گذشت زمان عظمت رهبر شهید را روشن خواهد کرد
رهبر شهید انقلاب، الگویی به تمام معنا بود؛ وقتی نگاه میکنیم، هیچ کسی را در دنیا مثل ایشان نمیبینیم. فردی بود سرتاپا صادق، حرفهایی که میزد، پیشبینیهایی که میکرد و آنچه فرموده بودند، بعداً محقق میشد. همچنین محبتی که در دل ایشان برای انسانیت و بشریت بود، بهگونهای که حتی برای جوانان آمریکا و اروپا نامه نوشتند.
سید ظهیر الحسن نقوی؛ رئیس بنیاد المصطفی در آمریکا / ایشان برای وحدت بین مسلمانان تلاش و همواره به ملت ایران افتخار میکردند. علیه ایشان تبلیغات بسیاری وجود داشت و شاید مردم شناخت کاملی از ایشان نداشتند، اما به نظر من، جنگ اخیر چند موضوع را بسیار روشن کرد.
اولاً، در برابر دیدگان مردم جهان نشان داد که ایران چه میزان قدرت دارد. من صراحتاً بگویم، در خارج از ایران، اغلب مردم دنیا انتظار نداشتند و مطمئن نبودند که ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران بتوانند در برابر ابرقدرت جهان بایستند؛ نه فقط بایستند، بلکه پیروز از میدان بیرون بیایند. این جنگ نشان داد که قدرت ایران، اراده ملت ایران، انسجام ملی ایران، مادران شجاع ایرانی و اقشار مختلف مردم ایران چگونه هستند. دنیا دید و حیران شد، زیرا تصور نمیکرد ایرانیان تا این اندازه اسلام و وطن خود را دوست داشته باشند.
این اولین تأثیری بود که دنیا، حتی همسایگان ایران، از قدرت ایران دریافت کردند. دشمن نیز واقعاً فهمید که ملت ایران چه اراده محکمی دارد. تصور میکردند پنج یا شش روز، یا نهایتاً ده روز پس از حمله، اگر رهبری را ترور کنند، همه چیز تمام میشود و کشور فرو میپاشد. اما دیدند که اینگونه نیست.
قبل از جنگ من مقالهای نوشته بودم که بازدید میلیونی داشت. در آن مقاله خطاب به ترامپ نوشته بودم: «آنچه درباره ایران به شما میگویند، دروغ است. گول نخورید. من دیدم مردم ایران خائن نیستند، مردم ایران وطنفروش نیستند. آنها وطن خود را دوست دارند. مشکلات اقتصادی دارند، شکی نیست، اما هرگز حاضر نیستند وطن خود را از دست بدهند. حال اگر به اصل موضوع برگردیم، این همه مقاومت و این همه قدرت از کجا آمده است؟ اصل آن، سالها مجاهدت آقا بود؛ فکر آقا بود؛ نظم آقا بود.
دشمنان تصور می کردند نظام ایران مبتنی بر فرد است. ویژگی این نوع نظام ها این است که با کنار رفتن آن فرد نظام از هم می پاشد مثل نظام های صدام حسین و معمر قذافی.
اما آقای شهید نظام را بر اساس ساختار چیده بود، نه اینکه همهچیز بر محور یک شخص باشد. یک شخص رفت، اما نظام باقی ماند؛ آقا رفت، مملکت هست؛ آقا رفت، جانفداها هستند؛ آقا رفت، رهبر بعدی هست؛ آقا رفت، سپاه هست؛ آقا رفت، ارتش هست؛ آقا رفت، مادران باوفای وطن هستند؛ آقا رفت، جوانان این کشور هستند. این یک معجزه است. هرچه زمان میگذرد، مردم بیشتر میفهمند. چهار ماه گذشته، اما برخلاف آنچه تصور میکردند، نتیجه کاملاً معکوس شده است. چرا؟ چون آقا واقعاً دلسوز مردم بود و به این ملت افتخار میکرد.
درباره تأثیر شهادت ایشان نیز باید گفت، همین که آقا در خانه خودشان به شهادت رسیدند، دنیا را متحیر کرد.آیا نمیدانستند که در خطر جانی هستند؟ میدانستند که دشمنان بیرحم هستند، به هیچ قانون بینالمللی پایبند نیستند و از هیچ جنایتی ابا ندارند. آیا آقا این را نمیدانست؟ میدانست. شاید میدانستند که اگر در جای دیگری شهید شوند، آن تأثیر را نخواهد داشت، اما شهادت در خانه خود، در کنار خانواده، تأثیر عجیبی در دنیا ایجاد کرد.
در این دنیای مادی، صدام ملعون، با اینکه پسرانش کشته شده بودند و دولتش از هم پاشیده بود، باز هم با ذلت میخواست زنده بماند؛ او را از سوراخ بیرون کشیدند، زندانی کردند و اعدام شد. اما آقا، به هر نحوی که زندگی کرد، پیرو امام حسین (علیهالسلام) بود، پیرو مکتب کربلا بود و با شهادت خود به دنیا نشان داد که قهرمان او اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) بوده است؛ یعنی هرچه گفته بود، خود نیز به آن عمل کرد. اکنون ما ماندهایم و افکار ایشان؛ ما ماندهایم و گفتار ایشان. هرچه زمان بگذرد، مردم بیشتر خواهند فهمید. من میگویم: ای ملت غیور ایران، قدر این نعمت را بدانید و به آن افتخار کنید.
انتهای پیام/