سناریوی توقف کامل صادرات نفت ایران نه از نظر فنی ساده است و نه از نظر اقتصادی برای طرف مقابل کمهزینه
محاصره کاغذی
اقتصاد
152254
با افزایش فشارهای خارجی بر صنعت نفت ایران و طرح دوباره بحث محاصره دریایی، این پرسش جدیتر از گذشته مطرح شده که آیا این فشارها میتواند به توقف کامل صادرات نفت ایران منجر شود یا نه. بررسیهای فنی و تحلیلهای کارشناسی نشان میدهد آنچه در جریان است، نه یک انسداد کامل و نه وضعیتی بدون راهحل است.
زوزان نقشبندی، گروه اقتصادی: واقعیت این است که صنعت نفت ایران در سالهای اخیر در مواجهه با تحریمها، بهتدریج راههای «سازگاری با شرایط جدید» را پیدا کرده است؛ از مدیریت منعطف تولید گرفته تا استفاده از مسیرهای گوناگون صادراتی و شیوههای عملیاتی برای عبور از محدودیتها. به همین دلیل، آنچه «محاصره» بنادر ایران نامیده میشود، در عمل بیشتر جنبه فشار سیاسی و کنترلی دارد تا توقفی واقعی و کامل.
در همین میان، پکن نیز در واکنشی متفاوت، در بیانیه رسمی وزارت بازرگانی خود تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای چینی را غیرقانونی خوانده و تأکید کرده که «شرکتهای چینی نباید از این محدودیتها تبعیت کنند.» چین بهعنوان یکی از خریداران اصلی نفت ایران، همچنان به این منابع نیاز دارد و در عمل نیز جریان خرید را حفظ کرده است، هرچند این همراهی بدون ملاحظه نیست و پکن تلاش میکند همزمان روابط خود با آمریکا و کشورهای عربی منطقه را نیز حفظ کند.
رد ادعای غیرعلمی «انفجار چاهها» در صورت توقف تولید
یکی از مدیران پیشین اکتشاف نفت در گفتوگو با روزنامه ایران، به بررسی فنی ادعاهای مطرحشده از سوی دونالد ترامپ درباره امکان توقف ناگهانی تولید نفت پرداخت و تأکید کرد اینگونه اظهارات، مبنای علمی ندارند و با واقعیتهای فنی مخازن نفتی سازگار نیستند.
این کارشناس در واکنش به اظهارات اخیر ترامپ تصریح میکند: موضوعی که مطرح شده، از نظر علمی کاملاً نادرست است. اینکه گفته میشود اگر تولید متوقف شود، مخازن یا چاهها منفجر میشوند، هیچ مبنای فنی ندارد.
به گفته این متخصص، رفتار مخازن نفتی در شرایط توقف تولید به نوع نفت بستگی دارد. او توضیح میدهد در برخی میادین با نفت سبک، حتی توقف تولید میتواند به بهبود عملکرد چاه منجر شود، زیرا فشار مخزن افزایش پیدا میکند و در بازگشت به تولید، راندمان بهتر میشود. در مقابل، درباره نفتهای سنگین ممکن است در صورت توقف، رسوباتی مانند آسفالتین یا واکس ایجاد شود، اما این مسأله هم با عملیات سادهای مانند شستوشوی چاه قابل رفع است.
این مدیر پیشین با اشاره به تجربیات گذشته صنعت نفت ایران تأکید میکند: «ما بارها این شرایط را تجربه کردهایم؛ برای مثال پس از برجام، در مدت حدود دو ماه توانستیم تقریباً تمام چاههای بستهشده را دوباره به تولید بازگردانیم. او این تجربه را نشانهای از توان فنی بالا در مدیریت تولید میداند و اضافه میکند؛ اینگونه نیست که توقف تولید به معنای از دست رفتن چاه یا بروز حادثه باشد.»
تولید نفت؛ فرآیندی قابل کنترل و ایمن
این کارشناس با تأکید بر انعطافپذیری سیستم تولید نفت میگوید: «در صنعت نفت، بسته به میزان فروش، تولید چاهها تنظیم میشود. به گفته او، این فرآیند کاملاً برنامهریزیشده است و حتی در میادینی که مستعد رسوب هستند نیز مدیریت دورهای انجام میشود؛ بهگونهای که برخی چاهها موقتاً بسته و سپس دوباره فعال میشوند.» در بخش دیگری از این گفتوگو، موضوع ذخیرهسازی نفت روی زمین مطرح شد. این کارشناس توضیح میدهد، ظرفیت مخازن ذخیرهسازی زمینی محدود است، اما از خطوط لوله طولانی نیز میتوان بهعنوان فضای ذخیرهسازی موقت استفاده کرد. به گفته او، اگر این ظرفیتها تکمیل شود، تولید کاهش داده میشود و هیچ خطری به وجود نمیآید.
جمعبندی او روشن است: برخلاف برخی ادعاها، توقف یا کاهش تولید نفت نهتنها به بروز بحرانهای ناگهانی منجر نمیشود، بلکه بخشی از مدیریت معمول و حرفهای این صنعت است؛ فرآیندی که با تکیه بر تجربه و دانش فنی، بهصورت ایمن و کنترلشده انجام میشود.
محاصره کامل؛ سناریویی دشوار و پرهزینه
سعید میرترابی، کارشناس انرژی، در گفتوگو با روزنامه ایران درباره ابعاد محاصره نفتی و راهکارهای کاهش اثر آن، تأکید میکند آنچه بهعنوان محاصره مطرح میشود، در عمل با پیچیدگیهای فنی و محدودیتهای اجرایی قابل توجهی مواجه است و بیش از آنکه یک انسداد کامل باشد، جنبهای سیاسی و کنترلی دارد. او توضیح میدهد، محدودهای که کشتیهای آمریکایی برای اجرای عملیات محاصره در نظر میگیرند، بسیار وسیع است و کنترل کامل آن از نظر کشتیرانی کار سادهای نیست.
میرترابی با اشاره به دادههای ردیابی کشتیها میگوید، برخلاف برخی ادعاها، تردد نفتکشها در منطقه همچنان ادامه دارد و اطلاعات نشان میدهد کشتیهای مختلف، چه ایرانی و چه متعلق به سایر کشورها، از تنگه عبور میکنند. به گفته او، یکی از محدودیتهای اصلی این نوع کنترل، اتکا به سامانههای راداری و ردیابی است که تنها امکان پایش تعداد مشخصی از شناورها را فراهم میکند. او در ادامه به روشهای تطبیقی برای کاهش اثر این فشارها اشاره کرده و میگوید: « یکی از روشهای مرسوم، خاموش کردن سیستمهای ردیابی و استفاده از شناخت تجربی مسیرهاست؛ تاکتیکی که میتواند شناسایی برخی شناورها را دشوارتر کند.» به باور این کارشناس، اجرای کامل یک محاصره، پیامدهایی فراتر از هدف اولیه خواهد داشت. اگر صادرات نفت ایران بهطور کامل متوقف شود، این مسأله به کاهش عرضه جهانی و افزایش قیمتها منجر خواهد شد؛ روندی که میتواند حتی به زیان کشورهای غربی و خود آمریکا نیز تمام شود. از همین رو، او احتمال اجرای کامل و سختگیرانه این سیاست را با تردید همراه میداند و آن را بیش از هر چیز نوعی مانور سیاسی و دیپلماتیک برای افزایش فشار در مذاکرات توصیف میکند.
چین؛ شریک مهم اما محتاط
در این میان، نقش چین بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی را نمیتوان نادیده گرفت. میرترابی با اشاره به وابستگی چین به نفت ایران میگوید: «چین به این منابع عادت کرده و آن را با قیمت مناسبتری تأمین میکرده است. به همین دلیل، فشار بر صادرات نفت ایران بهصورت غیرمستقیم منافع اقتصادی چین را نیز هدف قرار میدهد.»
با این حال، به گفته او، واکنش چین باید در چهارچوب رقابت گستردهتر این کشور با آمریکا تحلیل شود. پکن از یکسو با تحریمهای فرامرزی آمریکا مخالفت میکند و از سوی دیگر تمایلی ندارد این موضوع به یک بحران پرهزینه و طولانیمدت در روابطش با واشنگتن یا کشورهای عربی تبدیل شود. میرترابی بر همین اساس تأکید میکند، ایران باید در گفتوگو با چین به یک چهارچوب راهبردی و عملیاتی روشن برسد؛ چهارچوبی که در آن منافع دو طرف حفظ شود، بیآنکه چین ناچار به ورود به تقابل مستقیم با آمریکا شود.
تداوم صادرات و مسیرهای جایگزین
با وجود این فشارها، ارزیابی شرکتهای رصد نفتکش نشان میدهد که صادرات نفت ایران همچنان فعال مانده و محمولههای جدید از محدودیتهای وضعشده عبور کردهاند. از سوی دیگر، تجمع نفتکشهای ایران در بندر چابهار حاکی از آن است که کشور مسیر تازهای برای صادرات نفت خود ایجاد کرده است. چابهار، برخلاف بنادر شمالی خلیج فارس، از محدوده مستقیم حضور ناوگان دریایی آمریکا خارج است و همین مسأله آن را به موقعیتی مناسبتر برای صادرات نفت بدون اختلال تبدیل کرده است. میرترابی در عین حال هشدار میدهد که در صورت تشدید محدودیتها، شرایط میتواند دشوارتر شود، هرچند به باور او احتمال پیوستن گسترده سایر کشورها به این محاصره پایین است. او تأکید میکند، حتی توقیف چند نفتکش بزرگ نیز میتواند خسارت قابل توجهی به همراه داشته باشد و نمیتوان این موضوع را کماهمیت تلقی کرد. به گفته او، این وضعیت برای ایران هزینهزاست، اما در کوتاهمدت قابل مدیریت است.
چشمانداز کوتاهمدت مدیریت بحران
این کارشناس انرژی معتقد است، ایران میتواند در شرایط فعلی، با ترکیبی از فروش نفت، تأمین نیازهای داخلی و استفاده از مسیرهای جایگزین، برای چند ماه وضعیت را تثبیت کند. او در این باره توضیح میدهد که میتوان از مسیرهای زمینی، تبادلات مرزی و روشهای جایگزین برای تأمین برخی نیازها استفاده کرد، هرچند مسیر دریایی همچنان ارزانترین و متعارفترین گزینه است.
میرترابی بر این باور است که این شرایط میتواند در بازهای حدود چند ماه، حتی تا شش ماه، قابل مدیریت باشد؛ بویژه اگر طراحیهای جایگزین بهدرستی اجرا شوند. او در پایان، با اشاره به نقش قیمت نفت در این معادله تصریح میکند: اگر قیمتها به سطوح بالاتر برسد، هزینه برای طرف مقابل بهمراتب سنگینتر خواهد شد و این میتواند زمینهساز عقبنشینی آنها شود.
انتهای پیام/