از کابین اف ۱۴ تا کابینه وفاق

مروری بر سیر زندگی دوره‌های آموزشی مسئولیت تا شهادت سرتیپ عزیز نصیرزاده

دولت

163020
از کابین اف ۱۴ تا کابینه وفاق

شش ماه از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد. حمله‌ای که یکی از تلخ‌ترین مقاطع تاریخ معاصر کشور را رقم زد و شماری از عالی‌ترین فرماندهان و مسئولان جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساند. در میان چهره‌هایی که در روز ۹ اسفند جان خود را از دست دادند، نام امیر سرتیپ شهید عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح دولت چهاردهم، جایگاه ویژه‌ای داشت.

ایران آنلاین:

او که تنها چند ماه پیش از آن با رأیی کم‌سابقه از مجلس شورای اسلامی بر کرسی وزارت دفاع نشسته بود، در نهم اسفند ۱۴۰۴، هنگام برگزاری جلسه شورای دفاع، همراه با علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران و سید عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به شهادت رسید. شهادت او، دولت چهاردهم را در یکی از حساس‌ترین مقاطع فعالیت خود با فقدان یکی از مهم‌ترین اعضای کابینه مواجه کرد. وزیری که چهار دهه از عمر خود را در مسیر تقویت توان دفاعی کشور سپری کرده بود.
عزیز نصیرزاده، متولد چهارم خرداد ۱۳۴۳ در شهر سراب استان آذربایجان شرقی، از جمله فرماندهانی بود که مسیر حرفه‌ای خود را از پایین‌ترین سطوح نظامی آغاز کرد و گام به گام تا عالی‌ترین مسئولیت‌های دفاعی کشور پیش رفت. او دوران تحصیلات متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۶۱، همزمان با ادامه جنگ تحمیلی، به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست. انتخاب نیروی هوایی، آغاز راهی بود که سال‌ها بعد او را به فرماندهی این نیرو و سپس وزارت دفاع رساند.
نصیرزاده آموزش‌های تخصصی خلبانی را در دانشکده خلبانی نیروی هوایی پشت سر گذاشت و دوره‌های تکمیلی را نیز در ایران و پاکستان گذراند. اگرچه ورود او به عرصه نظامی با سال‌های پایانی دفاع مقدس همزمان شد و فرصت حضور گسترده در عملیات‌های رزمی برایش فراهم نشد اما پرواز با جنگنده اف-۱۴ تام‌کت و حضور در کنار فرماندهان برجسته‌ای همچون سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و شهید منصور ستاری، تجربه‌ای ارزشمند برای نصیرزاده به همراه آورد. تجربه‌ای که بعدها در مسئولیت‌های مدیریتی و فرماندهی به پشتوانه‌ای مهم تبدیل شد.
پس از پایان جنگ تحمیلی ۸ ساله(دفاع مقدس) مسیر خدمت نصیرزاده وارد مرحله‌ای تازه شد. او علاوه بر فعالیت در حوزه عملیاتی، مسئولیت‌های متعددی را در بخش‌های مدیریتی و تخصصی نیروی هوایی بر عهده گرفت. حضور به عنوان وابسته نظامی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا، یکی از مهم‌ترین مقاطع کاری او بود. مسئولیتی که موجب شد با ساختارهای دفاعی و نظامی کشورهای دیگر نیز از نزدیک آشنا شود و تجربه‌ای فراتر از فضای داخلی نیروهای مسلح به دست آورد.
پــــس از بازگشــــــــــــت به کشور، مسئولیت‌هایی همچون مدیریت جنگ الکترونیک در معاونت عملیات نیروی هوایی، معاونت اطلاعات و همچنین معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی به او سپرده شد. فعالیت در این حوزه‌ها نشان داد که نگاه نصیرزاده تنها محدود به عملیات پروازی نبود و در حوزه‌های برنامه‌ریزی، تحلیل اطلاعات، توسعه زیرساخت‌ها و مدیریت کلان نیز توانایی قابل توجهی داشت.
در سال ۱۳۸۸، با حکم فرماندهی ارتش، به عنوان معاون هماهنگ‌کننده و رئیس ستاد نیروی هوایی منصوب شد و در این جایگاه تا سال ۱۳۹۶ باقی ماند. طی این سال‌ها، هماهنگی میان بخش‌های مختلف نیروی هوایی، توسعه زیرساخت‌های عملیاتی و ارتقای آمادگی این نیرو از مهم‌ترین محورهای فعالیت او به شمار می‌رفت. در همین دوره نیز، در سال ۱۳۹۱، به درجه سرتیپی نائل آمد.
 روند پیشرفت نصیرزاده در ساختار فرماندهی ارتش ادامه یافت. در سال ۱۳۹۶ به سمت جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش منصوب شد و تنها یک سال بعد، ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، با حکم رهبرمعظم انقلاب، فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را برعهده گرفت. فرماندهی او بر این نیرو با تمرکز بر نوسازی ناوگان هوایی، افزایش توان عملیاتی، ارتقای آموزش خلبانان و توسعه ظرفیت‌های دفاع هوایی همراه بود. بسیاری از برنامه‌های این دوره بر تقویت توان بازدارندگی و ارتقای آمادگی رزمی نیروی هوایی استوار بود.
سه سال بعد و در سال ۱۴۰۰، مسئولیتی مهم‌تر به او واگذار شد. نصیرزاده به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. جایگاهی که او را در بطن تصمیم‌گیری‌های کلان دفاعی و راهبردی کشور قرار داد. حضور در این مسئولیت، تجربه مدیریتی او را تکمیل کرد و زمینه را برای ورودش به دولت چهاردهم فراهم ساخت.
با آغاز به کار دولت چهاردهم، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، نام امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده را به عنوان وزیر پیشنهادی دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد. نتیجه بررسی صلاحیت او در مجلس، یکی از تاریخی‌ترین آرای اعتماد بود. نصیرزاده توانست از مجموع ۲۸۸ رأی ماخوذه، ۲۸۱ رأی موافق کسب کند. رکوردی که او را به یکی از پررأی‌ترین وزیران جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرد.
او ششمین وزیر دفاعی بود که از بدنه ارتش جمهوری اسلامی ایران به این مسئولیت رسید. موضوعی که با توجه به سابقه طولانی حضورش در نیروی هوایی، نگاه متفاوتی را به مدیریت وزارت دفاع وارد کرد. تجربه چهار دهه فعالیت در حوزه‌های عملیاتی، اطلاعاتی، برنامه‌ریزی و راهبردی، باعث شده بود شناخت دقیقی از نیازهای نیروهای مسلح داشته باشد.
برنامه‌ای که نصیرزاده هنگام معرفی به مجلس ارائه کرد، از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس به عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین برنامه ارائه‌شده بر پایه اسناد بالادستی توصیف شد. در این برنامه، توسعه همه‌جانبه توان رزمی، ارتقای ظرفیت‌های پشتیبانی نیروهای مسلح، تقویت زیرساخت‌های دفاعی و استمرار پشتیبانی از جبهه مقاومت در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از مهم‌ترین محورهای مورد توجه قرار گرفته بود.
او همچنین بر استفاده از ظرفیت دیپلماسی دفاعی برای توسعه همکاری‌های بین‌المللی تأکید داشت. افزایش تعامل با کشورهای همسایه و همسو، بویژه کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا و فراهم کردن زمینه برای دو برابر شدن صادرات محصولات دفاعی ایران، از جمله اهدافی بود که در برنامه‌های خود مطرح کرده بود.
وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، نهادی است که مسئولیت تأمین تجهیزات، پشتیبانی لجستیکی و توسعه فناوری‌های مورد نیاز ارتش، سپاه پاسداران و نیروی انتظامی را بر عهده دارد. اگرچه این وزارتخانه فرماندهی عملیاتی نیروها را بر عهده ندارد، اما نقشی تعیین‌کننده در توسعه صنایع دفاعی و تحقق خودکفایی نظامی کشور ایفا می‌کند. نصیرزاده نیز در دوران وزارت خود تلاش داشت با تکیه بر همین ظرفیت‌ها، روند ارتقای توان دفاعی کشور را دنبال کند.
