آتش‌بس لبنان؛ شکست پروژه جداسازی محور مقاومت از ایران

احمد دستمالچیان

احمد دستمالچیان

سیاست

150330
آتش‌بس لبنان؛ شکست پروژه جداسازی محور مقاومت از ایران

آتش‌بس در لبنان را نه یک «توقف موقت درگیری» که باید یک «تحول مهم» در معادلات غرب آسیا ارزیابی کرد. آنچه در هفته‌های اخیر رقم خورد، صرفاً یک توافق میدانی یا دیپلماتیک نبود، بلکه برگ برنده‌ای بود که جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر هوشمندی سیاسی و قدرت میدان، آن را به نتیجه رساند. این آتش‌بس دقیقاً در چهارچوب شروط ده‌گانه ایران شکل گرفت؛ شروطی که رژیم صهیونیستی ناچار شد برخلاف میل باطنی خود، آن را به‌عنوان طرف جنگ بپذیرد.

احمد دستمالچیان، سفیر اسبق ایران در لبنان:  از همان روزهای اول جنگ، راهبرد دشمن بر پایه یک «فرضیه غلط» استوار بود و آن ایجاد گسل میان محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران بود. رژیم صهیونیستی تصور می‌کرد با فشار نظامی بر لبنان و وعده مذاکره جداگانه با بیروت، می‌تواند این اتحاد راهبردی را بشکند. اما واقعیت میدان و دیپلماسی، خلاف این را ثابت کرد. محور مقاومت با صلابت و وحدت کامل، آتش‌بس را تحت شروط خود درآورد.

این، معنایی جز این نداشت که ایران و محور مقاومت در یک طرف قضیه قرار دارند و هیچ «توافق جداگانه» وجود ندارد. این همان حقیقتی بود که رژیم صهیونیستی بشدت از پذیرش آن ابا داشت. در میانه مسیر، زمانی که شروط ده‌گانه ایران به عنوان «خط قرمز» مذاکرات تعیین شده بود، رژیم صهیونیستی تلاش کرد این چهارچوب را با نادیده گرفتن شروط ایران و مطرح کردن مذاکره مستقیم با دولت لبنان بشکند. اما جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت کامل اعلام کرد که از این شروط و مواضع اعلام‌شده خود کوتاه نخواهد آمد. اصرار ایران بر این نکته که «هیچ توافقی بدون حضور محور مقاومت در چهارچوب کلی حل مسائل منطقه» شکل نمی‌گیرد، موجب شد که در نهایت، آمریکا به‌عنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی، ناچار به پذیرش شود و تل‌آویو نیز آتش‌بس را برقرار کند.
طرف مقابل به این درک رسید که از نگاه جمهوری اسلامی ایران، مسائل منطقه در یک چهارچوب کلی و یکپارچه حل‌وفصل می‌شود. این چهارچوب شامل امنیت لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین در کنار منافع ملی ایران است. در این بین یکی از اتفاقات بسیار مهم در عرصه آتش‌بس حمایت عربستان سعودی از پیشنهاد ایران در لبنان بود. این موضع‌گیری را باید در کنار تحولات بزرگ‌تری دید. این موضع، تغییری آشکار در رویکرد پیشین ریاض است که پیش از این، تمایل چندانی به پذیرش نقش ایران در این چهارچوب منطقه نداشت با اینکه عربستان در عمل پذیرفته است که مسائل منطقه‌ای باید در چهارچوب همکاری کشورهای منطقه حل شود. همچنین دولت لبنان نیز که پیشتر خواهان مذاکره جداگانه بود، در عمل ناچار شد این چهارچوب را بپذیرد. این هم‌گرایی نوظهور، یک گام درست و هوشمندانه در جهت ثبات منطقه است. در این فضا گام بعدی پی‌ریزی نظم آینده منطقه در راستای ممانعت از دخالت بیگانگان (به‌ویژه آمریکا و ناتو) در امور منطقه و عدم تعارض و تجاوز به کشورهای منطقه است. این خواسته در دسته هسته سخت شروط ایران است. 
آمریکا باید بپذیرد که دوران فرماندهی امنیتی آن در غرب آسیا به پایان رسیده است. این موضوع می‌تواند در قالب یک «طرح جامع امنیتی منطقه‌ای» تدوین شود که در آن، همه کشورهای منطقه در سرنوشت خود سهیم باشند و تصمیم‌گیری‌های امنیتی بدون حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای صورت گیرد. خواسته دوم جلوگیری از سوءاستفاده رژیم صهیونیستی از موقعیت و عدم دخالت آن در امور منطقه‌ای است. جالب آنکه این خواسته ایران، با اتفاق نظر اکثر کشورهای منطقه از جمله پاکستان، عربستان، ترکیه و دیگر کشورهای عربی مواجه است. هیچ کشوری در منطقه به دنبال جولان‌دادن نامحدود به رژیم صهیونیستی نیست. جلوگیری از توسعه‌طلبی‌های تل‌آویو و نقش‌آفرینی‌های مداخله‌جویانه آن، نقطه اشتراک همه کشورهای منطقه است. با تحقق این دو خواسته، در عمل توهماتی مثل پروژه «اسرائیل بزرگ» که آرزوی دیرینه آمریکا و رژیم صهیونیستی بود، با شکستی کامل مواجه خواهد شد. زیرا این پروژه تنها در سایه دخالت نظامی و امنیتی آمریکا و بلامانع بودن تجاوزات رژیم صهیونیستی معنا پیدا می‌کرد. 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست