گزارش «ایران» از وضعیت صادرات نفت در شرایط جنگی و محدودیت‌های دریایی:

صادرات زیر فشار اما ادامه‌دار

اقتصاد

151544
صادرات زیر فشار اما ادامه‌دار

با وجود تشدید تنش‌های منطقه‌ای، محدودیت‌های دریایی و نااطمینانی‌های ناشی از جنگ، نشانه‌ها حاکی از آن است که صادرات نفت ایران متوقف نشده است.

بخشی از جریان فروش همچنان از مسیرهای جایگزین، ذخیره‌سازی شناور و بازارهای نزدیک منطقه‌ای ادامه دارد؛ هرچند این مسیرها در مقایسه با گذشته محدودتر، پرهزینه‌تر و ناپایدارتر شده‌اند.

ادامه جریان فروش در مسیرهای غیرمستقیم

در شرایطی که فشارهای بیرونی بر تجارت انرژی ایران افزایش یافته، ساختار صادرات نیز ناگزیر دستخوش تغییر شده است. بخشی از نفت تولیدی که در وضعیت عادی از مبادی رسمی صادر می‌شد، اکنون از مسیرهای غیرمستقیم‌تر یا با روش‌هایی کم‌ردیاب‌تر به حرکت ادامه می‌دهد. تجربه سال‌های تحریم نیز نشان داده که در چنین وضعیت‌هایی، بخشی از صادرات نه از مسیرهای متعارف، بلکه با تغییر در الگوی حمل، مقصد یا شیوه عرضه ادامه پیدا می‌کند.
در همین چهارچوب، ذخیره‌سازی شناور بار دیگر به یکی از ابزارهای مدیریت فشار تبدیل شده است. انتقال بخشی از نفت تولیدی به مخازن شناور در آب‌های آزاد، به ایران این امکان را می‌دهد که از فشار فوری بر تولید بکاهد و برای تصمیم‌گیری درباره زمان و نحوه عرضه، فرصت بیشتری به دست آورد. گزارش‌های منتشرشده درباره رصد نفتکش‌ها نیز نشان می‌دهد که بخشی از جابه‌جایی محموله‌ها همچنان با تغییر مسیر، بازتعریف مقصد یا روش‌های پیچیده‌تر حمل‌ونقل دنبال می‌شود.

مزیت بازارهای نزدیک

در کنار این، جغرافیای منطقه‌ای ایران نیز در حفظ بخشی از جریان صادرات بی‌تأثیر نیست. نزدیکی به بازارهایی مانند عراق، پاکستان، افغانستان و شماری از کشورهای آسیای میانه، امکان شکل‌گیری مسیرهای کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر را فراهم می‌کند؛ مسیرهایی که در شرایط اختلال در کریدورهای دریایی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. این بازارها اگرچه جایگزین کامل صادرات دریایی و گسترده نفت خام نیستند، اما می‌توانند بخشی از فشار را جذب کرده و امکان تداوم فروش محدود اما مؤثر را فراهم کنند.
در بازار جهانی نیز افزایش ریسک‌های ژئوپلتیکی و نگرانی نسبت به امنیت مسیرهای انتقال انرژی، به بالا رفتن حساسیت قیمت‌ها منجر شده است. طی هفته‌های اخیر، هر خبر مربوط به اختلال در عرضه یا تهدید مسیرهای کشتیرانی، به سرعت بر بازار نفت اثر گذاشته و نوسان قیمت‌ها را تشدید کرده است. همین وضعیت باعث شده بازار جهانی نسبت به هرگونه کاهش در عرضه نفت منطقه واکنش تند و فوری نشان دهد.

تاب‌آوری زیرساخت نفتی

در کنار محدودیت‌ها، تجربه سال‌های گذشته یک واقعیت دیگر را هم نشان داده است: زیرساخت انرژی ایران از سطحی از تاب‌آوری برخوردار است که امکان بازگشت‌پذیری را حفظ می‌کند. به این معنا که حتی اگر بخشی از ظرفیت تولید یا صادرات در مقاطعی دچار اختلال شود، امکان احیای بخشی از آن در بازه‌ای نسبتاً کوتاه وجود دارد. این ویژگی، به‌ویژه در شرایطی که نااطمینانی بر بازار سایه انداخته، برای مدیریت سمت عرضه اهمیت دارد.
مهدی حسنوند، کارشناس انرژی در گفت‌وگو با «ایران» معتقد است آنچه اکنون در حوزه صادرات و تجارت انرژی رخ می‌دهد، بیش از آنکه یک وضعیت پایدار باشد، واکنشی به یک شرایط بحرانی و «موقت» است. به گفته او، در دوره‌های جنگی به دلیل نامشخص بودن دامنه و مدت بحران، سیاست‌گذاری نیز ناگزیر کوتاه‌مدت، منعطف و متناسب با تحولات میدان انجام می‌شود و نمی‌توان نسخه‌ای بلندمدت و قطعی برای آن پیچید.

کاهش صادرات سناریویی قابل مدیریت

به گفته این کارشناس، در سناریوهای مختلف، نهادهای مسئول برآوردهای لازم را درباره کاهش احتمالی صادرات یا افت بخشی از ظرفیت تولید انجام می‌دهند و متناسب با آن، تصمیم‌های کوتاه‌مدت اتخاذ می‌شود. حسنوند یادآور می‌شود که مجموع تولید نفت و گاز ایران حدود ۹ میلیون بشکه معادل نفت در روز است و در مقاطعی، در پی حملات به برخی تأسیسات از جمله در پارس جنوبی، حدود یک میلیون بشکه از این ظرفیت تحت تأثیر قرار گرفته است.
به اعتقاد او، چنین کاهشی اگرچه مهم است، اما لزوماً به معنای از دست رفتن کنترل نیست. بخشی از این افت می‌تواند از مسیر مدیریت مصرف داخلی، تغییر الگوی سوخت نیروگاه‌ها، استفاده از سوخت‌های جایگزین و هدایت بهینه‌تر گاز به سمت بخش‌های اولویت‌دار جبران شود. به بیان دیگر، در شرایط بحران، تنها مسیر مواجهه با کاهش صادرات، افزایش فروش نیست؛ بلکه مدیریت هوشمندانه مصرف داخلی نیز بخشی از معادله تاب‌آوری انرژی است.

صادرات منطقه‌ای؛ از ظرفیت غیررسمی تا مسیرهای رسمی‌تر

یکی از محورهایی که حسنوند بر آن تأکید دارد، استفاده از ظرفیت بازارهای همسایه برای حفظ بخشی از جریان صادرات فرآورده است. او با اشاره به انتقال غیررسمی سوخت از مرزهای شرقی می‌گوید پیش از این نیز روزانه حجم قابل‌توجهی از سوخت از مسیرهای زمینی به پاکستان منتقل می‌شد. از نگاه او، یکی از گزینه‌های قابل بررسی در شرایط جدید، حرکت از این الگوی غیررسمی به سمت سازوکارهای رسمی‌تر و مدیریت‌شده‌تر برای صادرات فرآورده به کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان است؛ الگویی که می‌تواند هم بخشی از فشار صادراتی را کاهش دهد و هم در قالب مبادلات کالایی، به تأمین برخی نیازهای وارداتی کمک کند.
این ایده در سطح تحلیل، متکی بر همان مزیت جغرافیایی ایران است؛ مزیتی که امکان پیوند با بازارهای متعدد منطقه‌ای را فراهم کرده است. دسترسی همزمان به عراق، ترکیه، قفقاز، آسیای میانه، افغانستان و پاکستان، در شرایط عادی یک امتیاز تجاری است و در دوره بحران می‌تواند به یک ابزار کاهش فشار تبدیل شود.

چرا مدیریت صادرات ایران ساده‌تر است

حسنوند برای توضیح ابعاد مسأله، وضعیت ایران را با برخی صادرکنندگان بزرگ منطقه مقایسه می‌کند. به گفته او، کشورهایی که روزانه ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه صادرات دارند، در صورت اختلال در مسیرهای اصلی انتقال، با چالش لجستیکی بسیار سنگین‌تری روبه‌رو می‌شوند. در مقابل، صادرات ایران که در محدوده‌ای به‌مراتب پایین‌تر، حدود ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود، از نظر حجمی مدیریت‌پذیرتر است؛ هرچند این به معنای نبود مشکل نیست، بلکه تنها نشان می‌دهد مقیاس مسأله برای ایران متفاوت است.
از این منظر، تاب‌آوری صادرات ایران نه صرفاً از مسیر حجم بالا، بلکه از ترکیب انعطاف در مسیرها، بازارهای نزدیک، امکان ذخیره‌سازی شناور و ظرفیت‌های جایگزین در فروش فرآورده ناشی می‌شود. این مجموعه، هرچند صادرات را از فشار جنگی مصون نمی‌کند، اما احتمال توقف کامل را نیز کاهش می‌دهد.

نقش مینی‌ریفاینری‌ها در جذب مازاد

یکی دیگر از راهکارهای مطرح در این شرایط، استفاده بیشتر از ظرفیت پالایشگاه‌های کوچک یا «مینی‌ریفاینری»‌هاست. به گفته حسنوند، اگر در مقاطعی بخشی از نفت خام به دلیل محدودیت‌های صادراتی امکان عرضه مستقیم نداشته باشد، می‌توان بخشی از آن را به این واحدها اختصاص داد تا پس از تبدیل به فرآورده، در مسیر فروش قرار گیرد. این موضوع به‌ویژه برای واحدهایی که پیش‌تر در تأمین خوراک، به‌خصوص میعانات گازی، با محدودیت روبه‌رو بودند، می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
چنین راهکاری از این جهت مهم است که بخشی از فشار ناشی از محدودیت در صادرات نفت خام را به حوزه صادرات فرآورده منتقل می‌کند؛ حوزه‌ای که در برخی موارد انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به فروش نفت خام دارد و می‌تواند به تنوع‌بخشی مسیرهای فروش کمک کند.

قراردادها در سایه فورس‌ماژور

در نهایت، آنچه چشم‌انداز صادرات انرژی ایران را در این دوره تعیین می‌کند، بیش از هر چیز به مسیر تحولات میدانی و دامنه بحران بستگی دارد. به گفته حسنوند، در چنین شرایطی قراردادها و تعهدات بین‌المللی نیز باید با در نظر گرفتن شرایط فورس‌ماژور بازتعریف و مدیریت شوند تا کشور بتواند در برابر تحولات سریع، واکنشی متناسب و منعطف داشته باشد.
برآیند تحولات فعلی نشان می‌دهد صادرات نفت ایران زیر فشار قرار گرفته، اما نشانه‌ای از توقف آن دیده نمی‌شود. مسیرهای فروش محدودتر شده‌اند، هزینه‌ها بالا رفته و ریسک‌ها بیشتر شده، اما مجموعه‌ای از ابزارها، از ذخیره‌سازی شناور گرفته تا بازارهای نزدیک، صادرات فرآورده و مدیریت مصرف داخلی، همچنان امکان ادامه جریان فروش را فراهم کرده‌اند. در چنین شرایطی، مسأله اصلی نه «توقف یا عدم توقف مطلق»، بلکه میزان تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری اقتصاد انرژی ایران در مواجهه با یک بحران جنگی است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار اقتصاد