یکی از ویژگی‌های برجسته نگاه دفاعی نصیرزاده، تأکید همزمان بر توان آفندی و پدافندی بود.او معتقد بود که توسعه قدرت موشکی، هرچند اهمیت فراوانی دارد اما بدون تقویت پدافند هوایی، جنگ الکترونیک و فناوری‌های سایبری نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای آینده باشد. تجربه سال‌ها حضور در نیروی هوایی باعث شده بود که اهمیت هماهنگی میان عملیات تهاجمی و دفاعی را به خوبی درک کند و همین نگاه را نیز به وزارت دفاع منتقل کرده بود.
او همچنین بر ضرورت همکاری نزدیک‌تر میان ارتش، سپاه پاسداران و وزارت دفاع تأکید داشت و معتقد بود هم‌افزایی میان این مجموعه‌ها می‌تواند قدرت بازدارندگی کشور را افزایش دهد. از نگاه او، توسعه توان نظامی تنها در یک حوزه خلاصه نمی‌شد، بلکه باید تمامی ظرفیت‌های دفاعی کشور به صورت همزمان و متوازن تقویت می‌شدند.
آخرین مواضع شهید نصیرزاده نیز بازتاب‌دهنده همین نگاه بود. او در ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، تنها چند روز پیش از شهادتش، با اشاره به تهدیدهای خارجی اعلام کرده بود که با زبان تهدید نمی‌توان با ایران سخن گفت. او تأکید کرده بود جمهوری اسلامی ایران آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود اما اگر جنگی بر کشور تحمیل شود، پاسخ ایران قاطع و قدرتمند خواهد بود.
سرانجام در نهم اسفند ۱۴۰۴، هنگامی که جلسه شورای دفاع در حال برگزاری بود، حمله آمریکا و اسرائیل به محل برگزاری این نشست، به شهادت امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده و شماری از عالی‌ترین فرماندهان نظامی کشور انجامید. با شهادت او، پرونده بیش از چهار دهه خدمت مستمر در عرصه دفاعی کشور بسته شد؛ کارنامه‌ای که از کابین جنگنده اف-۱۴ آغاز شده بود، از فرماندهی نیروی هوایی و جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح عبور کرده بود و در نهایت با مسئولیت وزارت دفاع و شهادت در عالی‌ترین سطح تصمیم‌گیری دفاعی کشور به پایان رسید. 
زندگی حرفه‌ای نصیرزاده، تصویری از مسیری بود که در آن تجربه عملیاتی، مدیریت راهبردی و حضور مستمر در ساختار دفاعی کشور، او را به یکی از شناخته‌شده‌ترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران تبدیل 
کرده بود.

 

میراث شهید نصیرزاده تأمین کننده امنیت بیشتر ایران

سردار سرتیپ سید مجید ابن‌الرضا
 سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

در آستانه هفته دولت، باید یادآور شد که این هفته برای ما تنها یادآور مسئولیت و خدمت نیست؛ یادآور مردانی است که مسئولیت را نه یک جایگاه، بلکه یک امانت الهی می‌دانستند و همه توان خود را وقف عزت و امنیت این سرزمین کردند. در میان آنان، نام شهید امیر سرلشکر خلبان عزیز نصیرزاده برای همیشه در حافظه وزارت دفاع و صنعت دفاعی جمهوری اسلامی ایران ماندگار خواهد ماند.
او را سال‌ها به عنوان یک خلبان شجاع، فرمانده‌ای کارآزموده و مدیری میدانی می‌شناختیم؛ وزیری پرکار، ساده زیست، بدون تکلف و تشریفات زاید، مراقب شدید بیت المال، ولایت مدار و مؤمن بود. فارغ از همه این ویژگی‌های برجسته، نگاه آینده‌نگر او فصل تمایز او بود. شهید نصیرزاده، وزارت دفاع را صرفاً مجموعه‌ای برای تولید تجهیزات نمی‌دید؛ او این وزارتخانه را موتور تولید قدرت، اقتدار و آینده‌سازی برای جمهوری اسلامی ایران می‌دانست.
