سفیر ایران در ساحل عاج: جنگ آمریکا علیه ایران، جنگ علیه تمام دنیا است
جهان
160666
سفیر جمهوری اسلامی ایران در ساحل عاج در گفتوگو با خبرگزاری «لینفوندروم» گفت جنگی که آمریکا علیه ایران به راه انداخت، جنگ علیه تمام دنیا بود؛ به این دلیل که حتی متحدین نزدیک آمریکا از جمله اتحادیه اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس از این جنگ به شدت متضرر شدند.
سید «غلامرضا میرمحمد میگونی» سفیر جمهوری اسلامی ایران در ساحل عاج در گفتوگو با خبرگزاری «لینفوندروم» این کشور به تشریح تحولات اخیر منطقه از جمله جنگ ایران و آمریکا و مذاکرات هستهای پرداخت که به صورت پرسش و پاسخ در ذیل آمده است:
به گزارش ایرنا، سردبیر خبرگزاری لینفوندروم: از حضور شما در دفتر خبرگزاری لینفوندروم تشکر میکنم و امیدورارم مصاحبۀ امروز، به آشنایی ما و مخاطبانمان با دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل روز کمک نماید.
سفیر گفت: من هم از دعوت شما برای این مصاحبه تشکر میکنم. باید توجه داشت که امروزه یکی از مهمترین ابزارهای قدرت کشورها، رسانهها هستند؛ لذا کشورهای جنوب جهانی باید خبرگزاریهای خود را به نحوی تقویت کنند که «رسانههای جایگزین» بتوانند خبرها، گزارشها و تحلیلهایشان را مستقل از «رسانههای جریان غالب» تولید کنند.
اگر رسانههای آسیا و آمریکای لاتین را دنبال کنید، خواهید دید که اکثرا آفریقا را ضعیف و با توانمندی پایین توصیف میکنند، چون مطالب تحلیلی خود را از رسانههای جریان غالب میگیرند؛ به همین منوال، اخبار سایر نقاط دنیا خصوصا آنها که با غرب مشکل دارند را نیز در آفریقا با رویکرد منفی منتشر میکنند.
استراتژی کشور ما بیان واقعیتهاست؛ ما حتی در جنگ، خبر شهادت رهبرمان را چند ساعت پس از تایید قطعی اعلام کردیم؛ اما آمریکا و رژیم صهیونیستی، به شدت اخبار تلفات و خسارات نیروهای خود را سانسور می کردند و سعی میکردند نشان دهند ایران نتوانسته است ضربات موثر و مهلکی به آمریکا و رژیم وارد کند، اما پس از آتش بس موقت، رسانهها و مردم جهان به تدریج دیدند که چه خساراتی از سوی ایران به مواضع نظامی رژیم صهیونیستی و پایگاههای آمریکایی در کشورهای خلیج فارس وارد شده است و اخباری هم از بالا بودن آمار تلفات سربازان آمریکا و رژیم نسبت به آنچه به صورت رسمی منتشر شده است، به رسانهها درز پیدا کرد.
سردبیر خبرگزاری لینفوندروم: ما تحولات جنگ آمریکا و ایران را پیگیری میکردیم؛ اما همان طور که گفتید چون بیشتر محتوا از منایع رسانهای غرب میآید، میخواهیم این تحولات را از زبان شما نیز بشنویم.
سفیر ایران: آنچه اتفاق افتاد مشخص است؛ روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در میانۀ مذاکرات هستهای جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و در شرایطی که قرار بود تیم های فنی در روزهای آتی در وین گرد هم آیند تا در خصوص جزئیات مذاکرات با یکدیگر گفتگو نمایند، آمریکا و رژیم صهیونیستی اقدام به حملات تجاوزکارانه علیه جمهوری اسلامی ایران نمودند.
در خصوص جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با همکاری برخی کشورهای عربی به ایران تحمیل کردند، ما مواضع روشنی داریم: به طور مشخص، آمریکا مرتکب «تجاوز نظامی» علیه ایران شده است. این اقدامات نقض منشور سازمان ملل، بهویژه بند ۴ ماده ۲ منشور، محسوب میشود و مسئولیت آغاز و پیامدهای جنگ متوجه آمریکا است؛ از این رو، اقدامات نظامی ایران در چارچوب ماده ۵۱ منشور ملل متحد و حق دفاع مشروع انجام شده است و پاسخ نیروهای مسلح ایران به حملات آمریکا، اقدامی دفاعی و نه تهاجمی بوده است. ما قبل از شروع جنگ، بارها به کشورهای همسایه اعلام کردیم هر کشوری که در عملیات آمریکا علیه ایران مشارکت یا تسهیل کند، در مسئولیت پیامدهای آن شریک خواهد بود. آنها یا نخواستند یا نتوانستند جلوی متجاوزین برای استفاده از سرزمین، امکانات و تجهیزات خود در حمله به ایران را بگیرند و از این رو اقدامات نظامی ایران، پاسخی به این همکاریهای آشکار با متجاوزین بود.
سردبیر خبرگزاری لینفوندروم: تحولات مربوط به تفاهم خاتمۀ جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟
سفیر ایران: جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده بود که به دنبال جنگ با همسایگان خود نیست، اما در صورت تجاوز، از حاکمیت، تمامیت ارضی و امنیت ملی خود با تمام توان دفاع خواهد کرد. این درسی بود که ما به آمریکا و رژیم صهیونیستی دادیم و وقتی دیدند از طریق عملیات نظامی به اهداف خود نخواهند رسید، پیشنهاد آتشبس را مطرح کردند؛ ما هم برای اینکه دنیا بداند که جنگطلب نیستیم، این پیشنهاد را پذیرفتیم.
اما آنها بر سر این عهد خود نیز نماندهاند؛ حملات آمریکا پس از اعلام تفاهم برای پایان جنگ، نقض صریح این تفاهم بوده است و این اقدامات نشاندهنده «عهدشکنی» و «غیرقابل اعتماد بودن» آمریکا است. ما معتقدیم امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود، اما آمریکا میخواهد حتی در ترتیبات تردد شناورها در تنگۀ هرمز که موضوعی مربوط به آبهای سرزمینی ایران و عمان است نیز دخالت کند. الان دیگر همۀ کشورها دارند متوجه میشوند حضور و مداخله نظامی آمریکا عامل اصلی بیثباتی در منطقه است. در خصوص تفاهم خاتمۀ نیز ما نقض کنندۀ آن نبودهایم؛ از همان روز اول، متحد اصلی آمریکا با تعرض به جنوب لبنان یکی از مهمترین بندهای تفاهم که آتشبس در تمامی جبههها بود را بارها نقض کرد. آمریکا نیز به صورت آشکار از هشتم ژوئیه، حملاتی به نقاط جنوبی ایران ترتیب داده و طبیعتا پاسخ قاطع آنها را نیز دریافت کرده است؛ در این مورد نیز ما تنها به دفاع مشروع از خود پرداختهایم.
سردبیر خبرگزاری لینفوندروم: به نظر شما دلیل حملۀ آمریکا به ایران چه بوده است؟
سفیر ایران: جنگی که آمریکا علیه ایران به راه انداخت، جنگ علیه تمام دنیا بود؛ شما کشوری را بگویید که از این جنگ آسیب ندیده باشد. حتی متحدین نزدیک آمریکا، از جمله اتحادیۀ اروپا و کشورهای حوزۀ خلیج فارس از این جنگ به شدت متضرر شدند. آمریکا موقعیت ابرقدرتی خود را در خطر میبیند و به همین خاطر از قربانی کردن هیچ کشوری حتی نزدیکترین متحدانش ابایی ندارد. آمریکا با این جنگ سه هدف عمده را دنبال میکرد:
۱- کنترل انرژی دنیا: میدانید که ۲۰ درصد نفت و گاز دنیا از تنگۀ هرمز میگذرد و ایران نیز سومین دارندۀ منابع نفتی و دومین دارندۀ بزرگ ذخایر گازی دنیاست. لذا آمریکا در این خیال بود که پس از ونزوئلا، کنترل منابع نفتی ایران را هم در اختیار بگیرد و بدین ترتیب به اقتصاد چین و اتحادیۀ اروپا که بزرگترین مصرف کنندگان خالص انرژی در دنیا هستند فشار وارد نموده و فاصلۀ خود را با آنها حفظ کند.
۲- ورود سرمایه به آمریکا: آمریکا به دنبال این بود که با ایجاد ناامنی در خاورمیانه و فلج کردن اقتصاد چین و اروپا از طریق کنترل نفت و گاز دنیا، سرمایهها و زنجیرههای تامین را به داخل خاک خود بکشاند تا اقتصاد داخلی بیمار خود را علاج کند.
۳- فروش بیشتر سلاح: آمریکا بزرگترین تولید کنندۀ سلاح در دنیاست. آمریکا نه تنها در مقابله با ایران، بلکه با اقداماتی که در سایر نقاط جهان از جمله لبنان، سوریه، عراق، اوکراین، تایوان، هند، پاکستان، افغانستان، گرینلند، نقاط مختلف آفریقا و ... مینماید کاری کرده است که تمامی کشورها به دنبال افزایش بودجۀ نظامی خود رفتهاند که سود آن مستقیما به جیب آمریکا میرود.
سردبیر خبرگزاری لینفوندروم: آمریکا ادعا میکند که دلیل اصلی تنش با ایران این است که شما به دنبال بمب هستهای هستید، نظرتان در این خصوص چیست؟
سفیر ایران: ما از قبل از انقلاب اسلامی، برنامۀ صلحآمیز هستهای داشتیم. تاسیس مرکز تحقیقات هستهای دانشگاه تهران به سال ۱۹۵۹ بر میگردد. راهاندازی راکتور تحقیقاتی تهران، مربوط به سال ۱۹۶۷، یعنی قریب به ۶۰ سال پیش است. قرارداد ساخت نیروگاه بوشهر با شرکت زیمنس آلمان مربوط به ۱۹۷۵ است. در همان سال (۱۹۷۵)، ایران سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری در پروژۀ غنیسازی اورانیوم در فرانسه انجام داده است تا سوخت نیروگاههای هستهای آتی خود را تامین کند. ما قبل از انقلاب، چندین میلیارد دلار در پروژههای مختلف سرمایهگذاری کرده بودیم، اما با پیروزی انقلاب اسلامی، غربیها تمام تعهدات خود را نیمه تمام گذاشتند و حاضر به انجام آنها نشدند.
ما با ژاپن مذاکره کردیم، اما مانع آن کار نیز شدند. بعد به سراغ روسیه رفتیم و با وجود تمام سنگاندازیها در نهایت نیروگاه بوشهر را به بهرهبرداری رساندیم. اما در زمینۀ تامین سوخت آن با ما همکاری نمیشد. ما غنیسازی را حق خود میدانیم؛ ما این دانش را داریم، نیازش را هم داریم، منابع و مواد اولیهاش را هم داریم، عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیز هستیم و عضویت ما در این پیمان، سابقۀ ۵۶ ساله دارد. عضویت ما در این پیمان با قبول مفاد پادمانی بود و هر فعالیت هستهای ایران تحت نظارت و راستی آزمایی آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود، لذا هیچ مانعی برای استفاده از حق غنیسازی خود نداریم.
ما در سال ۲۰۱۵، توافق برجام را امضا کردیم و بخشی از حقوق خود را به صورت داوطلبانه محدود کردیم، اما این ترامپ بود که از این پیمان خارج شد. پس از آن ما با طی مراحل قانونی و اطلاع به آژانس و به دلیل خروج آمریکا از برجام، غنیسازی در سطح مورد نیازمان را از سر گرفتیم، اما باز هم فعالیت هستهای ما کاملا صلح آمیز بود و به اذعان آژانس، نه سلاح هستهای داشتیم و نه به سمت آن حرکت میکردیم، اما از طرف رژیمی مورد حمله قرار گرفتیم که خود عضو این پیمان نیست و سلاح هستهای نیز دارد! آنها دانشمندان هستهای ما را ترور میکنند، به نیروگاه هستهای بوشهر پرتابه شلیک میکنند، تاسیسات صلحآمیز هستهای را که خطر شدید تشعشع مواد هستهای دارد، بمباران میکنند و آژانس بینالمللی انرژی اتمی که اصولا باید حافظ منافع اعضا از جمله ایران باشد، حتی این اقدامات را محکوم هم نمیکند؛ این خلاصۀ وضعیتی است که ما با آن مواجهیم، اما رسانههای جریان غالب، چیزهای دیگری به مردم جهان میگویند.
شاید برایتان جالب باشد که هر دو حملۀ صورت گرفته به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶، در میانۀ مذاکرات هستهای رخ داده است. لذا مشخص است که بحث هستهای بهانهای بیش برای حمله به ایران نبوده است. آمریکا به دنبال منافع خودش است، اگر بتواند در تنگۀ هرمز شرایط را مطابق میل خود پیش ببرد، نوبت بقیۀ کشورها نیز خواهد رسید. بسیاری از کشورها قادر نخواهند بود مانند ایران در مقابل آمریکا مقاومت کنند، بنابراین لازم است در جاهایی مانند سازمانهای بینالمللی از حمایت از اقدامات آمریکا دست بکشند.
سردبیر خبرگزاری لینفوندروم: اما آمریکا در آنجا نیز نفوذ دارد.
سفیر ایران: درست است و این همان چیزی است که رسالت رسانههای جایگزین را سنگینتر میکند. این رسانهها میتوانند مردم و مقامات را آگاه کنند تا هزینۀ همراهی با این تصمیمات را بالا ببرند. آنها میتوانند در مقابل هر خبری که از رسانههای غربی میآید ابتدا یک علامت تردید بگذارند و بعد از خود بپرسند واقعیت چیست؟ و سپس به دنبال روایتهای دیگر بروند. در این صورت است که آگاهی بالا خواهد رفت و شاید بتوان نقشههای نواستعماری قدرتهای بزرگ نظیر ایالات متحده را خنثی کرد.
انتهای پیام/