فرماندار لامرد در گفتوگو با «ایران»، ابعاد انسانی و حقوقی حمله آمریکا به شهروندان غیرنظامی را تشریح کرد
جزئیات تکاندهنده از روز خونین لامرد
در کمتر از یک دقیقه ۴ موشک جدید آمریکا در فاصله ۴۰ متری زمین منفجر شدند و ۷۲۰هزار ترکش تنگستنی را بر فراز شهر پراکنده کردند
استانها
155743
نهم اسفند ۱۴۰۴، تنها هفت ساعت پس از حمله تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به مدرسه شجره طیبه میناب، شهرستان لامرد در جنوب استان فارس صحنه یکی از کمسابقهترین و در عین حال کمتر روایتشدهترین جنایات جنگی آن دوره شد؛ حملهای که اهمیت آن نه فقط به شمار قربانیان، بلکه به ماهیت سلاح به کاررفته و شیوه اجرای این عملیات نظامی علیه یک شهر غیرنظامی بازمیگردد.
بیتا میرعظیمی، گروه ایران زمین: در این حمله، یک مجموعه ورزشی، مناطق مسکونی پیرامون آن و فضاهای غیرنظامی مجاور، از جمله محدودهای نزدیک به یک دبستان، هدف اصابت موشکهایی قرار گرفتند که بنا بر گزارشها و تحلیلهای منتشرشده، از نوع موشکهای پیشرفته
PrSM (Precision Strike Missile) بودهاند؛ تسلیحاتی که به جای تمرکز بر تخریب نقطهای، با انفجار در ارتفاع پایین و پراکندن حجم عظیمی از ترکشهای تنگستنی، برای ایجاد حداکثر آسیب انسانی در گسترهای وسیع طراحی شدهاند. بر اساس ارزیابیهای منتشرشده، هر یک از این موشکها قابلیت انتشار بیش از ۱۸۰هزار ساچمه یا ترکش تنگستنی را دارند و چهار موشک شلیکشده به لامرد، در مجموع حدود ۷۲۰هزار ترکش را در مدت زمانی کمتر از یک دقیقه بر فراز بخش کوچکی از شهر پراکنده کردند. پیامد این حمله، شهادت و مجروحیت دهها شهروند غیرنظامی، از جمله کودکان، نوجوانان و بانوان ورزشکار بود؛ افرادی که هیچگونه نقش یا حضور نظامی نداشتند.
آنچه حادثه لامرد را به رخدادی متمایز در حافظه جنگ رمضان تبدیل میکند، تنها ابعاد انسانی فاجعه نیست، بلکه استفاده از یک سامانه تسلیحاتی پیشرفته با الگوی عملکردی خاص در محیطی کاملاً غیرنظامی است؛ موضوعی که این حمله را به نمونهای قابل تأمل در بررسی ابعاد حقوقی، انسانی و نظامی جنگ تبدیل کرده و ضرورت بازخوانی و ثبت آن در حافظه تاریخی کشور و جهان را دوچندان میسازد. حادثه لامرد از این جهت اهمیت ویژهای دارد که فراتر از یک حمله متعارف نظامی، نمونهای از بهکارگیری یک سامانه تسلیحاتی پیشرفته با الگوی تخریب گسترده در محیطی کاملاً غیرنظامی محسوب میشود. به همین دلیل، این رخداد نهتنها بخشی از حافظه جنگ، بلکه موضوعی قابل بررسی از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه، مطالعات نظامی و پیامدهای انسانی جنگ است.
فرماندار شهرستان لامرد در گفتوگو با «ایران» و در تشریح ابعاد حمله تروریستی و جنایتکارانه آمریکا به این شهرستان گفت: «این حادثه تلخ در اولین روز آغاز جنگ و در ادامه تجاوز نظامی صورتگرفته از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران رخ داد. بر اساس گزارشها و تحلیلهای منتشر شده، در این حمله از نوعی مهمات استفاده شد که ویژگی آن با شیوههای متعارف تخریب متفاوت بود.
در حملات معمول، موشک پس از اصابت به زمین یا ساختمان، موجب تخریب مستقیم سازه و ایجاد آوار میشود، اما در این حادثه، انفجارها در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین رخ داده و حجم گستردهای از ترکشها بهصورت شعاعی در محیط اطراف پراکنده شده است». وی افزود: «به گفته کارشناسان، هر یک از این موشکها حاوی هزاران ساچمه و قطعه فلزی بهصورت ترکش بوده که پس از انفجار در ارتفاع حدود ۳۰ تا ۴۰ متری زمین، محدوده وسیعی را تحت تأثیر قرار دادهاند. به همین دلیل، خسارات صرفاً محدود به ساختمانها و زیرساختها نبوده و افرادی که در معابر عمومی، حیاط منازل، داخل خودروها یا حتی درون خانهها حضور داشتند، در معرض اصابت مستقیم ترکشها قرار گرفتهاند.»
همه قربانیان شهروندان عادی بودند
«علی علیزاده»، فرماندار شهرستان لامرد با اشاره به ابعاد انسانی این حادثه گفت: «همه قربانیان، شهروندان عادی بودند. برخی در حیاط منازل خود حضور داشتند، برخی در مسیر تردد روزانه و گروهی نیز در اماکن عمومی و ورزشی بودند. در یکی از مجموعههای ورزشی، دانشآموزان مشغول ورزش بودند که پس از شنیدن صدای انفجار اولیه، برای اطلاع از علت حادثه از سالن خارج شدند و در ادامه در معرض انفجارهای بعدی قرار گرفتند. خوشبختانه بخشی از سازههای موجود مانع از وقوع خسارات بیشتر شد، اما در مجموع حادثهای بسیار تلخ و دردناک رقم خورد.»
علیزاده درباره وضعیت امدادرسانی پس از وقوع حمله نیز اظهار کرد: «با توجه به اینکه این حادثه در روز ابتدایی جنگ رمضان رخ داد، آمادگی لازم برای مواجهه با چنین حجم گستردهای از مجروحان و شهدا در شهرستان وجود نداشت. اولین مقصد مجروحان، بیمارستان شهرستان بود و کادر درمانی در شرایطی دشوار و کمسابقه با حجم بالایی از مصدومان مواجه شدند. بسیاری از مجروحان با جراحات شدید ناشی از اصابت ترکش به مراکز درمانی منتقل شدند و متأسفانه تعدادی از آنان با وجود انجام اقدامات درمانی و جراحی، به دلیل شدت جراحات به شهادت رسیدند.»
وی در پاسخ به این پرسش که چرا ابعاد این حادثه در ماههای گذشته کمتر مورد توجه رسانهها قرار گرفته است، گفت: «موضوع بهطور کامل مغفول نماند، اما در آن مقطع، برخی رخدادهای دیگر که بازتاب بینالمللی گستردهتری داشتند، در اولویت پوشش رسانهای و پیگیریهای حقوقی و دیپلماتیک قرار گرفتند. طبیعی بود که دستگاه دیپلماسی و نهادهای مسئول برای طرح موضوع در مجامع بینالمللی، بر پروندههایی تمرکز کنند که ظرفیت بیشتری برای جلب توجه افکارعمومی جهانی داشتند. در نتیجه، حادثه لامرد تا حدی تحتالشعاع سایر رویدادها قرار گرفت.»
پیگیری قضایی و دیپلماتیک حمله به غیرنظامیان
فرماندار لامرد با تأکید بر ضرورت پیگیری حقوقی این پرونده اظهار کرد: «اکنون با گذشت زمان و در اختیار بودن مستندات، گزارشها و شواهد متعدد، زمینه برای پیگیری جدیتر این جنایت فراهم شده است. هدف این است که از ظرفیتهای حقوقی و بینالمللی برای اثبات ابعاد این حمله و پیگیری موارد مرتبط با نقض حقوق بشر استفاده شود. در همین راستا، هیأتهایی از نهادهای بینالمللی از جمله نمایندگان مرتبط با حوزههای بشردوستانه و حقوقی از منطقه بازدید و بررسیهای میدانی انجام دادهاند.»
وی ادامه داد: «دستگاه قضایی نیز برای تمامی شهدا و جانبازان این حادثه پروندههای حقوقی تشکیل داده است. آنچه در این پرونده اهمیت دارد، ماهیت غیرنظامی منطقه و قربانیان حادثه است. تمامی شهدا و مجروحان از شهروندان عادی بودند؛ افرادی از اقشار مختلف جامعه شامل معلمان، دانشآموزان، کارکنان شرکتها، بازاریان، زنان خانهدار، ورزشکاران و سایر شهروندانی که در حال انجام فعالیتهای روزمره خود بودند و هیچگونه نقش یا فعالیت نظامی نداشتند.»
فرماندار لامرد در پایان تأکید کرد: «انتظار و مطالبه اصلی مردم منطقه این است که نهادهای مسئول در حوزه قضایی و دیپلماسی، پیگیری پرونده این جنایت جنگی را با جدیت ادامه دهند تا ابعاد حادثه بهصورت دقیق در مجامع بینالمللی مطرح و حقوق آسیبدیدگان و خانوادههای شهدا و جانبازان استیفا شود.»

روایت «ایران» از جزئیات شهادت «رباب دهدشتی»، بانوی کادر درمانی که در حیاط منزل و کنار دخترش به شهادت رسید
قرآن در دست آسمانی شد
صدای انفجار آنقدر مهیب بود که «صبا محسنی» مسئول روابطعمومی بیمارستان حاج محمود حاج حیدر شهرستان لامرد، در اولین لحظات حتی نتوانست تشخیص دهد چه اتفاقی رخ داده است. او عصر حمله تروریستی و جنایتکارانه آمریکا به شهرستان لامرد (نهم اسفند ۱۴۰۴) در منزل استراحت میکرد. صدای اولین انفجار را شنید، اما گمان کرد شاید حادثهای معمولی رخ داده باشد. با شنیدن انفجارهای بعدی، نگرانی جای تردید را گرفت. به سراغ دخترش رفت؛ او آرام روی تخت خوابیده بود. سراسیمه با همسرش تماس گرفت. او که در نزدیکی محل حادثه حضور داشت، تنها توانست چند کلمه کوتاه بر زبان بیاورد و از شکسته شدن شیشههای خودرویش خبر دهد. دقایقی بعد که به خانه رسید، آثار حادثه بر خودرو کاملاً آشکار بود؛ شیشهها شکسته و بخشی از سقف خودرو آسیب دیده بود. او بدون توضیح اضافی گفت: «باید به بیمارستان برویم. آنجا به کمک نیاز دارند.»
«صبا محسنی» آنچه پس از ورود به بیمارستان دید، فراتر از هر صحنهای بود که در سالهای خدمتش تجربه کرده بود. مجروحان پیدرپی وارد میشدند، خانوادهها با اضطراب عزیزان خود را جستوجو میکردند و کادر درمان با تمام توان در حال امدادرسانی بودند. او به «ایران» میگوید: «حجم بالای مصدومان و شدت جراحات، فضای بیمارستان را به صحنهای از التهاب، اضطراب و تلاش بیوقفه تبدیل کرده بود. او که سالها در حوزه روابطعمومی فعالیت کرده و به ثبت و مستندسازی حوادث عادت داشت، میگوید در آن دقایق اول حتی توان گرفتن عکس و تهیه گزارش را نداشت؛ همهچیز آنقدر ناگهانی و سنگین بود که تنها به چهرههای مبهوت و چشمهای نگران اطرافش نگاه میکرد.
اما در میان همه تلخیهای آن روز، خبری بیش از هر چیز قلب کارکنان بیمارستان را به درد آورد؛ خبر شهادت «رباب دهدشتی»، کارشناس رادیولوژی بیمارستان حاج محمود حاج حیدر لامرد. «صبا محسنی» از او به عنوان بانویی پرتلاش، متعهد و مهربان یاد میکند؛ در کنار همکارانش با اخلاقی نیکو و روحیهای مسئولانه خدمت کرده بود و هیچگاه در پی دیده شدن نبود.
آن روز، «رباب» پس از پایان کار به خانه بازگشته بود. روزه بود و ساعاتی مانده به افطار، در حیاط منزل کنار دخترش نشسته و قرآن میخواند. فضای خانه آرام بود و هیچ نشانهای از فاجعهای که در راه بود، دیده نمیشد. ناگهان انفجاری مهیب رخ داد و لحظاتی بعد ترکشهای بزرگ به سمت مناطق مسکونی پرتاب شدند. یکی از ترکشها مستقیم به سینه رباب اصابت و او را بشدت مجروح کرد. ترکش دیگری نیز به پای دخترش برخورد کرد و کودک آسیب دید.
«مهدی قاسمی» همسر رباب، در میان آن آشوب هولناک تلاش کرد خانوادهاش را نجات دهد. او دختر و همسر مجروحش را به بیمارستان رساند؛ جایی که در آن لحظات مملو از مجروحان و همراهان نگران بود. راهروها و بخشها از ازدحام جمعیت پر شده بود. او همسر و فرزندش را به پرستاران سپرد تا تحت درمان قرار گیرد و سپس به بخش رادیولوژی رفت؛ همان بخشی که همسرش سالها در آن خدمت کرده بود. تا ساعتها در بیمارستان ماند و در کنار همکارانش به رسیدگی به وضعیت مجروحان کمک کرد، در حالی که اندوهی بزرگ آرامآرام بر زندگیاش سایه میانداخت.
شب هنگام، وقتی که تب و تاب اولیه حادثه فروکش کرد، واقعیت تلخ و اندوهبار روی واقعی خود را نشان داد. مردی که ساعاتی قبل برای نجات جان خانوادهاش تلاش میکرد، اکنون باید برای همسر شهیدش عزاداری کند. همکاران رباب نیز در بهت عمیقی فرو رفته بودند. برای آنان، از دست دادن رباب تنها فقدان یک همکار نبود؛ از دست دادن عضوی از خانوادهای بود که سالها در کنارشان زندگی و خدمت کرده بود.
«صبا محسنی» مسئول روابطعمومی بیمارستان حاج محمود حاج حیدر، میگوید: «هرچند آن روز با صحنههای فراوانی از درد، جراحت و اندوه همراه بود، اما نام «رباب دهدشتی» بیش از هر چیز در ذهنم مانده است؛ زنی روزهدار که در کنار فرزندش و در حیاط خانه خود نشسته بود و تنها چند لحظه بعد، قربانی خشونت تروریستی و جنایتکارانه دشمن شد.» روایت زندگی و شهادت «رباب دهدشتی» و دیگر شهدای لامرد، تصویری از مظلومیت مردمی است که دور از میدان نبرد، در خانههای خود هدف قرار گرفتند و خاطرهشان برای همیشه در حافظه این شهرستان ماندگار شد.
«احمدرضا اسدینژاد» با «ایران» از نحوه شهادت خواهرش و جراحات شدید فرزندان او گفت
مادری که مقابل چشمان سه فرزندش پر کشید
نهم اسفند ۱۴۰۴، «لامرد» روزی آرام و معمولی را سپری میکرد. هنوز عقربههای ساعت به ۵ عصر نرسیده بود و زندگی در کوچهها و خیابانهای شهر با روال همیشگی خود جریان داشت؛ کودکان سرگرم بازی بودند، خانوادهها در رفتوآمد بودند. اما این آرامش ناگهان با صدای انفجارهایی مهیب در هم شکست. چهار موشک در نقاط مختلف شهر فرود آمد و بخشهایی از مناطق مسکونی را هدف قرار داد. در چشم برهمزدنی، صدای خنده کودکان جای خود را به فریاد، دود، آتش و آژیر خودروهای امدادی داد. در این جنایت و آشوب پس از آن، تعداد زیادی از خانوادهها تنها در چند ثانیه، با یکی از تلخترین روزهای زندگی خود روبهرو شدند.
«احمدرضا اسدینژاد» فرزند شهید و برادر یکی از شهدای این حمله تروریستی آمریکا به شهرستان «لامرد»، با صدایی آمیخته به اندوه و ناباوری، لحظات دردناک و تلخ آن روز را برای «ایران» روایت میکند. او میگوید: «همان روز خواهرم (زهرا) همراه سه فرزندش جلوی در خانه ایستاده بودند. هیچ اتفاق خاصی در جریان نبود. بچهها کنار مادرشان بودند و مثل هر روز مشغول زندگی خودشان. ناگهان صدای انفجارها بلند شد و چند موشک به اطراف منطقه اصابت کرد. یکی از انفجارها در فاصلهای حدود ۲۰ متر از محل حضور آنها رخ داد و ترکشهای آن به سمت مردم پرتاب شد. «زهرا اسدی نژاد» ۳۳ ساله و مادر سه فرزند به نامهای نازنینزهرا ۱۲ ساله، فاطمهزهرا ۱۰ ساله و امیرحسین ۶ ساله بود.
به گفته احمدرضا اسدینژاد، ترکشهای ناشی از انفجار به سینه و پهلوی خواهرش اصابت کرد و هر سه کودک نیز مجروح شدند. در چند ثانیه، صحنهای که تا لحظاتی پیش محل حضور یک خانواده بود، به تصویری از وحشت و خون تبدیل شد. کودکان روی زمین افتاده بودند و مادر با جراحاتی عمیق، اما نگران به فرزندانش خیره شده بود.
نخستین فردی که خود را به محل رساند، مادر خانواده بود؛ زنی که به دلیل تجربه کارهای امدادی و پرستاری، تلاش کرد در همان دقایق ابتدایی جان عزیزانش را نجات دهد. او دختر و نوههایش را سوار خودرو کرد و به سمت بیمارستان حرکت کرد. اما شدت جراحات بویژه در مورد «امیرحسین» شش ساله، لحظه به لحظه بیشتر خود را نشان میداد. خونریزی شدید این کودک و وضعیت وخیم مادر، نگرانیها را دوچندان کرده بود.
احمدرضا زمانی، دایی بچهها، به بیمارستان رسید که خواهرش به اتاق عمل منتقل شده بود. فضای بیمارستان مملو از اضطراب و آشفتگی ناشی از هجوم مجروحان بود. او به «ایران» میگوید: «تنها چند دقیقه بعد توانست از پشت در اتاق، نگاهی به داخل اتاق بیندازد. همان نگاه کوتاه کافی بود تا سنگینترین خبر زندگیاش را دریافت کند. خواهرش روی تخت قرار داشت؛ چشمانش باز مانده بود و رنگ از چهرهاش رفته بود.» احمدرضا میگوید: «همان لحظه فهمیدم که دیگر امیدی باقی نمانده است!» اما درد این خانواده تنها به از دست دادن یک مادر مهربان و دلسوز ختم نشد.
«امیرحسین» پسر کوچک این خانواده به دلیل آسیب شدید عروقی به بیمارستان نمازی شیراز منتقل شد و ساعتها تحت عمل جراحی قرار گرفت. فاطمهزهرا از ناحیه ران پا مجروح شده بود و نازنینزهرا نیز به دلیل شدت جراحات به شیراز اعزام شد. روزها و هفتههای بعد، خانواده میان بیمارستانها و اتاقهای عمل در رفتوآمد بودند؛ در حالی که باید همزمان با نگرانی برای سلامتی کودکان، داغ از دست دادن مادر آنها را نیز تحمل میکردند.
به گفته احمدرضا اسدینژاد، خانواده تلاش کردند خبر شهادت مادر را برای مدتی از کودکان پنهان نگه دارند. اما واقعیت سرانجام خود را آشکار کرد. نازنینزهرا که وابستگی عاطفی زیادی به مادرش داشت، هنگام دیدن پیکر او در مراسم تشییع، با حقیقتی روبهرو شد که هیچ کودکی نباید آن را تجربه کند.
امیرحسین نیز هفتهها بعد و پس از عبور از روزهای سخت درمان، از شهادت مادرش آگاه شد. «احمدرضا اسدینژاد» معتقد است آنچه در لامرد رخ داد، تنها یک حمله نظامی نبود، بلکه جنایتی بود که مستقیماً زندگی غیرنظامیان را هدف قرار داد. او تأکید کرد منطقهای که خواهر و فرزندانش در آن حضور داشتند، منطقهای کاملاً مسکونی بود و هیچ هدف نظامی در آن وجود نداشت. در روایت او، آنچه باقی مانده نه فقط خاطره یک انفجار، بلکه تصویر سه کودک مجروح است که در یک بعدازظهر عادی، مادر خود را برای همیشه از دست دادند و خانوادهای که هنوز پس از گذشت زمان، بار آن داغ سنگین را بر دوش میکشد.
۲۳ شهید و ۱۲۸ مجروح در حمله تروریستی آمریکا
نیمی از مجروحان جنایت لامرد کمتر از ۱۵ سال سن دارند
در جریان حمله تروریستی و جنایتکارانه آمریکا به شهرستان لامرد، شمار قابل توجهی از شهروندان بیگناه، قربانی شدند؛ مردمی که در خانهها، خیابانها و زندگی روزمره خود هدف قرار گرفتند و ناگهان در میان انفجارها، امنیت و جانشان را از دست دادند.
طبق گفته رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان لامرد به «ایران»، بخش مهمی از قربانیان حمله تروریستی دشمن را زنان و کودکان تشکیل میدهند و همچنان بیش از نیمی از مجروحان در حال طی مراحل درمان هستند. این رخداد، تصویری تلخ از آسیب گسترده به غیرنظامیان در این منطقه بر جای گذاشته است.
«عباس برزگر» رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان لامرد در گفتوگو با «ایران»، با ارائه گزارشی از آمار شهدای جنگ رمضان در این شهرستان گفت: «در جریان حمله تروریستی و جنایتکارانه آمریکا به شهرستان، ۲۳ نفر به شهادت رسیدند که شامل ۸ زن و ۱۵ مرد بودند. از میان شهدا، ۴ نفر دانشآموز و یک کودک دو ساله نیز حضور داشتند و سایر شهدا را بزرگسالان تشکیل میدادند.»
وی افزود: «در این حوادث همچنین ۱۲۸ نفر مجروح شدند که از این تعداد ۵۹ نفر زن و ۶۹ نفر مرد هستند.» به گفته او، حدود ۵۰ درصد مجروحان را افراد زیر ۱۵ سال تشکیل میدهند و مابقی بزرگسالان هستند. رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان لامرد با اشاره به وضعیت درمانی مجروحان اظهار کرد: «بیش از ۵۰ درصد از مجروحان همچنان در حال طی مراحل درمانی هستند.»
انتهای پیام/