کارشناس لبنانی: تبدیل چالشها به فرصت از ویژگیهای برجسته آیتالله خامنهای بود
جهان
158591
رئیس سابق دادگاه دائمی نظامی لبنان با تأکید بر نقش راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران در تحولات منطقه، ایشان را از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ معاصر خاورمیانه دانست که با تلفیق مرجعیت دینی و رهبری سیاسی، ضمن تثبیت جایگاه فلسطین، در بازآرایی موازنههای قدرت منطقه نقشی تعیینکننده ایفا کرد.
این شخصیت لبنانی در مورد حمایتهای رهبر شهید انقلاب از فلسطین گفت: ایشان این موضوع را صرفاً مسئلهای متعلق به فلسطینیها نمیدانست، بلکه آن را معیار اخلاقی و سیاسی برای سنجش مواضع دولتها و ملتها در قبال عدالت و استقلال تلقی میکرد.
متن کامل مصاحبه به شرح زیر است:
۱. شما طی سالهای طولانی تحولات امنیتی و سیاسی منطقه را از نزدیک دنبال کردهاید. از منظر رهبری سیاسی و فکری، آیتالله سید علی خامنهای را چگونه ارزیابی میکنید؟ به نظر شما برجستهترین ویژگیهای شخصیتی ایشان چه بوده است؟
میتوان گفت آیتالله سید علی خامنهای از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ معاصر خاورمیانه به شمار میآید؛ زیرا در دورهای که با چالشهای استثنایی همراه بود، مرجعیت دینی و رهبری سیاسی را با هم جمع کرد. از زمان تصدی مقام رهبری، ایران با تحریمهای اقتصادی فزاینده، فشارهای سیاسی و امنیتی و بحرانهای پیاپی منطقهای روبهرو شد، اما با این حال، کشور انسجام نهادهای خود را حفظ کرد و به توسعه توانمندیهای خود در سطوح مختلف ادامه داد.
ویژگی برجسته شخصیت ایشان، تلفیق نگاه راهبردی بلندمدت با توانایی مدیریت بحرانها با صبر و شکیبایی، به دور از واکنشهای احساسی و شتابزده بود. همچنین ایشان به پایداری بر مواضع خود و خودداری از ارائه امتیازاتی که از نظرشان به حاکمیت یا اصول اساسی کشور لطمه میزد، شناخته میشدند؛ امری که در نگاه حامیانشان، از ایشان چهره رهبری ساخت که فشارها را تحمل میکند و تصمیمهای خود را بر اساس موازنههای مقطعی قدرت تغییر نمیدهد.
میتوان گفت مهمترین ویژگی ایشان، توانایی تبدیل چالشها به فرصتهایی برای ایجاد مؤلفههای قدرت، چه در حوزه نظامی، چه علمی و چه اقتصادی، همراه با تأکید بر نهادینهسازی مفهوم اتکا به خود بود. از این رو، ایشان تنها به عنوان یک مقام سیاسی شناخته نمیشوند، بلکه صاحب یک پروژه فکری و راهبردی به شمار میآیند که تأثیر عمیقی بر مسیر جمهوری اسلامی و مجموعه موازنههای منطقهای بر جای گذاشته است.
۲. به نظر شما، نقش ایشان در تبیین و تثبیت گفتمان حمایت از ملتهای تحت فشار و مسئله فلسطین در منطقه چه بود؟
آیتالله سید علی خامنهای از برجستهترین شخصیتهایی بود که برای تثبیت مسئله فلسطین در کانون گفتمان سیاسی ایران تلاش کرد. ایشان این موضوع را صرفاً مسئلهای متعلق به فلسطینیها نمیدانست، بلکه آن را معیار اخلاقی و سیاسی برای سنجش مواضع دولتها و ملتها در قبال عدالت و استقلال تلقی میکرد.
در دوران رهبری ایشان، این گفتمان از صرف اعلام مواضع، به یک دیدگاه جامع تبدیل شد که حمایت از فلسطین را با پشتیبانی از ملتهایی که با اشغال یا مداخلات خارجی مواجه هستند، پیوند میداد. بر همین اساس، فلسطین در اندیشه ایشان به نماد مقابله با سلطهگری و دفاع از حق ملتها در تعیین سرنوشت خود تبدیل شد.
از این رو، نام ایشان در نگاه حامیانشان با تثبیت گفتمانی گره خورده است که دفاع از فلسطین را نه یک موضع سیاسی مقطعی، بلکه تعهدی اصولی و فراتر از ملاحظات روز میداند؛ موضوعی که موجب شد مساله فلسطین، با وجود تغییر شرایط بینالمللی و منطقهای، همچنان جایگاه محوری خود را در سیاست ایران حفظ کند.
همچنین نمیتوان از وجود مسجدالاقصی در فلسطین و جایگاه آن به عنوان نماد و قبله نخست مسلمانان جهان چشمپوشی کرد.
۳. برخی معتقدند حمایت از فلسطین در دوران رهبری ایشان، از یک موضع سیاسی به یک رویکرد راهبردی تبدیل شد. این تحول را چگونه ارزیابی میکنید؟
این تحول را میتوان یکی از مهمترین ویژگیهای دوره رهبری سید علی خامنهای دانست. بر اساس دیدگاه ایشان، نحوه برخورد با مسئله فلسطین از سطح همبستگی سیاسی و رسانهای، به سطح برنامهریزی راهبردی بلندمدت ارتقا یافت.
این رویکرد بر این باور استوار بود که منازعات بزرگ با شعارها یا بیانیهها تعیین تکلیف نمیشوند، بلکه از طریق انباشت مؤلفههای قدرت، ایجاد توانمندیها و شکلدهی به بازدارندگیای که معادلات میدانی را تغییر دهد، به نتیجه میرسند. از همین رو، فلسطین در اندیشه راهبردی ایران، به بخشی از مفهوم امنیت منطقهای تبدیل شد و دیگر صرفاً یک پرونده دیپلماتیک نبود.
این نگاه در بازتعریف موازنههای قدرت در منطقه نقش داشت و به مسئله فلسطین حضوری عملی بخشید که فراتر از کنفرانسها و بیانیههای سیاسی بود.
۴. از دیدگاه شما، چه عواملی باعث شده است که مسئله فلسطین جایگاهی محوری در اندیشه سیاسی جمهوری اسلامی ایران داشته باشد؟ این موضوع چگونه در مواضع شهید آیتالله سید علی خامنهای بازتاب یافته است؟
این دیدگاه بر سه بُعد بههمپیوسته استوار است.
بُعد نخست، بُعد اعتقادی است که دفاع از مظلوم را یک وظیفه دینی و اخلاقی میداند و فلسطین را یکی از برجستهترین مصادیق این وظیفه تلقی میکند.
بُعد دوم، بُعد سیاسی است؛ زیرا در اندیشه سیاسی جمهوری اسلامی، مسئله فلسطین معیاری برای استقلال در برابر نفوذ خارجی به شمار میرود و میزان پایبندی دولتها به حاکمیت و تصمیمگیری مستقل ملی از طریق آن سنجیده میشود.
بُعد سوم، بُعد راهبردی است که بر این مبنا شکل گرفته که آینده امنیت منطقه تا حد زیادی به سرنوشت منازعه فلسطین و رژیم صهیونیستی وابسته است و هرگونه برهم خوردن این معادله، بر سراسر منطقه تأثیر خواهد گذاشت.
این ابعاد به روشنی در مواضع آیتالله سید علی خامنهای بازتاب یافته است؛ مواضعی که طی چند دهه، با وجود تغییر دولتهای آمریکا و تحولات منطقهای، ثابت باقی ماند و به سیاست ایشان درجه بالایی از تداوم و شفافیت بخشید.
۵. برخی از موافقان و منتقدان بر این باورند که سیاستهای منطقهای ایران بر معادلات منطقه تأثیر گذاشته است. از نظر شما، نقش هدایت و رهبری آیتالله سید علی خامنهای در این روند چگونه ارزیابی میشود؟
بررسی تحولات منطقهای طی چهار دهه گذشته، بدون توجه به نقشی که آیتالله سید علی خامنهای در ترسیم جهتگیریهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران ایفا کرد، دشوار است.
ایشان سیاستی را دنبال کرد که بر پایه گسترش نفوذ از طریق شراکتهای منطقهای، تقویت توانمندیهای دفاعی و ایجاد سازوکارهای بازدارندگی چندلایه استوار بود و در عین حال، جز در موارد ضروری، از ورود به رویاروییهای مستقیم و گسترده پرهیز میکرد.
همچنین ایشان تلاش داشت مدیریت منازعات را با رویکردی بلندمدت پیش ببرد و بر این باور بود که فرسایش سیاسی، اقتصادی و نظامی طرفهای مقابل، در بسیاری از موارد، میتواند اثربخشتر از جنگهای کلاسیک و گسترده باشد.
صرفنظر از اینکه این رویکرد مورد پذیرش یا انتقاد قرار گیرد، نمیتوان تأثیر آن را در بازآرایی موازنههای قدرت در منطقه نادیده گرفت؛ بهگونهای که جمهوری اسلامی ایران به یکی از بازیگران اصلی در اغلب پروندههای منطقهای تبدیل شد و این امر، بیانگر میزان تأثیرگذاری رهبری راهبردی آیتالله سید علی خامنهای در طول سالهای زعامت ایشان است.
۶. اگر بخواهیم موضوع را صرفاً از منظر تحلیل سیاسی بررسی کنیم، حذف یا تضعیف رهبران چه تأثیری میتواند بر جنبشهای سیاسی و اجتماعی منطقه بر جای بگذارد؟
تجربههای تاریخی نشان میدهد که حذف رهبران، لزوماً به پایان یافتن جریانها و پروژههایی که آنها نمایندگی میکنند، منجر نمیشود؛ بلکه اگر آن جریانها بر پایهای مستحکم از اندیشه، سازمان و نهادسازی استوار باشند، حتی ممکن است به تقویت و شتاب گرفتن آنها بینجامد.
اندیشههایی که به نهادها و پایگاههای مردمی تبدیل میشوند، وابستگی کمتری به اشخاص دارند و توان بیشتری برای استمرار پس از فقدان رهبران خود پیدا میکنند. با این حال، از دست دادن رهبری که همزمان از مشروعیت دینی، مشروعیت سیاسی و کاریزمای شخصی برخوردار باشد، چالشی بزرگ به شمار میآید؛ زیرا بازتولید شخصیتی با چنین ویژگیهایی، فرآیندی آسان نیست.
برسی تحولات منطقهای در چهار دهه گذشته، بدون توجه به نقش آیتالله سید علی خامنهای، دشوار است و از دست دادن رهبری که همزمان از مشروعیت دینی، مشروعیت سیاسی و کاریزمای شخصی برخوردار باشد، چالشی بزرگ به شمار میآید. ایشان، جمهوری اسلامی ایران را در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ آن رهبری کرد.
از اینرو، توان هر جنبش یا هر دولت برای عبور از فقدان رهبر خود، به میزان استحکام نهادهای آن، شفافیت سازوکارهای انتقال رهبری و ریشهدار بودن پروژهای که نمایندگی میکند، بستگی دارد. نهادهای قدرتمند قادرند شوک ناشی از چنین رخدادی را مدیریت کرده، تداوم مسیر را حفظ کنند و این چالش را به عاملی برای انسجام بیشتر، نه زمینهای برای فروپاشی، تبدیل سازند.
۷. از دیدگاه شما، مواضع آیتالله سید علی خامنهای طی چهار دهه گذشته چه تأثیری بر افکار عمومی جهان عرب، بهویژه در لبنان، داشته است؟
آیتالله سید علی خامنهای تأثیر قابل توجهی بر افکار عمومی جهان عرب بر جای گذاشت، هرچند این تأثیر، بسته به دیدگاههای مختلف، با برداشتهای متفاوتی همراه بوده است. بسیاری از مردم، ایشان را نماد مقابله با اشغالگری و سلطه خارجی و رهبری دانستند که با وجود فشارهای بینالمللی، بر مواضع خود در قبال مسئله فلسطین پایدار ماند؛ موضوعی که برای ایشان در میان بخشهای گستردهای از افکار عمومی عرب، بهویژه در میان جریانهای حامی مقاومت، جایگاه ویژهای ایجاد کرد.
در لبنان، حضور و تأثیر ایشان به دلیل پیوندهای اعتقادی و تشکیلاتی با حزبالله، عمیقتر و گستردهتر بود؛ بهگونهای که حامیان حزبالله، رهبر شهید ایران را مرجع دینی، رهبر سیاسی و نماد مقاومت میدانستند، در حالی که مخالفان، وی را یکی از اثرگذارترین بازیگران در معادلات سیاسی لبنان تلقی میکردند. همین تفاوت در برداشتها، خود نشاندهنده میزان حضور و نفوذ ایشان در صحنه سیاسی جهان عرب است.
۸. اگر بخواهید میراث سیاسی و فکری شهید آیتالله سید علی خامنهای را در یک جمله برای نسل جوان منطقه خلاصه کنید، آن جمله چه خواهد بود؟
ممکن است مردم در ارزیابی تجربه سیاسی ایشان دیدگاههای متفاوتی داشته باشند، اما تاریخ ثبت خواهد کرد که آیتالله سید علی خامنهای، جمهوری اسلامی ایران را در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ آن رهبری کرد و ایستادگی، پایداری و تقویت مؤلفههای قدرت را به یک پروژه سیاسی و راهبردی تبدیل ساخت؛ پروژهای که تأثیری عمیق بر معادلات منطقه بر جای گذاشت و میراث فکری و سیاسی آن، همچنان برای نسلهای آینده موضوع مطالعه و بحث خواهد بود.
انتهای پیام/