وقتی قلم از وطن می‌نویسد/ گزارش «ایران» از نمایشگاه خوشنویسی خط وطن

فرهنگ

151590
وقتی قلم از وطن می‌نویسد/ گزارش «ایران» از نمایشگاه خوشنویسی خط وطن

وطن، کلید واژه‌ای است که بیشتر از گذشته در بیانیه نمایشگاه‌های هنری به چشم می‌خورد و بر بوم نقاشی‌ها و تابلوهای خوشنویسان خودنمایی می‌کند.

سعیده احسانی‌راد؛ گروه فرهنگی / نمایشگاه خوشنویسی «خط وطن» در ستایش نام شکوهمند ایران و گرامیداشت شهدای کودکان میناب چند روزی است در تالار آیینه و اقوام برج آزادی توسط استاد کاوه تیموری برپا شده است. این نمایشگاه با حضور فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت، سیدمهدی شفیعی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از هنرمندان و هنردوستان افتتاح شد و سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ هم از آن بازدید کرد.
کاوه تیموری هنرمند خوشنویس که این نمایشگاه را با تمرکز بر مفهوم وطن برپا کرده به «ایران» گفت: «خلقِ اثر هنری، به‌ویژه در عرصه خوشنویسی نیازمند تمرکز مطلق است. این نمایشگاه، حاصل پنج سال تلاش بی‌وقفه و مستمر من است؛ پنج سالی که تنها با عشق و عرفان و صرف رنج و جان و تعهد به وطن پیش رفت.»
او با بیان اینکه اگر امروز از مقاومت سخن می‌گوییم، مراد ما مقاومتی است که به سوی صلح جهت‌گیری شده، اظهار کرد: «ایستادگی باید خروجی‌اش دستیابی به «صلحِ درون» باشد تا از این طریق بتوانیم در سایه‌سار آن، آرامش لازم برای خلق اثر هنری را بیابیم. هنرمندی که داعیه تعهد به جامعه را دارد، رسالتش ثبتِ عشق به میهن در نقش قلم و سپردن آن به کاغذ است، اما حقیقت آن است که در شرایط دشوار، این فرآیند با موانع سترگی روبه‌رو است.»
تیموری درباره تفاوت این نمایشگاه با نمایشگاه‌های قبلی خود گفت: «تاکنون ۲۱ نمایشگاه انفرادی در داخل و خارج از کشور داشته‌ام که همگی در شرایطی آرام برگزار شدند، اما نمایشگاه «خطِ وطن» به عنوان منزلگاه بیست‌ودوم تجربه‌ای کاملاً متفاوت بود. این نمایشگاه نه یک رویداد معمول، که یک ایستادگی روحی بود. گویی در تمام لحظات آماده‌سازی و انتقال قاب‌ها به دیوار و چیدمان آثار، همواره حسی از آماده‌باش داشتم. این شرایط سخت، سرشار از هیجان و شور و حال بود. براین اساس، ارزش معنوی این آثار که مزین به نام وطن و ایران عزیز بود، برای من دوچندان شده است.» به اعتقاد تیموری، نستعلیق با فرهنگ ایران رابطه‌ ریشه‌دار و عمیقی دارد. همان‌طور که تاریخ ایران همواره با پیچیدگی‌های بسیار همراه بوده و در عین حال در بستر زمان ماندگار شده است، خط نستعلیق نیز دنیایی از پیچیدگی‌های هنری است که در تلاطم تاریخ، همچنان اصالت و ماندگاری خود را حفظ کرده است، به گونه‌ای که می‌توان ایران و نستعلیق را به عنوان دو معشوق روح بخش به شمار آورد.
او درباره اینکه چرا نمایشگاه را در برج آزادی برپا کرده، گفت: «این نمایشگاه که به همت عزیزان در بنیاد رودکی و در یک بازه زمانی بسیار فشرده شکل گرفت، اولین نمایشگاه خوشنویسی سال ۱۴۰۵ با موضوع ویژه «ایران» است. جا دارد از بنیاد رودکی کمال تشکر را داشته باشم. با اینکه محل کار من در منطقه مرکزی شهر قرار داشت و بارها شاهد تجاوز دشمن در نزدیکی آن محل بودم، با ترس و لرز، اما با عزمی راسخ، کار را به سرانجام رساندیم. امیدوارم بازدیدکنندگان در ایام نمایشگاه، پیش از آنکه خطوط نستعلیق را ببینند، ضرب‌آهنگِ قلب و قلمِ هنرمندی را حس کنند که در روزهای سخت، برای وطنش هنرآفرینی کرده است.»
