زبان اعجازآور

مروری بر کتاب زبان به مثابه معجزه: قرآن متن اصلی فرهنگ عربی نوشته نوید کرمانی

فرهنگ

150500
زبان اعجازآور

نوید کرمانی، جستارنویس، ناشر و نویسنده خوش ذوق ایرانی، سال ۱۹۶۷ در زیگن آلمان غربی و در خانواده‌ای ایرانی چشم به جهان گشود. او در رشته‌های شرق‌شناسی، فلسفه و تئاتر پژوهی به ترتیب در دانشگاه‌های کلن، قاهره و بن تحصیل کرد و این دانشِ اندوخته، قرینِ ذوق ادبی‌اش شد و او را مطالعات میان‌رشته‌ای توانمندتر کرد.

ملیحه احسانی‌نیک، مترجم کتاب: توجه نوید کرمانی در آثار ادبی‌‎اش بر تجربه‌های انسان در مواجهه با مرگ، زندگی روزانه، ادیان، موسیقی و جنسیت و در آثار پژوهشی‌ بر قرآن و عرفان اسلامی متمرکز است و تمامی این آثار به لطف ذوق ادبی و طبع شاعرانه او، با استقبال مخاطبان بسیاری از طیف‌های گوناگون روبه‌رو شده است. او در ۲۰۱۵ موفق به دریافت جایزه صلح اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان شد.
 
قرآن‌پژوهی با رویکرد متفاوت

نوید کرمانی در ۱۹۹۳ در دانشگاه بُن و زیر نظر اشتفان ویلد و مونیکا گرونکه پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود را درباره آراء نصر حامد ابوزید، قرآن‌پژوه مصری به‌پایان رساند. در ۱۹۹۸ رساله دکترای خود را در رشته شرق‌شناسی با عنوان «خدا زیباست» زیر نظر همان اساتید تدوین کرد. سال ۲۰۰۶ با نوشتن رساله «خدای هراس: عطار، ایوب و شورش متافیزیکی» به درجه استادی در رشته شرق‌شناسی نائل شد. از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ مدیریت بخش مدرنیته و اسلامِ مؤسسه مطالعات پیشرفته برلین را برعهده داشت. او اولین بار در ۲۰۰۳ با نوشتن کتاب «کشته‌شدگان نیل یانگ» به عنوان داستان‌نویس مطرح شد. پس از آن کتاب‌های متعددی نوشت که همچنان خواندنی و جالب‌توجه مخاطبان بود از جمله رمان بلند«نام ِ تو» و کتاب «ما کیست؟ آلمان و مسلمانانش» که در آن به مسأله هویت ملی و جایگاه مسلمانان در جامعه آلمان پرداخته و از امکان همزیستی سخن گفته است؛ همزیستی‌ای که نه بر انکار تفاوت، بلکه بر فهم متقابل استوار است.
نوید کرمانی در قرآن‌پژوهی رویکرد و شیوه خاص خود را دارد. او را نمی‌توان قرآن‌پژوه به معنای دقیق کلمه و به سبک و سیاق قرآن‌پژوهان نامدار معاصر همچون آنگلیکا نویورث، ‌آوری روبین یا نصرحامد ابوزید دانست. او در پژوهش‌های قرآنی‌اش از رویکردهای تاریخی و انتقادی فاصله می‌گیرد و به متن قرآن، همچون نثری ادبی می‌نگرد که در حوزه فرهنگی تمدن اسلامی پدید آمده است. این رویکرد وجه تمایز آثار نوید کرمانی از سایر قرآن‌پژوهان است. او با مدد گرفتن از ادبیات، هنر و فلسفه اروپایی و به بیانی دیگر ذخیره دانشی بشر، به سراغ منابع و متون اسلامی می‌رود و تلاش می‌کند با نگاهی نو و خوانشی نو از این منابع، رهاوردی برای مخاطبان امروزی به ارمغان آورد و فهمِ گفتمان دینی را در جامعه امروز اروپایی میسر کند. این نگاه نو در مهم‌ترین اثر کرمانی «خدا زیباست» جلوه ویژه‌ای دارد. او در این کتاب هم در مرز میان تجربه شخصی و تأملات الهیاتی حرکت می‌کند و می‌کوشد نشان دهد قرآن تنها متنی برای تفسیر فقهی یا تاریخی نیست، بلکه رخدادی زیباشناختی است؛ تجربه‌ای شنیداری و عاطفی که جان مخاطب را درمی‌نوردد.
این رویکرد منحصر به‌فرد، موقعیتی خاص برای نوید کرمانی در میان اسلام‌پژوهان غربی فراهم آورده است. رویکرد او تلفیقی است از پژوهش دانشگاهی، تجربه زیسته و حساسیت هنری. همین ترکیب سبب شده است که آثارش پلی میان جهان اسلام و اروپای معاصر بسازد و مخاطبان غیرمسلمان را نیز فراسوی هیاهوهای اسلام‌ستیزی در پای پیام انسانی این متن مقدس بنشاند و افق دیگری در برابر او بگشاید که در آن همزیستی مسالمت‌آمیز در سایه صلح و امنیت و اخلاق امکان‌پذیر است. از این رو آثار او علاوه بر مخاطبان خاص، به مذاق مخاطبان عام بسیاری خوش آمده است و در جامعه اروپایی با استقبال چشمگیری روبه‌رو شده است.
نگاهِ نو نوید کرمانی به متون اسلامی و بهره‌گیری او از ارزش‌های زیباشناختی و اخلاقی قرآن، ما را بر آن داشت تا اثری از او را ولو کوتاه به فارسی برگردانیم. ترجمه کتاب «خدا زیباست» شاید انتخاب مناسب‌تری می‌بود اگر پیش از این، اثر دیگری از نوید کرمانی ترجمه شده بود و مخاطب ایرانی با فضای ذهنی او آشنا شده بود. خوشبختانه جناب نوید کرمانی به سفارش مؤسسه «فُن‌تُبل» در زوریخ خلاصه‌ای از این اثر مهم را در حدود ۶۰ صفحه و با عنوان «زبان به مثابه معجزه: قرآن متن اصلی فرهنگ عربی» در ۲۰۰۹ منتشر کرد و راه ما را برای ترجمه آثارش به زبان فارسی هموار کرد. مخاطب این اثر غیرمسلمانان و غیرعرب‌زبان‌ها هستند و نوید کرمانی کوشیده تا با بهره‌گیری از شواهد ادبی و هنری و فلسفی غرب، فرهنگ عربی - اسلامی را برای مخاطب خود قابل لمس کند. با وجود این، ترجمه این اثر برای خواننده فارسی‌زبان خالی از لطف نیست؛ ظرایف و نکته‌سنجی‌ها و نگاه نو نوید کرمانی به مفاهیم و سننی که برای مردم درون این فرهنگ عادی و معمولی به نظر می‌رسد، جالب توجه است.
 
تمرکز بر ظرایف زبانی قرآنی


او در این کتاب مختصر کوشیده است جنبه‌هایی از قرآن، به‌عنوان متنی اصیل در فرهنگ عربی را پررنگ کند که پیش از آن کمتر مورد توجه مخاطب اروپایی و غیرآشنا به ظرایف زبانی قرآن بود. کرمانی به جهت آشنایی با فضای الهیات مسیحی و نیز شناخت کلام و فرهنگ اسلامی به خوبی توانسته است تمایز میان دو نظام الهیاتی را درک کند و با بیانی گیرا پیشِ روی مخاطب اروپایی بگذارد. مخاطبی که نه با زبان عربی دم‌خور است و از فصاحت و بلاغت و قابلیت‌های این زبان خبر دارد و نه با فضای فرهنگی مسلمانان آشنایی دارد. او با مدد گرفتن از ادبیات، فلسفه و هنر غربی که برای مخاطب اروپایی قابل درک است، تلاش کرده‌ حس مسلمانان را نسبت به این متن اصیل توضیح دهد. کرمانی به خوبی روی نکته‌ای انگشت گذاشته که از دید بسیاری از مخاطبان اروپایی مغفول مانده است. اینکه جایگاه قرآن در میان مسلمانان همانند جایگاه انجیل در میان مسیحیان نیست، بلکه بسیار فراتر از آن است و با جایگاه مسیح علیه‌السلام برابری می‌کند. به عبارتی دیگر محمد صلی‌الله علیه و آله و سلم بر خلاف انبیای پیش از خود معجزه‌ای بر صدق دعوی خود نیاورد. نه بیماری را شفا داد و نه روی آب راه رفت.

تنها معجزه‌ای که صدق گفتار او را تأیید می‌کرد، قرآن بود. کلامی که خاستگاهی الهی داشت و بر زبان او جاری شده بود و اساساً به جهت خواندنی بودن، قرآن نام گرفته   بود. درک این نکته در فهم موارد بسیاری که در فرهنگ و سنت اسلامی پیرامون این متن اصیل شکل گرفته، مؤثر است. از جمله نظریه‌های رایج پیرامون برتری زیباشناختی قرآن و اعجاز زیبایی‌شناسانه آن، اهمیت عربی بودن زبان قرآن، گروش (گرویدن) مسلمانان اولیه به اسلام به جهت زیبایی زبان قرآن، اهمیت تلاوت و قرائت قرآن با صوت و لحن در فرهنگ عربی و غنی شدن شعر عربی به یمن غنای ادبی متن قرآن.
ترجمه این کتابِ کوتاه و پرمغز خالی از دشواری نبود. نوید کرمانی مطالب «خدا زیباست» را در این کتاب در نهایت اختصار و بدون ذکر ارجاع‌ها و استنادهای علمی نقل کرده است. به همین جهت فهم منظور نویسنده و انتقال پیام آن به مخاطب فارسی زبان، مستلزم مراجعه مکرّر به کتاب مفصل او و رجوع به منابع و استنادهای آن بود. علاوه بر این نثر نوید کرمانی بسیار فاخر، ادبی و مملو از استعاره‌‌ها و اصطلاح‌ها و کنایه‌هایی بود که در ادبیات و فلسفه و فرهنگ آلمانی ریشه داشت و از این رو از تسلط او بر ادبیات آلمانی حکایت می‌کرد. این هم یکی دیگر از دشواری‌های ترجمه بود و مترجمان تمام تلاش و ذوق ادبی خود را به کار بستند تا از ارزش ادبی متن اصلی نکاهند و آن را در ترجمه فارسی انعکاس دهند.

از بلاغت قرآن تا گسترش اسلام

در نگاه اروپایی‌ها به تاریخ صدر اسلام، به عوامل اجتماعی و عقیدتی و از همه مهم‌تر تبلیغاتی و نظامی در موفقیت محمد (ص) توجه شده است؛ آنان کاریزما یا فرّه پیامبر را ستوده و به پیامِ برابری او اشاره کرده‌اند. اما در منابع اسلامی تصویر دیگری ترسیم و گفته شده که پیروزی اسلام بیش از همه به سبب نفوذ زبانی قرآن، تأثیر نابِ زیبایی‌شناسانه تلاوت آن بوده است. تازه در اینجا، یعنی در کتاب‌های تاریخ و تراجم و کلام و در نگاه امّت به تاریخ رستگاری خودشان، است که جدال پیامبر با شاعران شکل و شمایل نزاع ادبی نیز پیدا می‌کند. مطابق منابع کهن، بسیاری از اعراب به دلیل زیبایی آن به اسلام گرویدند.
ویژگی خاص گزارش‌های مربوط به تغییر دین در صدر اسلام بویژه آن هنگام روشن می‌شود که نظایر آنها را در ادیان دیگر جست‌وجو کنیم. پدیده گرویدن به دین اسلام بر مبنای دلایل زیبایی‌شناسانه،  در سده‌های متأخر بارها گزارش شده است، اما این امر در مسیحیت به ندرت یافت می‌شود. نه در اناجیل و نه در هیچ جای دیگری، گزارش‌های مشابه و از نظر تعداد قابل مقایسه با اسلام به ثبت نرسیده است.  
  از نظر مسلمانان، جذبه زیبایی‌شناختی برآمده از قرآن جزء سازنده سنّت اعتقادی و هویت عربی آنهاست. این نوع تفسیر و فهم جمعی از جذبه زیبایی‌شناختی - نه خودِ تجربه زیبایی‌شناختی- همان وجه خاص جهان اسلام است. «ص۲۵-۲۷»


انتهای پیام/
دیدگاه ها