در جلسات تخصصی، همواره از یک نکته سخن می‌گفت؛ اینکه تهدیدهای آینده، شبیه تهدیدهای گذشته نخواهند بود و صنعت دفاعی نیز نباید با ذهنیت دیروز حرکت کند. اعتقاد داشت اگر می‌خواهیم امنیت پایدار داشته باشیم، باید سریع‌تر از نیاز میدان نبرد حرکت کنیم؛ باید فناوری را پیش از آنکه به میدان برسد، در اختیار داشته باشیم و آینده را پیش از دشمن طراحی کنیم.
او به خوبی می‌دانست که بازدارندگی، محصول انبارهای مهمات نیست؛ محصول اندیشه، فناوری، نوآوری و اراده ملی است. به همین دلیل، در کنار توسعه توان موشکی، پدافندی، پهپادی، فضایی و جنگ الکترونیک، بر هوشمندسازی، استفاده از فناوری‌های نو و تربیت سرمایه انسانی متخصص اصرار داشت. باور داشت که هر نسل از تجهیزات دفاعی باید حاصل یک جهش فناورانه باشد، نه تکرار گذشته.
یکی از ویژگی‌های برجسته او، توجه همزمان به انسان و فناوری بود. معتقد بود که پیشرفته‌ترین تجهیزات نیز بدون نیروی انسانی مؤمن، متخصص و باانگیزه، به قدرت واقعی تبدیل نخواهد شد. از همین رو، ارتقای سرمایه انسانی، اصلاح ساختارها، افزایش بهره‌وری و تقویت روحیه جهادی را هم‌وزن توسعه فناوری می‌دانست.او با طرح «نجوا» به معنی نخبگان جوان ولایت مدار انقلابی که قبلاً در نیروی هوایی اجرا کرده بود به دنبال شناسایی نخبگان مؤمن و معتقد و ولایی بود و امید داشت آینده دفاع و صنعت را بر پایه آنان بنا نماید.
جنگ تحمیلی اخیر، بسیاری از این باورها را به اثبات رساند. دشمن به‌خوبی دریافته بود که توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران، حاصل دهه‌ها مجاهدت علمی، صنعتی و فناورانه است؛ از همین رو، یکی از اهداف اصلی خود را زیرساخت‌های صنعت دفاعی قرار داد. اما همان‌گونه که شهید نصیرزاده بارها گفته بود، وقتی دانش، تجربه و اراده در میان یک ملت نهادینه شود، هیچ حمله‌ای نمی‌تواند مسیر پیشرفت را متوقف کند.
امروز که از «انقلاب صنعتی دفاعی جمهوری اسلامی ایران» سخن می‌گوییم، در حقیقت از یک تغییر در نوع نگاه سخن می‌گوییم؛ تغییری که صنعت دفاعی را از پاسخ‌گویی به نیازهای امروز، به ساختن قدرت فردا رساند. شهید نصیرزاده از معماران این نگاه بود؛ نگاهی که می‌خواست صنعت دفاعی، همواره یک گام جلوتر از تهدید حرکت کند.
بی‌تردید، فرماندهان شهید از میان ما رفته‌اند، اما اندیشه آنان زنده است. راهی که آنان آغاز کردند، با همت دانشمندان، متخصصان، مهندسان و کارکنان صنعت دفاعی ادامه خواهد یافت و جمهوری اسلامی ایران، با اتکال به خداوند متعال و سرمایه عظیم انسانی خود، این مسیر را با قدرت و شتاب بیشتر دنبال خواهد کرد.
شهید امیر سرلشکر خلبان عزیز نصیرزاده، تنها یک وزیر یا یک فرمانده نبود؛ او به آینده‌ای می‌اندیشید که امنیت ایران، بر شانه‌های دانش، خودباوری و فناوری بومی و جوانان نخبه استوار باشد. این اندیشه، میراثی است که باقی خواهد ماند و راه را برای نسل‌های آینده روشن خواهد کرد.

 

بوی وصال به مشامش رسیده بود
الناز نصیرزاده
فرزند وزیر دفاع پیشین 

پدرم سال‌ها شهیدگونه زندگی کرد و از آن انسان‌هایی بود که شهادت را نه در آخرین لحظه زندگی، بلکه سال‌ها پیش از آن، با هر تصمیم، هر عبادت، هر شب‌بیداری و هر قدمی که برای خدا برمی‌داشت، به دست آورد. از این رو شهادت برای او حادثه‌ای ناگهانی نبود بلکه پایان مسیری بود که تمام عمر با اخلاص، مجاهدت و بندگی پیموده بود.
شاید به همین دلیل بود که خداوند زیباترین پایان را برایش رقم زد. پدرم عاشق امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام بود؛ عشقی که تنها در زبان نبود، بلکه در سبک زندگی، عدالت‌خواهی، ساده‌زیستی و مجاهدتش جریان داشت.
تقدیر الهی نیز چنان رقم خورد که ایشان با زبان روزه، در ماه مبارک رمضان، به دیدار پروردگارش شتافت و مراسم وداع و خاکسپاری‌شان نیز همزمان با ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت علی(ع) بود.
برای ما این شباهت، تنها یک تقارن تقویمی نبود بلکه نشانه‌ای  از لطف خدا به بنده‌ای بود که همه عمر، دل در گرو مولایش داشت. گویی خداوند خواسته بود این شباهت عاشق و معشوق را برای همیشه در تاریخ ثبت کند.
بسیاری از مردم، پدرم را با مسئولیت‌های نظامی و مدیریتی‌اش می‌شناسند؛ اما آنچه کمتر دیده شد، روحیه جهادی، اخلاص و تلاش شبانه‌روزی او برای عزت ایران اسلامی بود. او انسانی فوق‌العاده باهوش، آینده‌نگر و خستگی‌ناپذیر بود. پس از قبول مسئولیت در وزارت دفاع، با برنامه‌ریزی دقیق و مدیریت هوشمندانه، تحول بزرگی در صنایع دفاعی کشور ایجاد کرد. توسعه توان موشکی و پهپادی، افزایش کمّی و کیفی تولیدات دفاعی، تقویت قدرت هوافضا و طراحی سازوکارهای حفاظتی، تنها بخشی از خدمات او بود. پدرم تنها به افزایش تعداد تجهیزات فکر نمی‌کرد؛ می‌اندیشید چگونه باید این صنعت را چنان ایمن ساخت که دشمن نتواند با یک ضربه، سال‌ها تلاش را نابود و آسیب جدی وارد کند. این نگاه آینده‌نگر، بعدها ارزش خود را نشان داد.
بخش مهمی از توان دفاعی کشور که در روزهای حساس به کار آمد، ثمره همان شب‌هایی بود که چراغ اتاق کار ایشان خاموش نمی‌شد. پس از شهادت پدرم، یکی از مسئولان عالی‌رتبه نقل می‌کرد که رژیم صهیونیستی براساس رصدهای اطلاعاتی، بارها به این جمع‌بندی رسیده بود که نصیرزاده با سرعت و دقت در حال تقویت توان دفاعی ایران است و باید هرچه زودتر حذف شود. این سخن، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که دشمن نیز ارزش و اثرگذاری مجاهدت‌های او را به‌خوبی درک کرده بود و فهمیده بود مردی بی‌هیاهو، شبانه‌روز در حال ساختن قدرتی است که قرار است امنیت یک ملت را تضمین کند.
پدرم آرام و قرار نداشت. شب و روز نمی‌شناخت. ماه‌ها بی‌وقفه کار می‌کرد؛ نه برای مقام، نه برای نام و نه برای دیده شدن، بلکه تنها با یک آرزو؛ اینکه بتواند لبخندی از رضایت بر لب رهبر عزیز انقلاب بنشاند و وظیفه‌ای را که بر دوشش گذاشته شده بود، به بهترین شکل انجام دهد.
در کمتر از هشت ماه مسئولیت وزارت دفاع، تعداد بازدیدهای ایشان از مراکز صنعتی و موشکی، از مجموع بازدیدهای همه وزیران دفاع پیش از او بیشتر بود. او معتقد بود مدیر باید در میدان باشد، نه پشت میز. بخش مهمی از تجهیزاتی که بعدها در نبردها مورد استفاده قرار گرفت و قدرت بازدارندگی کشور را به نمایش گذاشت، حاصل همان تلاش‌های شبانه‌روزی، بی‌وقفه و خالصانه او و همکارانش بود. موفقیت‌های بزرگ دفاعی کشور، از جمله افزایش چشمگیر توان مقابله با هواگردهای دشمن، تنها نمونه‌ای از ثمرات آن مجاهدت‌ها بود.
رهبر شهید بارها از عملکرد جهادی پدرم ابراز رضایت کرده بودند. آخرین دیدار ایشان، حدود یک هفته پیش از شهادت پدرم بود. پس از پایان جلسه، هنگامی که شهید سرلشکر شیرازی وارد محضر رهبر شهید شد، معظم‌له فرموده بودند: «گزارش نصیرزاده بسیار خرسندکننده بود و امروز ایشان را بسیار با نشاط و سرزنده دیدم.» این جمله بعدها نیز در نامه‌ای ثبت شد. اهل معنا می‌گویند هرچه زمان وصال شهدا نزدیک‌تر می‌شود، نور و نشاط عجیبی در چهره‌شان نمایان می‌شود. برای ما نیز جالب بود که یکی از شادترین روزهای پدرم، جمعه ۸ اسفند، درست یک روز پیش از شهادتش بود؛ روزی که لبخند از چهره‌اش جدا نمی‌شد و طراوت و آرامشی عجیب در وجودش موج می‌زد؛ گویی دلش از آمدن وعده‌ای بزرگ خبر داشت و بوی وصال به مشامش رسیده بود.
وقتی بعدها این‌ها را به یاد آوردیم، ناخودآگاه به یاد سخن اهل معرفت افتادیم که می‌گویند: هرچه موعد دیدار اولیای خدا نزدیک‌تر می‌شود، گویی نسیمی از بهشت بر جانشان می‌وزد و چهره‌شان نورانی‌تر و دلشان شادتر و آرام‌تر می‌شود.
اما آنچه بیش از همه ما را به پدرمان مفتخر می‌کند، تنها موفقیت‌های مدیریتی و نظامی او نیست؛ بلکه پاکدستی، تواضع و ساده‌زیستی اوست.پدرم سال‌ها در بالاترین مسئولیت‌های نظامی و مدیریتی کشور حضور داشت؛ فرمانده نیرو هوایی ارتش بود، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود و وزیر دفاع بود؛ اما اگر کسی او را از نزدیک نمی‌شناخت، هرگز از شیوه زندگی‌اش حدس نمی‌زد که با یکی از عالی‌ترین مسئولان کشور روبه‌روست.
 او همواره تأکید می‌کرد همان غذایی را برایش بیاورند که سربازان می‌خورند. اگر در جلسه‌ای احساس می‌کرد هزینه‌ای غیرضروری از بیت‌المال شده است، به‌شدت ناراحت می‌شد و تذکر می‌داد که حتی کوچک‌ترین اسراف نیز در برابر حق مردم پذیرفتنی نیست.
در جریان جنگ دوازده‌ روزه، دفتر کار ایشان دو بار هدف حمله موشکی قرار گرفت و آسیب دید. پس از پایان جنگ، برخی پیشنهاد کردند دفتری بزرگ‌تر، مجهزتر و متناسب با شأن وزیر برایش آماده کنند اما پاسخ پدرم تنها یک جمله بود: «لازم نیست؛ من که قرار نیست پشت میز بنشینم.» از همان زمان تا روز شهادتش در اتاقی کوچک، ساده و با حداقل امکانات به کارش ادامه داد و مسئولیت‌های سنگین وزارت دفاع را اداره می‌کرد.
ایشان مخالف سرسخت اشرافی‌گری و 
وی آی پی نشینی بود. بارها تأکید می‌کرد از خودروهای معمولی و امکانات عادی استفاده شود؛ زیرا باور داشت مدیران، بیش از آنکه با سخن، فرهنگ بسازند، با رفتار خود الگو می‌شوند.او معتقد بود اگر مسئولان زندگی خود را از مردم جدا کنند، فاصله‌ای شکل می‌گیرد که جبران آن آسان نخواهد بود.ساده‌زیستی برای پدرم، تنها مربوط به محل کار نبود؛ نخستین جایی که بر آن تأکید داشت، خانه خودمان بود.
همیشه به ما می گفت:« مردم به رفتار خانواده مسئولان نگاه می‌کنند؛ اگر ما درست زندگی کنیم، دیگران هم تشویق می‌شوند.»
یکی از احادیث مرتبطی که خیلی به آن اشاره می کردند فرمایش حضرت علی (ع) در این زمینه بود:
«اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ؛»
«مردم، به دولتمردان خود شبیه ترند تا به پدرانشان.»
یکی از خاطراتی که هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم، مربوط به تولد فرزندم است. با وجود اینکه از طریق محل کارم بیمه تکمیلی مناسبی داشتم و می‌توانستم در بیمارستان خصوصی بستری شوم، پدرم گفت: «همه نگاهشان به ماست؛ بیا این فرهنگ را بشکنیم و به بیمارستان دولتی برو تا مردم هم به مراکز درمانی دولتی اعتماد کنند.» به توصیه ایشان همین کار را انجام دادیم. بعدها رئیس بیمارستان به ما گفت این اقدام شما تأثیر بزرگ و قابل توجهی بر اعتماد مردم گذاشت و باعث شد افراد زیادی آن مرکز را برای درمان انتخاب کنند.آن روز فهمیدم که پدرم حتی در کوچک‌ترین مسائل زندگی نیز به دنبال ساختن فرهنگ بود، نه صرفاً انجام یک کار شخصی.
اعتماد فرماندهان عالی رتبه کشور به پدرم مثال‌زدنی بود. زمانی که شهید سپهبد باقری  فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح بودند (پدرم جانشین ایشان بودند) بارها گفته بودند که نصیرزاده یکی از بهترین نفرات ماست و هر کاری که به او می‌سپارم مطمئن هستم که به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد.
زمانی که برای وزارت دفاع به دنبال فردی شایسته بودند نیز شهید باقری تأکید کرده بودند که با وجود سخت شدن کار ستاد کل پس از رفتن نصیرزاده، ایشان بهترین گزینه‌ای است که می‌تواند سکان وزارت دفاع را به دست بگیرد.
در همان مدت کوتاه وزارت پدرم، بخش زیادی از اختلافات میان دولت و نیروهای مسلح کاهش یافت و مطالباتی که سال‌ها بر زمین مانده بود، با پیگیری‌های مستمر او به نتیجه رسید.
شهید سپهبد موسوی نیز هنگام انتقال پدرم از ارتش به ستاد کل، با وجود دلتنگی فراوان، دو رکعت نماز خواندند و پس از آن گفتند از خدا خواسته‌اند این جابه‌جایی را برای اسلام، ارتش و خود نصیرزاده منشأ خیر قرار دهد.
یکی از رؤسای حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح نیز درباره پدرم گفته بودند: «هرچه تمام زوایای زندگی و مسئولیت‌های نصیرزاده را بررسی کردیم، هیچ نقطه منفی در زندگی او نیافتیم.»
این جمله شاید کوتاه باشد، اما پشت آن، سال‌ها زندگی پاک، شفاف و خداترس نهفته است. پاکدستی، برای او یک ویژگی اداری نبود بلکه بخشی از ایمانش بود. او باور داشت که هیچ مسئولیتی ارزش آن را ندارد که انسان حتی ذره‌ای از رضایت خدا فاصله بگیرد.
بسیاری از مردم، مردان بزرگ را در میدان‌های نبرد می‌شناسند؛ اما کمتر کسی می‌داند که پیروزی‌های روز، چگونه در خلوت شب‌ها شکل می‌گیرد. آنچه از پدرم دیده می‌شد، تنها بخش کوچکی از زندگی او بود؛ بخش بزرگ‌تر، در سکوت نیمه‌شب‌ها رقم می‌خورد؛ جایی که دیگر نه مسئولیتی بود، نه جلسه‌ای، نه دوربینی و نه تشریفاتی. آنجا، فقط یک بنده بود و خدای خویش.
سردار عبداللهی فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا که در حال حاضر بالاترین مقام نظامی کشور محسوب می‌شوند، همیشه نقل می‌کنند که هرگاه در مأموریت‌های مشترک همراه پدرم بودند، نیمه‌های شب، صدای نماز شب و گریه‌های عاشقانه او را می‌شنیدند.
صدای گریه‌های آرام مردی که ساعاتی بعد باید باصلابت، مسئولیت‌های سنگین نظامی را بر دوش می‌کشید. شاید همین اشک‌های پنهان بود که آن استواری آشکار را می‌ساخت.
انسان، اگر به سرچشمه قدرت الهی متصل نباشد، زیر بار چنین مسئولیت‌هایی فرسوده می‌شود؛ اما آنان که شب‌ها دل از دنیا می‌برند، روزها از هیچ طوفانی نمی‌هراسند. پدرم، هرچه داشت، از همان خلوت‌های بی‌ادعا داشت. اخلاص را نمی‌توان آموخت؛ باید زندگی کرد؛ و او، اخلاص را زندگی کرده بود. امروز، هرچه بیشتر به زندگی پدرم نگاه می‌کنیم، بیشتر باور می‌کنیم که خداوند مزد سال‌ها اخلاص و بندگی او را با شهادت عطا کرد.
 پس از شهادت پدرم، افراد بسیاری از نقاط مختلف کشور با ما تماس گرفتند؛ کسانی که نه انتظار شناختنشان را داشتیم و نه حتی نامشان را شنیده بودیم. هر کدام، روایاتی از دعاها و توسلاتی را که به پدرم داشتند بیان کردند.
به نظر ما این مقام حاصل آن راهی است که با نمازهای شب، با اشک‌های پنهان، با پاسداری از بیت‌المال، با شب‌های بی‌خوابی، با مجاهدت بی‌ادعا، با عشق به ولایت و با خدمت صادقانه به مردم، آجر به آجر بنا شده بود. او به ما آموخت که انسان، پیش از آنکه در میدان نبرد پیروز شود، باید در میدان نفس پیروز باشد. پیش از آنکه بر دشمن غلبه کند، باید بر خواهش‌های خویش غلبه کرده باشد. و پیش از آنکه نامش بر زبان مردم جاری شود، باید رضایت خدا را سرمایه زندگی خود ساخته باشد.
شاید سال‌ها بعد، تاریخ از موشک‌هایی بنویسد که در روزهای سخت، امنیت این سرزمین را پاس داشتند؛ از صنایع دفاعی که در دوران مسئولیت او جانی تازه گرفتند؛ از تدبیرهایی که راه نفوذ دشمن را دشوار کرد؛ از مدیریتی که خستگی نمی‌شناخت و از فرماندهی که میدان را بر میز ترجیح می‌داد. اما اگر بخواهند حقیقت این مرد را در یک جمله خلاصه کنند، باید بنویسند: او امانتدار بود. امانتدار ایمانش. امانتدار مسئولیتش. امانتدار خون شهدا. امانتدار اعتماد رهبرش. امانتدار بیت‌المال. و امانتدار امنیت مردمی که شاید هرگز نام او را نمی‌دانستند، اما آرامش شب‌هایشان، حاصل مجاهدت خاموش او و یارانش بود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار دولت