«ایران» فراز و نشیب‌های تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند

دستاوردسازی ممنوع! / بپذیریم که در جام جهانی خوب نبودیم

ورزش

157913
دستاوردسازی ممنوع! / بپذیریم که در جام جهانی خوب نبودیم

جام جهانی عرصه‌ای است که در آن، فوتبال در بی‌رحمانه‌ترین حالت خود به نمایش درمی‌آید؛ جایی که نه می‌توان پشت روایت‌های محافظه‌کارانه پنهان شد و نه با واژه‌های خاص واقعیت را تغییر داد. آنچه در این سطح اهمیت دارد، حقیقتی است که در مستطیل سبز رقم می‌خورد؛ واقعیتی مبتنی بر جزئیات فنی، داده‌های دقیق و خروجی ملموس. در چنین بستری، تحلیل بدون اتکا به آمار و شواهد عینی، فاقد اعتبار لازم است و هر دستاوردی پیش از آنکه به تیتر رسانه‌ها تبدیل شود، باید در میدان مسابقه محقق شده باشد.

    سینا حسینی /  در این چارچوب، این پرسش برای افکارعمومی مطرح می‌شود که آیا صرف نباختن در مرحله‌گروهی می‌تواند به‌عنوان یک دستاورد تلقی شود؟ نباختن، اگر به صعود، برتری فنی یا تثبیت هویت تاکتیکی منجر نشود، بیش از آنکه نشانه پیشرفت باشد، به نوعی مدیریت ریسک تعبیر می‌شود. تیمی که تنها از شکست اجتناب می‌کند، الزاماً تیمی پیشرو و رو به رشد نیست.

اظهارات سرمربی تیم ملی ایران نیز باید در همین چارچوب ارزیابی شود. تأکید بر شکست‌ناپذیری یا برجسته‌سازی برخی آمارهای مقطعی، ممکن است در فضای رسانه‌ای به کاهش فشار روانی کمک کند، اما در تحلیل فنی، تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که به نتایج عینی و قابل لمس منتهی شده باشد. در غیر این صورت، این رویکرد به پدیده‌ای نزدیک می‌شود که می‌توان آن را «دستاوردسازی» توصیف کرد.

کارنامه تیم ملی ایران در این دوره، نمونه‌ای از این دوگانگی است. هرچند در هر سه مسابقه مرحله گروهی، بازیکن برتر میدان از ایران انتخاب شد و این موضوع در ظاهر آماری قابل توجه محسوب می‌شود، اما در سطح جام جهانی، درخشش فردی به‌تنهایی معادل دستاورد فنی نیست. زمانی که کیفیت‌های فردی به خروجی مشترکی همچون صعود یا برتری ساختاری منجر نشود، از جایگاه یک شاخص موفقیت فاصله می‌گیرد و به سطح یک داده آماری تقلیل پیدا می‌کند.

البته چالش‌های مسیر آماده‌سازی نیز قابل انکار نیست. تیم ملی در این رقابت‌ها با مسائل غیرورزشی و کارشکنی‌های فراوان میزبان مواجه بود که بی‌تردید بر تمرکز و کیفیت عملکرد تأثیر گذاشت. با این حال، این عوامل را باید در زمره زمینه‌ها دانست، نه نتایج؛ چرا که نمی‌توانند جای خالی دستاوردهای فنی را پر کنند.

حذف در مرحله گروهی، بویژه در گروهی که از دیدگاه کیفی دست‌نیافتنی نبود، بیانگر فاصله‌ای میان ظرفیت بالقوه و تحقق عملی است. این شکاف با روایت‌های خوش‌بینانه پر نمی‌شود و نیازمند بازنگری فنی است؛ بازنگری‌ای که باید از زمین مسابقه آغاز شود، نه از بازتعریف نتایج در رسانه‌ها.

نگاهی به عملکرد دیگر نمایندگان آسیا، مانند ژاپن و استرالیا، این فاصله را روشن‌تر می‌کند. این تیم‌ها با تکیه بر ساختار، نظم تاکتیکی و جسارت، موفق به عبور از مرحله گروهی شدند. ژاپن در مرحله حذفی نیز تنها به دفاع بسنده نکرد، بلکه با برنامه و توان رقابت، در مقاطعی جریان بازی را کنترل کرد. استرالیا نیز با انسجام دفاعی و بهره‌گیری مؤثر از موقعیت‌ها، نشان داد که چگونه می‌توان اختلاف سطح فنی را مدیریت کرد. این تیم‌ها، حتی در صورت  پیروز نشدن، صاحب هویت مشخصی هستند؛ هویتی که در فوتبال به‌معنای دستاوردی ملموس و قابل ارزیابی است.

در مقابل، بازتعریف نتایج محدود با برچسب‌های مثبت، فوتبال را به مسیری سوق می‌دهد که در آن «دستاوردسازی» جایگزین «دستاورد» واقعی می‌شود. چنین روایتی ممکن است در کوتاه‌مدت از فشار افکار عمومی بکاهد، اما در بلندمدت روند اصلاح و توسعه را کند می‌کند.
نقد این وضعیت، به‌معنای نادیده گرفتن تلاش بازیکنان و کادر فنی نیست، بلکه تأکید بر معیارهای حرفه‌ای در بالاترین سطح فوتبال است. در جام جهانی، دستاورد زمانی معنا پیدا می‌کند که نشانه‌ای روشن از پیشرفت در نتیجه، کیفیت بازی و انسجام تیمی ارائه شود.
جام جهانی آینه‌ای است که واقعیت‌ها را بی‌پرده نشان می‌دهد. در این آینه، نه صرف نباختن کافی است و نه آمارهای پراکنده تعیین‌کننده. آنچه ماندگار می‌شود، عملکردی است که در زمین رقم می‌خورد؛ عملکردی که اگر واقعی باشد، به پیشرفت منجر می‌شود و در غیر این صورت، به‌سرعت از حافظه فوتبال حذف خواهد شد.

 

حمید درخشان، مربی پیشین تیم ملی : بپذیریم که در جام جهانی خوب نبودیم

 

مهری رنجبر/ حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی، بار دیگر بحث قدیمی «واقعیت فنی» در برابر «روایت‌سازی» را به مرکز توجه آورد؛ جایی که دیگر نمی‌توان پشت واژه‌ها پنهان شد و نتایج را با توجیهات بیرونی توضیح داد. در چنین فضایی، نقدهای فنی پررنگ‌تر از همیشه مطرح می‌شوند و کارشناسان تلاش می‌کنند تصویری واقعی از وضعیت فوتبال ایران ارائه دهند؛ تصویری که شاید برای برخی تلخ باشد، اما می‌تواند نقطه شروع اصلاحات قرار گیرد. به بهانه بررسی شرایط فعلی تیم ملی با حمید درخشان، کارشناس فوتبال ایران، به گفت‌و‌گو پرداختیم که در ادامه متن کامل گفت‌و‌گوی او با «ایران» را می‌خوانید.

مربی پیشین تیم ملی فوتبال، در ابتدای صحبت‌هایش با اشاره به نحوه مواجهه کادرفنی با انتقادات می‌گوید: «بهتر بود کادرفنی و سرمربی از مردم و هواداران فوتبال عذرخواهی می‌کردند تا اینکه با اشاره به رکوردشکنی، صورت مسأله را پاک کنند. همه از وضعیت نامناسب و شرایط سخت تیم ملی خبر داشتند و می‌دانستند تیم ملی باید در کشوری بازی کند که علیه ایران جنگ را به راه انداخت، کسی توقع پذیرایی ویژه آمریکا از ایران را نداشت. همه هم می‌دانند تیم ملی را از همه جهت اذیت کردند. اما انتقاداتی که این روزها مطرح می‌شود، کاملاً فنی است؛ اینکه چرا تیم ملی خوب بازی نکرد و نتوانست سطح توقعات را برآورده کند.»

درخشان برای روشن‌تر شدن تفاوت نگاه حرفه‌ای با واکنش‌های احساسی، به نمونه‌ای از فوتبال جهان اشاره می‌کند: «به عنوان مثال ژاپن با اقتدار حذف شد؛ تیمی که تا دقایق پایانی مقابل برزیل جنگید و فقط روی یک اشتباه گل خورد. با این حال، خیلی زیبا از هواداران خود عذرخواهی کردند و همین باعث شد عزت و احترام‌شان در بین مردم ژاپن بیشتر شود. این رفتار قابل احترام است.»

او ادامه می‌دهد: «اشتباه در مربیگری اجتناب‌ناپذیر است. کارشناسان هم از سرمربی تیم ملی بابت انتخاب بازیکنان و تاکتیک‌ها انتقاد کردند؛ موضوعاتی کاملاً فنی که می‌توانستند به موفقیت تیم کمک کنند، اما متأسفانه نادیده گرفته شدند و همین عوامل دست به دست هم داد تا تیم ناکام بماند. اگر از مردم و هواداران عذرخواهی کنند، چیزی از بزرگی‌ آنها کم نمی‌شود؛ بلکه حتی در چشم مردم محترم‌تر هم می‌شوند.»

وی به بحث کیفیت واقعی فوتبال ایران می‌پردازد و تأکید می‌کند: «هیچ ایرادی ندارد اگر عده‌ای از کیفیت بازی تیم ملی تعریف کنند، اما باید دید واقعیت چیست. آیا آنچه گفته می‌شود واقعی است یا چیزی که ما در زمین می‌بینیم؟ بازیکنان بزرگ معمولاً وارد جزئیات نمی‌شوند تا انتقاد تندی نکنند. شاید افرادی مثل زلاتان یا تیری آنری گفته باشند ایران فوتبال بازی می‌کند، اما فوتبال فقط بازی کردن نیست؛ فلسفه خاص خود را دارد.»

درخشان با مقایسه سبک‌های مختلف فوتبال توضیح می‌دهد: «یک نفر مثل مورینیو تفکرش فوتبال تدافعی است؛ با ۱۰ نفر دفاع و امید به ضدحمله. در مقابل، کسی مثل گواردیولا فوتبالی ارائه می‌دهد که جهان از آن لذت می‌برد. سؤال این است که چرا ما به جای حرکت به سمت آن فوتبال، سراغ مربیانی می‌رویم که تفکرشان محدود به دفاع است؟ حتی کی‌روش هم در هیچ‌جا، با وجود فرصت‌هایی که داشت، موفقیت کامل نداشت؛ چون فلسفه‌اش رو به جلو نبود و نمی‌دانست چگونه باید به حریف فشار بیاورد و به گل برسد.»

او برای توضیح تفاوت فوتبال تدافعی و تهاجمی، مثالی ساده اما گویا مطرح می‌کند: «چهار نفر می‌توانند یک ساختمان ۱۰ طبقه را تخریب کنند، اما برای ساختن آن به ۱۰۰ نفر نیاز است. فوتبال هم همین است؛ برای پیشرفت نیاز به برنامه، استراتژی، بازیکن، کادر فنی و اجرای دقیق نقشه دارید.» درخشان همچنین به روند پیشرفت فوتبال جهان اشاره می‌کند: «فوتبال روز دنیا دائماً در حال رشد است. فیفا هم با تغییر قوانین سعی می‌کند سرعت بازی را بالا ببرد تا تماشاگر احساس لذت بیشتری کند. اما ما باید بپذیریم که فوتبال ایران نسبت به کشورهای دیگر، بویژه اروپا، فاصله زیادی گرفته و در مسیر رشد موفق نبوده است.»

او با تأکید بر لزوم پذیرش اشتباهات می‌گوید: «باید واقع‌بین باشیم و قبول کنیم که جایی اشتباه کرده‌ایم. اصلاحاتی لازم بوده که انجام نشده و باید صادقانه با مردم در میان گذاشته شود. مردم هم این صداقت را می‌پذیرند. عذرخواهی نه‌تنها از اعتبار کسی کم نمی‌کند، بلکه می‌تواند آن را افزایش نیز بدهد.»

درخشان در ادامه، به مسأله اعتماد عمومی اشاره می‌کند: «مدت‌هاست در فوتبال چشم‌مان را روی واقعیت‌ها بسته‌ایم و سعی می‌کنیم واقعیت را پنهان کنیم. وقتی یک نگاه غلط جا می‌افتد، تغییر آن بسیار سخت می‌شود. در نهایت، این مردم هستند که باید قضاوت کنند آیا عملکرد فوتبال درست بوده یا نه.»

او در پایان با هشدار به مسئولان فوتبال تأکید می‌کند: «هوادار امروز آگاه است. وقتی تیمی مثل کیپ‌ورد صعود می‌کند، مخاطب می‌فهمد که کیفیت فوتبال ما بالا نیست. واقعیت این است که نباید خودمان را فریب دهیم؛ اگر عملکرد بد بوده باید بپذیریم و اگر خوب بوده بگوییم خوب است. اما متأسفانه در هر شرایطی دست اندرکاران فوتبال فقط می‌گویند فوتبال ما خوب است.»

 

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار ورزش