیم. بازیگرهایی مثل آزاده سیفی و چند نفر دیگر از همین مسیر انتخاب شدند.

اگر بخواهید «جهان مبهم هاتف» را نه به‌عنوان یک داستان فردی، بلکه به‌مثابه یک تجربه مشترک برای نسل جوان امروز تعریف کنید، این فیلم دقیقاً درباره چه ایستادگی و چه انتخابی با مخاطبش حرف می‌زند؟
«جهان مبهم هاتف» فیلمی است که مستقیماً با جوان‌های امروز صحبت می‌کند؛ نه از موضع نصیحت، بلکه از دل یک تجربه واقعی. فیلم می‌گوید زندگی ساده نیست؛  اما نکته اصلی فیلم این است که اگر در همین جغرافیا بمانی، تلاش کنی و روی توانایی‌های خودت تمرکز داشته باشی، امکان عبور از این موانع وجود دارد. داستان هاتف و جهان نشان می‌دهد می‌شود از پایین‌ترین نقطه شروع کرد، زمین خورد، دوباره از صفر بلند شد و مسیر را ادامه داد. این فیلم درباره معجزه یا موفقیت یک‌شبه نیست؛ درباره ادامه دادن است. «جهان مبهم هاتف» قصه ناامید نشدن و باور داشتن است؛ باور به خودت و باور به نسل جوانی که اگر به آنها زمان و اعتماد داده شود، می‌توانند هر کاری را که واقعاً بخواهند، به سرانجام  برسانند.

 

برش

 حضور «جهان مبهم هاتف» در جشنواره فیلم فجر را چگونه می‌بینید؟ این حضور برای شما صرفاً یک موقعیت حرفه‌ای است یا معنایی فراتر از نمایش یک فیلم دارد؟

حضور یک فیلم در جشنواره، به‌ویژه برای من و بسیاری از فیلمسازان جوان، اتفاق کوچکی نیست. اما واقعیت این است که امسال این حضور فقط یک رویداد سینمایی ساده هم نیست.تلاش برای زنده نگه داشتن روح هنر، کار ساده‌ای نیست. به همین دلیل، من لازم می‌دانم از کسانی مثل منوچهر شاهسواری تشکر کنم؛ افرادی که نگاه‌شان محدود به امروز و برداشت‌های سطحی نیست، بلکه دوراندیشانه به سال‌های بعد فکر می‌کنند. آنها می‌دانند اگر چراغ سینما و جشنواره خاموش شود، چه تعداد از جوان‌هایی که تمام امید و آینده‌شان را در هنر جست‌وجو می‌کنند، ممکن است همه‌چیزشان را از دست بدهند. جشنواره فیلم فجر، صرف‌نظر از همه نقدها، بستری بوده که بسیاری از فیلمسازان و بازیگران نسل‌های مختلف از دل آن معرفی شده‌اند. زمانی ما در همین جشنواره، برای فیلمسازانی که امروز نام‌های تثبیت‌شده‌اند، دست می‌زدیم. به همین دلیل، حفظ این فضا، تصمیمی ساده و بی‌هزینه نیست و اتفاقاً کاری پیچیده است. در عین حال، کاملاً درک می‌کنم دوستانی به هر دلیلی نتوانستند حضور داشته باشند. شرایط، واقعاً شرایط ساده‌ای نیست؛ از بیرون جامعه‌مان، با نگاه‌هایی روبرو هستیم که خیر و سربلندی این کشور را نمی‌خواهند. جدا کردن این لایه‌ها از هم کار بسیار دشواری است. امید من این است که مسیر پیش‌ رو روشن‌تر شود و همه ما، با هر نگاه و انتخابی، کمک کنیم سینما و هنر در این سرزمین باقی بماند و رها نشود؛ چون خاموش شدن این چراغ، هزینه‌ای دارد که سال‌ها بعد، تازه ابعادش را درک خواهیم کرد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر