انسداد تنگه هرمز و گذار از شوک انرژی به بحران ساختاری امنیت غذایی جهانی

آرش رئیسی‌نژاد

آرش رئیسی‌نژاد

سیاست

150363
انسداد تنگه هرمز و گذار از شوک انرژی به بحران ساختاری امنیت غذایی جهانی

آنچه در حال شکل‌گیری است یک حلقه بازخوردی کامل و به‌هم‌پیوسته در اقتصاد جهانی است. انسداد تنگه هرمز ابتدا به شوک هم‌زمان در بازار انرژی و کود منجر شده و این شوک از طریق افزایش هزینه نهاده‌ها به کاهش تدریجی تولید کشاورزی در چرخه‌های کشت آینده منتقل می‌شود.

آرش رئیسی‌نژاد، پژوهشگر و استاد میهمان دانشگاه هاروارد: کاهش تولید کشاورزی در ماه‌های بعد به تورم غذایی در سطح جهانی تبدیل خواهد شد و این تورم، بانک‌های مرکزی را به سمت سیاست‌های پولی انقباضی و افزایش نرخ بهره سوق می‌دهد.

در تحلیل تحولات ۵۰ روز اخیر، انسداد تنگه هرمز دیگر در سطح یک سناریوی ژئوپلیتیکی قابل‌بحث قرار ندارد، بلکه به‌عنوان یک اختلال بالفعل در زیرساخت‌های تجارت جهانی انرژی و نهاده‌های کشاورزی باید در نظر گرفته شود؛ اختلالی که اثر آن از سطح جریان نفت فراتر رفته و مستقیماً به قلب نظام تولید جهانی غذا، یعنی بازار کود، منتقل شده است. اهمیت این نکته در این است که هرمز نه فقط مسیر صادرات انرژی، بلکه شاهراه اصلی انتقال اوره، آمونیاک، گوگرد، اسید فسفریک و خوراک گازی تولید کودهای نیتروژنی و فسفاته است؛ به‌طوری که حدود نیمی از تجارت جهانی گوگرد و بیش از یک‌چهارم تجارت جهانی کودهای نیتروژنی به این گلوگاه وابسته است. بنابراین انسداد آن یک شوک هم‌زمان به انرژی و «ورودی‌های بیولوژیک تولید غذا» ایجاد کرده است اما نکته کلیدی در فهم این بحران، تغییر کانون از انرژی به کود است.

افزایش قیمت نفت و LNG تنها لایه سطحی بحران است؛ لایه عمیق‌تر در این واقعیت نهفته است که تولید کشاورزی مدرن به‌شدت به مصرف زمان‌بندی‌شده کود در پنجره‌های محدود کاشت وابسته است. به‌محض اختلال در هرمز، قیمت جهانی کودهای نیتروژنی و فسفاته افزایش یافته و نااطمینانی عرضه ایجاد شده است، و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که شوک انرژی به شوک غذایی تبدیل می‌شود. برخلاف نفت که قابلیت ذخیره‌سازی و جایگزینی مسیر دارد، کود یک نهاده «زمان‌حساس و غیرقابل‌جایگزینی در کوتاه‌مدت» است؛ اگر در لحظه مناسب مصرف نشود، بازده تولید به‌طور دائمی کاهش می‌یابد.

در نتیجه، واکنش اولیه سیستم کشاورزی در سطح جهانی نه کاهش سطح زیرکشت، بلکه کاهش شدت مصرف کود در هر هکتار بوده است؛ رفتاری که از نظر اقتصادی عقلانی است اما از نظر بیوفیزیکی بحران‌زا است. این همان نقطه‌ای است که داده‌های موجود اهمیت پیدا می‌کند: در ایالات متحده، با وجود اینکه ۹۷ تا ۹۹ درصد تولید ذرت وابسته به نیتروژن است، و حدود ۱۸ درصد از کشاورزان در معرض زنجیره تأمین خلیج فارس قرار دارند، افزایش ۱۸ تا ۴۶ درصدی قیمت کود باعث شده مصرف واقعی به حدود ۷۵ درصد سطح معمول کاهش یابد؛ این کاهش به‌طور موقت شوک را جذب می‌کند اما در واقع یک «کمبود عملکرد پنهان» ایجاد می‌کند که در برداشت‌های سپتامبر تا نوامبر آشکار خواهد شد. در فسفات‌ها(DAP/MAP) که حدود ۸۰ درصد کشاورزان به آن وابسته‌اند، افزایش بیش از ۳۵ درصدی قیمت به دلیل حساسیت بالای این نهاده در رشد اولیه، مستقیماً ظرفیت تولید ذرت را در مرحله کاشت آوریل–مه تضعیف کرده است؛ این یعنی شوک نه فقط قیمتی، بلکه بیولوژیک است.

در آمریکای لاتین، مکانیسم از این هم ساختاری‌تر است. با حدود ۸۵درصد نرخ مصرف کود و وابستگی ۲۵ تا ۳۰ درصدی به زنجیره خلیج فارس، افزایش ۲۵ تا ۴۵ درصدی قیمت کود باعث شده بخشی از «کشت دوم ذرت» اساساً انجام نشود. اینجا نقطه مهم تحلیل است: برخلاف آمریکا که اثر در بهره‌وری پنهان می‌شود، در آمریکای لاتین اثر به‌صورت «حذف تولید» ظاهر شده است، زیرا پنجره زمانی کشت دوم غیرقابل بازگشت است. بنابراین کاهش عرضه در سه‌ماهه سوم و چهارم نه یک پیش‌بینی، بلکه یک واقعیت از پیش تثبیت‌شده در ساختار تولید است. این کاهش مستقیماً به بازار جهانی خوراک دام و سپس به قیمت گوشت، مرغ و لبنیات منتقل می‌شود.
در هند، شدت وابستگی به اوره در سیستم برنج (۹۰ تا ۹۵ درصد) باعث شده شوک قیمت به یک مسئله امنیت غذایی تبدیل شود. اگرچه یارانه‌ها بخشی از فشار اولیه را جذب می‌کنند، اما نیاز به تأمین حدود ۲.۵ میلیون تن اوره نشان می‌دهد که بازار جهانی در حال کشیده شدن به سمت کمبود ساختاری است. در صورت ناتوانی در تثبیت عرضه، کاهش عملکرد برنج اجتناب‌ناپذیر خواهد بود و این شوک مستقیماً به کشورهای واردکننده در آسیا و آفریقا منتقل می‌شود.

در اروپا، مکانیسم انتقال بحران عمدتاً از مسیر انرژی شکل گرفته است. افزایش قیمت LNG که ناشی از انسداد تنگه هرمز است، هزینه تولید کودهای نیتروژنی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده و در نتیجه قیمت این نهاده در بازارهای اروپایی در بازه‌ای حدود ۳۰ تا ۵۸ درصد رشد کرده است. این افزایش هزینه تولید، به‌طور مستقیم بر تصمیمات کشاورزان در فصل حساس مصرف نهاده اثر گذاشته است، به‌گونه‌ای که در دوره حیاتی رشد گیاهان یعنی ماه‌های مارس تا مه، مصرف نیتروژن کاهش یافته است. کاهش مصرف نهاده در این بازه زمانی به‌صورت مستقیم به افت عملکرد محصولات زراعی، به‌ویژه گندم، منجر خواهد شد که اثر آن در زمان برداشت‌های ژوئیه تا اوت آشکار می‌شود. در نتیجه، یک توالی زمانی مشخص در اقتصاد کشاورزی اروپا شکل گرفته است که در آن شوک انرژی در لحظه وقوع، به افزایش هزینه نهاده در فصل بهار تبدیل می‌شود و این افزایش هزینه در نهایت خود را به‌صورت کاهش تولید در فصل تابستان نشان می‌دهد و در آفریقا، وضعیت به نقطه بحرانی انسانی نزدیک می‌شود.

از آنجا که مصرف کود از ابتدا زیر سطح بهینه است و هیچ بافر اقتصادی وجود ندارد، افزایش ۴۰ تا ۷۰ درصدی قیمت به‌طور مستقیم به کاهش مصرف و سقوط بهره‌وری منجر می‌شود. اینجا دیگر بحث تعدیل تولید نیست، بلکه بحث کاهش مستقیم امنیت غذایی است. در سطح ساختاری، مهم‌ترین لایه بحران در بازار جهانی گوگرد و اسید فسفریک رخ می‌دهد. حدود نیمی از تجارت جهانی گوگرد به هرمز وابسته است و افزایش قیمت آن، همراه با افزایش هزینه اسید فسفریک، کل زنجیره تولید کودهای فسفاته را در جهان تحت فشار قرار داده است. این همان نقطه‌ای است که بحران از یک اختلال منطقه‌ای به یک شوک سیستم قیمت جهانی تبدیل می‌شود: حتی کشورهایی که مستقیماً به خلیج فارس وابسته نیستند، از طریق افزایش قیمت جهانی نهاده‌ها آسیب می‌بینند. این مکانیسم، یک «شوک دومینویی قیمتی» ایجاد می‌کند که کل منحنی هزینه تولید غذا را به سمت بالا منتقل می‌کند.

از این نقطه به بعد، رابطه علّی بحران باید نه به‌عنوان مجموعه‌ای از مراحل جداگانه، بلکه به‌صورت یک مسیر پیوسته و به‌هم‌پیوسته درک شود. انسداد تنگه هرمزبه ‌سرعت به بازار کود منتقل شده و جهش قیمت کود را در سطح جهانی ایجاد کرده است. افزایش قیمت کود، تصمیمات تولیدی کشاورزان را تحت فشار قرار داده و به کاهش شدت مصرف نهاده در واحد سطح انجامیده است. این کاهش مصرف نهاده به افت بهره‌وری در تولید کشاورزی منجر شده و در ادامه، عرضه واقعی غذا در بازارهای جهانی کاهش یافته است. با توجه به ماهیت چرخه‌های کشاورزی و وابستگی آن‌ها به پنجره‌های زمانی کاشت و برداشت، اثر کامل این تحولات بلافاصله قابل مشاهده نیست و در ماه‌های آینده خود را به‌صورت تدریجی در بازارهای جهانی نشان خواهد داد. در نهایت، کاهش عرضه نیز به افزایش قیمت جهانی مواد غذایی انجامیده و این افزایش قیمت به‌تدریج در شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) منعکس شده است. در ادامه، تغییر در سطح عمومی قیمت‌ها به بازتنظیم انتظارات تورمی در اقتصاد جهانی منجر شده است. این فرآیند ماهیت خطی ساده ندارد، بلکه ساختاری تقویتی و بازخوردی دارد، به این معنا که هر مرحله نه‌تنها پیامد مرحله قبل است، بلکه به‌طور هم‌زمان فشار را به مراحل پیشین نیز بازمی‌گرداند و آن‌ها را تشدید می‌کند.

در نتیجه، تورم جهانی که اکنون در حال شکل‌گیری است، صرفاً یک تورم کالایی نیست، بلکه یک تورم ساختاری ناشی از اختلال در ظرفیت تولید غذا است. برخلاف شوک‌های نفتی کلاسیک که از طریق جایگزینی عرضه یا کاهش تقاضا تعدیل می‌شوند، شوک کشاورزی ناشی از هرمز ماهیتاً غیرقابل‌برگشت در کوتاه‌مدت است، زیرا به چرخه‌های بیولوژیک وابسته است. در واکنش به این تورم، بانک‌های مرکزی ناگزیر به افزایش نرخ بهره یا حفظ سیاست‌های انقباضی شده‌اند، حتی با وجود اینکه منشأ بحران کاملاً عرضه‌محور است. اینجا یک خطای ساختاری سیاستی شکل می‌گیرد: ابزار پولی برای حل بحران قیمتی ناشی از عرضه به کار گرفته می‌شود. نتیجه آن، فشار مضاعف بر رشد جهانی، افزایش هزینه بدهی دولت‌ها، خروج سرمایه از اقتصادهای نوظهور و افزایش نوسانات بازارهای مالی است.

در نهایت، آنچه در حال شکل‌گیری است یک حلقه بازخوردی کامل و به‌هم‌پیوسته در اقتصاد جهانی است. انسداد تنگه هرمز ابتدا به شوک هم‌زمان در بازار انرژی و کود منجر شده و این شوک از طریق افزایش هزینه نهاده‌ها به کاهش تدریجی تولید کشاورزی در چرخه‌های کشت آینده منتقل می‌شود. کاهش تولید کشاورزی در ماه‌های بعد به تورم غذایی در سطح جهانی تبدیل خواهد شد و این تورم، بانک‌های مرکزی را به سمت سیاست‌های پولی انقباضی و افزایش نرخ بهره سوق می‌دهد. سیاست‌های انقباضی ممکن است با کاهش سرمایه‌گذاری، هم در بخش‌های تولیدی و هم در زنجیره تأمین کشاورزی، ظرفیت تولید آینده را محدود کرده و در نتیجه کمبود عرضه را در دوره‌های بعدی تشدید می‌کند. این چرخه نشان می‌دهد که هرمز دیگر صرفاً یک گلوگاه انرژی نیست، بلکه به یک گلوگاه هم‌زمان انرژی–غذا–مالی تبدیل شده است که آثار آن با تأخیر زمانی اما با شدت فزاینده در ماه‌ها و فصل‌های آینده در کل اقتصاد جهانی در حال آشکار شدن است.


انتهای پیام/
منبع: ایرنا
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست