از تهران و قم تا عراق و مشهد؛ لایههای نمادین تشییع
تشییع پیکر مطهر رهبر شهید را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک آیین سوگواری یا بدرقه یک شخصیت سیاسی و مذهبی تحلیل کرد.
مجتبی ذوالنوری، نماینده قم در مجلس شورای اسلامی: این رخداد، به دلیل گستره حضور مردمی، تنوع جغرافیایی آن و بازتابی که در سطح منطقه و جهان یافت، به یک «رویداد سیاسی ـ اجتماعی» تبدیل شد که حامل پیامهایی فراتر از یک مراسم تشییع بود. اهمیت این پیامها نیز بیش از آنکه به جمعیت حاضر در خیابانها وابسته باشد، به معنایی بازمیگردد که این حضور در فضای داخلی و محیط بینالمللی تولید کرد.
نخستین پیام این مراسم، بازتعریف نسبت مردم ایران با روایتهایی بود که طی هفتههای گذشته از سوی دشمنان جمهوری اسلامی مطرح میشد. در حالی که برخی رهبران غربی و رژیم صهیونیستی اقدامات خود را با ادعای حمایت از مردم ایران توجیه میکردند، حضور گسترده مردم در مراسم بدرقه رهبر شهید، روایت دیگری را به نمایش گذاشت؛ روایتی که بر استقلال اراده ملت ایران و حق آنان برای تعیین مسیر آینده کشورشان تأکید داشت.
پیام دوم، استمرار یک مسیر بود. تشییع رهبر شهید، بیش از آنکه وداع با یک فرد باشد، اعلام وفاداری به یک مکتب و یک منظومه فکری تلقی شد. از همین منظر، حضور مردم را میتوان تجدید بیعت با آرمانهای انقلاب اسلامی، امامین انقلاب، امام راحل عظیمالشأن و امام شهید و همچنین بیعت با خلف صالح ایشان حضرت آیتالله آقا سید مجتبی خامنهای و استمرار نظام جمهوری اسلامی ایران دانست. در واقع، جامعه حاضر در این مراسم تلاش کرد این پیام را منتقل کند که شهادت، هرچند ضایعهای بزرگ است، اما به گسست در مسیر انقلاب منجر نخواهد شد.
در کنار این پیامها بخش مهمی از شعارهای مردم بر مفاهیمی چون مقاومت و ایستادگی تأکید داشت. فارغ از هرگونه تحلیل سیاسی، این شعارها نشان میدهد که بخش قابل توجهی از افکار عمومی انتظار دارد تصمیمگیریهای آینده کشور با حفظ اصول و آرمانهایی صورت گیرد که شهیدان برای آن جان خود را فدا کردهاند. از این منظر، مراسم تشییع تنها یک وداع نبود؛ بلکه بازتاب انتظارات جامعه از آینده نیز به شمار میرفت.
با این حال، شاید مهمترین پیام این حماسه مردمی، نه خطاب به بیرون از مرزها، بلکه متوجه مسئولان کشور بود. تجربههای تاریخی نشان داده است که سرمایه اجتماعی همچون آنچه در طول نزدیک به چهار ماه گذشته و در مراسمات وداع و بدرقه بروز و ظهور داشت، زمانی ماندگار میشود که مردم آثار آن را در کیفیت اداره کشور، کارآمدی نظام اجرایی، مبارزه با فساد، مقابله با رانت و بهبود شرایط زندگی خود مشاهده کنند. از این رو، قدردانی از چنین حضوری، نه با پیامهای تشکر، بلکه با خدمت مؤثر، عدالتمحوری و پاسخگویی به مطالبات عمومی معنا پیدا میکند.
مسیر تشییع پیکر رهبر شهید نیز واجد لایههای نمادینی بود که هر یک بخشی از هویت انقلاب اسلامی را بازنمایی میکرد. تهران، به عنوان مرکز تصمیمگیری و محل سالهای طولانی رهبری ایشان، نماد پیوند رهبری با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بود. قم، با جایگاه ممتاز خود در مرجعیت، حوزههای علمیه و حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س)، یادآور نسبت عمیق انقلاب با سنت علمی و دینی شیعه بود. مشهد نیز، به عنوان زادگاه و محل شکلگیری شخصیت علمی و سیاسی رهبر شهید و شهر بارگاه امام رضا(ع)، حلقهای دیگر از این زنجیره هویتی را تکمیل میکند.
در این میان، تشییع پیکر مطهر در نجف و کربلا، علاوه بر ابعاد معنوی، از منظر سیاسی و منطقهای نیز واجد اهمیت است. این بخش از مراسم، نمادی از پیوندهای فراملی میان ملتهای مسلمان و بازتابی از شبکه روابط فرهنگی و اعتقادی شکلگرفته در منطقه است؛ پیوندی که نشان میدهد تعامل جمهوری اسلامی با بخش مهمی از جهان اسلام صرفاً در چارچوب مناسبات رسمی دولتها تعریف نمیشود، بلکه بر پایه اشتراکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی نیز استوار است.
فراموش نکنیم که رسانههای خارجی و غربی حضور مردم در تهران را تا ۲۰ میلیون نفر تخمین زدند. در قم هم بالغ بر ۵ میلیون نفر حضور داشتند. اما اکنون مهمترین پرسش این نیست که چند میلیون نفر در تشییع حضور داشتند؛ بلکه این است که چگونه میتوان این سرمایه اجتماعی را به فرصتی برای تقویت انسجام ملی، افزایش اعتماد عمومی و ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی تبدیل کرد.
این حضورهای چندین میلیونی در مراسمات وداع و بدرقه مسئولیت مسئولین را سنگینتر میکند. اگر این حضور تاریخی به نقطه آغاز اصلاح، خدمت و همدلی بیشتر میان مردم و مسئولان بدل شود، تشییع رهبر شهید تنها یک واقعه ماندگار در حافظه تاریخی ملت ایران نخواهد بود، بلکه به نقطه عزیمت مرحلهای تازه در حیات سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/