معاون علمی رئیسجمهور مطرح کرد؛
گذار بنیاد نخبگان از حمایت فردی به اتصال هدفمند نخبگان به مسائل جامعه و صنعت
سیاست
159346
معاون علمی رئیسجمهور اعلام کرد: بنیاد ملی نخبگان قرار است با «مدیریت چرخه کامل نخبگی» از مرحله کشف استعداد تا بازگشت تجربه، نقش خود را از حمایت صرف از افراد به اتصال هدفمند نخبگان به نیازهای ملی و صنعتی تغییر دهد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، حسین افشین، معاون علمی رئیسجمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، در نشست مجازی با رؤسای بنیادهای نخبگان استانی، ضمن ارزیابی وضعیت فعلی زیستبوم نوآوری کشور، از تغییر راهبردی کلان معاونت علمی در مدیریت فناوری و گذار از مدلهای سنتی به سمت «اکوسیستم ترکیبی» خبر داد.
ضرورت هماهنگی زنجیرهای در زیستبوم نوآوری
افشین در ابتدای این نشست با تاکید بر ضرورت حرکت زنجیرهای در اکوسیستم دانشبنیان، بر لزوم هماهنگی میان تمامی ذینفعان از جمله دانشگاهها، پارکهای علم و فناوری، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر (VC)، شتابدهندهها و کارخانههای نوآوری تاکید کرد. وی ضمن اشاره به چالش عدم هماهنگی در عملکرد این بخشها، خاطرنشان کرد: تمامی این حلقهها باید با یک سازوکار و آهنگ واحد حرکت کنند تا رشد پایدار در زیستبوم کشور محقق شود. وی همچنین عملکرد برخی مراکز و پارکهای فناوری را که تنها به ارائه خدمات زیرساختی و آموزشی اولیه بسنده کردهاند، ناکافی خواند و خواستار ایجاد تغییرات ساختاری برای ایجاد جهش در این حوزه شد.
تبیین الگوی جدید مدیریت علمی: گذار به «اکوسیستم ترکیبی»
یکی از محورهای اصلی سخنان معاون علمی رئیسجمهور، تبیین تغییر رویکرد این معاونت در مدیریت علمی بود. وی با مقایسه مدلهای مختلف جهانی، اعلام کرد که از مردادماه سال 1403، ایران الگوی «اکوسیستم ترکیبی» را در پیش گرفته است.
در این رویکرد، برخلاف مدلهای کاملا آزاد یا کاملا هدایتشده، دولت در سطوح پاییندستی به صورت آزاد عمل کرده، اما در سطوح بالا و در حوزههای راهبردی و فناوریهای نوظهور، نقش هدایتگر و حمایتگر فعال را ایفا میکند. وی تصریح کرد: بر این اساس، حمایتها از حوزههایی نظیر هوش مصنوعی و کوانتوم به منظور ایجاد جهش در اکوسیستم دانشبنیان، دو برابر شده است.
تغییر پارادایم از دانشبنیان به سمت «قدرتبنیان» و «حاکمیت داده»
معاون علمی رئیسجمهور با ارائه دیدگاهی بنیادین، از ضرورت تغییر پارادایم در تعریف دانشبنیان سخن گفت. وی تاکید کرد: دانشبنیان بودن تنها به معنای فعالیت در حوزههای علمی نیست، بلکه خروجیها باید به اقتصاد، اثرگذاری ملی و اجتماعی منجر شوند. افشین با بازتعریف مفهوم قدرت در جهان مدرن، اعلام کرد: قدرت امروزی از محور منابع طبیعی و نظامی، به سمت «علم، فناوری و حاکمیت داده» تغییر یافته است. وی هدف نهایی سیاستهای خود را تبدیل نتایج دانشبنیان به «فناوربنیان» و در نهایت به «قدرتبنیان» عنوان کرد.
واکاوی مدلهای جهانی؛ تضاد میان سرعت و پایداری
معاون علمی رئیسجمهور در بخشی از سخنان خود به تحلیل تطبیقی الگوهای مدیریت فناوری در جهان پرداخت. وی مدل «دولتمحور» (مانند چین) را الگویی دانست که در آن دولت نقش طراح کامل چرخه را ایفا کرده و مسیرهای توسعه را در سطوح کلان تعیین میکند. در مقابل، وی مدل «شبکه-محور» (مانند اروپا) را مورد بررسی قرار داد و اشاره کرد که در این الگو، برخلاف مدلهای دیگر، نهادهای حمایتی بر پایه «شبکههای نهادی» و اعتماد اجتماعی عمل میکنند. وی خاطرنشان کرد: اگرچه مدل اروپایی در ایجاد پیوندهای اجتماعی و نخبگانی کارآمد است، اما به دلیل فقدان هدایت قدرتمند دولتی و نبود بازارهای تشنه، در سرعت تبدیل علم به فناوری و تجاریسازی با چالش مواجه است که این امر منجر به فاصله گرفتن اروپا از آمریکا و چین در فناوریهای نوظهور شده است.
افشین همچنین با اشاره به مدلهای «بازارمحور» (آمریکا و چین)، تاکید کرد: برخورد سریع با نیازهای بازار و استفاده از قدرت دولتی برای رشد شتابان، عامل برتری این کشورهاست. وی هشدار داد: در مدلهای آزاد، اگر بازار توانایی و کشش لازم را نداشته باشد، فرآیند رشد متوقف میشود؛ موضوعی که با توجه به محدودیتهای تحریمی و کوچک بودن بازار داخلی ایران، نیازمند رویکردی متفاوت است.
بررسی الگوهای رقابتی و منطقهای
معاون علمی رئیسجمهور با بررسی مدل «ترکیبی و رقابتی» در انگلستان، به موفقیت آنها در تولید برندهای علمی و جذب استعدادها اشاره کرد، اما همزمان از ضعف آنها در اتصال به صنعت و مسئله «صنعتیسازی علم» سخن گفت. وی همچنین مدل ترکیه را الگویی دانست که اتصال خود را بر پایه صنایع دفاعی و حمایتهای هدفمند از نخبگان این حوزه بنا کرده است.
در بخش دیگری از تحلیلهای وی، استراتژیهای کشورهای حوزه خلیج فارس مورد واکاوی قرار گرفت. افشین با اشاره به مدل امارات، از استراتژی «واردات نخبگی و فناوری» از طریق ایجاد مناطق آزاد و تسهیلات ویژه (مانند ویزای طلایی) برای تبدیل شدن به هاب جهانی خبر داد. وی همچنین مدل عربستان سعودی را بر پایه جذب سریع متخصصان و مدل قطر را بر پایه ایجاد پایههای علمی قوی و جذب نظامهای آموزشی بینالمللی (شهر دانش) توصیف کرد.
هدف نهایی: ایجاد پیوند میان نخبگان، اقتصاد و حاکمیت
در این نشست، معاون علمی رئیسجمهور با بازگشت به ضرورت انتخاب الگوی مناسب برای ایران، تاکید کرد: هدف اصلی معاونت علمی، پیادهسازی مدلی است که بتواند با توجه به محدودیتها و ظرفیتهای موجود، پیوند مستحکمی میان نخبگان، اقتصاد و حاکمیت برقرار کند. وی تصریح کرد: این اتصال، پیششرط اصلی عبور از مرحله دانشبنیان به سمت «فناوربنیان» و در نهایت دستیابی به جایگاه «قدرتبنیان» در عرصه جهانی است.
وی با تبیین معماری جدید «چرخه کامل نخبگی»، تاکید کرد که هدف اصلی، گذار از مدل «حامیِ فرد» به مدل «مدیرِ چرخه» است تا نخبگی از یک امتیاز شخصی به یک موتور محرک برای تولید قدرت و ثروت ملی تبدیل شود.
معماری چرخه نخبگی؛ ده مولفه برای تحول ساختاری
معاون علمی رئیسجمهور در تشریح ساختار پیشنهادی برای بازطراحی نظام نخبگی، بر وجود یک «چرخه کامل» تاکید کرد که از مرحله «کشف استعداد» آغاز شده و با ده مولفه کلیدی اعم از کشف استعداد، جذب نخبگان، توانمندسازی، نگهداشت، اتصال به مسئله و صنعت، توسعه فناوری، شکلگیری شرکتهای دانشبنیان، رشد اقتصادی، اثرگذاری ملی و بازگشت تجربه پیوند میخورد.
وی تصریح کرد: این چرخه نباید تنها در سطوح عالی دانشگاهی متوقف شود، بلکه باید برنامهریزی برای پویایی آن از دوران کودکی آغاز گردد. افشین تاکید کرد: وظیفه بنیاد این نیست که تنها از نخبگی حمایت کند، بلکه وظیفه اصلی، مدیریت چرخه کامل سرمایه انسانی شامل جذب، نگهداشت، بازگشت و اتصال این سرمایه به اکوسیستم نوآوری کشور است.
ضرورت ایجاد «نهاد واسط اتصال»
در تحلیل چالشهای موجود، وی از نبود یک «نهاد واسط اتصال» یا همان Matching Authority سخن گفت و آن را عامل اصلی نقص در چرخه نخبگی دانست. به باور وی، بدون این نهاد، پیوند میان نخبگان و نیازهای واقعی صنعت و چالشهای ملی برقرار نخواهد شد.
افشین با تبیین تغییر پارادایم در نقش بنیاد ملی نخبگان، افزود: ما به دنبال حذف حمایتها نیستیم، بلکه هدف ما «جهتدار کردن» و «متصل کردن» آنهاست. بنیاد نباید صرفاً یک «حامی فردی» باشد که اعتبار یا بودجهای را به یک شخص اختصاص میدهد؛ زیرا در آن صورت، وظیفه حمایت میتواند بر عهده دانشگاهها باشد. اما اگر بنیاد بخواهد «مدیر چرخه» باشد، باید بتواند فرآیند اتصال نخبگان به نیازهای استراتژیک کشور را مدیریت و همسو کند.
انتهای پیام/