دکتر مختار نوری، استاد دانشگاه علوم سیاسی در گفت‌وگو با «ایران» تأکید کرد

قدرت مؤثر ملت در جنگ

حضور مردم در میدان، تاب‌آوری جامعه را افزایش داد و دشمن را با چالش‌های جدی مواجه کرد

جامعه

150698
قدرت مؤثر ملت در جنگ

در ادبیات اندیشه سیاسی، جنگ صرفاً عرصه تقابل ابزارهای نظامی و تکنولوژیک نیست، بلکه میدانی است که در آن «قدرت ملت» می‌تواند به عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت یک کشور بدل شود.

مهدیه‌سادات نقیبی،گروه اندیشه: تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که فراتر از تجهیزات و محاسبات راهبردی، این میزان انسجام اجتماعی، سرمایه نمادین و آمادگی یک ملت برای مشارکت است که می‌تواند معادلات جنگ را دگرگون ‌کند. در چنین چهارچوبی، پرسش از چیستی و چگونگی «قدرت مؤثر ملت» و نسبت آن با ساختار سیاسی و سیاست‌گذاری، موضوع گفت‌وگوی ما با دکتر مختار نوری، عضو هیأت علمی گروه علوم‌سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه، شد تا سازوکارهای شکل‌گیری، تقویت و بالفعل شدن قدرت ملت بویژه در شرایط جنگی را به تحلیل گذاریم. نوری تصریح می‌کند که در شرایط بحران‌ مانند جنگ، هم‌سویی میان دولت و ملت می‌تواند به عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت منازعه تبدیل شود؛ حتی در عصر تکنولوژی، جایی که ابزارهای جنگ تغییر کرده‌اند، پشتیبانی، انسجام و همراهی مردم همچنان نقش کلیدی در تقویت قدرت ملی و ایجاد فشار بر دشمن دارد.

آقای نوری، «قدرت مؤثر ملت» در ادبیات اندیشه سیاسی چگونه قابل تحلیل است و به چه صورتی می‌تواند در شرایط جنگی، تعیین‌کننده سرنوشت منازعه شود؟

وقتی از قدرت مؤثر ملت صحبت می‌کنیم قبل از هر چیز ذهن اندیشه‌‌ای ما به نظام سیاسی مبتنی بر دولت-ملت (nation-state) معطوف می‌شود. در این نوع شیوه حکمرانی شناخته شده در جهان سیاست، ملت دارای قدرت و اراده بی‌نظیری است که می‌تواند در شرایط مختلف از جمله شرایط جنگی همراه و همسو با دولت و نظام سیاسی ایفای نقش کند. در این نوع نگاه، اگرچه ابزار زور، قدرت و خشونت به تعبیر ماکس وبر در یک جغرافیای سرزمینی مشخص در دست دولت است، اما این ابزارها اگر با همراهی ملت باشد قطعاً از مشروعیت بیشتر و از توان دو چندانی برخوردار خواهد شد و برعکس.

«قدرت ملت» با ساختار سیاسی چه نسبتی برقرار می‌کند؟ در واقع می‌خواهیم از شما بشنویم که سیاست یا نظام سیاست‌گذاری‌ چگونه می‌تواند آن را تقویت یا تضعیف کند؟
قدرت مؤثر ملت باید از نسبتی دائمی با ساختار سیاسی برخوردار شود. به بیان دیگر، اگر سطح تحلیل شما مبتنی بر دولت-ملت باشد، این نسبت همیشگی و ماندگار است.

تجربه‌های تاریخی بشر دراین خصوص به ما چه می‌گویند؟

تاریخ آزمایشگاهی است که مسائل مختلفی در آن قابل مشاهده و ارزیابی است. چه در تاریخ بشری و چه در تاریخ درازدامنه ما ایرانیان به صورت‌های مختلف می‌توان در خصوص نسبت میان دولت و ملت به بحث و بررسی نشست. اما در این خصوص به این نکته بسنده می‌کنم که در طول تاریخ زندگی بشری دوران‌های ماندگار و تمدن‌ساز بشری دوران‌هایی بوده‌اند که میان دولت و مردمان یک سرزمین، رابطه‌ای استوار و معنادار وجود داشته است. در همین جنگ تحمیلی اخیر که به صورت نامشروعی توسط ایالات متحده و صهیونیست‌ها راه انداخته شد، علاوه بر توان موشک‌ها و لانچرها، حضور مؤثر مردم در خیابان‌ها نیز دشمن را با ابهام تحلیلی و چالش‌های جدی مواجه کرد. دشمنان تصور نمی‌کردند مردم چنین همدلانه رفتار کنند و اینها نشانه متفاوت بودن جامعه ایرانی است که باید بیشتر به آن پرداخته شود.

چه عواملی باعث می‌شود که یک ملت به‌طور مؤثر وارد میدان شود و «انسجام در شرایط بحران» شکل گیرد؟

طبیعتاً علل و عوامل مختلفی در این خصوص نقش دارند. نوع نگاه به نظام سیاسی، تاریخ و فرهنگ سیاسی جامعه، ماهیت و الگوی رفتاری دشمن متخاصم و... از جمله مواردی هستند که می‌تواند مردمان را وارد میدان کند و زمینه‌های انسجام اجتماعی را افزایش دهد. آنچه روشن است اینکه در جنگ تحمیلی اخیر مردم ایران یک شاخص قدیمی فرهنگ سیاسی ایرانی یعنی «بیگانه‌ستیزی» را فعال ساختند. مردم ایران در طول تاریخ معاصر نشان داده‌اند بیگانه‌ستیز هستند و هیچ نوع مداخله خارجی را برنمی‌تابند و همین امر آنان را وارد میدان کرد.
از سوی دیگر باید به این نکته هم توجه داشت ما در این جنگ با دشمنان و سیاستمدارانی چون ترامپ و نتانیاهو مواجه هستیم که به هیچ وجه چهره‌های موجه و مشروعی در جهان سیاست نیستند، ترامپیسم و جریان راست افراطی وابسته به آنها در یک دهه اخیر باعث آزار و اذیت جهان بشری و حتی متحدان غربی خود شده‌اند و همین امر زمینه نفرت از آنها و حضور مردم در میدان و به تبع آن انسجام اجتماعی را فراهم ساخته است.

نقش رسانه، نخبگان و گروه‌های مرجع در تقویت «قدرت ملت» چیست؟

اساساً کارکرد رسانه ملی باید تقویت و گسترش قدرت ملت و نمایش آن در قاب‌های رسانه‌ای مختلف باشد. همچنین نخبگان، روشنفکران و گروه‌های مرجع سنتی و جدید همچون سلبریتی‌ها می‌توانند در تقویت قدرت ملت و برجسته‌سازی آن نقش مهمی داشته باشند. برجسته‌سازی و روایت‌سازی از مسائل مهم عرصه رسانه به شمار می‌آیند و رسانه ملی موظف است بدون هر گونه نگاه جناحی و محدودکننده، قدرت ملت، تاب‌آوری و البته خواسته‌های متنوع آنان را پوشش دهد.

برای تقویت این ظرفیت در شرایط کنونی و دوران پساجنگ، چه سیاست‌هایی را پیشنهاد می‌کنید؟

حتماً شما هم دیدید که ترامپ چگونه روزهای اول جنگ این میزان همبستگی اجتماعی در ایران را ساختگی و وابسته به هوش مصنوعی می‌دانست؟! اما جامعه ایرانی به‌رغم همه تنگناهای معیشتی و اقتصادی‌ که دارد این نوع همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی عظیم را واقعاً خلق کرد و از این حیث ایرانیان باعث شگفتی جهانیان شدند. در نتیجه، قواعد و اصول عقلانی عرصه حکمرانی ایجاب می‌کند این سرمایه اجتماعی را باید به هر صورتی که مقدور است حفظ کرد و از نظر من مهم‌ترین رویکرد برای حفظ و تقویت آن چیزی جز به رسمیت شناختن جامعه و تکثر و تنوع و خواسته‌های موجود در آن نیست.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه