«ایران» حذف هزینههای غیرضروری در رشتههای ورزشی را بررسی میکند
قطار ورزش روی ریل مدیریت هوشمند
ورزش
150483
در شرایط خاص مثل جنگ، مدیریت بهینه منابع یک ضرورت انکارناپذیر است. حوزه ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست. در چنین وضعیتی، «کیفیسازی» بهعنوان یکی از رویکردهای راهبردی در کنترل هزینهها، میتواند نقش تعیینکنندهای در حفظ پویایی ورزش ایفا کند؛ رویکردی که به جای گسترش کمی و پرهزینه فعالیتها، بر ارتقای کیفیت، اثربخشی و اولویتبندی منابع تأکید دارد.
سینا حسینی، گروه ورزشی: کارشناسان ورزش بر این باورند که نقش مدیران در نهادینهسازی الگوهای استاندارد مصرف منابع، بسیار کلیدی است. بهرهگیری از روشهای علمی در برنامهریزی و تخصیصبودجه، میتواند مسیر عبور از چالشهای اقتصادی را هموار کرده و از بروز رفتارهای غیرمنطقی در هزینهکرد جلوگیری کند. در واقع، مدیریت کارآمد نهتنها به معنای کاهش هزینهها، بلکه به مفهوم هدایت هوشمندانه منابع به سمت اهداف اولویتدار است.
در برهه کنونی که ورزش ایران با پیامدهای اقتصادی ناشی از شرایط خاص مواجه است، یکی از راهکارهای منطقی، بازنگری در تقویم مسابقات و پرهیز از برگزاری رقابتهای غیرضروری است؛ رویدادهایی که آورده فنی، اقتصادی یا اجتماعی قابلتوجهی ندارند اما هزینههای قابلملاحظهای را تحمیل میکنند. تجربه تاریخی نیز نشان میدهد که بسیاری از کشورها در شرایط جنگی، چنین تصمیماتی را اتخاذ کردهاند. برای نمونه، در جریان جنگ یوگسلاوی، لیگ فوتبال این کشور در سال ۱۹۹۹ نیمهتمام باقی ماند.همچنین در خلال جنگ جهانی دوم، از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۴ در آلمان، رقابتهای ورزشی این کشور بهصورت کامل برگزار نشد. پیشتر از آن نیز در دوران جنگ جهانی اول، فصل ۱۹۱۴-۱۹۱۵ رقابتهای ورزشی ایتالیا ناتمام ماند. این نمونهها نشان میدهد که تعلیق یا تعدیل فعالیتهای ورزشی، نهتنها امری بیسابقه نیست، بلکه راهکاری پذیرفتهشده برای مدیریت منابع در شرایط خاص است.
در این میان، تجربه ژاپن نیز در خلال جنگ جهانی دوم قابل توجه است. با تشدید شرایط جنگی، بسیاری از فعالیتهای ورزشی و حرفهای در این کشور به حالت تعلیق درآمد یا بهشدت محدود شد. لیگهای حرفهای و رقابتهای سازمانیافته در عمل تحتالشعاع نیازهای جنگی قرار گرفتند و بخش قابلتوجهی از نیروی انسانی-از جمله ورزشکاران-به خدمت نظامی فراخوانده شدند. حتی ورزشهایی مانند بیسبال که از محبوبیت بالایی در ژاپن برخوردار بودند، در مقاطعی با محدودیتهای جدی مواجه شدند و بسیاری از مسابقات لغو یا با حداقل امکانات برگزار شد. این تغییر رویکرد، بخشی از سیاست کلان دولت ژاپن برای تمرکز منابع بر نیازهای حیاتی جنگ و کاهش هزینههای غیرضروری بود.
براین اساس، به نظر میرسد تعلیق موقت لیگهای ورزشی در ایران-در صورت نبود توجیه فنی و اقتصادی-میتواند تصمیمی منطقی و مبتنی بر تجربههای جهانی باشد. این اقدام، فرصتی برای بازتوزیع منابع به سمت حوزههای ضروریتر، از جمله حمایت از تیمهای ملی، توسعه زیرساختهای پایه و حفظ آمادگی ورزشکاران در میادین بینالمللی فراهم میآورد.
مدیریت هزینه به معنای کاهش فعالیتها نیست، بلکه به مفهوم «اولویتبندی هوشمندانه» است. اگر این رویکرد با برنامهریزی دقیق و نگاه بلندمدت همراه شود، نهتنها آسیبی به ورزش وارد نخواهد شد، بلکه میتواند زمینهساز ارتقای کیفیت، افزایش بهرهوری و حتی تقویت نشاط اجتماعی و افتخارآفرینی در عرصههای جهانی
باشد.
عباس ترابیان، مدیر سازمان فوتبال استقلال در گفتوگو با «ایران»:
ورزش ایران هم باید مثل ژاپن مسیر توسعه را دنبال کند/ عبور از وضعیت فعلی مستلزم تحمل یک دوره دشوار است
مهری رنجبر/ عباس ترابیان، مدیر سازمان فوتبال باشگاه استقلال، معتقد است شرایط جنگی باشگاههای ورزشی را در چرخه اقتصادی با چالشهای بزرگی مواجه کرده است. به باور او، ورزش که ارتباط مستقیمی با سلامت جامعه دارد، بدون تردید برای دولت از اهمیت ویژهای برخوردار است و به همین دلیل بودجه آن نیز در زمره بودجههای مهم کشور قرار میگیرد. ترابیان همچنین بر این نکته تأکید میکند که الگوبرداری از برخی کشورها لزوماً نمیتواند گرهگشای مشکلات ورزش ایران باشد؛ چراکه شرایط ایران با سایر کشورها متفاوت است.
اگر در شرایط جنگی بودجه ورزش از اولویتهای دولت خارج شود، سرنوشت باشگاههای ورزشی چه خواهد شد؟
دولت درباره حذف یا تداوم اعتبار ورزش در بودجه تصمیمگیری و این تصمیم را بر اساس سیاستها، شرایط کشور و آیندهنگریهای خود اتخاذ میکند. نباید فراموش کرد که بودجه ورزش از مهمترین بخشهای بودجهای جامعه است، زیرا با سلامت عمومی و حتی کاهش بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی ارتباط دارد. بنابراین دولت با در نظر گرفتن مجموعه شرایط کشور به این حوزه نگاه میکند.
آیا سرنوشت باشگاهها تحتتأثیر قرار میگیرد؟
باشگاهها باید از بودجه دولتی مستقل باشند و با منابع مالی خصوصی اداره شوند. با این حال، برخی باشگاهها همچنان از بودجه نهادهای دولتی بهره میبرند که در شرایط کنونی، پیشبینیهای مالی آنها محقق نشده و با مشکلاتی مواجه شدهاند. از سوی دیگر، باشگاههای خصوصی نیز ناگزیر تحتتأثیر تحولات اقتصادی کشور قرار میگیرند؛ تحولات اقتصادی میتواند برای آنها، هم فرصتساز باشد و هم محدودکننده. بهعنوان مثال، باشگاهی که بر اساس برنامهریزیهای خود قراردادهایی منعقد و روی حمایت اسپانسرها حساب کرده، ممکن است با شروع جنگ و با توقف فعالیتهای اقتصادی حامیان مالی، با کمبود منابع مواجه شود. در این میان، بازیکنان نیز که بر درآمدهای قراردادی خود برای تأمین زندگی حساب کردهاند، بهسختی حاضر به چشمپوشی از حقوق خود خواهند بود.
آیا در این شرایط، صرفهجویی به اولویت باشگاهها تبدیل میشود؟
صرفهجویی زمانی معنا پیدا میکند که رقابتی در کار نباشد. در حالی که در لیگ، تیمها در رقابتی فشرده به دنبال برتری هستند و نمیتوان از یک تیم انتظار داشت صرفهجویی کند و البته سایر رقبا هم چنین نمیکنند. همین مسأله تصمیمگیری برای فدراسیون را نیز دشوار کرده، بهگونهای که تعیینتکلیف مسابقات زمانبر شده، چراکه زیرساختها و شرایط لازم مهیا نبوده است. از سوی دیگر، تیم ملی برای کشور اهمیت ویژهای دارد و حضور موفق در جام جهانی یک هدف مهم محسوب میشود، اما وضعیت لیگ با تأخیر و بلاتکلیفی همراه بوده است. این تضاد میان اولویتهای فدراسیون و باشگاهها، از پیامدهای شرایط جنگی است که بهطور کامل نیز قابل پیشبینی نبوده است.
با توجه به تأثیر جنگ بر قرارداد مربیان و بازیکنان خارجی، آیا باشگاهها ناچار به استفاده بیشتر از بازیکنان داخلی میشوند؟
در فوتبال، رقابت حرف اول را میزند. همه تیمها به دنبال جذب بهترین بازیکنان هستند؛ این موضوع نهتنها در ایران، بلکه در سراسر جهان صدق میکند. حتی در لیگهای برتر اروپا نیز تیمها ترجیح میدهند از بازیکنان خارجی، از جمله برزیلی یا آسیایی بهره ببرند. در برخی پستهای تخصصی، جذب بازیکن خارجی اجتنابناپذیر است، هرچند ایران نیز از بازیکنان باکیفیت برخوردار است که در صورت فراهم شدن فرصت، میتوانند عملکرد مطلوبی داشته باشند.
آیا در این شرایط، قراردادها واقعیتر میشوند؟
در باشگاه استقلال، قراردادها شفاف و واقعی است و تحت نظارت نهادهای مختلف قرار دارد. حتی میتوان گفت میزان پرداختها در این باشگاه نسبت به بسیاری از رقبا بهروزتر است. با این حال، تأثیر این موضوع بر نتایج رقابتی، قابل پیشبینی و قطعی نیست.
آیا نیمهتمام ماندن لیگ میتواند به کاهش هزینهها کمک کند؟
خیر. باشگاهها همچنان موظف به پرداخت حقوق بازیکنان، کادر فنی و کارکنان خود هستند. در واقع هزینهها متوقف نمیشود، بلکه تنها روند فعالیتها با وقفه و سردرگمی همراه
میشود.
آیا باشگاههای دولتی در این شرایط امکان جذب اسپانسر خصوصی دارند؟
در شرایط فعلی، این امر دشوار به نظر میرسد؛ زیرا بخش خصوصی نیز برای سرمایهگذاری نیازمند ثبات و رشد اقتصادی است، در حالی که در وضعیت جنگی، فعالیتهای اقتصادی با رکود مواجه و به همین دلیل برنامهریزی بلندمدت در این حوزه به پس از پایان جنگ و بازگشت ثبات موکول میشود.
الگوبرداری از تجربه کشورهایی مانند ژاپن و آلمان پس از جنگ تا چه حد میتواند مؤثر باشد؟
شرایط ایران با این کشورها تفاوتهای اساسی دارد؛ هم از نظر نوع آسیبها و هم زمانبندی بازسازی. هرچند آن کشورها نیز دورههای دشواری را پشت سر گذاشتند و به شکوفایی رسیدند، اما مسیر آنها لزوماً قابل تکرار نیست. برای نمونه، ژاپن پس از جنگ جهانی دوم با تغییر رویکردهای کلان، مسیر توسعه اقتصادی را در پیش گرفت.ایران نیز باید با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، روحیه ملی و تلاش مستمر، مسیر بازسازی و پیشرفت را
طی کند.
آیا عبور از این شرایط بدون طی کردن دوره سختی ممکن است؟
بدون تردید عبور از وضعیت فعلی مستلزم تحمل یک دوره دشوار است.
مشکلات موجود ویژگیهای خاص خود را دارند و با چالشهای سایر کشورها متفاوتاند؛ بنابراین راهحلها نیز باید متناسب با شرایط بومی طراحی
و اجرا شوند.
مهدیزاده، عضو کمیسیون ورزشکاران کمیته ملی المپیک در گفتوگو با «ایران»:
حالا وقت حرکت به سمت خصوصیسازی ورزش است
پریسا غفاری/ امیر مهدیزاده، عضو کمیسیون ورزشکاران کمیته ملی المپیک، معتقد است دولت و مجلس باید حمایت از ورزشکاران در میادین بینالمللی را در زمره اولویتهای اصلی خود قرار دهند؛ همانگونه که رئیسجمهوری نیز در دیدار با مدیران ورزشی بر آن تأکید کرده است. به باور او، ورزشکاران میتوانند نماد غرور و ایستادگی ملت ایران باشند. البته در این مسیر، حذف هزینههای غیرضروری امری اجتنابناپذیر است و باید هرچه سریعتر عملی شود.
او با اشاره به خسارات ناشی از تجاوز دشمن به خاک ایران و تأثیر آن بر اولویتهای کشور میگوید:«طبیعی است که در شرایط پساجنگ بازسازی اماکن آسیبدیده کشور مهمتر از هر موضوع دیگری است و تمرکز به سمت تأمین نیازهای عمومی و بازسازی سوق پیدا میکند. اما پس از جنگ، ورزش اهمیتی دوچندان مییابد؛ چرا که یکی از آسانترین و مؤثرترین راهها برای برافراشته شدن پرچم کشور و نمایش اقتدار ایران، حضور موفق در میادین ورزشی است.
در هفتههای اخیر نیز با قهرمانی تیمهای کشتی فرنگی و آزاد در آسیا و نایبقهرمانی تکواندوکاران نوجوان در جهان، به جهانیان و سیاستگذاران بینالمللی نشان دادیم در عرصه رقابتهای ورزشی نیز پیروزیم؛ چرا که ورزش، بازوی محرک جامعه است.» دارنده دو مدال طلای جهان، وابستگی باشگاهها به بودجه نهادهای دولتی را در سال جاری چالشبرانگیز میداند و میگوید:«با توجه به اینکه فوتبال دارای چرخه مالی گستردهای است و بهعنوان یک صنعت شناخته میشود، طبیعی است که بازیکنان آن از قراردادهای مالی بالایی برخوردار باشند.
در چنین شرایطی، آسیب به صنایع کلیدی کشور مانند فولاد مبارکه، آلومینیوم اراک و پتروشیمیها میتواند لیگ فوتبال را نیز با مشکل مواجه کند. مطمئناً اگر در سالهای گذشته، حق پخش تلویزیونی و امتیازهایی مانند معافیتهای مالیاتی به بخش خصوصی واگذار میشد، اکنون ورزش تا حد زیادی از وابستگی به دولت رها شده بود. با وجود این تأخیرها، اکنون زمان حرکت به سوی خصوصیسازی واقعی این مجموعهها فرا رسیده است تا با صرفهجویی در منابع دولتی، امکان اختصاص این منابع به بازسازی کشور فراهم شود.» مهدیزاده در ادامه توضیح میدهد:«در سال جاری رویدادهای مهمی پیشرو است و اگر مسئولان تصمیم به کاهش اعزامها و حضور در این رقابتها بگیرند، بیشترین آسیب متوجه رشتههای انفرادی خواهد شد. این روند میتواند به کاهش امکانات و در نهایت خروج قهرمانان این رشتهها از ورزش منجر شود. امیدوارم دولت با وضع قوانینی، زمینه اعطای معافیتهای ویژه به کارخانهها را فراهم کند تا از طریق حمایتهای اقتصادی، سرانه ورزشی کشور حفظ شود.»
درخشان، پیشکسوت فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
برای توسعه ورزش باید به بخش خصوصی اعتماد کرد
حمید درخشان، کارشناس فوتبال، در گفتوگو با «ایران» با اشاره به شرایط اقتصادی ورزش ایران در دوران پساجنگ میگوید: «با ورود بخش خصوصی، هم میتوان به کمک دولت آمد و هم هزینهها را بهصورت بهینه مدیریت کرد.»
او با یادآوری ضرورت بازسازی کشور و اینکه در چنین شرایطی ورزش نمیتواند در اولویت اول قرار گیرد، میگوید: «ابتدا باید ثبات به کشور بازگردد و مهمتر از همه، آرامش مردم تأمین شود تا بتوان درباره ورزش تصمیمگیریهای تازه انجام داد. در حال حاضر امکان اجرای تصمیمها فراهم نیست. برای مثال، برگزاری لیگ فوتبال بهدلیل حضور تماشاگران و ضرورت تأمین امنیت آنها، شرایط خاصی میطلبد که فعلاً مهیا نیست و باید از ادامه آن خودداری کرد. وقتی فوتبال پرمخاطب در بلاتکلیفی است، چگونه میتوان برای سایر رشتهها برنامهریزی کرد؟»
مربی پیشین تیم ملی، وابستگی ورزش به بودجههای دولتی را یکی از آسیبهای جدی این حوزه میداند و در این خصوص توضیح میدهد: «سالهاست پیشکسوتان و حتی وزارت ورزش بر خصوصیسازی باشگاهها و جدا شدن ورزش از بدنه دولت تأکید دارند، اما این هدف هنوز محقق نشده است.در چنین شرایطی، بویژه در زمان بحران، این ضعف بیش از پیش خود را نشان میدهد؛چراکه با آسیب دیدن صنایع و مجموعههای تحت حمایت دولت، ورزش نیز بیشترین لطمه را میخورد. بهاحتمال زیاد، در فصل پیشرو برگزاری مسابقات با دشواریهای فراوانی همراه خواهد بود و حتی ممکن است برخی نهادها از تیمداری صرفنظر کنند. ما سالهاست هشدار میدهیم که فوتبال باید از ساختار دولتی خارج شود.»
درخشان در عین حال راهکارهایی برای تداوم فعالیتهای ورزشی ارائه میدهد و میگوید: «باید به سرمایهگذاران بزرگ میدان داده شود تا با ورود به ورزش، هم فرصتهای اقتصادی برای خود ایجاد کنند و هم برندشان را در ایران و عرصه بینالمللی توسعه دهند. دولت نیز میتواند با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، تقویت روحیه ملی و تلاش مستمر، مسیر بازسازی و پیشرفت را هموار کند.»
او همچنین بر ضرورت کاهش هزینههای غیرضروری در ورزش میگوید: «وقتی ورزش از زیر چتر دولت خارج شود، برای هر هزینه، کار کارشناسی انجام میشود تا مشخص شود این هزینه تا چه اندازه بهینه است. در چنین شرایطی، جذب مربی یا بازیکن خارجی نیز بر اساس محاسبات دقیق صورت میگیرد و مدیران باشگاهها دیگر بیمحابا هزینه نمیکنند. نتیجه این روند، بهرهبرداری بهتر و کارآمدتر از ظرفیتهای فوتبال خواهد بود.»
درآمدزایی در دستورکار فدراسیونها قرار گیرد
حمید عزیزی
رئیس فدراسیون گلف
با توجه به خسارتهای گسترده ناشی از جنگ تحمیلی، منطق حکم میکند که وابستگی ورزش به منابع دولتی هرچه سریعتر کاهش یابد تا روند بازسازی اماکن آسیبدیده شتاب گیرد. البته این بههیچوجه به معنای خارج کردن ورزش از اولویتهای دولت نیست؛ بلکه باید با مدیریت صحیح منابع و حرکت به سوی صرفهجویی، بهرهوری را افزایش داد.
بهراستی کدام عامل، جز ورزش، میتواند ارزانترین و درعینحال مؤثرترین راه برای بازسازی روحی و روانی جامعه، تقویت همبستگی، برانگیختن غرور ملی و تحکیم اتحاد و انسجام حاکمیت باشد؟
در حوزه باشگاهها و فدراسیونها نیز لازم است به سمت توانمندسازی اقتصادی حرکت کنیم. در شرایط کنونی، نمیتوان انتظار داشت دولت هزینههای مدیریت فدراسیونها و باشگاهها را نیز بر عهده گیرد. باید از این فرصت بهره ببریم و وابستگی ورزش به منابع دولتی را کاهش دهیم. نزدیک به ۱۵۰ سال است که ورزش از بودجه دولت تغذیه میکند؛ در این میان، باید پرسید نقش و کارکرد مدیران و رؤسای فدراسیونها در ایجاد ارزش افزوده برای کشور چیست؟
ضروری است با برنامهریزی دقیق و ارائه طرحهای عملیاتی، روی پای خود بایستیم. برای نمونه، اگر حق پخش تلویزیونی فدراسیون فوتبال بهصورت منصفانه و واقعی محاسبه و پرداخت شود، آیا همچنان نیازی به بودجههای دولتی باقی خواهد ماند؟
باید به تمامی فدراسیونها مأموریت داده شود که درآمدزایی را در دستورکار خود قرار دهند؛ این رویکرد باید کمیته ملی المپیک و پارالمپیک را نیز دربر گیرد. هیچ نهادی به اندازه این دو سازمان از شبکه ارتباطات داخلی و بینالمللی برخوردار نیست و به همین دلیل میتوانند نقش بسزایی در ایجاد درآمدهای پایدار ایفا کنند و خود را از اتکا به هزینههای میلیاردی بودجه کشور برهانند.
بر این باورم که اگر امکانات سختافزاری و نرمافزاری به صورت مطلوب در اختیار فدراسیونها قرار گیرد، فرآیند درآمدزایی به طور جدی محقق خواهد شد.
در نهایت، اقتصادیسازی فعالیتها در کشور ما یک رویکرد اساسی است و دولت باید آن را بهطور جدی حاکم کند؛ بهگونهای که ۵۳ فدراسیون، به همراه کمیته ملی المپیک و پارالمپیک، به سمت توانمندسازی حرکت کنند و سهم آنها از بودجه دولتی سالبهسال کاهش یابد تا در نهایت به صفر برسد.
انتهای پیام/