چرا پیامدهای جهانی حمله آمریکا تا مدت‌ها بعد ادامه خواهد داشت؟

پس لرزه‌های استراتژیک جنگ با ایران

جهان

150678
پس لرزه‌های استراتژیک جنگ با ایران

از همان روزهای اول حمله آمریکا به ایران، بسیاری از تحلیلگران نسبت به تبعات این جنگ برای آمریکا و جهان هشدار داده بودند. حالا فیلیپ گوردون و ربکا لیسنر، دو دیپلمات آمریکایی در مقاله‌ای در نشریه فارن پالیسی به این موضوع پرداخته‌اند.

فیلیپ گوردون، هماهنگ کننده کاخ سفید در امور خاورمیانه در دولت اوباما/ ربکا لیسنر، عضو امنیت ملی کاخ سفید در دولت بایدن: گوردون، دیپلمات آمریکایی و پژوهشگر ارشد در مؤسسه بروکینگز است. او مشاور امنیت ملی کاخ سفید دردولت جو بایدن بود. او همچنین در دولت اوباما به عنوان هماهنگ‌کننده کاخ سفید در امور خاورمیانه و معاون وزیر امور خارجه برای امور اروپا و اوراسیا خدمت کرده است. ربکا لیسنر نیز در دولت بایدن به عنوان معاون دستیار رئیس‌جمهوری و معاون اصلی مشاور امنیت ملی معاون رئیس‌جمهور خدمت کرده است. آنها در این مقاله با اشاره به پیامدهای فوری و کوتاه‌مدت جنگ آمریکا علیه ایران -که شامل افزایش قیمت انرژی، رکود جهانی و کاهش محبوبیت ترامپ می‌شود- تأکید می‌کنند که این هزینه‌های کوتاه‌مدت در مقایسه با «پس‌لرزه‌های استراتژیک» بلندمدتی که نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا را با شکستی مرگبار مواجه کرده ناچیز است.
 با وجود آتش‌بس شکننده بین ایران و آمریکا، قیمت نفت و گاز بشدت افزایش یافته، صندوق بین‌المللی پول نسبت به احتمال رکود جهانی هشدار داده و محبوبیت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در داخل و خارج از ایالات متحده سقوط کرده است. این پیامدهای کوتاه‌مدت همگی قابل توجه هستند. اما موضوع این است که این پیامدهای کوتاه‌مدت در مقایسه با پس لرزه‌های استراتژیکی که در بلندمدت به وجود خواهد آمد، ناچیز خواهد بود. جنگ‌ها می‌توانند نقطه‌عطف‌های مهمی در تاریخ باشند. واقعیت این است که جنگ‌ها زمین‌لرزه‌های ژئوپلتیکی هستند که تغییرات جهانی را تسریع می‌کنند، واقعیت‌های جدیدی خلق می‌کنند و مدتها پس از پایان درگیری‌ها ادامه می‌یابند. جنگ ایران دقیقاً چنین زمین‌لرزه‌ای است و ایالات متحده و جهان برای سال‌های آینده با پیامدهای استراتژیک آن زندگی خواهند کرد.
جنگ ایران ضربه‌ای بالقوه مرگبار به نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا وارد کرده است که از قبل در آستانه فروپاشی بود. ایالات متحده اکنون تهدید اصلی برای نظامی است که روزگاری رهبری آن را بر عهده داشت. نظامی که بر پایه اتحادهای تحت رهبری آمریکا و اصول تثبیت‌کننده‌ای مانند عدم تجاوز، حاکمیت و آزادی دریانوردی بنا شده بود. آمریکا با راه‌انداختن یک جنگ پیشگیرانه و بدون هیچ مبنای حقوقی قابل قبول (چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین‌الملل) به عادی‌سازی تجاوز به عنوان ابزاری برای حل و فصل اختلافات میان کشورها کمک کرده است.
این تازه آغاز ماجراست. آمریکای تحت رهبری ترامپ با تهدید به هدف قرار دادن نیروگاه‌ها، زیرساخت‌های غیرنظامی و حتی یک تمدن کامل، جنایت‌های جنگی را به عنوان یک تاکتیک نظامی و ابزار چانه‌زنی دیپلماتیک عادی‌سازی کرده است، حتی بدون اینکه این تهدیدها را عملی کند. با مسدود کردن تنگه هرمز، او همچنین به عادی‌سازی و تسلیحاتی کردن تنگه‌هایی که اقتصاد جهانی به آنها وابسته است، کمک کرده است.
در همین راستا، پیشبینی می‌شود که رئیس‌جمهوری آینده آمریکا به دنبال احیای اصولی باشد که ترامپ آنها را رها کرده است. اما آسیب‌های وارد شده چنان سنگین است که حتی پس از فروکش کردن درگیری با ایران، برای ایالات متحده بسیار دشوارتر خواهد بود که از نظمی دفاع کند که مدت‌ها بر آن ریاست می‌کرد.
ایالات متحده همچنین قادر نخواهد بود مانند گذشته روی دوستان و متحدان خود حساب کند آن هم پس از جنگی که ضربه‌ای سنگین به پایه‌های در حال فروریختن اتحادهای جهانی واشنگتن وارد کرده است. ناتو پیش از این نیز از بحران‌های ناشی از تهدید ترامپ برای تصاحب گرینلند و تنش‌های دیگر آشفته شده بود. اما جنگ ایران ممکن است به عنوان نقطه اوج جدایی میان آمریکا و متحدان اروپایی‌اش تلقی شود؛ متحدانی که در رابطه با شروع جنگ با آنها مشورت نشده بود آن هم جنگی که تقریباً همگی با آن مخالف بودند.
ترامپ رهبران اروپایی را «ترسو» خطاب کرد و تهدید کرد که ایالات متحده را از ناتو خارج می‌کند. درواقع ترامپ بعد از آنکه برخی از کشورهای عضو ناتو از ارائه نیروی دریایی برای تلاش به منظور بازگشایی اجباری تنگه هرمز خودداری کردند و برخی دیگر محدودیت‌هایی برای استفاده آمریکا از پایگاه‌های اروپایی برای بمباران ایران اعمال کردند، شروع به تهدید کردن آنها کرد. چه ترامپ این تهدیدها را عملی کند چه نه، صرف اعلام آنها، تعهد دفاع متقابل این اتحاد را بیش از پیش تضعیف می‌کند. این امر به احتمال قوی، حرکت اروپا به سمت خوداتکایی دفاعی و حتی هسته‌ای را تسریع خواهد بخشید.
این جنگ همچنین پیامدهایی برای اتحادهای آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام خواهد داشت. علی‌رغم تمام صحبت‌ها در مورد اولویت دادن به این منطقه، جنگ علیه ایران تمام تمرکز را از این منطقه برداشته است. ترامپ در جنگ ایران مجبور شد حجم عظیمی از دارایی‌های نظامی خود را از منطقه هند و اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل کند. این اقدام، آمادگی آمریکا را برای درگیری احتمالی با چین به خطر انداخته است. این جنگ، ذخایر موشکی و دفاع موشکی آمریکا را که برای دفاع از تایوان، کره جنوبی یا ژاپن ضروری است، کاهش داده و تحویل تسلیحات به شرکای کلیدی آسیایی را به تأخیر انداخته است.
همزمان با بحران شدید انرژی ناشی از جنگ انتخابی واشنگتن، متحدان آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا ایالات متحده از منافع آنها (و در صورت لزوم، از امنیتشان) دفاع خواهد کرد؟ در نتیجه، ممکن است این متحدان از آمریکا فاصله بگیرند، با چین کنار بیایند، یا هر دو گزینه.
آسیب وارد شده به اتحاد استراتژیک ایالات متحده با رژیم اسرائیل حتی بیشتر بوده است. البته پیش از جنگ نیز، نگرش افکار عمومی در آمریکا به دلیل جنایات اسرائیل در غزه و گرایش فوق‌راستگرایانه دولت اسرائیل، بشدت منفی بود. اما نقش اسرائیل در تحریک ترامپ برای جنگ علیه ایران آن هم جنگی که به اعتقاد بیشتر آمریکایی‌ها جنگی غیرضروری و پرهزینه است، این روند را در میان هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه تسریع کرده است.
بر اساس نظرسنجی پیو (Pew)، حدود ۶۰ درصد از کل آمریکایی‌ها اکنون دیدگاه نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند و ۷۴ درصد از آمریکایی‌های جوان‌تر که در ماه آوریل توسط ان‌بی‌سی نیوز نظرسنجی شدند، همدردی بیشتری با فلسطینی‌ها داشتند تا اسرائیلی‌ها.
این در حالی است که در گذشته فراخوان‌هایی مبنی بر توقف حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل بحث‌برانگیز بودند، اما اکنون رایج شده‌اند. برای نمونه، هفته گذشته طرحی با هدف جلوگیری از ارسال برخی انواع بمب‌ها به اسرائیل ارائه شد که حمایت بی‌سابقه ۳۶ سناتور را جلب کرد. این عدد ۱۲ نفر بیشتر از تعداد سناتورهایی است که از اقدامی مشابه که قبل از جنگ ایران به رأی گذاشته شد، حمایت کردند. این احتمال که ایالات متحده مجبور شود کمک‌های امنیتی به اسرائیل را پایان دهد، اکنون بسیار واقعی است.
این جنگ همچنین دشمنان آمریکا را به یکدیگر نزدیک‌تر خواهد کرد. برای مثال در طی این جنگ، روسیه و چین بارها از ایران حمایت کرده‌اند. اگر تا پیش از راهبرد امنیت ملی ایالات متحده خنثی‌سازی یک «محور خصمانه» احتمالی میان چین، روسیه، ایران و کره شمالی علیه آمریکا بوده است، به نظر می‌رسد جنگ ایران دقیقاً برعکس آن عمل کرده است. شکست راهبردی واشنگتن در ایران همچنین نقش چین را به عنوان یک قدرت جهانی تقویت خواهد کرد. نیاز ترامپ به تثبیت اقتصاد جهانی، دست پکن را برای حضور در اجلاس آتی او با شی جین پینگ، رئیس‌جمهوری چین، در ماه آینده تقویت می‌کند. این امر حتی ممکن است سیاست آمریکا در قبال تایوان را به نفع چین تغییر دهد.
روسیه نیز به روش‌هایی سود برده است به طوری که می‌تواند مسیر راهبردی درگیری در اوکراین را تغییر دهد. با افزایش حدود ۵۰ درصدی قیمت نفت، این جنگ درآمد سرشاری به میزان صدها میلیون دلار در روز برای مسکو فراهم کرده است که احتمالاً برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه خواهد یافت. قیمت بالای نفت، واشنگتن را چنان ناامید کرد که در ماه مارس، تحریم‌های خرید نفت روسیه را به حالت تعلیق درآورد و اگر قیمت‌ها بالا بماند، ممکن است آن را به طور نامحدود تعلیق کند.
جنگ ایران هنوز تمام نشده است. اما چه جنگ از سر گرفته شود و چه فردا توافقی حاصل شود، جنگ ایران نیروهایی را آزاد کرده است که تأثیر استراتژیک این نیروها مدت‌ها پس از پایان یافتن جنگ در سراسر جهان ادامه خواهد یافت.
منبع: Foreign Policy


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان