آیا اروپا از فرصت تاریخیای که ایران برایش فراهم کرده، علیه سلطه ترامپ استفاده میکند؟
هرمز به بروکسل قدرت نه گفتن میدهد
سیاست
148549
۴۰۰ سال پیش نخستین مواجهه سخت ایرانیان با قدرتهای اروپایی رقم خورد؛ وقتی شاه عباس صفوی با انعقاد قراردادی با دولت بریتانیا در صدد بازپسگیری هرمز از اشغال پرتغالیها و رفع سلطه ١١۵ ساله آنها بر این آبراه برآمد.
امیر فرشباف؛ روزنامهنگار: آن مرقومه پنج بندی میان امامقلیخان، سردار ایرانی و ادوارد مانوکس، نماینده کمپانی هند شرقی برای دفع سلطه آبی پرتغالیها در هرمز پس از چهار قرن، در حال تبدیل به تصمیم نانوشته اروپا علیه سلطهطلبی آمریکا باز هم در هرمز است. با این تفاوت که در رویداد نخست، ایران و انگلیس تا همکاری نظامی علیه پرتغال پیش رفتند، در حالی که در دومی، اتحادیه اروپا و انگلیس نه تنها جسارت لازم برای تقابل آشکار با ایالات متحده را ندارند، بلکه هویت، امنیت و حیات آنها عمیقاً وابسته به واشنگتن است و بر این اساس، صرف عدم همراهیهای موردی بروکسل و لندن با جنگ افروزی جدید آمریکا را میتوان با تساهل، نوعی موضع تقابلی تلقی کرد.
با این حال، غیر از دولت اسپانیا که مخالفت صریح خود با جنگافروزی آمریکا و اسرائیل را به دلیل غیرقانونی بودن و فقدان راهبرد مؤثر اعلام کرده، سران E۳ و مقامات ارشد اتحادیه همچنان - به نحو تزلزلآمیزی - گاهی از نتايج حمله تجاوزکارانه واشنگتن و تلآویو به ایران ابراز رضایت، و گاهی با التفات به پیامدهای ویرانگر این جنگ برای اروپا، از توسعه و تشدید آن ابراز نگرانی کردهاند.
به عنوان مثال، برلین به نحو تناقضآمیزی اعلام کرده که «قصد ندارد درباره حقوق بینالملل به واشنگتن درس بدهد»، درحالی که قریب به چهار سال است که در مورد جنگ اوکراین، همین کار را کرده است و همزمان اعلام کرده قصد همراهی نظامی با آمریکا را ندارد. یا انگلیس علیرغم اعلام اولیه مبنی بر عدم مداخله در جنگ، در تصمیمی متناقض، اجازه استفاده ایالات متحده از پایگاههای دریاییاش علیه ایران را صادر کرد.پیروی اتحادیه اروپا از سیاستهای امنیتی، نظامی و اقتصادی آمریکا و ناتوانی در دفاع از استقلال اتحادیه در برابر واشنگتن موضوع پوشیدهای نیست، اما با روی کار آمدن دولت دوم دونالد ترامپ این وابستگی به طرز تحقیرآمیزی مستمراً به رخ اروپاییها کشیده میشود.
البته تعارض آمریکای ترامپ با اتحادیه اروپا محدود به لفاظیهای سیاسی مقامات کاخ سفید نیست و برعکس، این نمایش تحقیر، ریشههایی عمیقتر در زمین واقعیتهای امنیتی، نظامی، سیاسی و اقتصادی و حتی گفتمانی دارد: جدال بر سر سرنوشت جنگ اوکراین - که آینده امنیت قاره را مقدر میکند-، منازعات مربوط به تعهدات مالی اعضای ناتو، تهدیدات تعرفهای ترامپ، حمایت کاخ سفید از جریانهای راست رادیکال و تهدید به تصرف گرینلند و... اصلیترین محورهایی هستند که هویت و تتمه استقلال اتحادیه اروپا را تهدید میکنند.
مثلاً جلب حداکثری رضایت ترامپ به هر قیمت ممکن، سیاستی شکست خورده است که در جنگ اوکراین آزموده شد و اصلاح محاسبات سیاستمداران اروپایی درباره ایران در گرو تجدیدنظر در مفروضات این معادله است، چراکه صرفنظر از پیامدهای امنیتی دخالت در جنگ برای اروپاییها، تشديد و توسعه میدان نبرد منجر به انهدام زیرساختهای انرژی منطقه و جهش قیمت نفت و گاز تا سالهای متمادی خواهد شد و از سوی دیگر، واضح است که جهش قیمت گاز به ضرر اعضای اتحادیه اروپا و به سود خصم آنها یعنی روسیه است.
علاوه بر این، به لحاظ میدانی نیز برهم خوردن تمرکز امنیتی اروپا به نفع مسکو و بلوک حامی ایران خواهد بود و ایالات متحده نشان داده که فاقد توان و اراده لازم - و نه کافی - برای پایان دادن به جنگ اوکراین است و هدف از نقشآفرینی در میدان نبرد اوکراین، بهرهبرداری از منابع طبیعی و معدنی این کشور است.
باز علاوه بر اینها، درصورت دخالت قدرتهای اروپایی در جنگافروزی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خانوادههای اروپایی مستقیماً افزایش قیمت انرژی و تورم را احساس خواهند کرد و به درستی خواهند پرسید که همزمان با افزایش هزینههای دفاعی و اعمال ریاضت اقتصادی، چرا مالیات آنها صرف جنگی بیربط میشود؟جنگافروزی اخیر ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران و توسعه دامنه جنگ به زیرساختهای انرژی از یک سو، تهدیدی حیاتی برای اروپا - که محدودیتهای شدیدی را در این زمینه پیشرو دارد - محسوب میشود و از سوی دیگر فرصتی تاریخی برای کاستن از سلطه تحقیرآمیز واشنگتن و کسب احترام بینالمللی و برقراری توازن نسبی میان آمریکا و اتحادیه فراهم میکند.
به هر تقدیر، شکست و تضعیف هژمونی آمریکای ترامپ میتواند بر پویاییهای ژئوپولیتیکی قاره سبز تأثیر بگذارد و اعتماد به نفس بیشتری به بروکسل برای چانهزنی و تعیین معادلات جدید پیرامون اوکراین و گرینلند و سایر موضوعاتی که علاوه بر اقتصاد، مرزهای سیاسی در اروپا را تهدید میکنند، بدهد.میدان جنگ در هرمز این امکان تاریخی را یک بار دیگر برای اروپا فراهم کرده است؛ تحقق این تقدیر، در گرو ترجیح و تصمیم بروکسل و قدرت نه گفتن به جنگسالاران و شرآفرینان است.
ایران آنلاینانتهای پیام/