۵ روایت رسانه‌ای از اظهارات ترامپ درباره تنگه هرمز

سیاست

148958
۵ روایت رسانه‌ای از اظهارات ترامپ درباره تنگه هرمز

ظهارات متناقض ترامپ درباره تنگه هرمز را در پنج روایت رسانه‌ای می‌توان بررسی کرد.

ایران آنلاین«در فاصله تنها ۳۰ روز از آغاز درگیری در تنگه هرمز، آنچه بیش از هر واقعیت میدانی جلب توجه می‌کند، فروپاشی تدریجی روایت رسمی آمریکا در سطح عالی‌ترین مقام سیاسی این کشور است. اظهارات دونالد ترامپ، که در ابتدا با ادبیات «پیروزی قاطع» و «حذف کامل تهدید ایران» آغاز شد، در کمتر از یک ماه به مجموعه‌ای از اعترافات، عقب‌نشینی‌ها و تناقضات آشکار تبدیل شد؛ تناقضاتی که نه‌تنها یک خطای رسانه‌ای نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از برتری میدانی و تحمیل واقعیت توسط ایران است.»

این پنج روایت به شرح زیر است:

روایت اول: «نابودی کامل» که با یک اعتراف فرو ریخت

در اول مارس ۲۰۲۶ (۱۰ اسفند ۱۴۰۴)، دونالد ترامپ در اظهاراتی که به‌سرعت توسط رسانه‌هایی مانند رویترز، فاکس نیوز و العربیه بازتاب یافت، اعلام کرد: «ما نیروی دریایی ایران را از بین بردیم؛ آن‌ها دیگر چیزی ندارند.» این موضع در ۱۰مارس (۱۹ اسفند) دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، در گفت‌وگو با خبرنگاران مدعی شد: « نیروهای ایالات متحده در ۱۰ روز نخست جنگ، بیش از ۵۰ شناور حکومت ایران را نابود و یک ناو پهپادبر را غرق کرده‌اند.» در ادامه، در ۱۴ مارس (۲۳ اسفند)، این ادعا به اوج خود رسید و ترامپ صراحتاً گفت: «۱۰۰ درصد توان نظامی آن‌ها از بین رفته است»؛ عبارتی که در رسانه‌هایی مانند ان بی سی و آکسیوس به‌عنوان نشانه «اعلام پیروزی کامل» بازتاب داده شد.

با این حال، همین روایت در همان مقطع دچار تزلزل شد، چراکه ترامپ در همان روز ۱۴ مارس در ادامه سخنانش اذعان کرد: «البته آن‌ها هنوز می‌توانند موشک یا پهپاد بفرستند.» این تناقض اولیه، سرانجام در ۲۸ مارس ۲۰۲۶ (۸ فروردین ۱۴۰۵) به فروپاشی کامل انجامید؛ زمانی که او در اظهاراتی که توسط نیویورک تایمز و رویترز بازتاب یافت، اعتراف کرد: « ایران از ۱۷ جهت به بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر دنیا حمله کرد. ما برای نجات جانمان عقب‌نشینی کردیم.» اشاره او به ناو یواس‌اسجرالد فورد عملاً به این معنا بود که توان عملیاتی ایران نه‌تنها از بین نرفته، بلکه قابلیت اجرای حملات پیچیده و هماهنگ را حفظ کرده است. 

روایت دوم: تحقیر آمریکا در خلیج فارس؛ از «قول اسکورت نفتکش‌ها» تا «فرار از منطقه»

در ۱۶ مارس ۲۰۲۶ (۲۵ اسفند ۱۴۰۴)، ترامپ در موضعی که از سوی رسانه‌هایی مانند ان بی سی و فاکس نیوز پوشش داده شد، اعلام کرد: «ما نفتکش‌ها را اسکورت می‌کنیم، اگر لازم باشد، همه آن‌ها را از تنگه عبور می‌دهیم.» این اظهارنظر در چارچوب نمایش قدرت آمریکا و ادعای کنترل عملیاتی تنگه هرمز مطرح شد.

اما تنها چند روز بعد، در فاصله ۲۱ تا ۲۳ مارس (۱ تا ۳فروردین ۱۴۰۵)، همین موضع در پیام‌های منتشرشده در تروث سوشال دچار چرخش شد. ترامپ نوشت: «ایالات متحده دیگرمسئولیت حفاظت از عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز را بر عهده نمی‌گیرد، زیرا امنیت این مسیر برای دیگر کشورها اهمیت بیشتری دارد.» این تغییر موضع که توسط رسانه‌هایی مانند آکسیوس و گاردین نیز بازتاب یافت، به‌وضوح نشان‌دهنده فاصله گرفتن از تعهد قبلی است. تناقض میان «اسکورت کامل» و «عدم حضور»، بیانگر آن است که هزینه‌های عملیاتی و سطح تهدید، آمریکا را از نقش اعلامی خود عقب رانده است.

روایت سوم: از ادعای کنترل کامل بر تنگه هرمز تا طرح «مدیریت مشترک»

در روزهای ابتدایی جنگ، ترامپ در اظهارات متعدد خود که در رسانه‌هایی مانند فاکس نیوز و رویترز بازتاب داشت تلویحاً از عقب‌نشینی ایران و تسلط آمریکا بر تنگه سخن می‌گفت و تأکید می‌کرد که این گذرگاه «به‌زودی کاملاً امن و در اختیارما خواهد بود.»

با این حال، در ۲۳ مارس ۲۰۲۶ (۳ فروردین ۱۴۰۵)، او در اظهارنظری که بازتاب گسترده‌ای در بلومبرگ و سی ان ان داشت، گفت: «به طور مشترک کنترل خواهد شد. شاید [توسط] من. من و آیت‌الله، هر کسی که آیت‌الله باشد.» این جمله، که در ظاهر لحنی غیررسمی دارد، در واقع یک چرخش راهبردی را نشان می‌دهد. فاصله میان «کنترل کامل» و «اداره مشترک»، به معنای عبور از ادعای برتری یک‌جانبه به پذیرش ضمنی نقش تعیین‌کننده ایران است. این تناقض، یکی از روشن‌تریننشانه‌های شکست در تثبیت روایت اولیه محسوب می‌شود.

روایت چهارم: درخواست کمک از ناتو و بازتاب یک ناکامی دیپلماتیک

در ۱۴ مارس ۲۰۲۶ (۲۳ اسفند ۱۴۰۴)، ترامپ در موضعی که توسط رویترز و گاردین پوشش داده شد، اعلام کرد: «کشورهای ناتو باید کشتی‌هایشان را بفرستند؛ همه از این تنگه استفاده می‌کنند.» این درخواست، تلاشی برای بین‌المللی‌سازی بحران وتقسیم هزینه‌های حضور در تنگه هرمز بود.

اما تنها سه روز بعد، در ۱۷ مارس (۲۶ اسفند)، پس از عدم همراهی مؤثر متحدان، او در پیامی در تروث سوشال نوشت: «من از ناتو خیلی ناامیدم، چون این یک آزمون برای ناتو بود.»

این تغییر موضع در دیگر رسانه های جهان نیز بازتاب یافت، نشان‌دهنده یک الگوی آشنا در رفتار سیاسی است: درخواست کمک، عدم دریافت پاسخ، و سپس انکار اصل نیاز. تناقض میان این دو موضع، بیانگر محدودیت آمریکا در بسیج ائتلاف و تلاش برای پوشاندن یک ناکامی دیپلماتیک است.

روایت پنجم: اظهارات ترامپ و تأثیر موقتی بر بازار نفت در مقابل واقعیت میدانی

در بازه ۲۲ تا ۲۷ مارس۲۰۲۶ (۲ تا ۷ فروردین)، ترامپ بارها در پست‌های تروث سوشال و سخنرانی‌های عمومی خود مدعی شد که مذاکرات سازنده با ایران در جریان است و پیشرفت‌های قابل توجهی برای باز کردن تنگه هرمز حاصل شده است. او حتی اعلام کرد ضرب‌الاجل حمله به تأسیسات انرژی ایران را تمدید کرده و پیش‌بینی کرد که قیمت نفت به دلیل این پیشرفت‌ها کاهش خواهد یافت. 

با این حال، تنها چند روز بعد، واقعیت میدانی کاملاً متفاوت آشکار شد: تنگه هرمز تقریباً بسته باقی ماند و ایران کنترل عملیاتی مسیر را حفظ کرد. در نتیجه، قیمت نفت دوباره به بالای ۱۱۰ دلار افزایش یافت. این تناقض آشکار میان وعده کاهش قیمت نفت و باز کردن تنگه با وضعیت واقعی میدان نشان می‌دهد که واقعیت عملیاتی ایران، بار دیگر، بر روایت آمریکا غلبه کرده است.

نتیجه گیری:

در فاصله یک ماه از آغاز درگیری، موضع ترامپ درباره تنگه هرمز به‌طور قابل‌توجهی تضعیف شده است و ایالات متحده در تثبیت کنترل مسیرهای حیاتی دریایی ناتوان نشان داده است. جمهوری اسلامی ایران با حفظ توان میدانی و اعمال کنترل عملیاتی، دست برتر را در این منطقه حیاتی حفظ کرده و مانع تحقق ادعاهای اولیه آمریکا درباره «برتری مطلق» شده است. این گزارش آشکار می‌کند که قدرت عملیاتی و راهبردی ایران نه تنها روایت‌های تبلیغاتی آمریکا را بی‌اثر کرده، بلکه موقعیت ترامپ و واشینگتن را در عرصه سیاسی و دیپلماتیک منطقه به پایین‌ترین سطح رسانده است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست