دستیار اجتماعی رئیسجمهور:
تابآوری ادراکی، چالش اصلی جامعه ایران است
دولت
163360
دستیار اجتماعی رئیسجمهور در نشست تخصصی تابآوری اجتماعی، با تفکیک تابآوری به سطوح معیشتی، اجتماعی و ادراکی-ذهنی، چالش اصلی را در حوزه تابآوری ادراکی دانست و پنج رکن بازسازی اعتماد، معناسازی، افزایش سواد ادراکی، تغییر نقش از قربانی به بازیگر و تقویت شبکههای انسانی را برای خروج از وضعیت کنونی پیشنهاد کرد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، در این نشست تخصصی، تابآوری اجتماعی را به سطوح «معیشتی»، «اجتماعی» و «ادراکی-ذهنی» تفکیک کرد.
وی در این باره توضیح داد: در حوزه معیشتی، دولت و جامعه به واسطه تجربیات زیسته و سازوکارهای خودترمیمی (مانند صندوقهای خرد خانگی و همیاریهای محلی) به سطحی از انطباق رسیدهاند؛ اما چالش اصلی در قلمرو «تابآوری ادراکی» نهفته است.
وی افزود: تابآوری ذهنی، الگوی جنسیتی، سنی و طبقاتی نمیشناسد، بلکه شاخصی برای سنجش جهتگیری جامعه بهسوی «سازگاری و امید» یا «درماندگی و فروپاشی روانی» است.
ربیعی خاطرنشان کرد: یکی از آفات بزرگ تابآوری ذهنی، «سیاستزدگی در روایتها» است که جامعه میانه (ثباتخواه و زندگیخواه) را دچار بیتابی و ناامنی روانی کرده و قطبیسازیهای اجتماعی نیز بر این فرسایش دامن میزند.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور در ادامه این نشست، برای خروج از وضعیت کنونی و بازسازی تابآوری ادراکی، پنج رکن کلیدی را پیشنهاد کرد.
وی گفت: این ارکان شامل «بازسازی اعتماد» (گذار از روایتهای تحمیلی به روایتهای صادقانه و مورد اعتقاد خودِ نهادهای حاکمیتی)، «معناسازی» (ترسیم چشمانداز روشن از «آینده مطلوب» برای درک بهتر جامعه از چرایی مقاومت و کنشگری)، «افزایش سواد ادراکی» (توانمندسازی جامعه توسط نهادهای علمی برای تشخیص دستکاریهای روانی و تحلیل صحیح اطلاعات)، «تغییر نقش از «قربانی» به «بازیگر» (به رسمیت شناختن عاملیت جمعی مردم و ممانعت از سیاستهای بستهکننده که مشارکت فعال جامعه را نادیده میگیرد) و «تقویت شبکههای انسانی» (بهرهگیری از پیوندهای اجتماعی به عنوان اصلیترین منبع حمایتهای روانی) است.
ربیعی با اشاره به نقش مهم رسانه اظهار کرد: نقش رسانه را بسیار جدی میدانم و این مهم جز از طریق گفتوگوی صادقانه و مشارکتطلبانه با تمام اقشار جامعه میسر نخواهد بود؛ جامعهای که شامل طیف گستردهای از مردم، از کوچه و بازار تا دیدگاههای مختلف است که با وجود فراخوانهای آشوبطلبانه، با عقلانیت و هوشمندی به آرامش کشور وفادار ماندهاند.
در ادامه این نشست، جامعهشناسان حاضر بر ضرورت بازتعریف تابآوری در ایران تأکید کردند و تابآوری را فرایندی چندسطحی و چندبعدی دانستند که از ظرفیت کنش جمعی و شبکههای اجتماعی تا فرهنگ ایمنی، سازمانیافتگی اقتصادی و توان نوآوری جامعه را دربرمیگیرد.
تابآوری؛ مفهومی چندسطحی و چندبعدی
«ابوتراب طالبی»، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به دستهبندی مطالعات انجامشده در حوزه تابآوری گفت: بخشی از مطالعات این حوزه نظری و مفهومی و بخشی دیگر تجربی است که در کشورهای مختلف از جمله هند، ایران، ترکیه و کشورهای غربی انجام شده است. بخش دیگری از مطالعات نیز به عملیاتیسازی و بررسی آثار سیاستها در حوزه تابآوری اختصاص دارد.
وی تابآوری را مفهومی چندسطحی و چندبعدی دانست و افزود: یک سطح آن فردی است؛ سطح دیگر نهادی است؛ مانند توانایی نهادها در تأمین نیازهای غذایی، آب و برق. سطح اجتماعی نیز به روابط عاطفی و ارتباطی میان گروهها مربوط میشود و سطح دیگری نیز به حکومت اختصاص دارد.
طالبی تأکید کرد: تابآوری تنها یک بعد ندارد و میان سطوح و ابعاد مختلف آن رابطه متقابل وجود دارد؛ بهگونهای که نمیتوان انتظار داشت یک سطح یا یک بعد کاملاً فروپاشیده باشد و سایر ابعاد همچنان وضعیت مطلوبی داشته باشند.
وی تابآوری را «ظرفیتی اجتماعی برای انجام کنش جمعی بر اساس عقل سلیم» تعریف کرد و گفت: با این تعریف، تابآوری امری ایستا نیست، بلکه پویاست و به معنای بازگشت به گذشته نیز نیست؛ بلکه با یک فرایند متحول و متغیر مواجه هستیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است: در شرایط کنونی، تابآوری مهمترین داشته برای حفظ و بقای جامعه ایران است و امکان بازسازی یک نظم اجتماعی عادلانه را فراهم میکند.
طالبی با تأکید بر اینکه تابآوری نباید به معنای تحمل و تقدیرگرایی تلقی شود، افزود: باید با آگاهی نسبت به این وضعیت، تابآوری را بهعنوان یک اصل در نظر بگیریم. همچنین نباید تابآوری را به یک گروه سیاسی خاص نسبت داد و نباید این مفهوم به عادیسازی بحران منجر شود.
تابآوری؛ از بقا تا سازگاری و تحول
«موسی عنبری»، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، نیز با اشاره به جایگاه تابآوری در گفتمانهای جهانی گفت: مفهوم تابآوری بیش از همه با دو مفهوم کلان «فاجعه و بحران» و «پایداری» ارتباط دارد و در اسناد جهانی توسعه، از جمله اسناد توسعه هزاره و توسعه پایدار، بارها مورد توجه قرار گرفته است.
وی با اشاره به ریشههای اکولوژیک مفهوم تابآوری اظهار کرد: در ابتدا، بومشناسان این مفهوم را مطرح کردند و در حوزه فنی نیز بیشتر به معنای بازگشت به حالت پیشین مورد استفاده قرار میگرفت، اما در حوزه اجتماعی و اکولوژیک، تابآوری الزاماً به معنای بازگشت نیست و میتواند به شکلگیری وضعیت و تنوع جدید منجر شود.
عنبری با اشاره به مطالعات انجامشده در حوزه اجتماعی افزود: یکی از مطالعات اولیه توسط یک روانشناس روی حدود 700 کودک انجام شد و نشان داد کودکانی که با فقر و رنج جسمی مواجه بودند، برخلاف پیشبینیها دیرتر از دنیا رفتند؛ بررسیها نشان داد حمایت اجتماعی، روابط خانوادگی و شبکه روابط اجتماعی در این تابآوری نقش مهمی داشته است.
وی با اشاره به نظریه تابآوری و سازگاری گفت: تابآوری را میتوان یک فرایند سهمرحلهای دانست؛ مرحله نخست مقاومت است، یعنی جامعه بتواند بحران را جذب کند و از بین نرود؛ مرحله دوم سازگاری است، یعنی خود را با شرایط جدید منطبق کند و مرحله سوم تحولپذیری است، یعنی در جایی که امکان بازگشت به شرایط قبل وجود ندارد، بتواند وارد دنیای جدیدی شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران تأکید کرد: در حوزه اجتماعی، پس از وقوع بحران، پیامدهای اجتماعی میتواند سالها ادامه پیدا کند. یک زلزله صرفاً همان لحظه وقوع نیست؛ پس از آن، بحرانهایی مانند آسیبهای اجتماعی یا مسائل مربوط به مالکیت شکل میگیرد که حتی دو دهه بعد نیز میتواند ادامه داشته باشد.
عنبری افزود: اگرچه نمیتوان بحرانهایی مانند زلزله و جنگ را دارای پیامد مثبت دانست، اما ممکن است بخشی از پیامدهای آن به تحولات جدید منجر شود. بنابراین معقولتر است که تابآوری را به معنای توانایی تبدیل تهدید به فرصت در نظر بگیریم؛ چرا که در بسیاری از موارد امکان بازگشت به گذشته وجود ندارد و باید دنیای جدیدی ساخت.
وی تصریح کرد: تابآوری باید معطوف به نوآوری باشد، نه گذشته. اگر تابآوری را صرفاً به معنای بقا تعریف کنیم، تعریف مناسبی از آن ارائه نکردهایم.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران همچنین نسبت به شکلگیری «تابآوری تقدیرگرایانه» هشدار داد و گفت: در جامعه ایران بیش از تدبیر به تقدیر علاقه داشتهایم و درباره بحرانها نیز تمایل داریم همه چیز را به تقدیر بسپاریم.
وی فرهنگ ایمنی را یکی از پیششرطهای تابآوری دانست و افزود: در چرخه تابآوری، پیش از مقاومت و سازگاری، باید فرهنگ و آگاهی ایجاد شود. باید مفهوم خطر و مخاطره را با زبان ساده برای مردم توضیح دهیم و فرهنگ ایمنی را در جامعه و سازمانها گسترش دهیم.
تابآوری اقتصادی با سازمانیافتگی زنجیره تولید
«کیومرث اشتریان»، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، نیز در این نشست با طرح ایده «سرمایهداری زنجیرهساز» گفت: سرمایهگذار و سرمایهدار ملی میتواند با سازماندهی زنجیره تولید، حلقههای مختلف تولید را به یکدیگر متصل کرده و بخشی از وظیفه حکمرانی را برعهده بگیرد و از این طریق تابآوری اقتصادی را افزایش دهد.
وی در مقابل، «حکمرانی تودهای» را الگویی متکثر، ازهمگسسته و اغلب وابسته به دولت و دارای ساختارهای رانتی توصیف کرد که به گفته او، واسطههای متعدد در آن موجب افزایش هزینه تمامشده و کاهش تابآوری نظام اقتصادی میشود.
اشتریان تأکید کرد: تابآوری صرفاً یک ویژگی روانی یا اجتماعی نیست، بلکه محصول سازگاری اجتماعی، سازمانیافتگی اقتصادی و آزادی نهادی است و باید مفهوم تابآوری را پیش از وقوع بحران، وارد سازوکار زنجیرههای اقتصادی کرد.
وی افزود: در این نگاه، سرمایهداری زنجیرهساز به معنای سازماندهی بومی زنجیرههای تولید است؛ بهگونهای که حلقههای مختلف از واردات نهاده تا تولید و کشتار و توزیع، به جای فعالیتهای پراکنده، در یک زنجیره منسجم سازمان پیدا کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به تجربه صنعت طیور گفت: در شرایطی که بسیاری از مرغداریهای کوچک با بحران مواجه میشوند، بنگاههایی که چند حلقه از زنجیره تولید را در اختیار دارند، تابآوری بیشتری از خود نشان میدهند. این الگو را میتوان در صنایع غذایی، پوشاک، کفش، صیادی و فناوری اطلاعات نیز به کار گرفت.
اشتریان ادامه داد: سرمایهداری زنجیرهساز صرفاً یک بنگاه اقتصادی نیست، بلکه میتواند نهادی برای سازماندهی خدمات و بخشی از سازوکار حکمرانی باشد. چنین زنجیرههایی پیش از وقوع بحران، استحکام و پایداری ایجاد میکنند و هنگام وقوع شوک نیز امکان انتقال و توزیع آن در حلقههای مختلف زنجیره را افزایش میدهند.
وی با اشاره به نقش بنگاههای بزرگ در نوآوری و یادگیری گفت: بنگاههای بزرگ به دلیل برخورداری از منابع مالی و زمانی بیشتر، ظرفیت بالاتری برای نوآوری، یادگیری و سازماندهی اطلاعات دارند و زنجیرههای اقتصادی نیز میتوانند ظرفیت اجرای سیاستهای عمومی را افزایش دهند.
اشتریان در پایان تأکید کرد: اگر پیش از بحران زنجیرههای تولید و شبکههای اقتصادی سازمانیافته وجود داشته باشند، ضریب شکنندگی اقتصاد کاهش پیدا میکند و در زمان بحران نیز امکان بازسازی زنجیره تولید افزایش مییابد.
انتهای پیام/