سرقت سریالی طلافروشیها به خاطر پرداخت اقساط خودرو
جامعه
152864
سارق سریالی طلافروشیهای پایتخت، مدعی است که برای پرداخت اقساط خودروی مدل بالایش سناریوی سرقتها را اجرا کرده است.
مرضیه همایونی/ اولین سرقت روز 12 اردیبهشت امسال از یک طلافروشی در خیابان 17 شهریور تهران رخ داد. مرد جوان شیکپوشی وارد مغازه طلافروشی شد.
او از مرد طلافروش خواست چند سرویس طلا برایش بیاورد، او مدعی بود قصد خرید سرویس طلا برای تولد همسرش دارد. اما وقتی مرد طلافروش سرویس طلاها را آورد ناگهان مرد جوان از جیب لباسش اسلحه کلتی بیرون کشید و به سمت مرد طلافروش نشانه گرفت. او یک سرویس طلا را قاپید و با تهدید مرد طلافروش از مغازه خارج شد و خودش را به آن طرف خیابان رساند و سوار بر خودروی آریزوی مشکیرنگی شد و فرار کرد.
گزارش سرقت مسلحانه طلافروشی در خیابان 17 شهریور، بلافاصله به پلیس اعلام شد و کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند. در بازبینی دوربینهای مداربسته طلافروشی و اطراف محل، تصویر متهم و خودرواش به دست آمد. اما او چهرهاش را با ماسک بهداشتی پوشانده بود و از سویی پلاک خودرواش را نیز مخدوش کرده بود. در بررسیهای صورت گرفته و طبق گفته مرد طلافروش 150 گرم طلا به سرقت رفته بود.
دومین سرقت
در حالی که تحقیقات برای شناسایی متهم ادامه داشت عصر 20 اردیبهشت مرد جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از سرقت طلافروشیاش در بلوار اندرزگو خبر داد و گفت: «دقایقی قبل مردی به عنوان خریدار وارد مغازه طلافروشیام شد. او ابتدا سفارش چند مدل سرویس طلا داد و بعد از آن اسلحهای بیرون کشید و با تهدید چند سرویس طلا را به سرقت برد که میزان طلاهای سرقتی حدود 100 گرم بود. او با تهدید از مغازهام خارج شد و من که به دنبالش رفتم متوجه شدم سوار بر خودروی آریزوی مشکیرنگی شد.»
مشخصاتی که مرد طلافروش میداد با مشخصات سارق خیابان 17 شهریور یکی بود و احتمال سریالی بودن سرقتها مطرح شد. زمانی که کارآگاهان اداره یکم راهی محل شدند و به بازبینی دوربینهای مداربسته محل سرقت پرداختند مشخص شد که هر دو سرقت توسط یک نفر صورت گرفته است.
دستگیری سارق جوان
کارآگاهان مبارزه با جرایم پلیسی با بررسی دوربین به دوربین، مسیر حرکت خودروی آریزوی سارق مسلح را رصد کردند و چندین محله آن طرفتر، سارق مسلح از خودرواش پیاده شد و اقدام به خرید کرد و برگهای را که روی پلاکش گذاشته بود تا آن را بپوشاند نیز برداشت.
کارآگاهان بلافاصله راهی مغازه مورد نظر شده و با استعلام شماره حساب وی موفق شدند هویت سارق به نام مهران را به دست آورند. همزمان کارآگاهان به استعلام شماره پلاک خودروی لوکس پرداخته و مشخصات صاحب خودرو به نام مهران را به دست آوردند.
بدین ترتیب پس از هماهنگی با بازپرس پرونده، کارآگاهان پلیس وارد عمل شده و زمانی که سارق جوان قصد ورود به خانهاش را داشت او را دستگیر کردند. در بازرسی از خانه متهم، مقداری از طلاهای سرقتی کشف شد و مرد جوان به سرقت سریالی از مغازههای طلافروشی اعتراف کرد. تحقیقات برای مشخص شدن سایر جرایم احتمالی مرد جوان ادامه دارد.
سارق تحصیلکرده
مهران، 40 ساله، متأهل و لیسانس در رشته پیراپزشکی است. وی درباره انگیزهاش از سرقتها گفت: «با تحصیلاتم نتوانستم کار پیدا کنم و برای همین در بازار به عنوان خدماتی مشغول به کار شدم. اما دو ماه کار داشتم و چند ماه بیکار بودم. همین بیکاری باعث شده بود که وضع مالیام رو به
راه نباشد.»
پس خودروی آریزو را از کجا آورده بودی؟ خودرو را قسطی خریده بودم. من عاشق این بودم که خودم را ثروتمند نشان دهم و بگویم با تحصیلاتم توانستهام کلی پول به دست آورم. به عبارتی با سیلی صورتم را سرخ میکردم. از طرفی سوار شدن بر خودروی مدل بالا و لوکس حس قدرت به آدم میدهد، من عاشق این مدل خودرو بودم به همین دلیل به صورت اقساطی خودرو را خریداری کردم اما نتوانستم قسطهایش را بپردازم. به دنبال راهی برای پرداخت اقساط بودم که فکر سرقت به ذهنم رسید، اول میخواستم از بانک سرقت کنم اما بعد دیدم با شرایط فعلی کشور در بانکها هم پول نقد نیست و طلافروشی گزینه مناسبتری است. به همین دلیل تصمیم گرفتم از طلافروشیها سرقت کنم.
چرا با خودروی خودت به سرقت میرفتی؟فکر میکردم اگر با ظاهر موجه و خودروی خودم بروم کسی به من شک نمیکند.
چه طلافروشیهایی را برای این کار انتخاب میکردی؟در خیابانها پرسه میزدم و هر طلافروشی که از نظر ایمنی پایین بود انتخاب کرده و نقشه سرقتم را اجرا میکردم.
اسلحه را از کجا آوردی؟یک سری سایتها و صفحهها در فضای مجازی هستند که به صورت غیرقانونی اقدام به فروش اسلحه میکنند. من که برای این کار نیاز به اسلحه داشتم، سلاح کلت کمری را از یکی از این سایتها به مبلغ 40 میلیون تومان خریداری کردم.
فکر میکردی دستگیر شوی؟حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم. من خیلی حرفهای سرقتها را انجام میدادم و از آنجا که هیچ سابقه کیفری در پروندهام نبود تصورش را نمیکردم پلیس بتواند ردی از من به دست آورد.
انتهای پیام/