«ایران» حذف تیم ملی فوتبال ایران از رقابت‌های جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند

سقــوط از خیال صعود / صعود می‌کردیم ۱۰ سال از فوتبال دنیا عقب می‌افتادیم

ورزش

157551
سقــوط از خیال صعود / صعود می‌کردیم ۱۰ سال از فوتبال دنیا عقب می‌افتادیم

حذف تیم ملی ایران از جام‌جهانی ۲۰۲۶را اگر بخواهیم دقیق‌تر و واقع‌بینانه‌تر روایت کنیم، باید پیش از ورود به مباحث فنی، به شرایطی اشاره کنیم که تیم در آن به این رقابت‌ها رسید؛ شرایطی که نه‌تنها ایده‌آل نبود، بلکه در برخی موارد به‌وضوح به ضرر تیم نیز تمام  شد. تیم ملی در حالی راهی جام جهانی شد که فرآیند آماده‌سازی آن تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل بیرونی قرار داشت؛ از کارشکنی‌های میزبان گرفته تا مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی که برنامه‌های تدارکاتی را مختل کرد.

  سینا حسینی / نتیجه این وضعیت، حضوری با آمادگی غیر استاندارد در مهم‌ترین تورنمنت فوتبال جهان بود؛ موضوعی که طبیعتاً بر روحیه، تمرکز و حتی کیفیت تصمیم‌گیری بازیکنان تأثیر منفی گذاشت. اما اتکای صرف به این عوامل بیرونی نمی‌تواند توضیح کاملی برای این ناکامی باشد.
اگر به جنبه‌های فنی بازگردیم، ریشه‌های این حذف را باید از همان بازی اول مقابل نیوزیلند جست‌وجو کرد؛ مسابقه‌ای که روی کاغذ ساده‌ترین دیدار ایران در مرحله گروهی محسوب می‌شد، اما در عمل به نقطه آغاز یک روند نگران‌کننده تبدیل شد.

در آن دیدار، ایران مالکیت توپ بیشتری داشت و تعداد شوت‌هایش نیز بالاتر بود، اما این برتری آماری در عمل بی‌اثر بود، چراکه به موقعیت‌های خطرناک واقعی منجر نمی‌شد. داده‌های بازی به‌روشنی این ضعف را نشان می‌دادند؛ امیدگل‌پایین، تعداد اندک موقعیت‌های واضح گل و تبدیل بسیار پایین شوت به گل. حملات عمدتاً به شوت‌های کم‌دقت از راه دور یا ارسال‌های قابل پیش‌بینی ختم می‌شد؛ نشانه‌ای از نبود خلاقیت و برنامه مشخص در فاز تهاجمی. در سوی مقابل، نیوزیلند با حداقل موقعیت و حداکثر بهره‌وری به هدفش رسید؛ تفاوتی که بیش از هر چیز، به کیفیت تصمیم‌گیری و کارآمدی تاکتیکی مربوط می‌شد، نه صرفاً آمار خام.

این الگوی ناکارآمد در بازی‌های بعدی نیز تکرار شد. تیم ملی از نظر آماری در خلق موقعیت‌های باکیفیت عملکردی ضعیف داشت و شکافی قابل توجه میان حجم حملات و خروجی نهایی دیده می‌شد. نگران‌کننده‌تر اینکه تیم در بسیاری از مقاطع، به‌جای حفظ رویکرد تهاجمی، به سمت بازی محافظه‌کارانه و حتی دفاع مطلق عقب رو‌آورد؛ تصمیمی که ابتکار عمل را از ایران می‌گرفت و شرایط را برای مدیریت بازی توسط حریفان فراهم می‌کرد. این تغییر رویکرد، بیش از آنکه نشانه بلوغ تاکتیکی باشد، به نوعی عقب‌نشینی ناخواسته شباهت داشت.

در کنار این نکات، نوسان‌های فنی ایران در این تورنمنت نیز به‌شدت مشهود بود. تیم ملی در برخی دقایق، تصویری امیدوارکننده ارائه می‌داد، اما این کیفیت عمر زیادی نداشت. افت‌های ناگهانی در تمرکز، فاصله گرفتن خطوط و کاهش هماهنگی تیمی باعث می‌شد کنترل بازی به‌راحتی از دست برود. این فراز و فرودها نشان می‌داد تیم هنوز به یک هویت تاکتیکی مشخص و تثبیت‌شده نرسیده و در بزنگاه‌ها دچار سردرگمی می‌شود.

تعویض‌ها نیز نه‌تنها گره‌گشا نبودند، بلکه در بسیاری موارد دیرهنگام و فاقد اثرگذاری لازم بودند. همچنین در شرایطی که تیم به تغییر ریتم و تزریق انرژی نیاز داشت، بازیکنانی به میدان می‌آمدند که تفاوت محسوسی در ساختار یا سرعت بازی ایجاد نمی‌کردند. این مسأله، شائبه نبود  یک برنامه مشخص برای مدیریت جریان بازی بود که آن را تقویت می‌کرد.

اما شاید مهم‌ترین نقدی که به ترکیب تیم ملی وارد باشد، میانگین سنی بالای تیم است که به یک ضعف ساختاری تبدیل شده بود. بنابراین تیم ما که در دقایق پایانی نیازمند شتاب، جسارت و انرژی مضاعف بود، در عمل در این دوره از این مؤلفه‌ها خود را بی‌بهره نشان داد. در مقابل، نسل جوانی که می‌توانست این خلأ را جبران کند، اساساً یا نادیده گرفته شد یا فرصت حضور مؤثر پیدا نکرد.

غیبت نام‌هایی چون امیرمحمد رزاقی‌نیا و دنیس درگاهی به‌عنوان بازیکنی با ظرفیت بین‌المللی، دانیال ایری، مهدی قایدی و امیرحسین حسین‌زاده بیش از پیش محسوس بود؛ بازیکنانی که می‌توانستند با سرعت، خلاقیت و ریسک‌پذیری، گره بازی‌های بسته را باز کنند. بی‌اعتمادی به این نسل، باعث شد تیم ملی در لحظات کلیدی، فاقد عنصر غافلگیری و تنوع تاکتیکی باشد.

این رویکرد، صرفاً به حذف از جام جهانی ختم نمی‌شود و باید آن را هشداری جدی برای آینده فوتبال ایران دانست. در شرایطی که بسیاری از تیم‌های آسیایی با تمرکز بر جوان‌گرایی، به سمت فوتبال سریع‌تر، پویا‌تر و مدرن‌تر حرکت کرده‌اند، تیم ملی ایران همچنان به ترکیبی متکی است که به سال‌های پایانی اوج خود نزدیک شده است. ادامه این مسیر، به‌طور طبیعی فاصله ایران با رقبای آسیایی را افزایش خواهد داد.

این نگرانی زمانی پررنگ‌تر می‌شود که به جام ملت‌های آسیا در دی ۱۴۰۵ در عربستان نگاه کنیم؛ تورنمنتی که نیازمند تیمی جوان، آماده و باانرژی است. اگر تغییر محسوسی در رویکرد فعلی ایجاد نشود، تیم ملی نه‌تنها در سطح جهانی، بلکه در رقابت‌های آسیایی نیز با چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد.

حذف ایران از جام جهانی را نمی‌توان صرفاً یک اتفاق یا بدشانسی تلقی کرد، این نتیجه، حاصل زنجیره‌ای از تصمیمات قابل نقد و کاستی‌های فنی و ساختاری بود؛ از آماده‌سازی نامطلوب و تأثیر عوامل بیرونی، تا آمار ضعیف در خلق موقعیت، گرایش به بازی تدافعی، نوسان‌های فنی، تعویض‌های کم‌اثر و مهم‌تر از همه، بی‌توجهی به جوان‌گرایی. فوتبال ایران اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که نیازمند بازنگری جدی، شجاعانه و بدون تعارف است؛ در غیر این صورت، این ناکامی می‌تواند تنها بخشی از یک روند نزولی نگران‌کننده باشد.

 

عبدالله ویسی، مربی فوتبال در گفت‌وگو با «ایران»:

 

نباید به رکورد شکست ناپذیری دل خوش باشیم

 

پریسا غفاری/ در فوتبال، گاهی نتیجه آن چیزی نیست که روی کاغذ پیش‌بینی می‌شود؛ جایی که قرعه آسان، امیدها را بالا می‌برد اما در مستطیل سبز، تصمیم‌ها و جزئیات سرنوشت را رقم می‌زنند. تیم ملی ایران در حالی جام جهانی را ترک کرد که برخلاف برخی روایت‌ها، نه شکست خورد و نه پیروزی قاطعی به دست آورد؛ اما آنچه بیش از هر چیز به چشم آمد، فرصت‌هایی بود که یکی پس از دیگری از دست رفت. عبدالله ویسی کارشناس فوتبال، در گفت‌وگو با «ایران» به واکاوی این ناکامی پرداخته و معتقد است: «این ما بودیم که شانس‌ها را از دست دادیم.»

ویسی با اشاره به قرعه نسبتاً مناسب ایران در این رقابت‌ها، توضیح می‌دهد: «اگر به مراسم قرعه‌کشی برگردیم، تقریباً همه کارشناسان و اهالی فوتبال بر این باور بودند که ایران در یکی از بهترین گروه‌ها قرار گرفته و بیشترین شانس صعود را دارد. اما سؤال اینجاست؛ برای استفاده از این فرصت چه برنامه‌ای داشتیم؟ در همان بازی نخست برابر نیوزیلند، با سوت آغاز مسابقه، خیلی زود گل خوردیم و تا پایان، فقط برای جبران دویدیم. این در حالی بود که اولین گام، بهترین فرصت ما برای شروعی مقتدرانه بود، اما از همان ابتدا خودمان را تحت فشار گذاشتیم.»

او در ادامه به عملکرد تیم ملی در دیدارهای بعدی اشاره می‌کند و می‌گوید: «مقابل بلژیک، وقتی حریف ۱۰ نفره شد، دوباره شانس به ما رو کرد، اما به جای استفاده از این برتری، اسیر محافظه‌کاری شدیم. از ترس نباختن، به تساوی رضایت دادیم. برابر مصر نیز با وجود اینکه به نظر من بهترین ترکیب را در اختیار داشتیم، جز در ۴۶ دقیقه ابتدایی و دقایق پایانی، بیش از حد محتاط و ترسو ظاهر شدیم. تیمی که می‌تواند در چند دقیقه کوتاه سه موقعیت مسلم گلزنی ایجاد کند، چرا در تصمیم‌گیری‌های کلیدی دچار تردید می‌شود؟»

این مربی با تأکید بر نقش کادر فنی در خلق این ناکامی توضیح می‌دهد: «البته تمام تقصیر بر گردن سرمربی نیست. در لحظات حساس، دستیاران هم نتوانستند آن‌گونه که باید به او کمک کنند و تصمیمات بهتری رقم بزنند.»

ویسی درباره رکورد بدون شکست تیم ملی نیز دیدگاهی متفاوت دارد: «اینکه می‌گوییم بدون شکست حذف شدیم، نباید ما را فریب دهد. سه امتیاز در یک گروه چه ارزشی دارد؟ وقتی توان مهندسی بازی‌ها را نداریم، چرا با چنین آمارهایی افکار عمومی را همراه می‌کنیم؟ در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، ایران با وجود شکست، چهار امتیاز گرفت، اما این بار بدون باخت، فقط سه امتیاز کسب کرد و باز هم صعود نکرد. این یعنی پسرفت در مدیریت مسابقه.»

او در مقایسه‌ای قابل تأمل می‌گوید: «باور کنید ما از تیمی مثل کیپ‌ورد، با جمعیتی حدود ۵۷۰ هزار نفر، بی‌برنامه‌تر عمل کردیم. آنها در گروهی سخت با اسپانیا، عربستان و اروگوئه قرار داشتند، اما با برنامه‌ریزی توانستند  صعود کنند.» 

ویسی ضمن خسته ‌نباشید به بازیکنان و کادر فنی، انتقاد خود را متوجه مدیران بالادستی می‌کند: «بازیکنان تمام تلاش خود را کردند، اما مسئولان فدراسیون فوتبال باید پاسخگو باشند. نمی‌شود هر بار با حذف تیم‌های مختلف، فقط سرمربی را تغییر داد و از مسئولیت شانه خالی کرد.» او به تفاوت نگاه فوتبال ایران با برخی تیم‌های آسیایی اشاره می‌کند: «بسیاری از تیم‌های آسیایی تا همین حد صعود به جام جهانی را موفقیت می‌دانند، اما ژاپن افق‌های بزرگ‌تری برای خود ترسیم کرده است. وقتی کاپیتان آنها از قهرمانی حرف می‌زند و باور دارد می‌تواند تیم‌هایی مثل اسپانیا، برزیل و آلمان را شکست دهد، این نشان‌دهنده هدفمندی و برنامه‌ریزی دقیق است؛ چیزی که ما هنوز در مسیر رسیدن به آن هستیم.»

 

ابراهیم قاسمپور، مربی اسبق تیم ملی در گفت‌وگو با «ایران»:

 

صعود می‌کردیم ۱۰ سال از فوتبال دنیا عقب می‌افتادیم

 

مهری رنجبر/ ابراهیم قاسم‌پور در گفت‌وگو با «ایران» ریشه ناکامی تیم ملی را در «بضاعت ضعیف فوتبال ایران» می‌داند. او تأکید می‌کند فوتبال ایران سال‌هاست بدون پایه‌سازی اصولی و ساختار مشخص پیش می‌رود و همین موضوع باعث شده سرنوشت تیم ملی همیشه به اما و اگر گره بخورد: «فوتبال ایران نه پایه خوبی دارد و نه چارچوب درست و حسابی. با وجود قرعه نسبتاً مناسب و امیدواری‌ها، تیم ملی در نهایت نتوانست صعود کند.»
او یکی از مهم‌ترین مشکلات را میانگین سنی بالای تیم ملی می‌داند و می‌گوید تیم ایران در جام جهانی از جمله تیم‌های مسن رقابت‌ها بوده است: «شاید ۱۰ بازیکن باید یکی دو سال پیش کنار می‌رفتند، اما این اتفاق نیفتاد. خبری از جوانگرایی و پشتوانه‌سازی نبود.» به گفته او، هرچند اردوهای آماده‌سازی در ترکیه برگزار شد، اما نبود بازی‌های تدارکاتی مناسب باعث شد نقاط ضعف تیم آشکار نشود و همین مسأله در سه بازی سرنوشت‌ساز، به ضرر ایران تمام شد.

این کارشناس فوتبال همچنین معتقد است سطح تیم ملی ایران در حد انتظار نبوده است: «اگر تیم ایران از نیوزیلند ضعیف‌تر نبود، قوی‌تر هم نبود. بازی‌ها کاملاً پایاپای بود و حتی در مقاطعی دو گل خوردیم و جبران کردیم که نشان می‌دهد برتری خاصی وجود نداشت.»

قاسم‌پور در بخش دیگری از صحبت‌هایش حتی این دیدگاه را مطرح می‌کند که صعود احتمالی تیم ملی می‌توانست به فوتبال ایران آسیب بزند: «اگر صعود می‌کردیم شاید ۱۰ سال عقب می‌رفتیم، چون ضعف‌ها دیده نمی‌شد و کسی به فکر اصلاح نمی‌افتاد.» او همچنین به انتقاد از عملکرد فنی کادر مربیگری می‌پردازد و معتقد است فرصت کافی برای جوان‌گرایی داده نشده است. به گفته او، در مواردی مانند اضافه شدن دیرهنگام بازیکنانی چون مهدی طارمی یا استفاده محدود از بازیکنان جوان، تصمیمات فنی با انتقاد همراه بوده است. او از نمونه‌هایی مانند روزبه چشمی و دیگر تغییرات ترکیب نیز به عنوان نشانه‌های تصمیم‌گیری ناهماهنگ یاد می‌کند.

او همچنین از نبود پشتوانه‌سازی در فوتبال ایران انتقاد کرده و می‌گوید ترس مربیان از دست دادن جایگاهشان باعث شده به جوانان کمتر فرصت برسد. قاسم‌پور در مقایسه‌ای با فوتبال ژاپن، این کشور را نمونه‌ای از پذیرش ریسک جوان‌گرایی معرفی می‌کند. این کارشناس در ادامه با اشاره به ضعف ساختاری فوتبال ایران، از نبود برنامه‌ریزی بلندمدت، ضعف مدیریت و فاصله زیاد با فوتبال مدرن دنیا سخن می‌گوید: «فوتبال ما هنوز بر مبنای ۴۰ سال پیش اداره می شود. حتی کشورهایی مثل کیپ‌ورد با برنامه‌ریزی بهتر پیشرفت کرده‌اند.»

او در پایان هشدار می‌دهد که این روند می‌تواند در جام ملت‌های آسیا نیز ادامه داشته باشد و حتی تیم ملی در برابر رقبایی مانند اردن و بحرین دچار مشکل شود. به اعتقاد او، فوتبال آسیا نیز هنوز فاصله قابل توجهی با قدرت‌های اروپا و آمریکای جنوبی دارد و تا زمانی که اصلاحات ساختاری انجام نشود، این فاصله بیشتر هم خواهد شد.
 

 

جدال ریتم‌ها در ایستگاه حذفی

گروه ورزشی / در تقویم مسابقات، بعضی بازی‌ها فقط یک دیدار معمولی نیستند؛ «برزیل – ژاپن» از همان‌هاست. جایی که دو فلسفه متفاوت، دو سرعت متضاد و دو نگاه به فوتبال مدرن، روبه‌روی هم می‌ایستند. سوت آغاز که به صدا درآید، نه‌فقط ۹۰ دقیقه فوتبال، که نبردی برای تحمیل «ریتم» شکل می‌گیرد.
برزیل، صدرنشین گروه سوم با ۷ امتیاز، با اعتمادبه‌نفس وارد زمین می‌شود؛ تیمی که برابر اسکاتلند و هاییتی برنده شد و مقابل مراکش امتیاز گرفت تا نشان دهد در کنار مهارت فردی، به بلوغ تاکتیکی هم رسیده است. زردپوشان، بازی را از کناره‌ها می‌سازند؛ وینگرها عرض می‌دهند، فول‌بک‌ها اضافه می‌شوند و در نیم‌فضاها، خلاقیت تعیین‌کننده است. برزیل اگر فرصت پیدا کند، بازی را تند و سیال می‌کند؛ ریتمی که برای بسیاری از حریفان 
نفس‌گیر است.
در سوی مقابل، ژاپن به‌عنوان تیم دوم گروه ششم، بی‌سروصدا اما حساب‌شده بالا آمده؛ پیروزی مهم برابر هلند، بردی اقتصادی مقابل تونس و تساوی برابر سوئد، کارنامه تیمی است که «نظم» را به‌عنوان سلاح اصلی انتخاب کرده است. سامورایی‌ها با آرایش فشرده، مرکز زمین را می‌بندند و حریف را به کناره‌ها هدایت می‌کنند. در لحظه تصاحب توپ، با انتقال‌های سریع و پاس‌های عمقی، به‌دنبال ضربه‌ای ناگهانی 
هستند.
در چنین بازی‌هایی، جزئیات حرف اول را می‌زند. برزیل باید از پرس اولیه ژاپن عبور کند و با تغییر جهت بازی، دفاع منسجم حریف را از هم باز کند. در مقابل، ژاپن به‌دنبال بستن فضاهای بین خطوط و استفاده از اشتباهات در فاز انتقال است. هر تیم که بتواند «ریتم دلخواه» خود را دیکته کند، یک گام به پیروزی نزدیک‌تر خواهد شد.
نگاهی به گذشته نشان می‌دهد کفه ترازو غالباً به سود برزیل بوده، اما فاصله‌ها کمتر از همیشه است. ژاپن دیگر تیمی نیست که صرفاً مقاومت کند؛ آنها بلدند لحظه‌های بازی را تصاحب کنند و اگر فرصت بدهی، نتیجه را هم ببرند.
این دیدار، بیش از هر چیز، آزمون مدیریت لحظه‌هاست؛ جایی که یک تصمیم درست یا یک اشتباه کوچک، می‌تواند سرنوشت را تغییر دهد. آیا برزیل با فوتبال روانش جریان را در دست می‌گیرد یا ژاپن با انضباط مثال‌زدنی، بازی را در مشت می‌فشارد؟ پاسخ، در مستطیل سبز نوشته خواهد شد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار ورزش