راز ماندگاری ایران

غلامرضا ظریفیان

غلامرضا ظریفیان

سیاست

148042
راز ماندگاری ایران

غلامرضا ظریفیان، استاد تاریخ: ایرانیان در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، همواره در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر و مقاوم از خود نشان داده‌اند. این خصیصه، ریشه در لایه‌های عمیقی از هویت جمعی، جغرافیا و تاریخی دارد که درنهایت ملتی را ساخته با توانایی منحصربه‌فرد در «تبدیل بی‌قراری به قرار». در شرایط کنونی که کشور با تهدیدات نظامی و چالش‌های وجودی مواجه است، بازخوانی این میراث کهن می‌تواند کلید درک همبستگی ملی و راهبردی برای عبور از بحران باشد.
ایران امروز، وارث سرزمینی است با پیشینه‌ای چند هزار ساله که در قلب راهبردی‌ترین معبر جهان واقع شده است. قرارگرفتن بر سر راه جاده ابریشم، این فلات را به چهارراه تمدن‌ها و مرکز ثقل اقتصادی دنیای باستان تبدیل کرده بود. این موقعیت منحصربه‌فرد، ضمن رونق اقتصادی، ایران را به محل عبور و سکونت اقوام گوناگون از شرق و غرب عالم مبدل ساخت. همچنین، پهناوری و چهارفصل بودن این سرزمین، ازیک‌سو به غنای منابع آن افزود و از سوی دیگر، آن را به هدفی دائمی برای هجوم اقوام مختلف تبدیل کرد. آمار تجربه ۱۲۰۰ جنگ در طول تاریخ، گواهی بر این مدعاست. تنوع زیست‌محیطی نیز ایران را در معرض بلایای طبیعی متعددی چون زلزله قرار داده است. حاصل جمع این عوامل، تصویری از ایران به‌عنوان یک «سرزمین بی‌قرار» است که همواره صحنه کوچ‌ها، جنگ‌ها و تحولات بنیادین بوده است.
اما نکته شگفت‌انگیز در تاریخ ایران، نه در انباشت این رنج‌ها، که در واکنش ایرانی به آنهاست. این‌گونه نبوده که ایرانی در برابر این بی‌قراری، زانوی تسلیم بر زمین بزند؛ بلکه او این تلاطم‌ها را در درون خود هضم کرده و از دل آنها به «قرار» و آرامش رسیده است. این همان معنای عمیق بیت «بی‌قراری در طلب قرار توست» است که نشان می‌دهد آرامش در دل بی‌قراری جست‌و‌جو می‌شود. حال چه عاملی این توان تاب‌آوری را به ایرانی بخشیده است؟
۱. دستی در آسمان: نخستین و مهم‌ترین عامل، باور به «جهان مینوی» است. برای ایرانی، جهان محسوس و مادی، محدود به این دنیای پررنج نبوده و نیست. او همواره جهانی بزرگ‌تر و والاتر را در نظر داشته است که از آن به «پردیس» یا بهشت تعبیر می‌شود. این باور، چشم‌اندازی از آرمان‌شهر را پیش روی او می‌گذارد که تحمل سختی‌های دنیوی را آسان‌تر می‌کند. به‌بیان دیگر، ایرانی پایی در زمین دارد و برای آبادانی آن می‌کوشد، اما دستی در آسمان دارد و از آن مدد می‌جوید. این نعمت‌های آسمانی و امید به جهان دیگر، همواره منبعی پایان‌ناپذیر برای مقاومت در برابر ناملایمات بوده است.
۲. پای در زمین و طعم شیرین فردا: این روحیه مینوی، در کنار تجربه زیسته تاریخی قرار گرفته است. ایرانی در طول صدها سال، این حقیقت را بارها آزموده که «این نیز بگذرد». او تجربه کرده که سختی‌ها و جنگ‌ها دائمی نیستند و با صبر و شکیبایی، پایان می‌پذیرند. این حافظه تاریخی که به پشتوانه اتکا به نیروهای فرامادی تقویت شده، به او می‌گوید: «پایان شب سیه، سپید است.» این ایمان به پایان‌پذیری مصیبت‌ها، رکن اصلی روحیه مقاومت است.
این تجربه چندلایه، شخصیتی چندبعدی برای ایرانی ساخته است. او درعین‌حال که سلحشور و مقاوم است، از روحیه «هم‌سازی» نیز برخوردار است. او مهاجمان و فرهنگ‌های گوناگون را در خود هضم کرده و به عنصری نو بدل ساخته است. افزون بر این، دو ویژگی برجسته دیگر در این منظومه نقشی کلیدی دارند: «دادخواهی و ظلم‌ستیزی» که او را در برابر بیدادگری به پا می‌خیزاند و «بخشش و بخشندگی» که ریشه در کرامت انسانی او دارد. این عناصر در کنار هم، شخصیتی ساخته که با اتکا به تجربه نیاکانش می‌داند اگر صبوری کند و مقاومت نشان دهد، هم آسمان به یاری‌اش خواهد آمد و هم بر سختی‌ها چیره خواهد شد.
نتیجه این جهان‌بینی، ماندگاری ایرانی در خانه خود بوده است. برخلاف تصور رایج که از هجوم‌ها و بحران‌ها آوارگی را انتظار دارد، ایرانی با صبر و توکل و فرهیختگی، خانه خود را حفظ کرده و از پس ستم‌ها و جنگ‌ها، سرافراز بیرون آمده است. امروز نیز که بار دیگر پای تهدیدات نظامی به میان آمده، این تجربه تاریخی به‌یاری جامعه می‌آید.
وقتی ایرانی احساس کند که «خطر وجودی» سرزمین و فرهنگش را تهدید می‌کند، همان روح همبستگی و اتحاد دیرین در او زنده می‌شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست