«احمد»؛ روایتی متفاوت از یک حضور در بحران

هنر

145812
«احمد»؛ روایتی متفاوت از یک حضور در بحران

فیلم احمد به کارگردانی امیرعباس ربیعی می‌کوشد از دل فاجعه زلزله بم، تصویری متفاوت از احمد کاظمی ارائه دهد؛ قهرمانی که نه در میدان جنگ، بلکه در میانه آوار و آشوب معنا می‌شود. اما فاصله میان ایده جسورانه فیلم و اجرای آن، پرسشی جدی پیش روی مخاطب می‌گذارد: آیا «احمد» توانسته انسانِ قهرمان را به تصویر بکشد یا تنها به بازسازی شمایلی نمادین بسنده کرده است؟

ایران آنلاین: فیلم احمد به کارگردانی امیرعباس ربیعی روایتی از هجده ساعت ابتدایی پس از زلزله بم (پنجم دی ۱۳۸۲) است؛ روایتی که در خط محوری خود به حضور و مدیریت میدانی احمد کاظمی می‌پردازد. فیلم می‌کوشد از دل یک فاجعه انسانی، تصویری قهرمانانه از یک فرمانده ارائه دهد؛ قهرمانی که نه در میدان نبرد کلاسیک، بلکه در صحنه بحران و امدادرسانی تعریف می‌شود. همین انتخاب، در سطح ایده، جسورانه و قابل توجه است: قهرمانی که شهید نمی‌شود و در بستر دفاع مقدس هم روایت نمی‌شود، بلکه در میانه یک بلای طبیعی، کنش اخلاقی و مسئولانه‌اش برجسته می‌شود.

ایده‌ای بکر، اجرایی لغزان

نقطه قوت اصلی «احمد» در ایده آن است؛ تمرکز بر برشی کوتاه اما سرنوشت‌ساز از زندگی یک چهره شناخته‌شده، بدون رفتن به سمت زندگی‌نامه‌گویی کلیشه‌ای. آغاز پرالتهاب فیلم با خبر زلزله و اعزام به بم، ظرفیت خلق تعلیق و همذات‌پنداری را دارد. اما این ظرفیت به‌تدریج تحلیل می‌رود.
شخصیت‌پردازی احمد کاظمی سطحی باقی می‌ماند و فیلم کمتر به لایه‌های درونی، تردیدها، تصمیم‌های دشوار و پیچیدگی‌های انسانی او نزدیک می‌شود. نتیجه آن است که مخاطب بیش از آنکه با «انسانِ قهرمان» مواجه شود، با «شمایلی از قهرمان» روبه‌روست.
درام نیز از کمبود گره و ضدقهرمان رنج می‌برد. اگر قرار است بحران، نیروی پیش‌برنده روایت باشد، باید موانع ملموس‌تری پیش پای قهرمان قرار گیرد. در فیلم، بخشی از تعارض‌ها رنگ‌وبوی سیاسی می‌گیرد، اما این تقابل‌ها به‌جای آنکه دراماتیک و چندلایه باشند، گاه مستقیم و شعاری جلوه می‌کنند. همین امر از قدرت اقناع اثر می‌کاهد و آن را به سمت تک‌صدایی شدن می‌برد.

فرم در خدمت محتوا یا برعکس؟

«احمد» از نظر بصری تلاش می‌کند با نمایش گسترده صحنه‌های دلخراش زلزله، ضرباهنگ احساسی شدیدی ایجاد کند. دوربین مدام میان مجروحان و ویرانی‌ها می‌چرخد و موسیقی نیز بر بار عاطفی می‌افزاید. اما افراط در بازنمایی رنج، به‌جای تعمیق اثرگذاری، گاه به تکرار می‌انجامد. این همان نقطه‌ای است که فرم بر محتوا غلبه می‌کند؛ تصاویر تکان‌دهنده جایگزین پیشبرد داستان می‌شوند و روایت درجا می‌زند.
از سوی دیگر، فیلم در برخی لحظات به‌خوبی ظرفیت‌های انسانی سوژه را نشان می‌دهد: صبوری، احساس تکلیف و حضور بی‌واسطه در کنار مردم. این لحظات، اگر با پرداخت دقیق‌تر و بازی هدایت‌شده‌تر همراه می‌شد، می‌توانستند ستون فقرات عاطفی اثر باشند. اما بازی نه‌چندان قدرتمند نقش اصلی و فقدان پیچیدگی در فیلمنامه، مانع تثبیت این لحظات می‌شود.

سیاست‌زدگی و خطر تک‌بعدی شدن

یکی از چالش‌های جدی فیلم، نحوه مواجهه با بستر سیاسی زمانه است. روایت، گاه به سمت تقابل آشکار با دولت وقت می‌رود و تصویری یک‌سویه می‌سازد. در نتیجه، پرسش مهمی شکل می‌گیرد: ضدقهرمان فیلم چیست؟ طبیعتِ ویرانگر؟ ناکارآمدی ادعایی ساختارها؟ یا صرفاً یک جریان سیاسی؟ وقتی پاسخ روشن و چندوجهی نباشد، روایت از تعادل خارج می‌شود.
زندگی و کارنامه احمد کاظمی، به‌ویژه در دوران دفاع مقدس، ظرفیتی عمیق برای درام‌پردازی دارد. تقلیل این ظرفیت به نمادسازی شتاب‌زده، نه‌تنها حق سوژه را ادا نمی‌کند، بلکه توقع مخاطب را نیز برآورده نمی‌سازد. قهرمان ملی، بیش از هر چیز نیازمند تصویر انسانی، خاکستری و ملموس است؛ نه صرفاً نمادین.

جمع‌بندی

«احمد» فیلمی است با نیتی قابل احترام و ایده‌ای ارزشمند؛ تلاشی برای روایت قهرمانی در دل یک فاجعه ملی. اما فاصله میان ایده و اجرا محسوس است. ضعف در شخصیت‌پردازی، کمبود تعلیق دراماتیک، غلبه لحظات احساسی بر پیشبرد روایت و رویکرد گاه شعاری، مانع از آن می‌شود که فیلم به اثری ماندگار تبدیل شود.
با این حال، تجربه پرداختن به برشی محدود از زندگی یک شهید و تمرکز بر کنش انسانی در بحران، مسیری است که می‌تواند در سینمای ایران ادامه یابد، به شرط آنکه توازن میان فرم و محتوا و میان روایت تاریخی و درام سینمایی، با دقت و ظرافت بیشتری برقرار شود.

انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر