«ایران» ضرورت تغییر نگرش وابستگی ورزش به منابع دولتی را بررسی میکند
جراحی اقتصادی برای عبور از پیچ قهرمانی
ورزش
150328
اکنون که کشور با تبعات «جنگ تحمیلی» و خسارتهای گسترده در حوزههای مختلف مواجه است، این پرسش بهدرستی مطرح میشود که آیا ورزش ایران میتواند از این پیچ تاریخی عبور کند و خود را در تراز استانداردهای جهانی حفظ کند یا آنکه فشارهای اقتصادی و اولویتهای بازسازی، آن را به حاشیه خواهد راند؟
سینا حسینی، دبیر گروه ورزش: واقعیت آن است که در شرایط پساجنگ، اولویت اول هر دولتی، بازسازی زیرساختهای حیاتی و احیای اقتصاد ملی است. در چنین وضعیتی، طبیعی است که ورزش در سلسلهمراتب تخصیص منابع، جایگاه پایینتری پیدا کند. اما این «کاهش اولویت» الزاماً به معنای «توقف» نیست، بلکه میتواند نقطه آغاز یک دگردیسی ساختاری باشد؛ دگردیسیای که در صورت مدیریت صحیح منابع حتی به تقویت بنیانهای ورزش حرفهای منجر شود.
تجربههای تاریخی نشان میدهد که بحران اگر با اصلاحات هوشمندانه همراه شود، میتواند به سکوی پرتاب تبدیل شود. پس از جنگ جهانی دوم، کشورهایی چون آلمان و ژاپن با اقتصادی ویران و زیرساختهایی تخریبشده مواجه بودند. با این حال، این کشورها با تکیه بر اصلاحات ساختاری، بویژه در حوزه مدیریت و تأمین مالی ورزش، توانستند نهتنها عقبماندگیها را جبران کنند، بلکه به قدرتهای برتر ورزشی جهان تبدیل شوند. در آلمان، شکلگیری نظام باشگاهداری حرفهای و اتکای کمتر به منابع دولتی، به رشد پایدار ورزش انجامید. ژاپن نیز با پیوند زدن ورزش به صنعت، آموزش و فرهنگ کار جمعی، الگویی متفاوت اما موفق ارائه کرد.
این تجربهها یک پیام روشن برای ورزش ایران دارند؛ استقلال مالی و حرفهایسازی، پیششرط بقا و پیشرفت ورزش در شرایط بحران است. در ایران نیز، وابستگی مزمن فدراسیونها به بودجههای دولتی، سالهاست که بهعنوان یک چالش ساختاری مطرح شده است. اما اکنون شرایط پساجنگ، این چالش را از یک «گزینه اصلاحی» به یک «ضرورت اجتنابناپذیر» تبدیل کرده است.
اگرچه برخی فدراسیونها در گذشته در برابر کاهش وابستگی به منابع دولتی مقاومت نشان دادهاند، اما واقعیت اقتصادی جدید، مجالی برای تداوم این رویکرد باقی نمیگذارد. حرکت بهسوی جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی، توسعه حق پخش، بازاریابی حرفهای و ایجاد برندهای ورزشی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه تنها مسیر ممکن برای عبور از تنگناهای پیشرو است.
در این میان، نقش سیاستگذار نیز باید از «تأمینکننده مستقیم» به «تنظیمگر و تسهیلگر» تغییر یابد. دولت میتواند با ایجاد بسترهای حقوقی شفاف، ارائه مشوقهای مالیاتی و تضمین امنیت سرمایهگذاری، مسیر ورود بخش خصوصی به ورزش را هموار کند؛ مدلی که در بسیاری از کشورهای موفق به اجرا درآمده و نتایج مطلوبی نیز به همراه داشته است.
باید پذیرفت که ورزش ایران در یک نقطه عطف تاریخی ایستاده است. عبور موفق از این آزمون، نه در گرو تزریق منابع بیشتر، بلکه در گرو بازتعریف مدل سیاست گذاری، اصلاح ساختارها و پذیرش قواعد اقتصاد ورزش است. اگر این تغییر نگرش بهدرستی صورت گیرد، بحرانهای مالی پساجنگ- که امروز به دغدغهای برای جامعه ورزش تبدیل شدهاند- میتوانند به فرصتی برای تولد دوباره ورزش ایران بدل شوند؛ ورزشی که اینبار، نه بر پایه اتکا به دولت، بلکه بر شانههای یک نظام حرفهای و پایدار استوار خواهد بود.
رئیس اسبق کمیته ملی المپیک در گفتوگو با «ایران»:
نجات اقتصاد ورزش بدون جراحی مدیریت ممکن نیست
با حضور مربیان خارجی در تیم های ورزشی کاملاً مخالفم
پریسا غفاری/خبرنگار: پس از پایان جنگ، بخش قابل توجهی از بودجه عمومی کشور به سمت بخشهایی هدایت خواهد شد که برای بقا و بازسازی کشور ضروریتر از سایر حوزهها هستند. به همین دلیل، ورزش معمولاً در اولویتهای اول دولت قرار نمیگیرد.
اما با این حال کلیت امر ورزش در داخل کشور نباید به هیچ عنوان به حالت تعلیق یا تعطیل در آید. بلکه باید به سمت روشهایی حرکت کرد که در آن، فعالیتهای ورزشی از وابستگی به بودجههای دولتی فاصله گرفته و منابع مورد نیاز خود را از مسیرهای جایگزین تأمین کنند. برای بررسی این موضوع، به سراغ مصطفی هاشمیطبا، رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی، رفتیم و با او در اینباره گفتوگویی انجام داده ایم:
با توجه به اولویت های موجود پس از جنگ برای دریافت بودجه چگونه میتوان چرخه ورزش را حفظ کرد و حرکت آن را تداوم بخشید؟
قطعاً چرخه ورزش به حرکت خود ادامه میدهد. شاید تنها لیگهای برتر با مشکل مواجه شوند؛ آن هم به این دلیل که در دورهای قرار داریم که مشخص نیست در وضعیت جنگ هستیم یا آتشبس. با این حال، مشاهده میکنید که تیمهای کشتی فرنگی و دانشگاه آزاد در همین بحبوحه جنگ اعزام شدند و با جام قهرمانی بازگشتند، یا تکواندوکاران نوجوان ما در مسابقات جهانی همچنان در حال رقابت هستند.
آیا ممکن است جنگ باعث شود ورزش از وابستگی به دولت فاصله بگیرد؟
من اساساً با این دیدگاه که ورزش به دولت وابسته است موافق نیستم؛ بلکه ورزش در اختیار مردم است. دولت شاید در برخی حوزهها، مانند ساخت و توسعه زیرساختهایی چون سالن ۱۲ هزار نفری آزادی، نقش داشته باشد، اما مطمئن باشید ورزش متوقف نخواهد شد و از دل باشگاههای کوچک، مسیر رشد خود را ادامه میدهد.
یعنی معتقدید اسپانسرهای فعلی باشگاهها دولتی نیستند؟
بله. به عنوان نمونه میتوان به فولاد مبارکه اشاره کرد؛ سهامداران این مجموعه مردم هستند و تنها در بخش سیاستگذاری از وزارت صمت تبعیت میکند. در حال حاضر نیز اگر فولاد مبارکه یا فولاد خوزستان با مشکلاتی مواجه شدهاند، به دلیل کاهش درآمد ناشی از آسیب به کارخانههاست و ارتباط مستقیمی با دولت ندارد. البته ممکن است در مواردی، باشگاههای خصوصی به دلیل ورشکستگی، در ایفای تعهدات خود نسبت به ورزشکاران دچار مشکل شوند.
پس هلدینگ خلیج فارس، بانک شهر، آلومینیوم اراک و ذوبآهن که حامی تیمهای لیگ فوتبال هستند، دولتی محسوب نمیشوند؟
این باشگاهها بهطور کامل وابسته به دولت نیستند؛ سرمایهگذاران و سهامداران آنها مردم هستند. در واقع، «زیر نظر بودن» با «متعلق بودن» تفاوت دارد. ضمن آنکه تمام ورزش کشور محدود به این باشگاهها نیست؛ در حال حاضر حدود ۸۰ تا ۹۰ هزار باشگاه ورزشی در کشور فعال هستند که به فعالیت خود ادامه میدهند. ممکن است در مقاطعی با محدودیت مواجه شوند، اما تداوم فعالیت خواهند داشت.
