عضو پیشین شورای شهر تهران در گفتوگو با «ایران»:
جای برنامهمحوری برای مدیریت شهری خالی است
سیاست
145107
انتخابات شوراهای شهر و روستا قرار است در اردیبهشتماه برگزار شود؛ انتخاباتی که این دوره با شیوهای تازه و بهصورت تناسبی برگزار خواهد شد و از همین حالا بحثها و تحلیلهای متعددی در محافل سیاسی و شهری مطرح میشود.
ایران آنلاین: شوراها به عنوان پارلمانهای محلی، نقش مستقیمی در انتخاب شهردار، نظارت بر عملکرد مدیریت شهری و جهتدهی به برنامههای کلان شهرها دارند. از همین رو ترکیب و رویکرد اعضای آنها میتواند تأثیر تعیینکنندهای بر کیفیت اداره شهرها داشته باشد. در این میان یکی از نگرانیهای جدی که از سوی برخی کارشناسان و فعالان حوزه شهری مطرح میشود، سایه سیاست بر پارلمانهای شهری و مدیریت شهری و تبعات منفی آن است. در همین باره گفتوگو کردهایم با اسماعیل دوستی، عضو و سخنگوی شورای شهر چهارم تهران و نماینده ادوار مجلس.
این نگرانی همواره وجود داشته که مدیریت شهری تحتالشعاع سیاست قرار میگیرد. شما چقدر این نگرانی را جدی میدانید و چگونه میتوان از مدیریت شهری سیاستزدایی کرد، البته به معنای پرهیز از سیاسیکاری؟
انتخابات شوراهای شهر و روستا به نوعی یک انتخابات پارلمانی در سطح شهری است. یعنی افرادی باید انتخاب شوند که کار حرفهای کردهاند، در امور شهری تخصص دارند یا دستکم تجربه مدیریتی مرتبط دارند. شورا محل کار سیاسی صرف نیست؛ شورا محل تصمیمسازی فنی برای اداره شهر است. اکنون قرار است انتخابات شوراها بهصورت «تناسبی» برگزار شود؛ مدلی که به عنوان یک کار جدید و به تعبیری یک «پایلوت» در حال اجراست. اصلِ ایده میتواند قابل دفاع باشد، اما مسأله مهم این است که در فرآیند معرفی لیستها، احزاب نباید صرفاً چهرههای سیاسی را در صدر قرار دهند. اگر افراد صرفاً سیاسی معرفی شوند در فرآیند برنامهریزی، تدوین و اجرای برنامههای شهری بویژه در کلانشهرها احتمال انحراف از وظایف اصلی شورا وجود دارد. در چنین حالتی، تمرکز از کار حرفهای، فنی و تخصصی به سمت رقابتها و ملاحظات سیاسی سوق پیدا میکند. به اعتقاد من باید از همان مرحله طراحی لیستها به این موضوع توجه شود. اگر احزاب قصد معرفی نامزد دارند، ابتدا رزومه و سوابق اجرایی افراد را بررسی کنند. اگر سوابق آنها در راستای مدیریت شهری، کار در شهرداری یا حوزههای تخصصی مرتبط با شهر باشد، معرفی آنها هیچ اشکالی ندارد. اما اگر چهرههای صرفاً سیاسی معرفی شوند، شورا بهتدریج به سمت مسائل سیاسی میرود و به جای حل مشکلات شهر، درگیر مسائل و ملاحظات حزبی میشود. در چنین شرایطی نهتنها مشکلات حل نمیشود بلکه ممکن است پیچیدهتر هم شود.
از یک طرف گفته میشود در انتخابات تناسبی احزاب محور هستند و از طرف دیگر گفته میشود سیاست نباید اولویت مدیریت شهری باشد. به نظر شما تفاوت سیاستزدایی از مدیریت شهری با نقشآفرینی احزاب یا توسعه تحزب در چیست؟
یکی از مقومات و ملزومات برگزاری انتخابات تناسبی، احزاب است. اینجا باید تفاوت سیاستزدایی و حزبگرایی را روشن کنیم. هر حزب مجموعهای از اعضا، شورای مرکزی، هواداران و سمپاتها است. طبیعی است که بخواهد در انتخابات نقشآفرینی کند. اما نباید تصور شود که همه نامزدهای یک لیست انتخاباتی از درون اعضای حزب انتخاب شوند. احزاب میتوانند به رزومه افرادی که خارج از چهارچوب رسمی حزب نیز نامزد شدهاند نگاه کنند و بر اساس تخصص، تجربه و کارکرد شهری آنها تصمیم بگیرند. در واقع مسأله اصلی رویکرد احزاب به مدیریت شهری است که آیا یک رویکرد صرف سیاسی دارند یا رویکرد مدیریتی و شهری و کارآمدی. در رویکرد دوم احزاب میتوانند و باید نقشآفرین باشند اما مدیریت شهری را محل سیاسیکاری ندانند و چهرههایی را وارد لیستها کنند که مرتبط با موضوع شهری و مدیریت شهری باشند. گذشته از این احزاب باید پاسخگو باشند. یعنی هم قبل از انتخابات باید برنامه ارائه دهند و هم بعد از انتخابات در قبال عملکردهای خود پاسخگو باشند. قاعدتاً اعضای انتخاب شده برای شورای شهر و شهردار منتخب هم باید خود را موظف به پاسخگویی بدانند. یکی از مشکلات فعلی ما ضعف در سازوکار پاسخگویی است. بخشی از این مسأله به قانون شوراها بازمیگردد که به نظر من نیازمند بازنگری جدی است. اگر شورای شهر سیاسی شود، بهمرور ممکن است وامدار شهردار شود و ابزارهای نظارتی در عمل کارایی خود را از دست بدهند. از این رو، به نظر میرسد قانون شوراها نیازمند بازنگری جدی است تا با حفظ جایگاه انتخابی شورا، سازوکارهای نظارتی و پاسخگویی تقویت شود. شورای حرفهای و پاسخگو، حتی اگر متشکل از نیروهای حزبی باشد، میتواند موفق عمل کند؛ اما شورای سیاسی فاقد ابزار نظارتی مؤثر، در نهایت از انجام وظایف اصلی خود بازمیماند.
مشاهدات و ارزیابیهای شما از تحرکات احزاب در آستانه انتخابات شورای شهر بیانگر چه چیزی است؟
تا جایی که اطلاع دارم، آنچه در فضای فعلی دیده میشود بیشتر گمانهزنی و رایزنی است تا انسجام جدی و ارائه لیستهای منسجم. جز یکی دو گروه، هنوز شاهد سازماندهی جدی نیستیم. برخی نیز متأسفانه چندان طرفدار مشارکت گسترده نیستند و گویی به حداقلی از مشارکت رضایت دارند. برای مشارکت گسترده باید کارهای بیشتری انجام شود. احزاب باید فعالتر باشند و با مردم سخن بگویند. پرسش مهم این است: جایگاه احزاب در میان مردم کجاست؟ آیا مردم اساساً احزاب را میشناسند؟ در کشوری که دهها حزب میتوانند لیست بدهند، آیا این احزاب تاکنون برنامه مشخصی برای اداره شهر ارائه کردهاند؟ به نظر میرسد احزاب پیش از ارائه لیست، باید برنامه بدهند. باید بگویند سیاستشان برای اداره تهران یا هر شهر دیگری چیست و سپس لیست خود را معرفی کنند. تا این لحظه، برنامه مدون و شفافی که به اطلاع عموم رسیده باشد، کمتر دیده شده است. بنابراین، فکر میکنم در این دوره، با توجه به فعالیت احزاب و جریانهای سیاسی تا به امروز آنها نقشی کمرنگ در افزایش مشارکت داشته باشند. با این حال، از آنجا که مدل تناسبی به صورت پایلوت اجرا میشود، باید از آن حمایت کرد و اجازه داد تجربه شود تا بتوان نتایج آن را ارزیابی کرد.
برخی معتقدند که حوادث اخیر در کشور تأثیر سویی بر مشارکت مردم در انتخابات خواهد داشت، شما چه پیشنهادهایی برای رفع این مشکل دارید؟
بیتعارف باید گفت که مردم ناراحت هستند و دلجویی ضرورت دارد. اتفاقات ناگواری رخ داده که واقعیتی اجتماعی است. ما باید از همه دلجویی کنیم؛ از خانوادههایی که آسیب دیدهاند و از جامعهای که متأثر شده است. علاوه بر دلجویی، باید ریشهیابی دقیق و شفاف صورت گیرد و نتایج آن به مردم اعلام شود. مردم را نباید بیگانه یا نامحرم تلقی کرد. باید آنچه اتفاق افتاده صادقانه با آنها در میان گذاشته شود. اگر اشتباهی رخ داده، بیان آن نهتنها ضعف نیست بلکه میتواند سرمایه اجتماعی را تقویت کند. حکومت و دولت بدون مردم بقایی ندارند. مردم ولینعمتاند و باید با آنها صادق بود. به نظر من این حوادث بر مشارکت تأثیر منفی گذاشته است؛ اما اگر گزارشهای شفاف ارائه شود، اگر دلجویی واقعی صورت گیرد و مردم اقناع شوند، امکان بازگشت اعتماد و حضور دوباره پای صندوق رأی وجود دارد. اعتماد عمومی سرمایهای است که با صداقت، پاسخگویی و گفتوگوی مستقیم با مردم احیا میشود.
انتهای پیام/