«ایران» تلاش رئیس جمهوری آمریکا برای بر هم زدن نظم مسابقات جام جهانی فوتبال را بررسی می‌کند

قانون‌گریزی مرد دیوانه

ورزش

151036
قانون‌گریزی مرد دیوانه

آنچه این روزها در حاشیه رقابت‌های بین‌المللی فوتبال شنیده می‌شود، بیش از آنکه یک «شوخی زشت» باشد، نشانه‌ای نگران‌کننده از فرسایش تدریجی قواعدی است که سال‌ها ضامن نظم و اعتبار ورزش جهانی بوده‌اند.

گروه ورزشی، سینا حسینی: طرح ایده جایگزینی یک تیم ملی با تیمی دیگر-آن هم نه بر اساس شایستگی ورزشی، بلکه بر مبنای مداخلات سیاسی و نمایشی-اگرچه در نگاه اول مضحک و غیرقابل اعتنا به نظر می‌رسد، اما در لایه‌های زیرین خود حامل پیامی جدی و هشداردهنده است؛میل فراوان به بی‌اعتنایی نسبت به قانون.
این ایده که از سوی پائولو زامپولی مطرح شده و به نحوی با فضای سیاسی پیرامون دونالد ترامپ همخوانی دارد، بیش از هر چیز بازتاب‌دهنده نوعی رویکرد مبتنی بر «جنجال به شکل ابزار» است. در این چهارچوب، هدف نه اصلاح یا بهبود ساختارها، بلکه تصاحب تیترهای خبری و نمایش قدرت در شکستن هنجارهاست. الگویی که در سال‌های اخیر در عرصه سیاست جهانی بارها آزموده شده، اکنون به حوزه ورزش نیز سرایت کرده است.
این در حالی است که ساختارهایی چون فیفا اساساً برای جلوگیری از چنین بی‌نظمی‌هایی شکل گرفته‌اند. قوانین صریح و غیرقابل تفسیر درباره نحوه صعود تیم‌ها، ترکیب مسابقات و حق میزبانی، دقیقاً با هدف حفظ عدالت و پیش‌بینی‌پذیری در رقابت‌ها تدوین شده‌اند. با این حال، سکوت معنادار جیانی‌اینفانتینو در قبال چنین اظهاراتی، این نگرانی را تشدید می‌کند که نهادهای ناظر نیز یا دچار انفعال شده‌اند یا در برابر فشارهای سیاسی، انعطاف‌پذیری عجیبی از خود نشان می‌دهند.
جام جهانی، به‌عنوان بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان، نه صرفاً یک تورنمنت ورزشی، بلکه نمادی از همگرایی ملت‌ها بر پایه قواعد مشترک است. هرگونه خدشه به این قواعد، در واقع ضربه‌ای مهلک و غیر قابل جبران به مفهوم «رقابت عادلانه» است. اگر قرار باشد میزبانی یک کشور بهانه‌ای برای بازتعریف قوانین یا دور‌زدن آنها شود، به هیچ وجه دیگر نمی‌توان از «رقابت سالم ورزشی» سخن گفت، بلکه باید آن را به نمایشی شوم از اراده سیاسی تقلیل داد.
نکته نگران‌کننده‌تر، عادی‌سازی این نوع رفتارهاست. هنگامی که ایده‌هایی از این دست در سطح رسانه‌ای مطرح و بدون واکنش قاطع رها می‌شوند، به تدریج مرز میان «غیرممکن» و «قابل بررسی» کمرنگ می‌شود. این همان نقطه‌ای است که فروپاشی نرم قواعد آغاز می‌شود؛ نه با یک تصمیم ناگهانی، بلکه با انباشت ایده‌هایی که پیش‌تر غیرقابل تصور بودند.
تحلیلگران بسیاری بر این باورند که چنین رفتارهایی بخشی از یک الگوی گسترده‌تر است؛ الگویی که در آن قدرت‌های سیاسی می‌کوشند قواعد بین‌المللی را نه به‌عنوان چهارچوبی الزام‌آور، بلکه به شکل ابزاری انعطاف‌پذیر و قابل دستکاری ببینند.نتیجه چنین نگاهی، چیزی جز حرکت به سمت «قانون جنگل» در عرصه‌های جهانی نیست جایی که نه عدالت، بلکه میزان نفوذ و قدرت تعیین‌کننده است.
اگر این روند خطرناک خیلی زود مهار نشود، آنچه در معرض خطر قرار می‌گیرد صرفاً یک تورنمنت یا یک رشته ورزشی نیست، بلکه کل سازوکار اعتماد در رقابت‌های جهانی است. ورزشی که زمانی زبان مشترک ملت‌ها بود، ممکن است به صحنه‌ای برای نمایش بی‌پروای قدرت تبدیل شود؛ جایی که قواعد، نه اصولی ثابت، بلکه موانعی موقت تلقی می‌شوند.
در چنین شرایطی، مسئولیت نهادهای بین‌المللی، رسانه‌ها و افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری سنگین است. سکوت، در این مقطع، نه نشانه بی‌اهمیتی، بلکه حکم تأیید ضمنی تعبیر خواهد شد. اگر قرار است اعتبار مسابقات جهانی حفظ شود، باید در برابر این دست ایده‌ها-در سطح طرح و گمانه‌زنی-موضعی روشن، قاطع و مبتنی بر اصول اتخاذ شود. در غیراین صورت، فروپاشی نظم موجود نه یک احتمال دور، بلکه واقعیتی نزدیک 
خواهد بود.

غلامرضا رفیعی، کارشناس حقوق بین‌الملل ورزشی در گفت‌و‌گو با «ایران»:

رفتار ترامپ بدعت خطرناکی برای ورزش جهان است

نرفتن به جام جهانی به‌ هیچ‌وجه به سود ایران نیست

مهری رنجبر/ کارشناسان حقوقی و روابط بین‌الملل معتقدند اظهارات دونالد ترامپ درباره تیم ملی فوتبال ایران فاقد وجاهت قانونی است و بیش از آنکه واقعیتی فوتبالی باشد، جنبه‌ای تبلیغاتی و رسانه‌ای دارد. غلامرضا رفیعی، معاون اسبق حقوقی فدراسیون فوتبال، در گفت‌وگو با «ایران» مواضع خصمانه ترامپ علیه تیم ملی را امری طبیعی می‌داند و می‌گوید او عادت به بیان سخنان غیرمنطقی دارد. به باور وی، نه ترامپ و نه حتی اینفانتینو نمی‌توانند تیم ملی فوتبال ایران را از حق مسلم حضور در جام جهانی محروم کنند.

اظهارات رئیس‌جمهوری ایالات متحده درباره حضور ایران در جام جهانی واکنش‌های گسترده‌ای به همراه داشت. آیا از منظر حقوقی تهدیدی متوجه تیم ملی ایران است؟

ترامپ از این‌گونه اظهارات بسیار دارد، اما نه او، نه شورای اجرایی فیفا و نه حتی رئیس این نهاد، قادر به محروم کردن تیم ملی ایران از حق قانونی حضور در جام جهانی نیستند. تنها مرجع تصمیم‌گیرنده در این زمینه، کنگره فیفاست. خوشبختانه کنگره فیفا که در روزهای آینده در کانادا برگزار می‌شود، هیچ دستورکاری برای حذف ایران ندارد. افزون بر این، ایران آغازگر جنگ نبوده و مورد تهاجم قرار گرفته است. بنابراین احتمال حذف ایران از جام جهانی عملاً صفر است و حتی کشور میزبان نیز چنین اختیاری ندارد. آنچه در برخی رسانه‌ها مطرح می‌شود، بیشتر ناشی از ناآگاهی نسبت به حقوق بین‌الملل است.

واکنش حقوقدانان و سیاستمداران به اظهارات ترامپ گسترده بود؛ حتی برخی مقامات ایتالیا نیز او را به‌شدت سرزنش کردند.

وزرای اقتصاد و ورزش ایتالیا پاسخ مناسبی به ترامپ دادند. البته حتی بدون این واکنش‌ها نیز روشن بود که چنین ادعایی مبنای اجرایی ندارد. ایتالیایی‌ها به‌خوبی می‌دانند نه ترامپ، نه رئیس فیفا و نه شورای این نهاد، اختیار چنین تصمیمی را ندارند. با این حال، خطر واقعی کناره‌گیری احتمالی خود ایران از جام جهانی است، چراکه انصراف، با محرومیت‌های سنگین همراه خواهد بود. همان‌طور که قوانین اجازه حذف ایران را به دیگران نمی‌دهد، در مقابل اختیارات گسترده‌ای به ارکان قضایی فیفا داده شده تا در صورت انصراف یک تیم، مجازات‌های جدی اعمال کنند.

برخی معتقدند در چنین شرایطی، حضور ایران در جام جهانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به نظر من، تیم ملی باید در مسابقات شرکت کند. نکته تأسفبار این است که در صورت عدم حضور ایران، احتمال دارد از طریق سازوکارهای چندجانبه، تیمی مانند امارات جایگزین شود. این موضوع به‌هیچ‌وجه به سود ورزش ایران نیست. هرچند در حقوق بین‌الملل عمومی نوعی بی‌نظمی دیده می‌شود، اما در حقوق ورزش، قانون همچنان قدرتمند و بازدارنده است و کسی جرأت حذف ایران را ندارد. 

برخی کارشناسان این رفتار ترامپ را نوعی رسوایی میزبان جام جهانی ۲۰۲۶ می‌دانند.

روابط خصمانه آمریکا و ترامپ با ایران بر کسی پوشیده نیست و انتظار رفتار دوستانه نیز وجود ندارد. تلاش برای جایگزینی تیمی دیگر به جای ایران چندان دور از ذهن نیست. با این حال، اقدامات ترامپ بیش از هر چیز شائبه سیاسی ایجاد کرده است. نمونه آن، انتخاب محل کمپ تیم ملی در آریزوناست که با استانداردهای میزبانی همخوانی ندارد؛ به‌گونه‌ای که تیم پس از هر مسابقه ناچار به طی مسافت طولانی است و هواداران نیز دسترسی آسانی به آن ندارند. این موارد تنها بخشی از نارضایتی‌هاست، هرچند از ترامپ انتظاری جز این رفتارها وجود ندارد.

سکوت فیفا و نهادهای بین‌المللی چه پیامدی دارد؟ آیا ممکن است این رفتارها به رویه‌ای جدید تبدیل شود؟

اظهارات ترامپ تکرارپذیر نیست، چراکه هیچ اقدام عملی برای محرومیت ایران صورت نگرفته است. اگر چنین مداخله‌ای به حذف ایران منجر می‌شد، می‌توانست به‌عنوان یک بدعت خطرناک تلقی شود. واقعیت این است که سیاست در ورزش بی‌تأثیر نیست؛ نمونه آن، محرومیت روسیه و برخوردهای دوگانه در قبال برخی کشورهاست. با این حال، فیفا در موقعیتی نیست که همان الگو را درباره آمریکا اجرا کند، به‌ویژه اینکه این کشور میزبان مسابقات است. در نهایت، تصمیم‌گیری نهایی همچنان در اختیار کنگره فیفاست.

آیا ممکن است در المپیک ۲۰۲۸ لس‌آنجلس نیز چنین رفتارهایی تکرار شود؟

احتمال چنین اتفاقی بسیار اندک است. شورای المپیک اجازه چنین اقدامی را نخواهد داد و حتی طرح چنین موضوعی می‌تواند به سلب میزبانی از آمریکا منجر شود. البته نمی‌توان به‌طور قطع اظهارنظر کرد، اما پس از آغاز روند اجرایی، احتمال بروز چنین اقداماتی کاهش می‌یابد. افکار عمومی جهانی و ساختار حقوق ورزش هنوز از کارآمدی برخوردارند.

راهکار مقابله با این‌گونه رفتارها چیست؟

اساسنامه فیفا و کمیته بین‌المللی المپیک به‌گونه‌ای تنظیم شده که از بروز چنین مداخلاتی جلوگیری کند. اگر آمریکا میزبان جام جهانی نبود، شاید امکان طرح موضوع محرومیت این کشور در کنگره فیفا وجود داشت، اما میزبانی، دامنه اختیارات را محدود کرده است. تغییر میزبانی نیز فرآیندی پیچیده و زمانبر است. هرچند نمی‌توان انکار کرد که برخی تصمیمات، مانند محرومیت روسیه، تحت تأثیر فشارهای سیاسی اتخاذ شده‌اند، اما سازوکارهای حقوقی موجود به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که مانع از حذف کاروان ایران در المپیک ۲۰۲۸ شوند.

پوردهقان، عضو فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌گو با «ایران»:

ایده حذف تیم ملی ایران نشانه استیصال و درماندگی است

مصطفی پوردهقان عضو فراکسیون ورزش مجلس، فشار دونالد ترامپ برای حذف تیم ملی فوتبال ایران از رقابت‌های جام جهانی را نشانه‌ای از استیصال و درماندگی او در برابر ایران می‌داند. وی در گفت‌و‌گو با « ایران» در این‌ خصوص می‌گوید: «در شرایطی که آمریکا در برابر ایران به نوعی حقارت رسیده و هیمنه‌ای که برای خود به‌عنوان قدرتمندترین ارتش نظامی و اقتصادی جهان ساخته بود، فرو ریخته است، این بار به عرصه ورزش متوسل شده تا در برابر اراده یک ملت بایستد؛ نه صرفاً در میدان نظامی یا موضوعاتی مانند تنگه هرمز. او می‌خواهد در مقابل رهبران و مردم ایران صف‌آرایی کند، بنابراین هر روز به دستاویزی تازه چنگ می‌زند؛ یک روز  درباره شیوه شهادت دانش‌آموزان دروغ پردازی می‌کند، روز دیگر بیمارستان‌ها را هدف قرار می‌دهد تا فشار ایجاد کند.

اکنون نیز میزبانی مشترک جام جهانی با مکزیک و کانادا را بهانه‌ای قرار داده تا ایران را تحت فشار بگذارد. البته این اقدامات نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت و افکار عمومی جهان در برابر چنین تصمیم غیرعقلانی‌ و بدون منطقی ایستاده‌اند.» عضو فراکسیون ورزش، تلاش ترامپ برای کارشکنی در مسیر حضور تیم ملی ایران در جام جهانی را تلاشی نافرجام توصیف کرد و می‌گوید: «آمریکا وقتی نتوانست در میدان نبرد به اهداف خود برسد، به میدان ورزش روی آورده است؛ اما ما اجازه نخواهیم داد هیچ کشوری در هیچ عرصه‌ای با زبان زور و از موضع برتر با ملت ایران برخورد کند. بی‌تردید، طبق تصمیم اتخاذشده، تیم ملی در جام جهانی حضور خواهد یافت تا در کنار میدان‌های دفاعی و اقتصادی، ورزشکاران نیز در عرصه ورزش پرچم ایران را برافراشته نگه دارند.»

پوردهقان در ادامه، با اشاره به عدم پایبندی آمریکا به اصل جدایی سیاست از ورزش، اظهار می‌کند: «آمریکا از ابتدای انقلاب همواره تلاش کرده است با سیاست‌های غیرمستقیم، ایران را در انزوا قرار دهد؛ چه از طریق ابزارهای اقتصادی مانند تحریم‌ها و چه با بهره‌گیری از نهادهای بین‌المللی که اهدافی به ظاهر مقدس همچون حقوق بشر را دنبال می‌کنند، یا سوءاستفاده از سازمان‌هایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه حقوق مردم ایران. البته آمریکا در گذشته سیاستمدارانی نسبتاً زیرک‌تر از ترامپ داشت که کمتر به‌طور مستقیم وارد میدان می‌شدند و از طریق واسطه‌ها عمل می‌کردند؛ یک روز در کنار عراق قرار می‌گرفتند و روز دیگر پشت سازمان‌های حقوق بشری یا نهادهای بین‌المللی پنهان می‌شدند. اما رئیس‌جمهوری فعلی که از دل سیاست برنخاسته و فاقد ظرافت‌های این حوزه است، آمریکا را درگیر باتلاق کرده است.

اکنون نیز با بهانه‌کردن ورزش، سخنانی عجیب و غیرمتعارف مطرح می‌کند که حتی برخی سیاستمداران آمریکایی را شگفت‌زده کرده است و به گفته جو بایدن، آبروی آمریکا را به خطر انداخته است. حتی خود آمریکایی‌ها نیز دریافته‌اند که ترامپ چه آسیبی به جایگاه سیاسی کشورشان وارد کرده است. این روند، در مجموع، به سود کشور ماست، هرچند هزینه‌های سنگینی همچون شهادت رهبران، رزمندگان و مردم را بر ما تحمیل کرده است.»

او در پایان، سکوت نهادها و مجامع بین‌المللی در برابر اقدامات ترامپ را ناشی از منافع آنان دانسته و می‌گوید: «طبیعی است که بسیاری از مجامع بین‌المللی به دلیل وابستگی مالی به آمریکا سکوت اختیار کنند. با این حال، آنچه نشان می‌دهد شرایط در حال تغییر است، افزایش اشتباهات راهبردی آمریکا و کاهش تحمل این رفتارها در سطح جهانی است. به نظر می‌رسد این نهادها نیز به تدریج دریافته‌اند که در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا باید ایستادگی کنند و نگاه‌شان در حال تغییر است.»

حمله به همگرایی ملت‌ها

امیر مهدی علوی
سخنگوی فدراسیون فوتبال


این پرسش جدی مطرح است که آیا کشور میزبان، یعنی آمریکا، توان تأمین امنیت مسابقات را دارد یا خیر؟ چند سال پیش، در جریان برگزاری رقابت‌های فوتسال امیدهای آسیا در ارومیه، ۱۸ وزارتخانه برای برگزاری این رویداد در سطح بین‌المللی تضمین‌های لازم را ارائه کردند. آن‌وقت چگونه است که رئیس‌جمهوری آمریکا از نبود امنیت برای جام جهانی سخن می‌گوید؟
آقای ترامپ، فوتبال را آلوده نکنید. مگر می‌شود کشوری میزبان جام جهانی باشد و همزمان درگیر تنش‌های نظامی و بحران‌های امنیتی شود؟ در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک، یکی از معماران سیاست خارجی نوین آمریکا تلاش فراوانی کرد تا کشورش میزبان این رقابت‌ها شود. او حتی دو سال پیش از انتخاب مکزیک، با صراحت گفت که در فوتبال دانشی ندارد، هرچند در سیاست خارجی صاحب‌نظر است. با این حال، تفاوت در این است که او به ناآگاهی خود واقف بود، اما ترامپ در این حوزه نیز بی‌پروا اظهار نظر می‌کند.
به تعبیر فرید ذکریا، از برجسته‌ترین تحلیلگران سیاست خارجی، ترامپ خواهان جهانی است که در برابرش سر تعظیم فرود آورد؛ حال آنکه هنوز نقاطی از جهان وجود دارند که چنین نخواهند کرد.
در ماه‌های اخیر، مرز میان سیاست و ورزش — به‌ویژه در فوتبال — به شکلی نگران‌کننده تضعیف شده است؛ مرزی که فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) همواره کوشیده با وضع مقررات سختگیرانه از آن پاسداری کند. در این میان، اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال حذف تیم ملی ایران از رقابت‌های بین‌المللی، نمونه‌ای روشن از تلاش برای سیاسی‌سازی عرصه‌ای است که ذاتاً باید ورزشی باقی بماند.
فوتبال، به‌عنوان پرمخاطب‌ترین ورزش جهان، صرفاً یک سرگرمی نیست؛ بلکه بستری برای همگرایی ملت‌هاست. از همین رو، قوانین فیفا هرگونه مداخله دولت‌ها در امور فوتبال را صراحتاً ممنوع کرده و اصل «استقلال فدراسیون‌ها» را به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین خود تثبیت کرده است. این اصل تضمین می‌کند که رقابت‌ها بر پایه شایستگی‌های ورزشی شکل گیرد، نه ملاحظات سیاسی.
در چنین چهارچوبی، طرح حذف یک تیم ملی به دلایل غیرورزشی — آن هم از سوی یک چهره سیاسی — بیش از آنکه یک موضعگیری معمول باشد، نشانه‌ای از بی‌اعتنایی به قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی است. چنین رویکردی، هرچند ممکن است در فضای داخلی کارکردی تبلیغاتی داشته باشد، اما در سطح جهانی به تضعیف نهادهای تنظیم‌گر و بی‌ثباتی در نظم رقابت‌های ورزشی می‌انجامد.
تجربه‌های تاریخی نیز نشان داده‌اند که هرگاه سیاست به‌طور مستقیم وارد فوتبال شده، نه‌تنها به توسعه این ورزش کمکی نکرده، بلکه به تنش، محرومیت و بی‌عدالتی دامن زده است. از تحریم‌های ورزشی گرفته تا محدودیت‌های میزبانی و صدور روادید، همگی نمونه‌هایی هستند که روح «بازی جوانمردانه» را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند.
در مورد ایران نیز، تیم ملی فوتبال در سال‌های اخیر، با وجود چالش‌های فراوان، جایگاه خود را در عرصه بین‌المللی حفظ کرده است. حضور این تیم در رقابت‌هایی چون جام جهانی، حاصل عملکرد فنی و شایستگی ورزشی بوده، نه ملاحظات سیاسی. بنابراین، هرگونه تلاش برای حذف یا تضعیف این حضور، نادیده‌گرفتن اصول حرفه‌ای فوتبال و نقض آشکار عدالت ورزشی است.
تداوم چنین رویکردهایی می‌تواند شکاف میان نهادهای ورزشی و دولت‌ها را عمیق‌تر کرده و حتی اعتبار نهادهایی چون فیفا را نیز با چالش مواجه سازد. اگر این سازمان در برابر فشارهای سیاسی عقب‌نشینی کند، پیامدی جز بی‌اعتبار شدن قوانین و گسترش رویه‌های سلیقه‌ای نخواهد داشت.
در نهایت، حفظ استقلال فوتبال از سیاست، نه یک شعار، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای صیانت از عدالت، رقابت سالم و همبستگی جهانی است. جامعه فوتبال — از مدیران و بازیکنان تا هواداران— باید در برابر هرگونه تلاش برای آلوده‌سازی این عرصه به منازعات سیاسی هوشیار باشد و از اصولی که این ورزش را به زبان مشترک ملت‌ها بدل کرده است، پاسداری کند.

ترامپ صلاحیت مداخله در جام جهانی را ندارد

علی‌اکبر محمدزاده
رئیس اسبق کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال

نظام حقوقی حاکم بر فوتبال جهانی که توسط فیفا تنظیم می‌شود، صراحتاً بر این اصل استوار است که نتایج و سرنوشت تیم‌ها باید در «زمین مسابقه» و از طریق رقابت ورزشی تعیین شود. هر گونه اشاره به جایگزینی سیاسی تیم‌ها، با این منطق حقوقی و ساختار رقابت‌های بین‌المللی در تعارض است؛ به همین دلیل، چنین اظهاراتی از سوی مقامات ورزشی و دولتی اروپا «غیرقابل ‌قبول» یا حتی «غیرجدی» تلقی می‌شود.
این‌گونه اظهارات، نه اثر حقوقی در ساختار تصمیم‌گیری فیفا دارد و نه به‌ تنهایی قابل تفسیر به‌عنوان اقدام حقوقی خصمانه است؛ بلکه باید آن را بیشتر در حوزه «جنگ روایت‌ها»، فشار سیاسی و بهره‌برداری رسانه‌ای از ورزش تحلیل کرد؛ جایی که واکنش‌هایی مانند مواضع مقامات ایتالیا در دفاع از اصول حرفه‌ای و استقلال ورزش، کاملاً قابل انتظار است. موضوع حضور یا حذف یک تیم ملی از رقابت‌های جام جهانی، به‌طور کامل در چهارچوب مقررات نهادهای بین‌المللی فوتبال تعریف می‌شود و هیچ‌گونه وابستگی به اراده یا تصمیمات یکجانبه دولت‌ها ندارد. مرجع صلاحیتدار در این زمینه، صرفاً فیفا است که به‌عنوان نهاد تنظیم‌گر جهانی فوتبال، ضوابط دقیق صعود، حضور و حتی محرومیت تیم‌ها را در اساسنامه و آیین‌نامه‌های خود تعیین کرده است.

در نظام حقوق بین‌الملل نیز اصل «عدم مداخله در امور داخلی» و همچنین اصل استقلال نهادهای غیردولتی بین‌المللی اقتضا می‌کند که دولت‌ها در تصمیمات سازمان‌هایی مانند فیفا دخالت نکنند. حتی در عمل، اگر دخالت دولت‌ها در امور فوتبال احراز شود، این امر می‌تواند موجب واکنش انضباطی فیفا -از جمله تعلیق فدراسیون آن کشور- شود. در خصوص اظهارات منتسب به ترامپ نیز باید تأکید کرد چنین مواضعی، حتی اگر در سطح سیاسی مطرح شوند، فاقد هر گونه اثر الزام‌آور حقوقی در ساختار تصمیم‌گیری فیفا هستند. نه رئیس‌جمهوری یک کشور و نه هیچ مقام سیاسی دیگری، صلاحیت مداخله در این فرآیند را ندارد.

مفهوم «نمایندگی ملت» در این بحث، بیشتر واجد بار سیاسی و رسانه‌ای است و در حقوق بین‌الملل به‌عنوان یک حق قابل استناد مستقیم شناخته نمی‌شود. آنچه از نظر حقوقی اهمیت دارد، «حق قراردادی و ورزشی فدراسیون عضو فیفا» است که پس از کسب سهمیه ایجاد می‌شود و سلب آن، صرفاً در چهارچوب مقررات فیفا امکان‌پذیر است. بنابراین، فشار یا اظهارنظر سیاسی دولت‌ها، فاقد اثر حقوقی در این زمینه بوده و نمی‌تواند مبنای حذف یک تیم از جام جهانی قرار گیرد.

سکوت مسئولان فیفا در چنین مواردی، از نگاه حقوقی بی‌هزینه نیست؛ بلکه می‌تواند پیامدهای مهمی برای نظم حقوقی ورزش بین‌الملل داشته باشد. هنگامی که نهادی مانند فیفا -به‌عنوان متولی صیانت از قواعد فوتبال جهانی- در برابر اظهارات یا فشارهای سیاسی، حتی اگر غیررسمی باشند، موضعی شفاف و قاطع اتخاذ نکند، این برداشت شکل می‌گیرد که مرز میان «رقابت ورزشی» و «مداخله سیاسی» قابل انعطاف است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار ورزش