این هنرمند خوشنویس درباره نقش هنرمندان در ترویج فرهنگ مقاومت اینطور گفت: «خوشنویسی نقشی بی‌بدیل در ترویج فرهنگ دارد. ما در دفاع مقدس، شاهد بودیم که شعارهای جنگ، با قلم هنرمندان خوشنویس جان می‌گرفت. خود من افتخار داشتم که در جبهه‌ها، با نوشتن شعارهایی چون «یاران ره عشق را گشودند» در فتح فاو، و یا نقش زدن شعار‌های محوری بر جعبه‌های مهمات و تخته‌ها، جلوه‌ای از هنر خوشنویسی را به نمایش بگذارم. این اقدامات، نه تنها انگیزه رزمندگان را تقویت می‌کرد، بلکه نشان داد که هنر خوشنویسی می‌تواند در بطنِ تحولات اجتماعی، حضوری مؤثر و الهام‌بخش داشته باشد. در پشت جبهه نیز پارچه‌نویسی‌ و دیوارنویسی‌ها، نیازهای تبلیغاتی را به‌خوبی مرتفع می‌کرد. اینها تلاش‌های ارزنده خوشنویسانی بود که شماری از آن‌ها در مصاف با دشمن به شهادت رسیدند.»
او با اشاره به دغدغه‌هایش درباره ایران‌دوستی و اهمیت هنر در تقویت عشق به وطن گفت: «مفهوم ایران، سرمایه‌ای بزرگ و فراتر از زمان و مکان است. هنرمندی که دغدغه میهن‌دوستی دارد، این عشق را در تار و پود وجود خود حس می‌کند. بنده از حدود ده سال پیش، با مطالعه گسترده اشعار و سروده‌های ناب درباره ایران، حتی تک‌مصرع‌های کلیدی و اثرگذار، شروع به جمع‌آوری و احصای آنها کردم. این دغدغه، به تدریج در وجودم لبریز شد و احساس کردم زمان آن رسیده که این مفاهیم را با خط خوش‌نقش و خوش‌منش نستعلیق به نگارش درآورم. بنابراین از سال ۱۳۹۹ به خوشنویسی این اشعار اهتمام شد.»
او ادامه داد: «برای هر تابلو، به طور متوسط یک ماه و نیم وقت صرف شده است. در پنج سال گذشته، به طور میانگین هر دو تا سه ماه، یک یا دو تابلو با مضمون ایران نگاشته‌ام. سعی کرده‌ام که کارها در عین قوت، مختصر و مفید باشند؛ تک‌مصرع‌ها و تک‌بیت‌های نام‌آشنایی که به سرعت در ذهن بیننده جای گیرند و نگرشی نو ایجاد کنند. هدف اصلی من از این کار، از طریق کتابت و قطعه‌سازی، ایجاد تغییری در نگرش مخاطبان نسبت به عشق و علاقه به ایران بوده تا حس مسئولیت‌پذیری و وطن‌دوستی در آنها افزایش یابد. یادآور می‌شوم کار تذهیب آثار مربوط به ایران، توسط تذهیب‌کار توانا رفعت‌السادات موسوی و همراهی همسرشان انجام پذیرفت که جای تقدیر دارد.»
او همچنین درباره رسالت هنرمندان تجسمی در شرایط جنگ گفت: «معتقدم اگر هنرمندان در قالب‌های مختلف (فیلم، نمایشنامه، تئاتر، هنرهای تجسمی و...) در این زمینه کار کنند و باعث شوند جوانان و مردم نسبت به سرمایه بزرگ اجتماعی یعنی «عشق به وطن» دلبستگی پیدا کنند، این کار به طور حتم موجب خوشحالی و وجد خواهد بود، چرا که اگر ما در این زمینه فعالیت نکنیم، عوامل رقیب این خلأ را با مسائل دیگر پر خواهند کرد. در کفه ترازو، هیچ چیز با عشق به وطن برابری نمی‌کند. در شرایط جنگ، رسالت هنرمندان، به‌ویژه هنرمندان تجسمی، بسیار خطیر است. نباید بی‌تفاوت بود. همان‌طور که هم‌اکنون بزرگان مملکت و مدیران، در پشت سنگر وطن ایستاده‌اند، هنرمندان نیز باید نقش خود را به‌خوبی در نسبت با وطن ایفا کنند. با در نظر گرفتن همه مؤلفه‌های رفیع و مهم، باید گفت در مقطع کنونی، یکی از مهم‌ترین عوامل همبستگی اجتماعی، عشق به وطن است. وطن، سنگری است که باید از آن دفاع کرد و با زبان بلیغ هنر در تقویت و استحکام این سنگر کوشا بود. نمایشگاه «خط وطن»، آیت و آیینه‌ای است برای وطن در خط. کاری که حماسه و زیبایی را در کنار هم روایت می‌کند.» 

 

بــــرش

سیدمحسن حسینی، رئیس مجموعه فرهنگی‌هنری برج آزادی:

رسالت هنر بازتاب رنج مردم است

در حاشیه رویداد «خط وطن: هنر؛ زبان همدلی و حافظه ملی»، سیدمحسن حسینی، رئیس مجموعه فرهنگی‌هنری برج آزادی به نقش هنر در همراهی با جامعه در لحظات حساس پرداخت و گفت: «مرور رویکردهای هنری مجموعه برج آزادی، به چگونگی شکل‌گیری یک اثر موسیقایی مرتبط با فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب منجر شد.» حسینی در تبیین رویکرد این مجموعه نسبت به طراحی و اجرای رویدادهای فرهنگی، بر نگاه چندرسانه‌ای به مقوله نمایشگاه تأکید کرد: «سیاست مجموعه بر آن استوار بوده که آثار هنری صرفاً در قالب یک بیان تجسمی دوبعدی ارائه نشوند، بلکه مخاطب در مواجهه با یک رویداد، همزمان امکان تجربه نقاشی، پرفورمنس، نمایش و موسیقی را داشته باشد. این رویکرد، به‌تدریج موجب ارتقای کیفیت نمایشگاه‌ها و شکل‌گیری تجربه‌ای عمیق‌تر، زنده‌تر و اثرگذارتر برای بازدیدکنندگان شده است.»  حسینی با اشاره به فاجعه جان‌سوز میناب و شهادت دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه، این حادثه را اندوهی ماندگار در حافظه جمعی ملت ایران توصیف کرد؛ داغی که به‌سادگی از دل‌ها زدوده نخواهد شد. این رویداد تلخ، مفهوم «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند» را به شکلی عینی و ملموس در جامعه متجلی ساخت و واکنش‌های عاطفی گسترده مردم، گواهی روشن بر عمق این همدلی ملی بوده است. رئیس مجموعه فرهنگی‌هنری برج آزادی در ادامه، با طرح نقش و مسئولیت هنرمند در چنین بزنگاه‌هایی، تأکید کرد: «رسالت هنر، همراهی با جامعه در لحظات دشوار و بازتاب رنج‌های انسانی از طریق زبان خلاقه است. از همین منظر، بنیاد فرهنگی‌ هنری رودکی در همان ساعات و روزهای ابتدایی پس از حادثه، تولید یک اثر موسیقایی با محوریت شهدای مدرسه شجره طیبه میناب را در قالب پروژه‌ای رسمی تعریف کرد. این اثر با آهنگسازی حسام صدفی‌نژاد و شعری از منصوره محمدی شکل گرفت و اجرای آن نیز بر عهده اینجانب قرار گرفت.»  این اثر موسیقایی در ادامه در قالب یک پرفورمنس و اجرای صحنه‌ای در مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی به نمایش درآمد تا بتواند بخشی از بار عاطفی این فاجعه را در حد توان مجموعه، به مخاطبان منتقل کند. حسینی در تشریح فضای اجرا، به حادثه ترک‌خوردگی و شکست یکی از شیشه‌های برج آزادی در پی موج انفجار اشاره کرد و توضیح داد: «این شکستگی، به‌عنوان نمادی عینی از رخداد، به‌صورت آگاهانه در طراحی صحنه حفظ و مورد استفاده قرار گرفت تا اجرا، واقع‌گرایانه‌تر و تأثیرگذارتر جلوه کند.»

 

رفعت‌السادات موسوی، نگارگر: خوشنویسی با نگارگری چشم‌نوازتر می‌شود

نگارگری به دیده شدن خوشنویسی بیشتر کمک می‌کند و بیننده را ترغیب می‌کند تا با علاقه بیشتری آثار یک نمایشگاه خوشنویسی را دنبال کند. در نمایشگاه «خط وطن» هم نگارگری‌های رفعت‌السادات موسوی چشم‌نوازی قاب‌های خوشنویسی را دوچندان کرده است. موسوی درباره رابطه خوشنویسی و نگارگری گفت: «زرنگاری همان تذهیب است و به دو شکل قابل اجراست. یک زمانی نگارگر زرنگاری را مستقلاً اجرا می‌کند و در موقعیتی دیگر زرنگاری کنار خوشنویسی قرار می‌گیرد.»
این نگارگر ادامه داد: «وقتی یک اثر خوشنویسی به دست من می‌رسد، اولین هدفم این است که بیننده پیش از هر چیز خودِ خوشنویسی را ببیند. یعنی تمام تلاشم این است که خط زیباتر و آراسته‌تر جلوه کند، نه اینکه در میان رنگ و نقش پنهان شود. هدف اصلی تزئین نیست، بلکه بیانِ ناگفته‌های خوشنویس از راه رنگ، فرم و فضاست.» به اعتقاد این نگارگر، زمانی که اثری را مستقل طراحی می‌کنم و خوشنویسی در کار نیست، طبیعتاً تمام مسئولیت زیبایی و ترکیب اثر بر عهده خودِ نگارگر است. اما در حضور خط، همین عناصر بصری باید در خدمت دیده‌شدن خوشنویسی باشند. موسوی بیان کرد: «افتخار داشتم از استادان بزرگی چون روانشاد بیوک احمری و محمدباقر آقامیری که از مفاخر هنر نگارگری ایران و جهان هستند، تعلیم بگیرم. همچنین از آموزه‌های جمال‌پور و دیگر بزرگان این رشته بسیار استفاده کرده‌ام. به باور من، هر هنرمند حاصل مجموعه‌ای از آموخته‌های اساتید و اکتشاف‌ شخصی خودش است. دیدن آثار هنری دیگران و مطالعه ادبیات و ارتباط با هنرهای گوناگون باعث می‌شود ذوق و زبان بصری هنرمند شکل بگیرد.»
این هنرمند درباره یک اثر نگارگری خوب توضیح داد: «برای نگارگر شدن فقط فن و تکنیک کافی نیست و نگارگری فقط دانستن فرم و رنگ نیست؛ طراحی نیز بسیار مهم است. هنرمند باید جست‌و‌جوگر باشد، حتی کمی شیطنت هنری داشته باشد، او باید مدام ببیند و از دیدن و آموختن خسته نشود. آنچه در جان انسان ته‌نشین می‌شود، زمانی که قلم روی کاغذ می‌نشیند خودش را نشان می‌دهد، بی‌آنکه بدانی از کجا آمده است.» او درباره جایگاه زنان در نگارگری گفت: «در مورد حضور بانوان باید بگویم که در هنر نگارگری نقش زنان بسیار پررنگ و تأثیرگذار است. آثارشان خیال‌انگیزتر و لطیف‌تر است. نگارگران مرد هم بسیار ظریف و فاخر کار می‌کنند، آنچه مهم است ذهن خلاق و دست نرم است نه جنسیت.» 
موسوی درباره وضعیت هنر نگارگری هم اظهار کرد: «در زمینه آموزش، خوشبختانه شاگردان خلاق و علاقه‌مند کم نیستند، هنوز جوانانی داریم که زیبایی را می‌بینند و ذوق و استعداد بالایی دارند اما متأسفانه هیچ گونه حمایتی از آنها نمی‌شود. من تا جایی که بتوانم تلاش می‌کنم اولین سفارش را برای شاگردانم بگیرم و آنها را به مسیر کار هدایت کنم، اما واقعیت این است که اگر حمایت و خرید آثار در سطح ادارات و شرکت‌ها جدی گرفته شود همان‌طور که در قانون هم آمده، هیچ هنرمندی از کار دلزده نمی‌شود. هنر بخشی از هویت یک ملت است و باید برای حفظ آن چاره‌ای اندیشید.»
او درباره احساسش نسبت به آثاری که در نمایشگاه «خط وطن» دارد، گفت: «با وجود همه دشواری‌ها، وقتی به بعضی آثار نگاه می‌کنم با خودم می‌گویم خوب کار کردی. یک آفرین کوچک به خود که نتیجه این همه سال تجربه، عشق و هنر ایران است.»
موسوی در پاسخ به این پرسش که وقتی برای نگارگری سفارش می‌گیرم، هنرمندِ مقابل چقدر برایم اهمیت دارد، اذعان کرد: «هنرمندی که اثری را خلق می‌کند و زندگیش از راه هنر می‌گذرد، بالطبع تعدادی اثر می‌آفریند و در نمایشگاهی در معرض نمایش قرار می‌دهد تا این آثار به خانه مردم راه پیدا کند. وقتی تابلویی توسط یک خریدار انتخاب می‌شود همزمان با شادی‌ای که در دل آدم ایجاد می‌شود که کارم دیده شده به همان اندازه غلیان احساسی غلیظ نیز که ‌«ای وای تکه‌ای از وجودم رفت» در درون هنرمند می‌جوشد. این احساس دوگانه‌ای است و در واقع حس غم و شادی را با هم داریم. برای من خیلی مهم است که این تابلو قرار است کجا برود در منزل و دفتر چه کسی؟ چون تکه‌ای از وجودم را قرار است بسپارم به یک نفر دیگر، تکه‌ای که بخشی از زندگی و کار من است.  موسوی تصریح کرد: «بخش دیگر سفارش‌هایی است که وجود دارد، طبیعتاً هر هنرمند زرنگاری می‌خواهد با خط خوب کار کند، خط آراسته البته از آن مهم‌تر بیان وکلام شیوا شعری زیبا و مفهوم عمیق و فوق‌العاده که هر دو خیلی اهمیت دارد.  در کنار اینها، شخصیت فرد سفارش‌دهنده نیز بسیار مهم است. البته نمی‌توانم بگویم، اگر هر کدام از اینها کم‌رنگ‌تر باشد کلاً سفارش را رد می‌کنم. وقتی سه عنصر در کنار هم قرار می‌گیرد انجام سفارش برایم دلچسب‌تر می‌شود. همچنین وقتی با هنرمند خوشنویسی که اعتماد و سلیقه متقابل بین ما هست و آزاد‌تر هستم روی اثرشان کار کنم، طبیعتاً کار برای من و ایشان دلچسب‌تر است و وقتی فضاسازی کار به خودم سپرده شود که رنگ، طرح و کار و فرمی را برای کارشان انجام دهم قاعدتاً برای من شیرین‌تر می‌شود که سریع‌تر سراغش بروم و ذوق و طبع هنری‌ام را یک‌بار دیگر آزمایش کنم.»

 

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