حسین جابریانصاری :
حمله به مردم بدون شلیک یک گلوله!/ نگاههای محدود نمیتوانند رسانهها را مدیریت کنند
سیاست
151584
حسین جابریانصاری، مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، با تحلیل تطبیقی جنگ تحمیلی و منازعات اخیر، بر ضرورت احیای ساختاری منسجم برای مدیریت رسانهای در شرایط جنگی تأکید کرد.
او با اشاره به چرخش پارادایمی در مفهوم رسانه، آن را نه یک پیوست، که مفهومی دانست که به متن اصلی رویاروییها تبدیل شده و فقدان یک ستاد تبلیغات جنگ و ضعف در فرهنگ ملی تعامل با بحران را از چالشهای جدی کشور خواند.
به گزارش ایسنا، حسین جابری انصاری راهکار غلبه بر دوقطبیسازی و اضطرابآفرینی را در گرو دریادلی حکمرانی و تبدیل رسانههای ملی به پل ارتباطی دوسویه میان حاکمیت و ملت عنوان کرد.
مقایسه تطبیقی ساختار رسانهای در دو جنگ
حسین جابریانصاری در پاسخ به این پرسش که تجربه زیسته و رسانهای او از جنگهای اخیر و تفاوت آن با همافزایی رسانهای در دوران جنگ تحمیلی هشتساله چیست، اظهار کرد: به لحاظ ساختاری نمیتوان این دو دوره را عیناً با یکدیگر مقایسه کرد. در زمان جنگ تحمیلی، تحت ریاست مدیرعامل وقت خبرگزاری جمهوری اسلامی، شهید دکتر سیدکمال خرازی، ساختاری منسجم تحت عنوان «ستاد تبلیغات جنگ» شکل گرفت. این ستاد با عضویت نمایندگان رسانههای اصلی و همچنین نمایندگان نیروهای مسلح، وظیفه مدیریت صحنه تبلیغاتی جنگ را بر عهده داشت و در ساختمان خبرگزاری جمهوری اسلامی مستقر بود. در آن مقطع، تنها یک خبرگزاری رسمی و ملی در کشور وجود داشت، واحد مرکزی خبر در صداوسیما فعالیت میکرد و چند روزنامه اصلی مانند کیهان و اطلاعات منتشر میشدند. به عبارتی، صحنه رسانهای کشور محدود بود و یک ساختار مشخص توانست این فضای محدود را منسجم کرده و سیاست خبری هدفمندی را در ارتباط با میدان جنگ دنبال کند.
او در تشریح وضعیت کنونی معتقد است: در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه اخیر، ما شاهد چنین ساختار متعین و متشخصی نبودیم. امروز با یک گستره وسیع رسانهای مواجهیم که به هیچ وجه قابل قیاس با آن دوران نیست. علاوه بر رسانههای رسمی، با انبوهی از رسانههای غیررسمی، فضای مجازی، شبکههای اجتماعی و گسترش رسانههای فارسیزبان مدیریتشده در خارج از کشور روبرو هستیم. اگرچه در برهههایی، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و شخصیتهایی مانند شهید دکتر علی لاریجانی جلساتی را با حضور مدیران و سردبیران رسانههای اصلی برگزار میکردند تا این تعدد را مدیریت کنند اما فقدان یک حلقه وصل نهادینهشده، شبیه به ستاد تبلیغات جنگ، محسوس است. این خلأ با توجه به تشدید شکافهای سیاسی و تناقضات درونی پیرامون مسائل اساسی کشور، نیاز به یک موجودیت نهادینه مشخص را برای مدیریت بهینه عملیات رسانهای در شرایط بحرانی ضروری میسازد.
مدیرعامل ایرنا با تأکید بر یک خلأ مهم فراتر از ساختار، چنین توضیح داد: مسئله اساسیتر، فرهنگ مدیریت رسانه در شرایط بحران است. در کشورهایی که سنتهای طولانیمدت تعامل با بحران دارند، در شرایط جنگی همه بازیگران عرصه سیاست و رسانه، انسجام ملی را در اولویت قرار میدهند. دستیابی به این مهم نیازمند دو امر است: نخست وجود چارچوبهای قانونی شفاف و دوم، که بالاتر از قوانین است، پختگی و بلوغ مدیران رسانههای رسمی. این یک نوع خودکنترلی و فرهنگ تعامل ملی است که در آن فعالان رسانهای میدانند در شرایط بحران چه کارهایی را باید انجام دهند و از چه کارهایی باید پرهیز کنند. این فرهنگ، فوق قوانین است و اگر در نیروهای سیاسی و رسانهای وجود نداشته باشد، با چالشهای جدی مواجه خواهیم شد. در واقع، باید امر ملی در رأس اولویتها قرار گیرد و بالاتر از همه دعواها و مناقشات سیاسی دیده شود.
رسانه دیگر پیوست نیست، بلکه عین متن است
وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش رسانهها در سلامت روان جامعه و میزان تأثیرگذاری آنها در ایجاد آرامش یا اضطراب، اینگونه تحلیل کرد: رسانهها در این زمینه بسیار مؤثرند. برای درک این نقش ابتدا باید بپذیریم که رسانهها امروز به متن منازعات سیاسی تبدیل شدهاند. ما تا مدتی پیش، از «پیوست رسانهای» صحبت میکردیم؛ یعنی هر پروژه سیاسی یا نظامی یک پیوست رسانهای نیاز دارد. اما اکنون باید بگویم ما آنقدر از تحولات عقب ماندهایم که هنوز از پیوست حرف میزنیم در حالی که رسانه دیگر پیوست نیست، بلکه عین «متن» است.
جابری انصاری با اشاره به مصادیق عینی خاطرنشان کرد: در منازعه با ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، در جنگ ۱۲ روزه، آتشباری فیزیکی متوقف شد اما آیا جنگ روانی و رسانهای حتی برای یک ثانیه متوقف شد؟ در جنگ ۴۰ روزه اخیر نیز با وجود توقف آتشباری نظامی، جنگ رسانهای لحظهای قطع نشده است. بخش بزرگی از پروژههای جنگ و صلح در جهان امروز از دل رسانه میگذرد. وقتی رسانه به مرکز رویدادها تبدیل میشود، میتواند با جریانسازی، چنان اضطراب و نابسامانی در جامعه ایجاد کند که به فروپاشی روانی و تسلیم منجر شود. رسانه میتواند بدون شلیک حتی یک گلوله، نه تنها تودههای مردم، بلکه بسیاری از نخبگان را نیز دچار فروپاشی درونی کند.
او با ارائه یک مثال مقایسهای از مدیریت جبهه داخلی در رژیم صهیونیستی توضیح داد: آنها در ادبیات سیاسی ـ نظامی خود مفهومی به نام «جبهه داخلی» دارند. تمام طراحیهای جنگی آنها بر اساس مقتضیات این جبهه داخلی تنظیم و بازتنظیم میشود. موجودیتی که دهههاست در شرایط جنگی قرار دارد، یاد گرفته چگونه با کمترین میزان فروپاشی روانی مواجه شود. اگر این حجم از درگیری برای یک جامعه بدون تدبیر رسانهای صحیح مدیریت میشد، ظرف یک یا دو سال به فروپاشی کامل میانجامید. بنابراین آنها هم برای حفظ انسجام داخلی خود و هم به عنوان بزرگترین سلاح تهاجمی علیه رقبا، بهویژه جمهوری اسلامی ایران، روی رسانه سرمایهگذاری کردهاند.
اولویت یافتن مسئله ملی بر دعواهای سیاسی و جناحی
مدیرعامل ایرنا در پاسخ به این پرسش که چه پیشنهادی برای بهبود عملکرد رسانهها در شرایط فعلی دارد، اظهار کرد: مهمترین مسئله، فهم همّ و غم ملی است. این همان چیزی است که از آن به عنوان فرهنگ یاد میکنم. این امر با دستورالعمل، ضوابط و تشکیل کمیته و کمیسیون محقق نمیشود. هنگامی که ایران برای فعالان سیاسی و رسانهای مسئله باشد، کارکردها خودبهخود بهبود مییابد و مؤثرتر میشود. چرا بخشی از نیروهای رسانهای و سیاسی ما، چه در خارج و گاه در داخل، در مسیری قرار میگیرند که به بخشی از سپاه دشمن برای بمباران روانی کشور خود تبدیل میشوند؟ زیرا مسئله ملی برای آنها مسئله نیست.
وی با تأکید بر محک بزنگاههای تاریخی معتقد است: در این یکی ـ دو سال، همه نیروها محک خوردند. به فرموده مولا علی (ع)، «فی تَقلُّبِ الأحْوالِ عُلِمَ جواهِرُ الرِّجالِ»، در فراز و نشیبهای روزگار، جوهره مردمان خودنمایی میکند. کسانی که اصالت دارند و پیوندشان را با دولت و ملت ایران حفظ کردهاند، در بزنگاهها موضع ملی خود را نشان میدهند. هرچه توجه ما به عنوان فعالان رسانهای و سیاسی به این هویت ملی افزونتر شود، کارکردمان دقیقتر و در خدمت احیای قدرت ایران خواهد بود.
گذر از برچسب دولتی/ رسانه ملی باید ترمیمکننده شکافها باشد
جابریانصاری در پاسخ به این پرسش که رسانههای دولتی چگونه میتوانند برچسب صرف «دولتی بودن» را از خود دور کرده و صدای مطالبات مردمی باشند، گفت: ما در خبرگزاری جمهوری اسلامی مفهومی را مطرح کردهایم که میتواند به همه رسانههای حکومتی و دولتی تعمیم یابد و آن «خبرگزاری ملی» است. واقعیت این است که حکومت و حاکمیت بدون ملت، یک موجود ناقص است. وقتی از ایران یا جمهوری اسلامی صحبت میکنیم، این مفهوم بدون «مردم» معنا ندارد. بنابراین رسانههای حکومتی اگر کارکرد پل پیوندزننده میان دولت و ملت را ایفا کنند، میتوانند شکافها را ترمیم کرده و روابط میان حاکمیت و اجزای مختلف ملت را بهبود ببخشند.
اگر رسانه صرفاً پیامرسان یکسویه باشد نتیجهای نخواهد داشت
او تصریح کرد: اگر رسانه حکومتی صرفاً یک پیامرسان یکسویه باشد و تنها از بالا به پایین اطلاعرسانی کند، عملاً نتیجهای نخواهد داشت. اهمیت و تأثیرگذاری رسانه در گرو داشتن مخاطب است. عملیات رسانهای زمانی معنادار میشود که مخاطب گسترده ملی داشته باشد و ضریب نفوذ آن بالا باشد. برای این کار، ارتباط باید دوسویه باشد. رسانههای حکومتی باید هم پیامرسان جامعه به حاکمیت و هم پیامرسان حاکمیت به جامعه باشند. اگر این پل دوسویه شکل نگیرد، فعالیت رسانهای به هدر دادن سرمایههای ملی میماند. حتی بدتر، گاهی عملیات یکسویه تأثیر دفعی دارد و مخاطب را از پیام، دور و گریزان میکند.
مدیرعامل ایرنا در خصوص راهکار ایجاد انگیزه در نیروهای رسانههای دولتی اظهار کرد: بخشی از این موضوع مربوط به معیشت و پرداختهاست، اما فراتر از آن، ایجاد حس شراکت در نیروی انسانی است. در مدیریت رسانه باید همان دیالوگ دوسویهای برقرار شود که از آن صحبت کردیم. اگر نیروها احساس شراکت در تصمیمگیریها داشته باشند، روحیه و انگیزه آنها بالا میرود. کار رسانهای، کاری جانی است؛ یعنی باید از جان و روح در آن مایه گذاشت. اگر نیرو فقط با جسم خود حاضر باشد اما روحش همراه نباشد، عملیات بیثمر خواهد بود. حضور روح منوط به این است که فرد علاوه بر تأمین نیازهای اولیه، خود را در فراز و نشیب کار مؤثر ببیند.
سلاحی برای مقابله با دوقطبیسازی و ایراناینترنشنال
جابریانصاری در واکنش به پرسشی درباره دوقطبیسازی رسانهای و مقایسه رسانههایی چون صداوسیما و ایراناینترنشنال، این قیاس را نادرست خواند و تأکید کرد: نمیتوان رسانه ملی کشور را با رسانهای که نام دقیقش «اسرائیل اینترنشنال» و اتاق عملیات روانی جنگی علیه ایران است، در کنار هم تحلیل کرد. با این وجود، معتقدم همه رسانههای حکومتی که از بودجه ملی ارتزاق میکنند، باید دریادلانه مدیریت شوند. حکمرانی با نگاههای بسته، محدود و محفلی شدنی نیست و ۲۴ ساعت آن مساوی است با تنش، فرسایش و اصطکاک ملی.
وی در تشریح مفهوم «دریادلی» در حکمرانی اظهار کرد: مقتضای حکمرانی، دریادلی است. یعنی وسعت نظر و نگاه به همه ۹۰ میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور. باید به اندازه تاریخ و تمدن درازدامن ایران، دریا دل باشیم. نگاههای محدود شاید بتواند یک محفل را اداره کند، اما نمیتواند رسانههای ملی را مدیریت کند. رسانههای ملی باید با وسعت نظر و نگاه گسترده به همه اجزای ذیل قاب امنیت ملی مدیریت شوند.
او با اشاره به آزمون وفاداری ملی ایرانیان در جنگهای اخیر گفت: در بزنگاههای جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه دیدیم که اکثریت قاطع جامعه ایران در داخل و خارج، پیوند مستحکم خود را با میهنشان نشان دادند. بنابراین باید در رسانههای حکومتی دریادلانه اجازه دهیم صداهای مختلف در چارچوب کثرت در وحدت و بر مدار منافع ملی شنیده شوند. ایران از نظر تاریخی یک امت بزرگ و بستر تنوع و رنگارنگی در عین وحدت بوده است. هرچه ما در رسانههای ملی پیامآور این نگاه وسیع باشیم، بهتر میتوانیم در این شرایط بحرانی به کشور و ملتمان کمک کنیم. ما در ایرنا تلاش میکنیم پیامآور این رویکرد باشیم و امیدوارم با همافزایی همه رسانهها، این نگاه به سیاست غالب تبدیل شود.
انتهای پیام/