دکتر علیرضا رئیسی معاون وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گفتوگو با «ایران»:
عدالت با پزشکی خانواده معنا میشود
از اول مهرماه تمام ۶۴ دانشگاه علوم پزشکی وارد فرآیند اجرای پزشکی خانواده و نظام ارجاع می شوند
جامعه
152717
وزارت بهداشت در جنگ رمضان به غیر از مدیریت بحران، برنامههای مهم دیگری هم داشته است. یکی از مهمترین برنامه ها که جزو اولویتهای دولت و وزارت بهداشت محسوب میشود، اجرای برنامه «پزشکی خانواده و نظام ارجاع» است.
محدثه جعفری، گروه اجتماعی: این وزارتخانه علاوه بر مدیریت دو بحران جنگ تحمیلی، پیگیر اجرای این برنامه هم بود، تا جایی که از ابتدای مهرماه ۱۴۰۵ شاهد اجرای پزشکی خانواده و نظام ارجاع در ۶۴ دانشگاه علوم پزشکی کشور خواهیم بود. همچنین در دوران جنگ تحمیلی سوم، یک میلیون و ۵۰۰ هزار دُز واکسن تزریق و سلامت ۲۷۰ هزار مادر باردار پایش شد.
حتی با وجود آسیب به ۲۲۰ مرکز بهداشتی کشور نظارت بر عرضه مواد غذایی و سلامت آب و بیش از ۵۰۰هزار نمونه آزمایشگاهی در زمینه آب، غذا و هوا انجام شده است. همه این موارد نشاندهنده عملکرد مطلوب حوزه بهداشت کشور است که نماد عینی آن را میتوان در عدم وجود مشکلات بهداشتی در کشور ارزیابی کرد. گفتوگوی مفصلی با دکتر علیرضا رئیسی معاون بهداشت وزارت بهداشت درباره اقدامات اخیر وزارت بهداشت به خصوص در ایام جنگ تحمیلی داشتهایم که در ادامه میخوانید:
هر کشوری که با شرایطی مثل جنگ روبهرو میشود درخدمات بهداشتی افت میکند، اما آمارهایی که وزارت بهداشت منتشر کرده نشان دهنده عملکرد قابل قبول این وزارتخانه است. مشکلات در این برهه چطور مدیریت شد؟
بیخبری بهترین خبر است. زمانی که خبری از بیماری، آلودگی آب و غذا یا مشکلات بهداشتی منتشر نمیشود، به این معناست که همکاران ما وظایف خود را به بهترین شکل انجام دادهاند. هرساله معاونت بهداشت، برنامههای مختلفی برای ماه مبارک رمضان و ایام عیدنوروز تدارک میبیند، مثل تشدید نظارت بر عرضه مواد غذایی، آب و رعایت نکات بهداشتی و همچنین مانورهایی هم برای مسافرتهای نوروزی داریم که امسال اجرای این برنامه ها با بحران مهم جنگ تحمیلی سوم همراه شد.
اگر حوزه بهداشت در نظارت بر عرضه مواد غذایی، بهداشت محیط، آب، بهداشت کار، بحث واکسیناسیون و کنترل بیماریها کم کاری کند، فاجعهای مثل دوران کرونا رخ میدهد. همه مردم دیدند یک ویروس چطور میتواند دنیا را بههم بریزد. در یک بازه زمانی خاص، حجم کاری بسیاری به شکل همزمان روی دوش وزارت بهداشت و معاونت های مختلفش افتاد و بهرغم همه چالشهایی که با آن روبهرو شدیم، در حال حاضر اگر میبینیم خبری از بیماری نیست، یعنی در حوزه بهداشت همه چیز خوب پیش رفته و این آرامش نتیجه اقدامات مثبت همکارانم در حوزه بیماریابی بوده که شامل کنترل و درمان بیماریها، مراقبت از مادران و نوزادان، پیشگیری و... میشود. در این مدت همکاران ما در حوزه بهداشت یا به طورکلی در تیم ملی سلامت، شبانهروزی خدمت کردهاند.
جنگ تحمیلی اخیر آسیبهای بسیاری به حوزه بهداشت و مراکز آن وارد کرده است؟
بله. در ایام این جنگ بیش از ۲۲۰ مرکز بهداشت در کشور مورد حمله مستقیم و غیرمستقیم قرارگرفتند و پنج تن از نیروهای ما حین خدمت شهید شدند که یکی از این شهدا، مادری باردار بود. البته تعداد بسیاری هم مجروح داشتیم با این حال، مردم میتوانند شهادت بدهند با وجود تمام مشکلاتی که پیش روی حوزه بهداشت قرار گرفت، حتی یک لحظه ارائه خدمت متوقف نشد. چون امکان ندارد در ایام جنگ، مادری برای دریافت واکسن نوزادش به مراکز بهداشت ما مراجعه کرده و این خدمت از او دریغ شده باشد. آمارهای ما نشان میدهند، در ایام جنگ تحمیلی سوم بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار واکسن در کشور تزریق شده است. این تعداد واکسن برابر با برنامه معمول و روتین واکسیناسیون ملی کشور است یعنی حتی تزریق یک واکسن هم به تعویق نیفتاده است. حتی در این دوران، سلامت ۲۷۰هزار مادرباردار را هم مورد پایش قرار دادیم.
جابهجایی جمعیت در ایام جنگ تحمیلی را چطور مدیریت کردید؟
در دوران جنگ، تهاجم به بعضی از شهرها بیشتر بود به همین دلیل مردم میهمان شهرهای دیگر شدند. تقریباً در آن ایام، حدود هشت میلیون و ۵۰۰ هزار نفر به استانهای شمالی سفر کردند، اما خدمات و مراقبتهای هیچ یک از این افراد به علت جابهجایی و سفر قطع نشد. شهروندان در شهرهای مسافرپذیر خدمات بهداشتی درمانی که نیاز داشتند را دریافت کردند به طوری که در دوران جنگ بیش از ۷۵ هزار زایمان انجام شد که بعضی از این زایمانها دوقلو یا چندقلو بودند که نشاندهنده امید به زندگی حتی در دل بحران است و البته خدماتی که در هیچ زمانی برای مردم قطع نمیشود. براساس آمارهای ما میزان خدمات فعال این معاونت نسبت به سال گذشته بیشتر هم بوده است. مثلاً همه مادران بارداری که در خانه های بهداشت پرونده داشتند، در دوران جنگ با وجود جابه جایی به شهرهای دیگر از طریق مراقبان سلامت پایش میشدند و اگر نیاز به کمک داشتند، مشاورههای لازم به آنها ارائه شد. اگر هم نیاز به ارجاع پیدا میکردند، مراکز درمانی ما آماده ارائه خدمت به آنها بودند.
با آسیب به برخی از مراکز، خدمات به مردم آن مناطق به چه شکل انجام میشود؟
بهرغم اینکه بیش از ۲۲۰ مرکز ما آسیب دیدهاند، کمتر از ۲۴ ساعت مراکز جایگزین برای آنها تعیین شد تا ارائه خدمات به مردم دچار مشکل نشود. قبل از بحران پیشبینیهای لازم برای ۳۰ هزار مرکز بهداشت کشور انجام شده بود تا اگر چنین رخدادی پیش آمد، مراکز دیگر را جایگزین کنیم تا در روند ارائه خدمت وقفه ایجاد نشود. بخش دیگری از خدمات که زیر مجموعه معاونت بهداشت محسوب میشود، موضوع نظارت بر عرضه مواد غذایی، سلامت آب و غذا ست که در این دوران خوشبختانه آزمایشگاه های ما بشدت فعال بودند و بیش از ۵۰۰هزار نمونه آزمایشگاهی در زمینه آب، غذا و هوا داشتیم. این معاونت، دو بیماری مهم یعنی فشار خون و دیابت را هم به شکل فعال در سراسر کشور پیگیری کرد. به طوری که در این حوزه حدود ۶ میلیون خدمت به هموطنان ارائه شد.
پیگیریها چطور انجام شد؟
در کمترین اقدام ممکن، با افرادی که دچار بیماری فشارخون یا دیابت بودند، تماس گرفته شد تا اگر به مشاوره و ویزیت نیاز دارند، شرایط برایشان فراهم شود یا اگر داروهایشان تمام شده، آنها را برای دریافت دارو ارجاع بدهند. خوشبختانه در این موارد کمبودی احساس نکردیم.
بخش فعال خدمات مجموعه بهداشت در دل بحران، مشاوره و ارائه خدمات سلامت روان بود که دو خط فعال هم برای آن در نظر گرفتید، کمی درباره آن توضیح دهید؟
خدمات سلامت روان وزارت بهداشت در دوران بحران چه جنگ ۱۲ روزه و چه جنگ تحمیلی اخیر یکی از اقدامات مهم این معاونت بود که توانستیم برای ارائه مشاورههای سلامت روان سامانه ۱۹۰ و ۴۰۳۰ را فعال کنیم. حدود سه هزار کارشناس بهداشت روان از سراسر کشور پاسخگوی مردم بودند و تعداد بسیاری تماس مردمی ثبت شد. البته علاوه بر مشاوره های تلفنی، همکاران ما در حوزه سلامت روان، خانوادههایی که دچار آسیب شده بودند را مورد غربالگری قرار دادند و اقدامات لازم و مشاوره های مورد نیاز را به این افراد ارائه کردند.
البته این موارد نمونه های کوچک از خدماتی است که همکاران ما در گروه معاونت بهداشت در ایام جنگ ارائه کردند. جنگ به غیر از چهره زشتی که دارد، میتواند نشانگر جلوههای زیبایی از خودگذشتگی باشد. در آن دوران، شخصاً بازدیدهایی از شهرهای تهران، البرز، اصفهان، کاشان، فارس و بوشهر داشتم، بهعلاوه بر خدمات روتینی که به مردم ارائه میشد، از نزدیک شاهد جلوههای زیبا از ایثار میان همکارانمان بودم که واقعاً قابل تقدیر است. نمونههایی که باید با همکاری رسانهها در تاریخ این مملکت ثبت شود.
با توجه به آسیبهای وارده به مراکز بهداشتی، حجم این خسارتها تخمین زده شد؟
برآوردهای اولیه انجام شده است، اما درجات خسارتها متفاوت است. بعضی مراکز کاملاً تخریب شدند و برخی مراکز خسارت عمده دیدند. برآوردی که تاکنون در حوزه بهداشت انجام شده، حدود یک همت «یک هزار میلیارد تومان» خسارت دیدهایم. البته خسارت فقط محدود به مراکز نیست، ابزارها، تجهیزات بهداشتی و آزمایشگاهها که آسیب دیدهاند، شامل این خسارتها میشوند. در جنگ اخیر دشمن مکانی مثل انستیتو پاستور را مورد هدف قرار داد، این مرکز علاوه بر تولید واکسن وظیفه دیگری را هم برعهده دارد که کمتر به آن پرداخته میشود.
انستیتو پاستور بازوهای فعال معاونت بهداشت برای رصد بیماریهای نوپدید و بازپدید است که همیشه در سطح کشور فعالیت میکند، اما در حال حاضر این مرکز خسارت دیده، این خسارت از نظر عملکردی برای ما دردآور بود چون هدف قرار دادن مراکز علمی، دانشگاهها یا مرکزی مانند انستیتو پاستور نشان دهنده اوج جنایت جنگی از طرف کشور متخاصم است که نه به علم، نه به سلامت و نه به حقوق بشر هیچ اعتقادی ندارد.
یکی از موضوعاتی که اکنون باعث نگرانی مردم شده است، بحث محاصره دریایی و تأثیری است که میتواند در روند واردات واکسن به کشور بگذارد، آیا برای این موضوع هم برنامهریزی دارید؟
درباره بحث بسیار مهم واکسیناسیون باید بگویم، انبارهای واکسیناسیون وزارت بهداشت در چهار نقطه قرار دارند که به نوعی انبار اصلی واکسیناسیون کشور محسوب میشوند، مکانهایی که واکسن ۶ ماه آینده در آنها ذخیره شده است. قبل از جنگ، با توجه به آمادگی که وزارت بهداشت برای شرایط خاص دارد و موضوع پدافند غیرعامل، واکسنهای سه ماه را در مراکز توزیع کردیم به این دلیل که اگر انبار واکسن مورد اصابت قرار گرفت، تعداد بالایی از واکسنها را از دست ندهیم، این اقدام تدبیر خوبی بود. همچنین استانها و دانشگاه های علوم پزشکی همجوار را بهعنوان معین یکدیگر مشخص کردیم تا اگر در بخشی خدمتی به علت جنگ از چرخه خارج شد، بلافاصله بتوانیم آن خدمات را تأمین و جایگزین کنیم.
بعد از جنگ ۱۲ روزه برای تأمین واکسن مورد نیاز کشور پیشبینیهای لازم را انجام دادهایم. تلاش کردیم واکسنها را بیشتر از نیازمان یعنی بین شش ماه تا یک سال تأمین و ذخیره کنیم. باتوجه به اینکه بعضی از واکسنها تاریخ انقضا دارند، نمیتوان بیش از یک سال ذخیرهسازی داشته باشیم. اما همینجا اعلام میکنم، خیال مردم از تأمین واکسن راحت باشد. فرقی نمیکند شرایط جنگی چقدر برای کشور زمان بر باشد، وزارت بهداشت کاملاً آمده است تا واکسیناسیون افراد سر وقت و کامل انجام شود. اما در زمان جنگ برای هر کشوری ممکن است اتفاق بیفتد که دچار کمبود در بخش واکسن و سایر تجهیزات ضروری در حوزه سلامت شوند به همین دلیل همه چیز صددرصد نیست. در معاونت بهداشت، پیشبینیهایی را انجام دادهایم که علاوه بر واردات واکسن از مرزهای دریایی از مرزهای زمینی و هوایی هم بتوانیم واکسن مورد نیاز کشور را تأمین کنیم.
بحث تأمین و تزریق واکسن فقط موضوع ملی نیست، بحثی فرا ملی و جهانی است، درباره این موضوع توضیح میدهید؟
پیام من به مجامع بینالمللی این است که واکسیناسیون ایمن کردن یک فرد نیست، ایمن کردن یک دنیا و جهان است. موضوعی که در دوران پاندمی کرونا به خوبی خودش را نشان داد. مطمئن باشید کرونا در ابتدا از یک نفر شروع شد و بعد به کل دنیا تعمیم پیدا کرد. اگر ایران روند واکسیناسیون را به جد پیگیر است و برای مردم انجام میدهد، از بیماریهایی که میتواند کشورهای دیگر را هم گرفتار کند، پیشگیری میکند. اگر نتوانیم بیماری واگیردار را در کشورخودمان کنترل کنیم، کشورهای همسایه به سرعت درگیر آن بیماری میشوند و در کمترین زمان، کل دنیا در معرض تهدید قرار میگیرد. بنابراین برای ورود واکسن باید نگاه بینالمللی وجود داشته باشد که در حوزه سلامت قوانین بین المللی و کنوانسیون های متعدد وجود دارد. فرقی نمیکند جنگ با چه کشوری باشد، نباید به ساحت سلامت خدشه و تعرضی وارد شود.
سلامت حق بشریت است چون بیماری مرز نمیشناسد. ایران تاکنون برای غرب و کل دنیا مرزبانی سلامت انجام داده است، یادمان باشد همسایگان شرقی ما به دلیل همین بلایایی که کشورهای متخاصم سرشان آوردهاند- کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان و عراق- در حال حاضر نمیتوانند به درستی کنترل بیماری های واگیر را انجام بدهند. به همین دلیل بیشتر بیماریهایی که از مرزهای شرقی به کشورمان وارد میشوند، کنترل میکنیم، اگر این کنترل نباشد، به راحتی ویروس از مرزهای شرقی وارد میشد و از مرزهای غربی به کشورهای دیگر سرایت میکند و این چرخه کل دنیا را فرا میگیرد. تعدادی از واکسنهای مصرفی کشور تولید داخل است، اما همچنان مانند سایر کشورها بخشی را باید وارد کنیم که برای آنها تمهیدات لازم اندیشیده شده است. ولی قطعاً جنگ میتواند بر سلامت تأثیر منفی بگذارد.
معاونت وزارت بهداشت به غیر از مدیریت بحرانهای پیش آمده در این دوران وظایف دیگری هم دارد؛ طرح پزشکی خانواده و نظام ارجاع؛ در حال حاضر این برنامه چه مسیری را طی میکند؟
وزارت بهداشت علاوه بر مدیریت بحران، باید برنامههای جاریاش را هم پیگیری کند تا اختلالی در روند درمان و ارائه خدمات سلامت به مردم در هیچ شرایط و زمانی پیش نیاید. یکی از برنامههایی که جزو اولویتهای دولت، وزارت بهداشت و معاونت بهداشت است، اجرای برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع است. قبل از شروع جنگ ۱۲ روزه و حتی بعد از آتشبس، دکتر پزشکیان، رئیسجمهوری، یک هفته درمیان در جلسات برنامه پزشکی خانواده حاضر میشوند و در حال حاضر بجد پیگیر اجرای آن هستند. روز گذشته هم گزارشی از روند اجرای برنامه آماده کردیم و به رئیسجمهوری ارائه شد.
درباره نحوه اجرای این برنامه توضیح میدهید؟
اولین اقدام، بهرهمندی از تجارب کشورهای دیگر در اجرای پزشکی خانواده و نظام ارجاع است تا اجرای برنامه در کشور با کمترین مشکل روبهرو شود. حدود دو دهه گذشته برنامه نظام شبکه و پزشکی خانواده را در روستاها اجرا کردیم، اما مسیر این برنامه به ساکنین شهرها نرسید. برای اجرای درست پزشکی خانواده، جلسات کارشناسی متعددی برگزار شد تا اجرای برنامه با پیچ و خمی روبهرو نشود و مردم از نحوه اجرا راضی باشند؛ به همین دلیل رئیسجمهوری شخصاً در جلسات حاضر میشدند و حتی در کسوت کارشناس نظر میدادند تا مدل بهتری از پزشکی خانواده و نظام ارجاع را پیادهسازی کنیم. وزارت بهداشت ۶۴ دانشگاه و دانشکده علوم پزشکی در کشور دارد که مسئول برقراری سلامت مردم هستند.
یکی از اقدامات ما این بود که از هر دانشگاه یک شهرستان را انتخاب کنیم تا مدل کامل و بومی از پزشکی خانواده و نظام ارجاع، در آن منطقه اجرا شود که اگر موفق بود آن را در کل استان توسعه بدهیم. برای اجرای این ایده، پنج شهرستان یعنی قائنات از خراسان جنوبی، خدابنده از زنجان، مرند از تبریز، آققلا از استان گلستان و بابل از استان مازندران را در نظر گرفتیم تا مدل طراحی شده را در این پنج شبکه پیشرو اجرا کنیم. برای اجرا باید به موضوعات ظریفی توجه میکردیم تا بهدرستی انجام شود، مثلاً تأمین زیرساختها که شامل نیروی انسانی، تجهیزات، فضای فیزیکی و... میشود.
هر کدام از این موارد شاخص خاصی دارد؟
بله. مثلاً به ازای هر سه هزار نفر، یک پزشک نیاز داریم، به ازای هر ۱۵۰۰ نفر یک مراقب سلامت به کار گرفته شود یا به ازای هر ۲۰ هزار نفر یک دندانپزشک داشته باشیم چون تمام تیم سلامت باید در این پنج شهرستان تأمین میشد تا اجرا بهدرستی شکل بگیرد. برنامه بعدی، ایجاد ارتباط بین جمعیت این مناطق منتخب با تیم پزشک خانواده است که در حال حاضر در این پنج شهرستان تمام این اقدامات انجام شده است. در حال حاضر مشخص شده هر فردی باید به کدام مرکز مراجعه کند و پزشک و مراقب سلامتش را میشناسد.
برای ایجاد پیوند میان مردم و پزشکی خانواده به مشوق نیاز دارید؟
این موارد در بحث نظام پرداخت است که دو جنبه دارد. یعنی باید در نظر میگرفتیم مراجعان با ورود به این چرخه چه تسهیلاتی را دریافت میکنند و چه برنامه پرداختی برای ارائهکنندگان خدمت داریم. افرادی که مشکلات و چکاپهای سلامتی خود را از طریق پزشکی خانواده و نظام ارجاع انجام میدهند، اگر مشکلی داشته باشند ابتدا پزشک خودشان آنها را ویزیت میکند که سطح یک محسوب میشود، اگر نیاز به اقدامات درمانی تخصصی بود، فرد را به سطح بالاتر یعنی متخصص ارجاع میدهند یعنی سطح دوم. برای افرادی که از این مسیر وارد چرخه درمان می شوند تا ۴ ویزیت اول در سطح یک رایگان است. زمانی که به سطح دوم ارجاع پیدا میکنند، فقط فرانشیز ۱۵ درصدی دولتی را پرداخت میکنند. اگر هم افراد در این مسیر نیاز به بستری پیدا کنند، هزینه بستری در مراکز درمانی برای آنها کاملاً رایگان میشود. البته در این میان افراد ممکن است نیاز به خدمات دیگری مثل آزمایشگاه، پاراکلینیک، رادیولوژی و... هم پیدا کنند که این کاهش هزینههای پرداختی در این نوع خدمات هم شامل حال آنها خواهد شد. در حال حاضر این مسیر و خدمات، برای ساکنین این پنج شهرستان که نام برده شد، اجرا میشود.
موضوع بعدی که در مسیر اجرای این برنامه بسیار حائز اهمیت است، بحث زیرساختهای الکترونیک و دیجیتال است؛ این زیرساختها فراهم شده است؟
زمانی که افراد به سطح یک مراجعه میکنند، اقداماتی که برایشان انجام میگیرد، ثبت الکترونیک میشود. اگر فردی قرار است توسط متخصص ویزیت شود، توسط سطح یک، نوبت متخصص برای او دریافت میشود. مثلاً به بیمار میگویند:«فردا ساعت ۴ به فلان متخصص با این آدرس مراجعه کنید.» در مراکز سطح دو که خدمات تخصصی ارائه میشود، یک ایستگاه قرار دارد به نام «پذیرش بیماران ارجاعی» که یک نفر برای رسیدگی به کارهای این افراد حضور دارد تا کارهای آنها را تسهیل کند؛ با این اوصاف، مردم سردرگم نمیشوند. در آینده و بعد از اجرای کامل برنامه، اگر افرادی خارج از نظام ارجاع وارد سیستم درمانی کشور شوند، پرداخت کل هزینههای درمان بر عهده خودشان است و بیمهها هیچ پوششی برای آنها نخواهند داشت. به زبان ساده، تمام هزینهها برایشان آزاد محاسبه میشود.
هر زمان خبری در مورد اجرای برنامه پزشکی خانواده منتشر میشود، نظراتی ذیل این مطالب درج میشود که نشان از عدم اعتماد مردم به اجرای برنامه دارد. برای اعتمادسازی میان مردم چه برنامه هایی دارید؟
در مراحلی که از روند اجرای برنامه پزشکی خانواده صحبت کردم، یکی از بخشها بحث فرهنگسازی و اطلاعرسانی دقیق به مردم است. تغییر مدل ارائه خدمت درمان در هر جامعه قطعاً با مقاومت روبهرو میشود و به فرهنگسازی و اقناع مردم نیاز دارد. اگر شهروندان بدانند با قرار گرفتن در این چرخه، سلامتشان تضمین میشود و پرداختی از جیبشان هم کاهش مییابد، با توجه به گرانی دارو، آزمایشگاهها، ویزیت پزشکان متخصص و... قطعاً از برنامه استقبال میکنند. همه میدانیم که هزینه سلامت برای مردم افزایش پیدا کرده است و اگر شهروندان از این مسیر وارد فرآیند درمان شوند، روند دریافت خدمات برایشان تسهیل شده و مشکلاتشان رفع خواهد شد و در پی آن اعتمادسازی هم شکل میگیرد. با توجه به بالا رفتن هزینه های سلامت با روش فعلی که مردم خودشان برای دریافت خدمات درمانی اقدام میکنند، ادامه این شیوه دیگر امکانپذیر نیست، چون کمبودهایی که در دارو و ارائه خدمت پیش میآید، خیلی حساب و کتاب ندارد. هر کسی هر جا بخواهد، میرود و بعضی از مراجعات غیرضرور است. مثلاً بعضیها برای یک سرماخوردگی ساده به فوقتخصص مراجعه میکنند در حالی که این بیماری را پزشک عمومی هم میتواند بهراحتی تشخیص بدهد و درمان کند. بسیاری از آزمایشات، تصویربرداری ها و داروهایی که تجویز میشود، غیرضروری است. همه ما قطعاً یک کیسه پر از دارو داریم که تجویز شدهاند و ضرورتی نداشته که مصرف کنیم. اگر این روند بهدرستی اجرا شود، شاهد عدالت در سلامت خواهیم بود. مثلاً فردی که در تهران زندگی میکند بهراحتی به MRI و سیتیاسکن دسترسی دارد، اما شهروندی که ساکن سیستان است، دسترسی ندارد یا برای انجام یک تصویربرداری مجبور میشود هزار کیلومتر را طی کند. این روند باید برچیده شود تا همه مردم بهراحتی به تمام خدمات سلامت دسترسی داشته باشند. چه زمانی این اتفاق رخ میدهد، زمانی که ساماندهی اتفاق بیفتد.
اجرای چنین برنامهای به منابع مستمر نیاز دارد؟
بله. برای اعتمادسازی به منابع پایدار نیاز داریم و هر طرحی برای اجرا در ابتدا نیاز به هزینه دارد. در این مورد رئیسجمهوری و سازمان برنامه و بودجه استوار پشت برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع ایستاده اند. در حال حاضر برای اجرای این برنامه منابع خوبی پیشبینی شده؛ منابع پایداری که از محل یک درصد ارزش افزوده تأمین میشود.
سرانه درمانی هر فرد در این برنامه چقدر است؟
سرانه هر فرد حدوداً ۱۲ میلیون تومان است که این بودجه خوشبختانه برای امسال پیشبینی و تأمین شده است. بخشی از هزینه ها مربوط به نیروی انسانی مثل پزشک، مراقب سلامت و... است که به شکل دستمزد به آنها پرداخت میشود. بهرغم دو بحران جنگی که از سال گذشته تاکنون درگیر آن شدهایم، برای اجرای کامل این برنامه در ۶۴ دانشگاه آماده هستیم و در بحث تأمین اعتبار هیچ مشکلی وجود ندارد.
بــــرش
زمانبندی خاصی برای اجرای برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع در کشور دارید؟
از ۶۴ دانشگاه علوم پزشکی، پنج دانشگاه در حال اجرای برنامه هستند. ۵۹ دانشگاه بعدی را به سه دسته تقسیم کردهایم. جلساتی با ۲۰ دانشگاه اول برگزار و اقدامات اولیه برای آنها شروع شده و در حال گذراندن آموزشهای لازم برای اجرای برنامه هستند. یعنی از اول تیرماه سال جاری، ۲۰ دانشگاه علوم پزشکی دیگر هم وارد فرآیند پزشکی خانواده و نظام ارجاع میشوند. از اول مردادماه ۲۰ دانشگاه دوم و از اول شهریور ۱۹ دانشگاه باقی مانده به چرخه پزشکی خانواده و نظام ارجاع پیوند خواهند خورد. با این اوصاف، از اول مهرماه سال ۱۴۰۵ تمام ۶۴ دانشگاه علوم پزشکی وارد فرآیند اجرای پزشکی خانواده و نظام ارجاع میشوند. با اجرای این برنامه در پنج دانشگاه اول، کار برای تعمیم دادن به دانشگاههای دیگر آسانتر شده است؛ چون برنامه هر چکشکاری را که نیاز داشت، خورده و اکنون میدانیم چطور باید پیشروی کنیم. امیدواریم در این زمینه رسانهها مثل همیشه همکاری خوبی با وزارت بهداشت داشته باشند تا بتوانیم با فرهنگسازی درست، مردم را به حضور در این چرخه تشویق کنیم.
انتهای پیام/