وقتی یک اندیشه تکثیر میشود
یکی از خطاهای راهبردی قدرتهای سلطهگر، این تصور است که با حذف فیزیکی یک شخصیت میتوان مسیر یک اندیشه را متوقف کرد. تجربههای تاریخی اما بارها نشان داده است که ترور، بیش از آنکه پایان یک جریان باشد، آغاز مرحلهای تازه از حیات آن است.
عباس سلیمی نمین؛ پژوهشگر سیاست و تاریخ / هر گاه شخصیتی که حامل یک گفتمان فکری، سیاسی یا فرهنگی است هدف ترور قرار میگیرد، جامعه او را دیگر صرفاً یک فرد نمیبیند، بلکه به نماد یک آرمان تبدیل میکند. از همینجاست که دشمن، برخلاف هدف اولیه خود، نهتنها دستاوردی به دست نمیآورد، بلکه زمینه گسترش همان اندیشه را فراهم میکند.
تجلیل گسترده مردم از مقام رهبر شهید نیز در همین چارچوب تحلیل میشود. این تجلیل صرفاً یک واکنش عاطفی یا احساسی نیست؛ بلکه اعلام این حقیقت است که اندیشه با حذف صاحب آن از میان نمیرود. ایشان در حافظه تاریخی ملتها به الگوهای ماندگار تبدیل میشوند؛ الگوهایی که نهتنها فراموش نمیشوند، بلکه مسیر فکری و عملی آنان بیش از گذشته مورد توجه قرار میگیرد و به مرجعی برای نسلهای بعدی تبدیل میشود.
اگر تا پیش از شهادت رهبر معظم انقلاب، دشمن از نفوذ و اثرگذاری یک شخصیت احساس خطر میکرد و او را مانعی در برابر منافع نامشروع خود میدانست، پس از شهادت ایشان با واقعیتی پیچیدهتر مواجه خواهد شد. اکنون دیگر با یک فرد روبهرو نیست، بلکه با میلیونها انسانی مواجه است که آن اندیشه را بازخوانی و بازتولید میکنند. به همین دلیل، حذف فیزیکی نهتنها از دامنه نفوذ آن شخصیت نمیکاهد، بلکه آن را چندین برابر میکند. رهنمودها، مواضع و جهتگیریهای ایشان به الگویی برای رفتار اجتماعی و سیاسی جامعه تبدیل میشود؛ واقعیتی که طراحان ترور معمولاً از درک آن ناتوان هستند.شهادت، ویژگی دیگری نیز دارد؛ اینکه صداقت یک اندیشه را به اثبات میرساند. هنگامی که جامعه میبیند فردی برای باورها و آرمانهای خود حاضر است از جان خویش بگذرد، رابطه مردم با آن اندیشه وارد مرحلهای تازه میشود. در این مرحله، پیوندی عاطفی، اعتقادی و ارزشی شکل میگیرد که بسیار عمیقتر از ارتباطی است که در دوران حیات آن شخصیت وجود داشت. این پیوند، بهویژه هنگامی که بر پایه آرمانهای الهی، عدالتخواهی و استقلالطلبی استوار باشد، ظرفیت آن را دارد که تحولات اجتماعی را سرعت ببخشد و اراده جامعه را برای مقابله با سلطه تقویت کند.
حضور شخصیتهای مذهبی، سیاسی و فرهنگی از کشورهای مختلف در آیین بزرگداشت رهبر شهید نیز نشانه دیگری از همین واقعیت است. این حضور بیانگر آن
است که مرزهای جغرافیایی هرگز نتوانستهاند اندیشههای ریشهدار را محدود کنند. اندیشه استقلال، عزت و مقاومت، زمانی که بر فطرت و کرامت انسانی استوار باشد، به یک جغرافیای خاص محدود نمیماند و در دیگر ملتها نیز مخاطب پیدا میکند.
در حقیقت، از زمانی که سلطهگری قدرتهای زیادهخواه در منطقه ما گسترش یافت، در برابر آن نیز اندیشهای شکل گرفت که بر بازگشت ملتها به خویشتن، اعتماد به ظرفیتهای داخلی و اتکا به تواناییهای بومی تأکید داشت. این اندیشه بر آن است که اگر ملتها در عرصههای علمی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی به توان خود تکیه کنند، میتوانند روند سلطهگری را متوقف و استقلال واقعی خود را حفظ کنند. بزرگداشت شخصیت والا مقام رهبر شهید، صرفاً تجلیل از یک فرد نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی و بازتولید اندیشهای است که نمایندگی میکردند. هرچه مطالعه درباره دیدگاهها، آرمانها و تجربههای این شخصیتها بیشتر شود، احتمال تبدیل شدن آن اندیشه به یک الگوی منسجم برای دیگر جوامع نیز افزایش مییابد. از همین رو، حتی در کشورهایی که ارتباطات سیاسی یا فرهنگی محدودی با ایران داشتهاند، این گفتمان توانسته بر افکارعمومی و جریانهای فکری اثر بگذارد.
برآیند همه این واقعیتها آن است که ترور، برخلاف تصور طراحانش، قادر به خاموش کردن اندیشه نیست. اندیشهای که در جان مردم ریشه دوانده باشد، با شهادت حامل خود نهتنها از میان نمیرود، بلکه ماندگارتر، فراگیرتر و اثرگذارتر میشود.
انتهای پیام/