تحلیل مهم نیویورک تایمز / چرا محاصره آمریکا برای گرفتن تنگه هرمز به نفع ایران شد؟
جهان
150809
به نوشته نیویورک تایمز، محاصره دریایی، آنطور که ترامپ میخواهد روی ایران جواب نمیدهد و عملیات آمریکا برای گرفتن کنترل تنگه هرمز و محاصره آن ممکن است به نفع تهران تمام شود
این روش به همان دلایلی بعید است جواب دهد که آمریکا خود را در آستانه شکست استراتژیک در برابر حریفی ضعیفتر میبیند: ناهماهنگی در میزان اهمیت و بازههای زمانی. در حالی که ایران با تمدید و تحمل جنگی که آن را وجودی میداند، در این درگیری دست بالا را یافته، ترامپ خواهان پیروزی سریع و قاطعانه است – چیزی که محاصره قادر به ارائه آن نیست. محاصره ممکن است هزینههایی بر اقتصاد و مردم ایران تحمیل کند، اما ضربه ناک اوت فوری که دولت ترامپ به دنبال آن است را وارد نخواهد کرد.
جنیفر کاوانا مدیر تحلیلهای نظامی در اندیشکده «دیفنس پرایوریتیز» در نیویورک تایمز نوشت: تعجبی نداشت وقتی رئیسجمهور ترامپ در ۱۲ آوریل اعلام کرد که ایالات متحده محاصره بنادر ایران را آغاز خواهد کرد تا تهران را مجبور به پذیرش توافق صلح کند.
انتخاب در ادامه ترجمه این مطلب نوشت: ترامپ به غیرقابل پیشبینی بودن افتخار میکند، اما او موجود عادت است و از زمان بازگشت به کاخ سفید، محاصرهها بهسرعت به یکی از تاکتیکهای نظامی موردعلاقهاش تبدیل شده است. او قبلاً از آنها علیه ونزوئلا و کوبا استفاده کرده است. اکنون دولت او تحریمهای ایران را گسترش داده و شروع به توقیف کشتیهای مرتبط با ایران در آبهای بینالمللی کرده است.
دلیل شروع این جنگ توسط آمریکا، تسلط ایران بر تنگه هرمز نبود. پیش از درگیری، تردد آزادانه از این آبراه باریک انجام میشد. اما بسته شدن مؤثر تنگه توسط تهران پس از حمله دو ماه پیش آمریکا و اسرائیل، به مشکلدارترین مسئله جنگ تبدیل شده و ترامپ به شدت به دنبال حل آن است. او امیدوار است با اجرای محاصره خودش، بتواند اقتصاد ایران را خفه کرده و رهبران این کشور را مجبور به بازگشایی تنگه و پذیرش شرایط تسلیم واشنگتن کند.
این روش به همان دلایلی بعید است جواب دهد که آمریکا خود را در آستانه شکست استراتژیک در برابر حریفی ضعیفتر میبیند: ناهماهنگی در میزان اهمیت و بازههای زمانی. در حالی که ایران با تمدید و تحمل جنگی که آن را وجودی میداند، در این درگیری دست بالا را یافته، ترامپ خواهان پیروزی سریع و قاطعانه است – چیزی که محاصره قادر به ارائه آن نیست. محاصره ممکن است هزینههایی بر اقتصاد و مردم ایران تحمیل کند، اما ضربه ناک اوت فوری که دولت ترامپ به دنبال آن است را وارد نخواهد کرد.
محاصرهها به گونهای طراحی شدهاند که آهسته کار کنند و فشار به مرور زمان انباشته شود. مثلاً در آغاز جنگ داخلی آمریکا، آبراهام لینکلن محاصره بنادر کنفدراسیون را در ۳۵۰۰ مایل خط ساحلی دستور داد. این کار تأثیر مطلوب را داشت و نهایتاً صادرات پنبه جنوب را تا ۹۰ درصد کاهش داد و به اقتصاد جنوب آسیب جدی زد، اما جنگ را سریعاً پایان نداد: نبرد میان شمال و جنوب چهار سال ادامه یافت.
داستان مشابهی در محاصره دریایی انگلستان علیه آلمان در جنگ جهانی اول رخ داد. این محاصره که تقریباً بلافاصله پس از شروع جنگ در ۱۹۱۴ اعمال شد، هدفش محدود کردن دسترسی آلمان به مواد اولیه، غذا، دارو و تجهیزات جنگی بود. محاصره سختی شدیدی بر مردم آلمان تحمیل کرد و به مرگ صدها هزار غیرنظامی انجامید و عملیات نظامی را مختل نمود، اما آلمان فوراً تسلیم نشد. جنگ تا پایان ۱۹۱۸ ادامه یافت.
این که محاصرهها اغلب در تغییر سریع رفتار دشمن ناکام میمانند، چیزی است که ترامپ و مشاورانش باید بدانند. اوایل امسال، ایالات متحده محمولههای نفتی به کوبا را مسدود کرد تا هاوانا را به امتیازات سیاسی و اقتصادی وادارد. این جزیره اکنون در آستانه فروپاشی بشردوستانه است، اما رژیم کوبا هنوز تسلیم نشده است. محاصره صادرات نفت ونزوئلا هم به همین شکل بیاثر بود: ترامپ آن را دسامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد، بخشی از کارزار فشار چندماهه برای کنارهگیری مادورو. وقتی چند هفته محاصره باعث هیچ سازشی نشد، ترامپ مجبور به تشدید اقدامات شد و مادورو و همسرش را در یک یورش خطرناک نظامی دستگیر کرد.
ایران ممکن است حتی مقاومتر از آب درآید. محاصره درآمد نفتی ایران را به کسری از سطح قبل از جنگ کاهش داده، اما احتمالاً مدتی طول میکشد تا پیامدها برای رژیم ایران غیرقابل تحمل شود. در کوتاهمدت، تهران همچنان درآمد نفتی محمولههایی را که هفتهها پیش بنادر را ترک کردهاند دریافت میکند و دستکم ۳۴ نفتکش مرتبط با ایران از محاصره گریختهاند. این صادرات و هر صادرات موفق آینده میتواند با قیمت بالاتری فروخته شود که ممکن است با ادامه جنگ بیشتر هم افزایش یابد.
برای جلوگیری از این، دولت گفته است نیروی دریایی آمریکا هر کشتیای را که به ایران کمک کند، در هر نقطه از جهان تعقیب خواهد کرد – اقدامی که از نظر حقوق بینالملل از مشروعیت مبهم برخوردار است. برای مطابقت با استانداردهای قانونی، هر محاصره باید «مؤثر» تلقی شود، یعنی با قدرت نظامی کافی اجرا شود که به طور مداوم و بیطرفانه اعمال گردد؛ محدوده جغرافیایی مشخص داشته باشد؛ و شامل مقررات برای کمکهای بشردوستانه باشد. محاصره گسترشیافته آمریکا هیچکدام از این الزامات را ندارد. هیچ مرز جغرافیایی یا مقررات بشردوستانهای ندارد و ظرفیت محدود نیروی دریایی آمریکا برای رهگیری کردن کشتیهای کانتینری و نفتکشها به این معناست که باید انتخاب کند کدام محمولهها را رهگیری کند یا بر مناطق خاصی تمرکز کند. بنابراین نمیتواند «مؤثر» باشد. در نهایت، بیشتر محمولههای نفتی ایران که در دریا هستند تقریباً به مقصد خواهند رسید.
در داخل، ایران راههای دیگری برای کاهش اثرات محاصره دارد. برآوردهای اخیر نشان میدهد ایران حدود ۹۰ میلیون بشکه ظرفیت ذخیرهسازی نفت دارد – کافی برای حداقل دو ماه تولید – پیش از آن که مجبور به کاهش تولید شود که خطر آسیب دائمی به زیرساخت نفتیاش دارد. تهران همچنین ذخایر مواد غذایی و سایر مایحتاج، و مسیرهای تجاری زمینی دارد که در صورت نیاز برای واردات برخی کالاها و حتی صادرات محدود نفت میتواند به آنها متکی باشد. ایران احتمالاً میتواند ماهها بدون فروپاشی اقتصادی، محاصره آمریکا را تحمل کند. حتی در آن زمان، رهبرانش ممکن است جنگ را ادامه دهند تا با شرایط آمریکایی که آن را نقض حاکمیت ایران میدانند، موافقت نکنند.
برای ترامپ، این بازه زمانی احتمالاً غیرقابل قبول است. بیصبری او نسبت به جنگ در پستهای به شدت آشفتهاش در تروث سوشال و ادعاهای تقریباً مداومش که جنگ تمام شده، مشهود است.
احساس فوریت او قابل درک است. نه تنها جنگ در آمریکا عمیقاً نامحبوب است، بلکه اثرات آن بر اقتصاد آمریکا و جهان واقعی است – و احتمالاً بیشتر خواهد شد. هر چه بنبست طولانیتر شود، کمبود سوخت و کود در شرق آسیا و اروپا شدیدتر خواهد شد و صادرکنندگان نفت حوزه خلیج فارس بیشتر آسیب خواهند دید. محاصره طولانیمدت همچنین قیمت جهانی نفت را افزایش داده، تورم آمریکا را بدتر کرده و شعار مقرونبهصرفگی ترامپ را در انتخابات میاندورهای پیش رو از بین خواهد برد.
به جای گرفتن مهمترین اهرم فشار از ایران – کنترل تنگه هرمز – محاصره ترامپ ممکن است به نفع جمهوری اسلامی تمام شود. محاصره به آینده اقتصادی ایران آسیب میزند، اما ممکن است منجر به جنگی طولانیتر و پرهزینهتر برای آمریکا، آسیب شدید و ماندگار به بازارهای آمریکا و جهان و آسیب سیاسی داخلی بیشتر برای ترامپ شود.
در آزمون ارادهها، تهران برتری دارد و تحمل درد بالاتری دارد. وقتی پای بقایشان در میان باشد، رهبران ایران میتوانند صبور باشند.
انتهای پیام/