سایه سنگین کاخ سفید بر مستطیل سبز
در روزگاری که فوتبال به مثابه آیینی جهانی، فراتر از مرزهای جغرافیایی و رنگهای سیاسی، دلها را به هم نزدیک میکند، باز هم صدایی از واشنگتن برمیخیزد که میخواهد قواعد این بازی بزرگ را با اهرم زور بازنویسی کند.
حسین زارعیان، عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی: ادعای عجیب مبنی بر درخواست حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ و جایگزینی ایتالیا، نه یک شوخی سیاسی که نمایشی آشکار از «تجاوز نرم» به استقلال ورزش است. پاسخ هوشمندانه و شرافتمندانه جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، که این اقدام را «شرمآور و خندهدار» خواند، نشان داد که حتی متحدان نزدیک آمریکا نیز این نوع رفتار را برنمیتابند. اما سؤال اساسی اینجاست: مگر یک کشور میزبان، حتی با قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا، چه حقی برای حذف یا جایگزینی تیمی در مسابقات فیفا دارد؟ بر اساس اساسنامه فیفا، هیچ نهاد دولتی یا سیاستمداری اجازه دخالت در امور برگزاری مسابقات را ندارد.
آمریکا، که دههها شعار «جدایی ورزش از سیاست» را سر میدهد، هر زمان که منافع ژئوپلتیکاش اقتضا کند، این شعار را زیر پا میگذارد. از تحریم بازیهای المپیک مسکو (۱۹۸۰) به بهانه افغانستان تا ممانعت از صدور روادید برای ورزشکارانی از کشورهای محور مقاومت، همواره از ورزش به عنوان اهرمی برای فشار و تغییر افکار عمومی سود جسته است. اکنون نیز جام جهانی را فرصتی مغتنم برای فشاری دیگر این بار بر ورزش ایران میبیند.
اما پرسش دردناکتر این است، چرا نهادهایی مانند فیفا در برابر این گفتارهای رئیسجمهوری ایالات متحده سکوت کردهاند؟ آیا حافظان استقلال ورزش دچار فلج تصمیمگیری شدهاند؟ این سکوت، یا از سر ضعف و نفوذپذیری در برابر قدرتهای بزرگ است، یا محاسباتی مالی و رسانهای که اجازه رویارویی با کاخ سفید را نمیدهد. این خاموشی، خطری جدی برای آینده میزبانیهای بیطرفانه ورزشی ایجاد میکند.
و اما نگرانی بجا درباره المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس. اگر امروز فیفا راهبرد دولت میزبان- مجری سیاستهای تبعیضآمیز- را عادی جلوه دهد، فردا کمیته بینالمللی المپیک (IOC) نیز ممکن است تحت فشارهای مشابه، برای محدودیت علیه کاروان ایران چراغ سبز نشان دهد. آنچه امروز در قبال فوتبال ایران آزمایش میشود، پیشدرآمدی بر سیاستی نظاممند در رویدادهای آتی ورزشی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است.
نقش رهبری و وحدتبخشی مسئولان ارشد ورزشی در این برهه حیاتی است. اگر وزیر ورزش و جوانان، رئیس کمیته المپیک و رئیس فدراسیون فوتبال با صدایی واحد و هماهنگ، به این پرونده به عنوان یک مسأله ملی نگاه کنند، نه تنها میتوانند از وقوع چنین تهدیدهایی در آینده جلوگیری کنند، بلکه جایگاه حقوقی ایران را در نهادهای بینالمللی ورزشی ارتقا خواهند داد. سکوت یا واکنشهای شعاری، بار دیگر به ورزش ایران ضربه خواهد زد؛ اما دیپلماسی فعال و اقدام بهنگام، میتواند این ظلم آشکار را به نقطه عطفی برای احقاق حق ورزش کشور تبدیل کند.
در پایان، این سخن ژاک روگ، رئیس پیشین کمیته بینالمللی المپیک را باید به یاد آورد: «ورزش، پلی برای تفاهم است، نه سنگری برای انتقامگیریهای سیاسی.» اگر فیفا و نهادهای ورزشی به دنبال حفظ اعتبار خود هستند، اکنون زمان آن رسیده که یک صدا در برابر زورگویی صاحبمنصبان، بایستند و اجازه ندهند مستطیل سبز، به میدان جنگ سرد بدل شود.
انتهای پیام/