بیش از ۶۳۰ هزار نفر از ایرانیان در روزهای پس از شروع جنگ تحمیلی سوم به کشور برگشتند
بازگشت از جهان به وطن
جامعه
152001
نشانههایی از بازگشت بخشی از ایرانیان مقیم خارج از کشور به وطن در چند سال گذشته دیده میشود؛ پدیدهای که در ادبیات جامعهشناسی مهاجرت از آن با عنوان «مهاجرت معکوس» یاد میشود.
سمیه افشین فر، گروه گزارش: هرچند آمارهای رسمی در این زمینه محدود و گاه متناقض هستند، اما روایتهای فردی، دادههای غیررسمی و مشاهدات میدانی از افزایش تمایل برخی مهاجران به بازگشت حکایت میکند. به طوری که در روزهای جنگ تحمیلی سوم هم مردم دنیا از بازگشت ایرانیان به کشور متحیر و مبهوت مانده بودند. به گفته سردار منتظرالمهدی سخنگوی فراجا بر اساس آمارهای ثبت شده در روزهای پس از شروع جنگ تحمیلی سوم، بیش از ۶۳۰ هزار نفر به کشورمان وارد شدهاند.
بر اساس آمار ترددهای ثبت شده مرزی حاکی از ورود ۶۲ درصدی و خروج ۳۸ درصدی بوده است؛ آماری که برخلاف روندهای معمول در جنگهای جهانی است. به گفته سخنگوی فراجا بخش قابل توجهی از ورودیها مربوط به هموطنانی است که از کشورهای اروپایی و منطقهای، مانند بلژیک، فرانسه، گرجستان، ترکیه و کشورهای همسایه، مسیرهای طولانی را پیموده و از طریق مرزهای خاکی وارد ایران شدهاند. این افراد در گفتوگوهای ثبتشده عنوان کردهاند که میخواهند در روزهای تجاوز و جنگ، در کنار مردم و سرزمینشان باشند.
سردار منتظرالمهدی این رفتار را نشانه اعتماد مردم به ساختارهای دفاعی و امنیتی، همبستگی ملی و مسئولیت مشترک دانسته و گفته این جریان، در میدان رسانه و جنگ شناختی نیز باعث خنثی شدن روایتهای منفی و ارائه تصویری واقعی از ایران شده است. او تأکید کرده که تجارب جهانی نشان میدهد در کشورهایی که سرمایه اجتماعی تضعیف شده، بحرانها به فروپاشی روانی و مهاجرت گسترده منجر میشود، اما در ایران روند معکوس و بیسابقه است. به گفته او، آمارهای مرزی «نفی عددهای آماری و در نهایت نشانهای عمیق از پیوند پایدار مردم و وطن» است. اما چه کسانی و با چه انگیزهای برمیگردند؟
از منظر جامعهشناسی، بازگشتکنندگان یک گروه همگن نیستند. مریم نیکخواه جامعهشناس با بیان این مطلب به «ایران» میگوید: «بخشی از افراد دانشجویان و متخصصانی هستند که پس از پایان تحصیل یا دوره کاری خود به کشور برمیگردند، بخشی دیگر خانوادههایی هستند که تجربه مهاجرت برایشان با شکاف هویتی، تنهایی یا فرسودگی روانی همراه بوده است. در این میان، گروهی نیز به دلیل محدودیتهای اقامتی، فشارهای اقتصادی یا تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی در کشور مقصد، تصمیم به بازگشت میگیرند. گروهی از افراد هم صرفاً براساس حس تعلق ملی و میهنی در روزهای سخت وطن تصمیم به برگشت میگیرند که عمده افرادی که در روزهای جنگ به کشور برگشتهاند در این گروه قرار دارند.»
این جامعه شناس انگیزههای بازگشت را گاهی فراتر از نوستالژی ارزیابی میکند و میگوید: «بازگشت صرفاً محصول دلتنگی نیست. عواملی مانند دشواری ادغام فرهنگی، تبعیضهای پنهان در بازار کار، احساس «شهروند درجه دوم بودن» و تضعیف شبکههای حمایتی، در کنار جذابیتهای عاطفی وطن، در این تصمیم نقش دارند. به بیان دیگر، مهاجرت معکوس اغلب حاصل مقایسهای مداوم میان «اینجا» و «آنجا» است؛ مقایسهای که همیشه به نفع کشور مقصد تمام نمیشود.»
سرمایه انسانی فرصتی در معرض هدررفت
از نگاه تحلیلی نیکخواه، بازگشت ایرانیان خارج از کشور میتواند فرصتی کمنظیر برای انتقال دانش، تجربه و سرمایه اجتماعی جهانی باشد. اما او هشدار میدهد که بدون سازوکارهای جذب و بهکارگیری مؤثر، این سرمایه انسانی بهسرعت دچار سرخوردگی شده و حتی به «مهاجرت دوباره» منجر میشود؛ پدیدهای که در برخی مطالعات با عنوان «چرخش مهاجرتی» شناخته میشود.
جامعه و دولت دو ضلع تعیینکننده
این جامعهشناس معتقد است موفقیت مهاجرت معکوس فقط به تصمیم فردی مهاجران وابسته نیست. میزان پذیرش اجتماعی، اعتماد عمومی، شفافیت نهادی و وجود افق قابل پیشبینی برای آینده، نقش تعیینکنندهای در ماندگاری بازگشتکنندگان دارد. او میگوید: «بازگشت پایدار، بیش از هر چیز نیازمند احساس کرامت، امنیت روانی و امکان مشارکت واقعی در سرنوشت جمعی است.» به نظر او بازگشت ایرانیان خارج از کشور را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک «موفقیت مهاجرتی» یا «شکست مهاجرت» تفسیر کرد. این پدیده نشانهای از پویایی هویت ایرانی در جهان معاصر است؛ هویتی که میان ماندن، رفتن و بازگشت، همواره در حال بازتعریف خود است.
بازگشت به وطن آسان نیست
نیکخواه معتقد است بازگشت به وطن الزاماً به معنای بازگشت به شرایط پیشین نیست. او از مفهومی به نام «شوک بازگشت» یاد میکند؛ وضعیتی که در آن فرد بازگشته با تغییرات اجتماعی، اقتصادی و حتی ارزشی جامعه خود روبهرو میشود. عدم تطابق مهارتها با بازار کار داخلی، بوروکراسی پیچیده و ضعف اعتماد نهادی از جمله موانعی است که میتواند تجربه بازگشت را پرهزینه و فرساینده کند. از منظر فرهنگی، مهاجرت معکوس با نوعی «شکاف تجربه زیسته» همراه است. بازگشتکنندگان که سالها در فضای دیگری زندگی کردهاند، با ارزشها، انتظارات و سبک زندگی متفاوتی به جامعه محلی برمیگردند. این تفاوتها گاهی به تنشهای نسلی و اجتماعی دامن میزند، اما در عین حال میتواند زمینهساز انتقال مهارتها، ایدههای نو و شکلگیری سرمایه اجتماعی تازه نیز باشد.
بــــرش
عشق به وطن در روزهای جنگ
عشق به وطن در دوران جنگ، مثل شعلهای است که در دلها شعلهور میشود و مرزها را به فراموشی میسپارد. نیکخواه میگوید:«برای ایرانیان خارج از کشور، بهخصوص در دوران جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷-۱۳۵۹)، این عشق به شکل حمایتهای مالی، ارسال کمکهای بشردوستانه و حتی بازگشت داوطلبانه به جبههها بروز پیدا کرد. بسیاری از مهاجران، با وجود زندگی در کشورهای غربی، احساس میکردند وطنشان در خطر است و نمیتوانستند بیتفاوت بمانند. این حس تعلق، ریشه در خاطرات کودکی، فرهنگ و تاریخ مشترک دارد. بهعنوان مثال داستانهایی از ایرانیانی که اموال خود را فروختند تا به دفاع از وطن کمک کنند یا حتی جان خود را در میدان جنگ فدا کردند، نماد این عشق عمیق است. این عشق نهتنها در جنگ ایران و عراق، بلکه در هر بحرانی، ایرانیان را به هم پیوند میزند.» این جامعهشناس توضیح میدهد:«ایرانیان خارج از کشور با جمعآوری حمایتهای مردمی و کمکهای مالی و ارسال آنها به داخل کشور در دوران جنگ ایران و عراق، جلوههای زیبایی از ایثار را به نمایش گذاشتند. حتی هزاران ایرانی خارجنشین داوطلبانه به جنگ پیوستند. این افراد با فعالیتهای فرهنگی در راستای حفظ هویت ایرانی، از طریق رسانهها و جوامع مهاجر تلاش بسیاری کردند و میراث ماندگاری از خود بر جای گذاشتند که همین عشق، نسلهای بعدی را هم تحتتأثیر قرار داده است.» نیکخواه در مورد بازگشت ایرانیان خارج از کشور میگوید: «برای بسیاری از ایرانیان مقیم خارج، احساس تعلق به خاک مادری یک ترکیب پیچیده از خاطرات شیرین، دلتنگیهای عمیق و امید به آیندهای بهتر است. این حس گاهی مثل یک نخ نامرئی است که حتی با گذشت سالها و تغییر مکان زندگی، آنها را به ریشههایشان وصل نگه میدارد.» به نظر این جامعهشناس، بازگشت به ایران برای این افراد تصمیمی بزرگ است که معمولاً با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همراه است، اما انگیزههای عاطفی و خانوادگی نقش کلیدی در آن ایفا میکند. بسیاری از آنها معتقدند بازگشت، فرصتی برای ساختن آیندهای روشنتر و مشارکت در پیشرفت کشورشان است. او با اشاره به ریشههای خانوادگی میگوید:«نزدیکی به عزیزان و حضور در کنار آنها یکی از مهمترین دلایل بازگشت است.» این جامعهشناس با اشاره به فرصتهای شغلی در کشور توضیح میدهد:«بسیاری از این افراد که در زمره متخصصان علوم و فنون مختلفاند به دنبال بومیسازی دانش و تجربه خود در محیطی آشنا هستند. همچنین برخی با دیدن تغییرات مثبت در جامعه، انگیزه بیشتری برای بازگشت پیدا میکنند.»
اما احساس وطندوستی یکی از مهمترین دلایل بازگشت است. به نظر نیکخواه، میل کمک به کشور در زمانهای سخت یا در مسیر توسعه، انگیزهای قوی برای این افراد است. او با تأکید بر چالشهای پیش روی این افراد برای بازگشت به کشور میگوید: «بیشتر آنها ممکن است نگرانیهایی مثل تورم، قوانین پیچیده یا تفاوتهای فرهنگی نیز داشته باشند که باید مدیریت شوند.»
انتهای پیام/