آیا وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک نباید در خصوص حضور در رویدادهای جهانی و قارهای، رویکرد خود را برای مدیریت بهتر بودجه تغییر دهند و از اعزامهای غیرضروری جلوگیری کنند؟
اگر دولت از نظر اقتصادی آسیب ببیند، باز هم ورزش جایگاه خود را حفظ خواهد کرد؛ چرا که وزارت ورزش از مواضع خود عقبنشینی نمیکند. آنها از ابتدای جنگ، مدیریت خود را بر اساس شرایط جدید تنظیم کردهاند و درک و آگاهی کافی نسبت به این وضعیت دارند.
در شرایط بحران اقتصادی، چگونه میتوان بخش خصوصی را حفظ و تقویت کرد؟
نیاز، همواره افراد و مجموعهها را با شرایط منطبق میکند. تقویت سرمایهگذاری بخش خصوصی، ایجاد منابع درآمدی مستقل برای باشگاهها و فدراسیونها و بهرهگیری از الگوهای مشارکتی میتواند راهکاری برای کاهش وابستگی و ایجاد ثبات بلندمدت در ورزش باشد؛ ثباتی که حتی در دورههای بحران نیز مانع از فروپاشی ساختارهای ورزشی شده و به تداوم فعالیتها کمک میکند.
در شرایط جنگ و احتمال کاهش بودجه ورزش، آیا نباید قراردادهای میلیاردی بازیکنان و جذب مربیان و بازیکنان خارجی مدیریت شود؟
من بهطور کلی با حضور نیروهای خارجی در ورزش مخالفم؛ چرا که معتقدم باید استعدادهای داخلی را پرورش دهیم و به نقطهای برسیم که حتی در حوزه مربیگری نیز به خارج وابسته نباشیم. در چنین شرایطی، ورزشکاران نیز خود را با واقعیتهای موجود تطبیق خواهند داد.
بسیاری از کشورها مانند آلمان و ژاپن پس از جنگ، ورزش قدرتمندتری نسبت به گذشته ساختند. آیا این به دلیل نگاه صنعتی به ورزش نبود؟
نمیدانم چرا این روزها در محافل کارشناسی، بحث اقتصاد ورزش و صنعتی شدن آن مطرح شده است. بهتر است ابتدا تعریف دقیقی از «صنعت ورزش» ارائه شود.
از این منظر که لیگهای ما ارزشگذاری نمیشوند، بسیاری از کالاهای ورزشی در داخل تولید نمیشود و سهم ورزش از تولید ناخالص ملی نادیده گرفته شده است؛ آیا به نوعی یک ظرفیت بزرگ را نادیده گرفتهایم؟
با این برداشت موافق نیستم. مشکل اصلی این است که به دلیل نبود درآمدزایی در ورزش، هزینهها صرفاً بر اساس بودجه سنجیده میشوند. زمانی که سود بانکی حدود ۲۲ درصد است، طبیعی است که سرمایهگذاران ترجیح دهند سرمایه خود را در بانکها نگه دارند. اما اگر ورزش با اشتغال و درآمدزایی همراه شود، سرمایهها به جای بانکها به سمت ورزش هدایت خواهند شد. در واقع، اقتصاد ورزش به روش مدیریت آن بازمیگردد. برای نجات اقتصاد ورزش نیاز به جراحی مدیریت داریم؛هرچه فعالیتهای ورزشی پویاتر باشد، ظرفیت درآمدزایی نیز افزایش مییابد.
قهرمان ووشوی جهان در گفت و گو با «ایران»:
برای مدیریت منابع باید به بخش خصوصی اعتماد کنیم
گروه ورزشی/ محسن محمد سیفی، قهرمان ووشوی جهان، در گفتوگو با «ایران» عنوان می کند: «فدراسیونها و فراکسیون ورزش مجلس باید بخش خصوصی را بیشتر وارد حیطه ورزش کنند تا بتوان از این دوران بحران خارج شد.»
او در ادامه تأکید میکند: « همانطور که تیمهای کشتی آزاد و فرنگی و تکواندوی نوجوانان با همه این مشکلات رفتند و قهرمانی و مدالهای خوشرنگی را برای کشورمان کسب و برای دقایقی شادی و لبخند را به مردم هدیه کردند. این خود نشاندهنده آن است که ورزش تا چه اندازه اهمیت دارد و در بعد همگانی نیز تا چه حد میتواند تأثیرات روحی و روانی مثبتی بر مردم در دوران جنگ بگذارد. پس مشخص است که مسئولان تصمیمگیرنده باید نگاه ویژهای به ورزش داشته باشند.»
دارنده شش مدال طلای جهانی، درباره سال بسیار سخت پیشِ روی ورزش نیز میگوید: «امسال سال بسیار مهمی در پیش است؛ از بازیهای آسیایی که در برخی رشتهها دارای رنکینگ است گرفته تا رقابتهای جهانی و انتخابی المپیک که به نظر من تمام فکر و ذهن وزیر ورزش و کمیته ملی المپیک معطوف به ارائه نمایشی شایسته در آن است.
مطمئناً در این اوضاع، فدراسیونها نیز بهعنوان ارگانهای جداگانه باید تصمیمگیریهای درستی داشته باشند تا ورزش کشور در همه میادین نمایش پرقدرتی ارائه دهد.» همچنین سیفی معتقد است در میان تورم اقتصادی و عقبنشینی بسیاری از باشگاههای دولتی از ورزش، نوبت مجلس برای تصویب قوانین درست در حمایت از ورزش است: «سالهاست که دولت بخش قابلتوجهی از بودجه را صرف تیمداری کرده است و دراین راستا، بخش خصوصی با توجه به تحریمها تمایلی به تیمداری نشان نداده است.
حالا نوبت مجلس و فراکسیون ورزش است که با تصویب قوانینی، بخش خصوصی را به تیمداری ترغیب کند و دولت هم در این راستا تمهیدات خاصی بیندیشد؛ مانند بخشودگی مالیاتی که امتیازی برای آنها محسوب میشود.»
کاپیتان تیم ملی ووشو در خصوص احتمال کاهش قابلتوجه درآمدهای ورزشکاران در سال پیشِ رو نیز میگوید: «تا جایی که من در جریان هستم، در وضعیت اقتصادی فعلی بسیاری از قهرمانان از دنیای حرفهای خداحافظی کرده و وارد بازار کار شدهاند؛ چراکه آنها بهجز ورزش، شغل دیگری نداشتهاند و برای تأمین مخارج زندگی مجبور به ترک علاقههای خود شدهاند.
مطمئن باشید که بهجز فوتبالیها که تافته جدابافته هستند، در سایر رشتهها بیشترین تأثیر جنگ بر ورزشکاران وارد میشود. من فقط بهعنوان یک ورزشکار میتوانم درخواست کنم که وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک و فراکسیون ورزش مجلس مانند همیشه حمایت خود را از ورزش
قطع نکنند.»
عضو سابق هیأت اجرایی کمیته ملی المپیک در گفتوگو با «ایران»:
کیفی سازی را در رأس همه امور ورزشی قرار دهیم
مهری رنجبر/ فضلالله باقرزاده رئیس اسبق فدراسیون شمشیربازی، مخالف حذف ورزش از اولویتهای دولت در دوره پساجنگ است. به نظر او، دولت بودجه تخصیصی سال ۱۴۰۵ ورزش را پرداخت خواهد کرد: «دولت برای ورزش کشور در سال ۱۴۰۵ با در نظر گرفتن همه شرایط، بودجه قابلتوجهی را مصوب کرده است. در حالی که همیشه تهدیدها وجود داشته، اما ورزش جزو مسائل فرهنگی محسوب میشود و یکی از شاخصهای توسعهیافتگی کشورهاست؛ بنابراین بعید است که ورزش برای دولت، حتی در شرایط جنگی، مهم نباشد و از آن حمایت نکند.
وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک باید از بودجه به نحو احسن استفاده کنند، چرا که مدالها و درخشش ورزشکاران ایران در بازیهای آسیایی، قهرمانی جهان و آسیا، رشد سرانه ملی را نشان میدهد. چون ورزش شاخص است، همه کشورها در آن سرمایهگذاری میکنند و حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای تقویت تیمهای ملی خود به بازیکنان خارجی تابعیت میدهند. یا تیم ملی ژاپن هم چند بازیکن خارجی را به خدمت گرفته که تابعیت ژاپن را پذیرفتهاند. ورزش ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و به همین دلیل میخواهد در بازیهای آسیایی ناگویا جزو سه کشور اول جدول ردهبندی باشد. هرچند کار بسیار سختی است و بدون شک ایران باید برای مقام پنجم تا هفتم با کشورهای آسیایی رقابت کند. پس بعید است که دولت ورزش را نادیده بگیرد. حتی پیشبینی میکنم امسال بودجه ورزش با توجه به رقابتهای پیش رو در نظر گرفته شده و اعتبار فدراسیونها رشد چشمگیری داشته باشد. وقتی مجلس، جدای از تصویب بودجه دولت، بودجه دیگری را هم برای رشتههای مختلف در نظر میگیرد، یعنی این حوزه برای کشور مهم است.»
به اعتقاد او، حضور در میادین ورزشی برای تیمهای ملی نوعی جنگ است: «حضور ورزشکاران در رقابتهای مختلف هم به نوعی جنگ محسوب میشود. بهعنوان مثال، تیمهای ملی کشتی آزاد و فرنگی در شرایط سخت و زمینی در مسابقات قهرمانی آسیا حاضر شدند. تیم ملی فوتبال باید با تحمل شرایط دشوار در جام جهانی ۲۰۲۶ شرکت کند. کاروان ایران برای حضور در بازیهای آسیایی ساحلی نیز پس از ۵۰ ساعت به سانیا رسید. مگر اینها جنگ نیست؟ اما فراموش نکنید که چانه بودجه ورزش کوچک است و ربطی به شرایط ندارد. ورزش همیشه در مقایسه با بخشهای دیگر بودجه کمتری دارد. در واقع تمام تار و پود بودجه ورزش از دولت تأمین میشود.»
باقرزاده معتقد است دوره ریختوپاش در فدراسیونها به پایان رسیده و اکنون باید صرفهجویی واقعی در ورزش شکل بگیرد: «به نظر میرسد فدراسیونها باید برای هزینهکرد بودجه خود اولویتبندی کنند و کیفیسازی در رأس امور باشد. برخی رشتهها مربیان خارجی دارند که سالانه در مجموع شاید حدود ۱۰۰ هزار دلار هزینه داشته باشند؛ شاید بهتر باشد با فسخ قرارداد، از مربیان ایرانی استفاده شود. همچنین وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک باید در صورت عدم نتیجهگیری یک فدراسیون، در عملکرد آن بازنگری کنند. هرچند مخالفم که ورزشکاران رشتههایی مثل دوومیدانی، پینگپنگ، شنا، بدمینتون و... از میادین بزرگ جا بمانند، اما وقتی چارهای برای کیفیسازی نیست، ناگزیر باید تصمیمگیری شود.
از سوی دیگر، شورای برونمرزی نیز باید از اعزام تیمهایی که در رقابتهای بینالمللی آوردهای برای ورزش ایران ندارند جلوگیری کند. در شرایطی که دلار ۱۶۰ هزار تومان و یورو ۱۹۰ هزار تومان است، مدیریت هزینهها اهمیت بیشتری پیدا میکند. شاید برخی تصور کنند فوتبال هم با حضور در جام جهانی نتیجهای نمیگیرد، اما اشتباه است؛ فوتبال با حضور در جام جهانی حدود ۱۰ میلیون دلار درآمد کسب میکند، مانند زمانی که سهمیه گرفت. اما نکته مهم این است که این درآمدها چگونه و در کجا هزینه میشوند.»
مدیریت هزینه، اولویت ضروری
سجاد انوشیروانی
رئیس فدراسیون وزنه برداری
مدیریت هزینهها و اولویتبندی برنامههای داخلی و خارجی، بهترین اقدامی است که هر فدراسیون میتواند در دوران پس از جنگ انجام دهد. قطعاً باید درک کنیم که در شرایط فعلی، ورزش در اولویت دولت قرار ندارد؛ چراکه در کشور اولویتهای مهمتری وجود دارد که طبیعتاً دولت باید به آنها بپردازد.
برای رؤسای فدراسیونها و مدیران ورزشی، یکی از اقدامات ضروری، کاهش وابستگی به منابع محدود و ایجاد تنوع در جذب اسپانسرهای قوی است؛ بهگونهای که وابستگی به بودجه دولت به حداقل برسد تا حتی در سختترین شرایط نیز بتوان بدون مشکل به فعالیت ادامه داد. دستیابی به نگاه مشترک میان مسئولان، بویژه در حوزههای اقتصادی، فرآیندی زمانبر اما ضروری است که تحقق آن نقش تعیینکنندهای در عبور از چالشها دارد. در فدراسیون وزنهبرداری نیز تلاش شده است که در برگزاری اردوها وقفهای ایجاد نشود و تا حد امکان، بازسازی آسیبدیدگیهای فدراسیون بر اساس برآوردهای انجامشده دنبال شود.همچنین در این شرایط جذب اسپانسر بسیار دشوار است، اما خوشبختانه بانک صادرات حمایت خود را اعلام کرده و وزارت ورزش نیز در تلاش است تا به طرق مختلف حمایتهای لازم را انجام دهد. مهمترین بخشی که آسیب دیده، لیگهای ما هستند که وابستگی زیادی به هلدینگهایی چون فولاد مبارکه، ذوبآهن، نفت اهواز و سایر مجموعهها دارند. در حال حاضر منتظر هستیم تا وضعیت این مجموعهها مشخص شود؛ سپس با برنامهریزی صحیح، میتوان باشگاههای جدیدی را به این رشته جذب کرد تا پویایی لیگ حفظ شود، چراکه شناسایی استعدادها از دل همین مسابقات صورت میگیرد. همچنین هیأتهای استانی از نظر مالی وابستگی شدیدی به فدراسیونها و دولت دارند. لازم است آنها را با توجه به ظرفیتهای بالقوه هر استان، به جذب اسپانسر ترغیب کنیم تا با توسعه استعدادها، بتوانند تیمهای قدرتمندی برای حضور در لیگ آماده کنند. در نهایت، مهمترین اقدام فدراسیون ما، اولویتبندی و مدیریت اعزامها بر اساس ضرورت است.
منابع و توان خود را بر رویدادهایی متمرکز خواهیم کرد که برای المپیک و مسابقات جهانی اهمیت بیشتری دارند. در مجموع، جامعه ورزشی باید شرایط را بهدرستی مدیریت کند تا کشور در این مقطع حساس به موفقیت دست یابد و پس از آن، با همفکری و همصدایی با وزارت ورزش، مسیر سیاستگذاریهای جدید را ترسیم کنیم.
کیفیت باید اولویت اصلی باشد
حسین توکلی
سرمربی تیم ملی پاراوزنه برداری
در شرایط جنگی، ورزش زمانی در اولویت قرار می گیرد که ساختارهای اساسی کشور، امنیت و آرامش روانی مردم تأمین شده باشد. تا زمانی که کیان و ایستادگی ملی در خطر است، افتخارآفرینی ورزشی در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد. اما این به معنای تعطیلی ورزش حرفهای نیست. در حال حاضر، با وجود شرایط جنگی، برنامههای ورزشی متوقف نشده است. اردوهای تیمهای ملی برپاست و ورزشکاران به فعالیت خود ادامه میدهند. نمونههای عینی این مدعا، اعزام تیمهای کشتی آزاد و فرنگی به بیشکک با سفر زمینی و خستگی بسیار، برای کسب عنوان قهرمانی آسیا یا درخشش نوجوانان تکواندو در شیاپ چانگ جهانی و برافراشتن پرچم ایران است. این ورزشکاران در بدترین شرایط تمرکزی و آرامش روانی، جنگ را دیدند و از اعتبار ایران دفاع کردند. نکته فنی حائز اهمیت این است که در این برهه، باید هدفگذاری مدیران ورزشی معطوف به مدیریت بحران باشد. مدیرانی که خود قهرمانان دیروز هستند، با تعصب و اعتقاد کار میکنند. شاکله ورزش حرفهای نیازمند فضایی سالم و آرام است، اما در شرایط اضطراری، اصل را باید بر کیفیت گذاشت، نه کمیت. کیفیت هزینهکرد نیست؛ بلکه محصول خواست، تعصب و باور جمعی است.
انتهای پیام/