«ایران» از اهمیت تکمیل مسیرهای راهبردی و اتصال بنادر به خطوط آهن گزارش می دهد

ریل، زیر ساخت تاب آوری ملی

اقتصاد

151657
ریل، زیر ساخت تاب آوری ملی

تجربه دو جنگ در یک سال، بار دیگر یک واقعیت را آشکار کرد: در شرایط بحران، ریل فقط یک پروژه عمرانی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت امنیت اقتصادی کشور است.

اگرچه تأمین کالا در این دو مقطع بدون وقفه ادامه یافت، اما کارشناسان هشدار می‌دهند که برای حفظ این پایداری در شرایط سخت‌تر، اتصال بنادر و مبادی اصلی ورود کالا به شبکه ریلی باید با سرعت بیشتری در دستور کار قرار گیرد.

جنگ، اهمیت ریل را دوباره آشکار کرد

در شرایط عادی، توسعه حمل‌ونقل ریلی معمولاً در قالب یک برنامه زیرساختی و اقتصادی مورد بحث قرار می‌گیرد، اما در شرایط جنگی، همین موضوع به یکی از مؤلفه‌های امنیت اقتصادی و پایداری تأمین کالا تبدیل می‌شود. تجربه دو جنگ اخیر نیز این واقعیت را بار دیگر آشکار کرد که برای انتقال انبوه کالا از مبادی ورودی به سراسر کشور، نمی‌توان فقط به حمل جاده‌ای متکی بود.
هرچند در این دو مقطع، جریان تأمین کالا بدون وقفه ادامه یافت، اما کارشناسان حوزه حمل‌ونقل بر این باورند که توسعه ریل در اتصال بنادر، پایانه‌های مرزی و مراکز اصلی لجستیک، باید به‌عنوان یک اولویت راهبردی دنبال شود. به اعتقاد آنان، ریل در شرایط بحران می‌تواند نقش یک پشتوانه مطمئن را برای حمل حجم بالای کالا و کاهش آسیب‌پذیری شبکه توزیع ایفا کند.

چرا اتصال بنادر به ریل اهمیت دارد؟

در بسیاری از کشورها، بنادر اصلی به شبکه سراسری راه‌آهن متصل هستند تا کالا پس از ورود، در سریع‌ترین زمان ممکن به مراکز مصرف، تولید یا انبارهای داخلی منتقل شود. در ایران نیز بخشی از بنادر به شبکه ریلی متصل شده‌اند، اما این اتصال هنوز کامل و فراگیر نیست و برخی گره‌های مهم تجاری کشور همچنان از این مزیت محروم‌اند.
سعید قصابیان، کارشناس حمل‌ونقل ریلی، در گفت‌وگو با «ایران» با اشاره به همین موضوع می‌گوید: «در کشورهایی که ریل توسعه بیشتری دارد، تأمین به‌موقع کالا و حمل آن در مواقع بحران با مخاطره کمتری انجام می‌گیرد.» به گفته او، حجم بزرگی از کالا از طریق بنادر وارد کشور می‌شود و جابه‌جایی سریع این حجم از بار، تنها با تکیه بر کامیون‌ها امکان‌پذیر نیست.
وی معتقد است اتصال بنادر به شبکه ریلی، علاوه بر تسهیل واردات، در صادرات نیز نقش مهمی دارد و می‌تواند جابه‌جایی کالاهای غیرنفتی را روان‌تر و کم‌هزینه‌تر کند.

بندر امام؛ نمونه‌ای از اهمیت ریل در تأمین کالا

یکی از مثال‌های مهم در این زمینه، بندر امام خمینی(ره) است؛ بندری که بخش مهمی از کالاهای اساسی از طریق آن وارد کشور می‌شود. قصابیان با اشاره به این بندر می‌گوید اگر بندر امام به راه‌آهن متصل نبود، توزیع کالاهای اساسی که عمدتاً از این مسیر وارد می‌شوند، با مشکلات جدی مواجه می‌شد. 
این نمونه نشان می‌دهد اتصال ریلی بنادر، فقط یک مزیت لجستیکی نیست، بلکه در شرایط خاص می‌تواند به عاملی تعیین‌کننده برای جلوگیری از اختلال در بازار کالاهای اساسی تبدیل شود. به همین دلیل، کارشناسان تأکید می‌کنند که این الگو باید به سایر بنادر مهم کشور نیز تعمیم داده شود.

چابهار؛ پروژه‌ای راهبردی که هنوز کامل نشده است

در میان بنادر کشور، چابهار جایگاهی متفاوت دارد. این بندر به‌عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، می‌تواند در شرایط فشار بر مسیرهای جنوبی و سنتی تجارت، نقش یک مسیر پشتیبان راهبردی را ایفا کند. با این حال، چابهار هنوز به‌طور کامل به شبکه ریلی سراسری متصل نشده و همین مسأله، ظرفیت‌های آن را محدود کرده است.قصابیان در این باره می‌گوید واردات و صادرات از بنادری مانند چابهار و بوشهر که هنوز به ریل متصل نشده‌اند، متناسب با ظرفیت بالقوه آنها نیست. به گفته او، تجهیز اسکله‌ها در چابهار و اتصال این بندر به راه‌آهن، می‌تواند ظرفیت آن را چند برابر کند.
راه‌آهن چابهار-زاهدان با هدف تکمیل کریدور ریلی شمال-جنوب، اتصال بندر اقیانوسی کشور به شبکه داخلی و تسهیل انتقال کالا میان هند، ایران و روسیه در دستور کار قرار گرفته است. این خط ریلی حدود ۶۰۰ کیلومتر طول دارد و تکمیل آن، چابهار را به زاهدان و در ادامه به شبکه سراسری و مرزهای شرقی و شمال‌شرقی متصل می‌کند. با این حال، با وجود پیشرفت بخشی از مسیر، این پروژه هنوز به بهره‌برداری کامل نرسیده و تأمین منابع مالی از مهم‌ترین موانع آن عنوان می‌شود.

اولویت‌بندی بودجه برای طرح‌های راهبردی

یکی از نکات مهمی که در این گزارش مطرح می‌شود، ضرورت تمرکز منابع بر پروژه‌های ملی و راهبردی است. قصابیان معتقد است در شرایط فعلی، کشور باید بودجه‌های زیرساختی را به‌جای توزیع گسترده میان طرح‌های متعدد، بر تکمیل پروژه‌های کلیدی متمرکز کند.
او می‌گوید: «پیشنهاد ما این بود که بودجه‌های زیرساختی حوزه راه‌آهن در پروژه‌های مهم متمرکز شود و تا آن پروژه به اتمام نرسیده، سراغ مسیرهای دیگر نرویم.» به اعتقاد وی، راه‌آهن چابهار از جمله پروژه‌هایی است که به دلیل اهمیت اقتصادی، تجاری و امنیتی، باید در اولویت تصمیم‌گیری و تخصیص منابع قرار گیرد. این نگاه، بویژه در شرایط جنگی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. زیرا پروژه‌ای مانند چابهار، فقط یک مسیر حمل‌ونقل جدید نیست، بلکه می‌تواند در زمان بحران، بخشی از بار لجستیکی کشور را از مسیرهای تحت فشار دور کند.

ریل و جاده؛ رقابت نابرابر در حمل بار

با وجود مزیت‌های ریلی، کارشناسان معتقدند باید در ارزیابی ظرفیت راه‌آهن واقع‌بین بود. در حال حاضر، بخش عمده حمل بار کشور همچنان بر دوش جاده است و انتقال تدریجی بار از جاده به ریل، بدون اصلاح برخی متغیرهای اقتصادی و عملیاتی، به‌سادگی ممکن نخواهد بود. 
قصابیان در این باره توضیح می‌دهد که در برخی طرح‌های توسعه‌ای، سهم ۳۰ درصدی برای حمل بار ریلی در نظر گرفته شده، اما با توجه به روند توسعه زیرساخت، وضعیت ناوگان و شرایط اقتصادی حمل بار، تحقق این عدد در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه نیست. به گفته او، یکی از مزیت‌های اصلی حمل‌ونقل ریلی، صرفه‌جویی در مصرف سوخت است، اما در شرایطی که قیمت سوخت در کشور پایین است، این مزیت برای صاحبان بار کمتر محسوس می‌شود و در نتیجه، حمل جاده‌ای همچنان جذاب‌تر باقی می‌ماند.
او همچنین تأکید می‌کند زمان انتقال بار در جاده معمولاً کمتر از راه‌آهن است و همین مسأله باعث می‌شود صاحبان کالا، در صورت پایین بودن هزینه جاده، کامیون را به قطار ترجیح دهند.

شرط توسعه حمل بار ریلی؛ رقابت‌پذیری اقتصادی

بر این اساس، توسعه حمل بار ریلی فقط به ساخت خط محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند طراحی تعرفه‌ها و هزینه‌های خدمات به‌گونه‌ای است که حمل ریلی بتواند در عمل با جاده رقابت کند. قصابیان معتقد است هزینه خدمات حمل ریلی باید به اندازه‌ای تنظیم شود که صاحب کالا، با وجود زمان بیشتر حمل، در مجموع به صرفه اقتصادی آن برسد.
به بیان دیگر، اگر قرار است سهم ریل در حمل بار افزایش یابد، سیاست‌گذاری در این حوزه باید همزمان سه محور را دنبال کند: تکمیل زیرساخت، تقویت ناوگان و افزایش رقابت‌پذیری اقتصادی حمل ریلی. بدون این سه ضلع، توسعه خطوط جدید نیز لزوماً به جهش در سهم ریل منجر نخواهد شد.

بنادر خشک و مراکز لجستیکی؛ حلقه مکمل شبکه ریلی

در کنار اتصال بنادر به راه‌آهن، توسعه مراکز لجستیکی و بنادر خشک نیز یکی دیگر از ابزارهای افزایش تاب‌آوری حمل‌ونقل کشور در شرایط بحران است. این مراکز می‌توانند بار را از مبادی اصلی دریافت کرده، در نقاط داخلی کشور تجمیع و برای توزیع نهایی آماده کنند؛ مدلی که هم هزینه حمل را کاهش می‌دهد و هم امکان مدیریت بهتر جریان کالا را فراهم می‌سازد.
قصابیان در این زمینه می‌گوید ایجاد بنادر خشک و مراکز لجستیکی متصل به ریل، بویژه در شرایطی مانند جنگ، یک گزینه کاملاً در دسترس برای کشور است. به گفته او، این مراکز می‌توانند نقشی مشابه بنادر در داخل سرزمین ایفا کنند و به توزیع امن‌تر و منظم‌تر کالا کمک کنند.
وی با اشاره به بندر خشک آپرین در استان تهران می‌گوید اگرچه این مرکز از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است، اما توسعه آن در سال‌های گذشته با سرعت مورد انتظار پیش نرفته است. در عین حال، تجربه استفاده خودروسازان از این مرکز نشان داده که مدل انتقال ترکیبی ریل و جاده، قابلیت تعمیم به سایر کالاها را نیز دارد.

فرصت‌های منطقه‌ای که نباید از دست برود

توسعه ریلی فقط به جابه‌جایی داخلی محدود نمی‌شود. در سال‌های اخیر، گسترش خطوط بین‌المللی ریلی، بویژه در شرق آسیا و کریدورهای منتهی به اروپا، اهمیت مسیرهای عبوری از ایران را نیز افزایش داده است. در این میان، چین به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران، چند مسیر برای انتقال بار به اروپا تعریف کرده که یکی از آنها از شرق به غرب و از مسیر ایران عبور می‌کند.
قصابیان می‌گوید یکی از این مسیرها از سرخس وارد ایران می‌شود و پس از عبور از کشور، به مرز رازی و سپس ترکیه می‌رسد. با این حال، به گفته او، ایران در سال‌های گذشته نتوانسته از این فرصت به‌طور کامل استفاده کند و توسعه خط ریلی سرخس-رازی با سرعت مورد انتظار پیش نرفته است.
این موضوع نشان می‌دهد که توسعه ریل، علاوه بر نقش داخلی در تأمین کالا، می‌تواند جایگاه کشور را در کریدورهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز تقویت کند؛ فرصتی که در شرایط تحریمی و بحران‌های منطقه‌ای، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.

ریل؛ یک پروژه عمرانی یا زیرساخت امنیت اقتصادی؟

تجربه ماه‌های اخیر به‌خوبی نشان داده است که توسعه ریلی دیگر صرفاً یک موضوع عمرانی یا حمل‌ونقلی نیست. در شرایطی که کشور ممکن است با اختلال در برخی مسیرهای تأمین، فشار بر شبکه جاده‌ای یا افزایش نیاز به جابه‌جایی سریع و ایمن کالا مواجه شود، راه‌آهن به بخشی از زیرساخت امنیت اقتصادی تبدیل می‌شود.
 کارشناسان بر این باورند که تکمیل خطوط ریلی راهبردی، اتصال بنادر و پایانه‌های مرزی به شبکه سراسری، توسعه مراکز لجستیکی و اصلاح سیاست‌های حمایتی از حمل ریلی، باید حتی در شرایط جنگ و فشار بودجه‌ای نیز در اولویت باقی بماند.
 اگر کشور بخواهد در شرایط بحرانی، کالاهای مورد نیاز مردم را با سرعت، امنیت و پایداری بیشتری از مبادی ورودی به سراسر کشور منتقل کند، توسعه شبکه ریلی دیگر یک انتخاب ثانویه نیست؛ بلکه بخشی از الزامات تاب‌آوری ملی است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار اقتصاد