«فارن افرز» تحلیل کرد؛ «دیپلماسی اجبار» علیه ایران کارساز نیست

واشنگتن باید امتیاز بدهد

جهان

151654
واشنگتن باید امتیاز بدهد

در سه هفته‌ گذشته، مذاکرات میان ایران و ایالات متحده متوقف شده است. این دو کشور توانسته‌اند آتش‌بس شکننده‌ خود را حفظ کنند، اما با وجود روزها مذاکره‌ مستقیم و غیرمستقیم، از جمله یک نشست سطح ‌بالای ۲۱ ساعته و پرتنش در اسلام‌آباد، هنوز توافقی پایدار در دسترس نیست.

پاول اینگرام، متخصص سیاست هسته‌ای آکسفورد/ گابریله ریفکیند،مدیر فرآیند دانشگاه آکسفورد: بخشی از این شکست به انتظارات نادرست واشنگتن برمی‌گردد. دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، معتقد است که ایالات متحده همه‌ اهرم‌ها را در اختیار دارد، صرف‌نظر از ماه‌ها شواهدی که خلاف این تصور را نشان می‌دهد. اما بخشی از مشکل نیز به بی‌اعتمادی متقابل مربوط است.
ایران و ایالات متحده در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای برجام را امضا کردند، اما آمریکا سه سال بعد از آن خارج شد. در سال ۲۰۲۵ دو طرف وارد مذاکرات جدیدی شدند، اما سپس ایالات متحده زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را هدف حمله قرار داد. همچنین، زمانی که مذاکرات در ابتدای سال ۲۰۲۶ دوباره از سر گرفته شد، واشنگتن تازه‌ترین عملیات نظامی خود را آغاز کرد. در نتیجه، بخش قابل توجهی از افکار عمومی ایران به نتیجه‌بخش بودن این مذاکرات یا پایداری آتش‌بس اعتماد ندارند.
برای غلبه بر این بی‌اعتمادی، ایالات متحده باید ثابت کند که مذاکرات کنونی اساساً با گذشته متفاوت است؛ به این معنا که به یک توافق عملی و پایدار منجر خواهد شد. این کار می‌تواند با پذیرش این واقعیت از سوی واشنگتن آغاز شود که ایران به‌عنوان یک کشور مستقل، حقوقی دارد؛ از جمله حق غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز.
ایالات متحده همچنین باید با اجازه دادن به ایران و کشورهای منطقه برای  اعمال عوارض بر کالاهای مرتبط با نفت که از بنادر خلیج فارس خارج شده و از تنگه هرمز عبور می‌کنند؛ به بازسازی منطقه کمک کند. درآمدهای حاصل از این سازوکار می‌تواند برای تأمین مالی و بازسازی ایران و منطقه استفاده شود. در نهایت، ایالات متحده باید تضمین کند که اسرائیل از حمله به ایران خودداری کند تا آتش‌بس برقرار بماند. چنین توافقی می‌تواند برای تهران و واشنگتن چیزی را فراهم کند که دیپلمات‌ها آن را «پل طلایی» می‌نامند. پل طلایی به این معناست که طرفین از مواضع حداکثری خود عقب‌نشینی کنند، در حالی که همچنان بتوانند ادعای پیروزی داشته باشند.
بدون تردید این توافق بسیاری از مخالفان سرسخت ایران در آمریکا را ناامید خواهد کرد، کسانی که با هر نوع دستاورد برای تهران مخالف‌اند. اما واقعیت این است که دیپلماسی مبتنی بر فشار و اجبار مؤثر نیست؛ چنین رویکردی مقاومت را تشدید می‌کند، فضای مصالحه را محدود می‌سازد و احتمال تبدیل اختلاف‌ها به درگیری‌ها را افزایش می‌دهد.
 
موارد قابل مذاکره هسته‌ای

مسیر رسیدن به صلح میان آمریکا و ایران با برخی اصول اولیه و عملی در میدان آغاز می‌شود؛ از جمله تعهد به حفظ آتش‌بس کنونی و خودداری از حمله به زیرساخت‌های حیاتی، به‌ویژه در منطقه خلیج فارس. این یعنی طرفین باید بر سر تمدید دقیق و تعریف‌شده‌ای از آتش‌بس توافق کنند.
در گام بعد، باید اختلافات عمیق‌ به‌ویژه درباره برنامه هسته‌ای ایران حل‌وفصل شود. این موضوع همچنان یک چالش اصلی برای آمریکا و بسیاری دیگر است که می‌خواهند ایران هرگونه فناوری مرتبط با برنامه هسته‌ای را کنار بگذارد. مقام‌های آمریکایی به‌طور خاص نگران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در ایران هستند و همچنین این نگرانی را دارند که تهران همچنان چند هزار سانتریفیوژ پیشرفته در اختیار داشته باشد. این دو نگرانی مشخص قابل مدیریت هستند. ایران می‌تواند اورانیوم غنی‌شده را تا سطح زیر ۳.۶۷ درصد ایزوتوپ U-۲۳۵ رقیق (مخلوط) کند و همچنین محدودیت‌هایی بر ورود و تعداد سانتریفیوژهای پیشرفته اعمال کند.
اما برای اینکه ایران با چنین اقداماتی موافقت کند، ایالات متحده باید بپذیرد که تهران حق توسعه فناوری هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز را دارد. این حق براساس «معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای» (NPT) که ایران آن را امضا کرده، به رسمیت شناخته شده است. با این حال، دولت ترامپ تاکنون از پذیرش چنین امتیازی خودداری کرده و در عوض بر این خواسته پافشاری کرده است که ایران باید به‌طور کامل از غنی‌سازی اورانیوم صرف‌نظر کند.
در مقابل گام های برداشته شده تهران از رفع تحریم‌ها بهره‌مند خواهد شد. همچنین شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند قطعنامه‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را بازنگری یا لغو کند.
 
کنترل تنگه هرمز


اگر تهران و واشنگتن بر سر یک توافق هسته‌ای به نتیجه برسند، مسیر رسیدن به صلح پایدار آسان‌تر خواهد شد. اما برنامه هسته‌ای ایران تنها نقطه اختلاف نیست. دو دولت همچنین درگیر مناقشه‌ای درباره کنترل تنگه هرمز هستند.
ایران به ‌واسطه موقعیت جغرافیایی خود و توان نظامی اش نشان داده قادر است این آبراه را مسدود کند و می‌گوید حق انجام این کار را دارد. به نظر می‌رسد تهران در تلاش است این برتری را به‌صورت رسمی تثبیت کند و مجموعه‌ای از قواعد جدید برای عبور و مرور در این تنگه وضع کند، از جمله دریافت عوارض از کشتی‌هایی که قصد عبور دارند. در مقابل، ایالات متحده خواستار آن شده که ایران تمام محدودیت‌ها در تنگه را لغو کند و اجازه دهد تجارت آزادانه جریان یابد. واشنگتن همچنین یک محاصره علیه سواحل ایران و تنگه اعمال کرده است.
ایالات متحده باید بپذیرد ایران توانایی بستن تنگه را در اختیار خواهد داشت. ایالات متحده می‌تواند از کشورهای صادرکننده در خلیج فارس بخواهد که یک «عوارض حمل‌ونقل» بر کالاهای مبتنی بر نفت که از بنادر آنها صادر شده و از تنگه عبور می‌کنند، اعمال کنند. برای مثال، این عوارض می‌تواند شامل ۵ دلار برای هر بشکه نفت، ۲۰ سنت برای هر هزار فوت مکعب گاز، ۲۵ دلار برای هر تن گوگرد و ۳۰ دلار برای هر تن اوره و آمونیاک بی‌آب باشد. این محصولات بخش قابل توجهی از تجارت عبوری از این آبراه را تشکیل می‌دهند و بر قیمت جهانی کالاها تأثیر می‌گذارند.
چنین عوارضی با «عوارض عبور» متفاوت هستند، زیرا نه توسط یک کشور برای عبور از یک آبراه بین‌المللی، بلکه توسط کشورهای صادرکننده در مبدأ صادرات وضع می‌شوند. این سازوکار می‌تواند درآمدی مشابه عوارض مستقیم ایجاد کند.
منابع مالی حاصل از این سازوکار تا حدی برای بازسازی ایران اختصاص داده می‌شود و در عمل می‌تواند بخشی از خواسته تهران برای دریافت «غرامت جنگی» را تأمین کند.
یک توافق درباره تنگه هرمز ابتدا باید میان ایران و ایالات متحده شکل بگیرد و برای این موضوع، دو کشور باید حتی یک «گروه کاری» ویژه ایجاد کنند. با این حال، سازمان ملل نیز باید نقش اساسی در این روند ایفا کند. برای اجرای هرگونه سازوکار مربوط به عوارض، حمایت صریح «شورای امنیت سازمان ملل» خواهد بود.
این اقدامات به‌طور کامل اختلافات بنیادین میان تهران و واشنگتن را حل نخواهد کرد، اما می‌تواند روابط را باثبات‌تر کرده و زمینه را برای مذاکراتی فراهم کند که در نهایت به عادی‌سازی روابط منجر شود. دو طرف باید روند را به‌صورت مرحله‌ای و دقیق پیش ببرند.
به هر حال، تهران نشان داده است که می‌تواند در برابر دو کشور مسلح به سلاح هسته‌ای با توانایی نظامی بسیار برتر، با استفاده از تنگه هرمز به ​​عنوان اهرم، مقاومت کند. در مواقع خطرناک، ایده‌های غیرمنتظره‌ای ظهور می‌کنند که در را برای دیپلماسی باز می‌کنند. این یکی از آن مواقع است. دیپلماسی اجبار یا بمباران، مناقشه را حل نمی‌کند. در عوض، دو کشور به یک پل طلایی نیاز دارند تا نتیجه مذاکرات تحقیر نباشد، بلکه همکاری و در نتیجه موفقیت باشد.
منبع: Foreign Affairs


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان