تأمین اجتماعی در نقطه تغییر؛ فرصت محمدی برای ساختن آینده
سیاست
163607
اقتصاد ایران در شرایطی حساس قرار دارد و سازمان تأمین اجتماعی بیش از هر زمان دیگری در متن مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور قرار گرفته است. این سازمان فقط یک دستگاه اجرایی یا صندوق بازنشستگی نیست؛ پشتوانه میلیونها کارگر، بیمهشده و بازنشسته و یکی از پایههای ثبات اجتماعی کشور است.
از این منظر، انتصاب دکتر غلامحسین محمدی به عنوان سرپرست سازمان تأمین اجتماعی را میتوان فرصتی برای آغاز یک مرحله تازه دانست؛ مرحلهای که در آن، سازمان از مدیریت روزمره بحرانها به سمت سیاستگذاری پایدار، افزایش بهرهوری، حفظ سرمایههای بیننسلی و خلق ارزش حرکت کند.
محمدی با دکترای مدیریت دولتی ـ سیاستگذاری عمومی از دانشگاه تهران و سابقه مسئولیتهایی همچون ریاست سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور، معاونت وزیر، قائممقامی سازمان بازنشستگی شهرداری تهران، عضویت در هیئتمدیره سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی و تجربه در بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان، مجموعهای از دانش و تجربه را با خود به سازمان میآورد که میتواند برای حل مسائل پیچیده تأمین اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
مسئله امروز؛ فراتر از نقدینگی
یکی از مهمترین مسائل تأمین اجتماعی، رابطه مالی دولت و سازمان است. مطالبه اصلی باید روشن باشد: پرداخت نقدی، بهموقع و به ارزش واقعی روز مطالبات دولت و جلوگیری از ایجاد و انباشت بدهیهای جدید.
این موضوع فقط یک اختلاف حساب میان دولت و سازمان نیست. هر تأخیر در پرداخت منابع، فرصت سرمایهگذاری و خلق ارزش را از سازمان میگیرد و در مقابل، سازمان را برای انجام تعهدات خود به سمت تأمین مالی، استقراض یا فروش دارایی سوق میدهد.
از این منظر، باید نگاه سازمان را از «مدیریت نقدینگی» به «مدیریت ثروت» تغییر داد. تأمین اجتماعی باید بتواند داراییهای خود را به سرمایههای مولد، درآمدهای پایدار و ارزشآفرینی بیننسلی تبدیل کند؛ همزمان باید بهرهوری، تحول دیجیتال و اصلاح فرآیندها را دنبال کند و ارزش ذخایری را که متعلق به نسلهای امروز و آینده بیمهشدگان است، حفظ و ارتقا دهد.
محمدی و یک فرصت مهم برای هماهنگی
حل این مسائل از توان یک مدیر به تنهایی خارج است. تأمین اجتماعی برای عبور از چالشهای مزمن خود به هماهنگی دولت، مجلس، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نهادهای اقتصادی، جامعه کارگری و کانونهای بازنشستگی نیاز دارد.
در این میان، تجربه محمدی در مدیریت دولتی و سیاستگذاری عمومی میتواند یک ظرفیت مهم باشد؛ زیرا سازمان امروز به مدیری نیاز دارد که علاوه بر شناخت درون سازمان، بتواند مسائل آن را در سطح دولت و مجلس به مسئلهای قابل تصمیم و اجرا تبدیل کند.
این همان نقطهای است که این انتصاب میتواند اهمیت پیدا کند: پیوند میان سیاستگذاری، منابع، اجرا و سرمایهگذاری.
سرمایه انسانی را فراموش نکنیم
تحول در سازمان بدون همراهی کارکنان و مدیران آن امکانپذیر نیست. بدنه کارشناسی و مدیریتی تأمین اجتماعی سرمایه اصلی اجرای هر برنامه تحولی است. از این رو، ایجاد آرامش سازمانی، اعتماد، انگیزه و مشارکت کارکنان باید در اولویت مدیریت جدید باشد.
در همین چارچوب، بازنگری تصمیمات شتابزدهای که از چند ماه قبل در حوزه ساختار و سازماندهی اتخاذ شده و ایجاد ثبات درونی، میتواند یکی از اقدامات اولیه مدیریت جدید باشد. سازمانی که قرار است اصلاحات بزرگ انجام دهد، ابتدا باید سرمایه انسانی خود را با خود همراه کند.
اکنون زمان همگرایی است
جامعه کارگری و بازنشستگی بیش از هر چیز به آرامش و اطمینان از آینده نیاز دارد. تأمین اجتماعی نباید میدان مناقشههای سیاسی و رسانهای شود. معیار قضاوت درباره مدیریت جدید نیز باید برنامه و نتیجه باشد.
امروز پرسش اصلی این نیست که چه کسی آمد و چه کسی رفت؛ پرسش این است که چگونه میتوان تأمین اجتماعی را پایدارتر، ثروتمندتر و کارآمدتر کرد؟
انتصاب غلامحسین محمدی میتواند فرصتی برای آغاز این مسیر باشد؛ فرصتی برای اینکه مطالبات سازمان از دولت تعیین تکلیف شود، بدهیهای جدید متوقف شود، داراییهای بیننسلی مولد شوند، سرمایه انسانی سازمان همراه تحول شود و صدای کارگران و بازنشستگان در مرکز تصمیمگیری قرار گیرد.
تأمین اجتماعی به یک دوره تازه نیاز دارد؛ دورهای که در آن تصمیمهای عجولانه جای خود را به تصمیمهای کارشناسی، مدیریت روزمره جای خود را به آیندهنگری و مصرف دارایی جای خود را به خلق ارزش بدهد.
اکنون بهترین کار، حمایت مسئولانه از این تغییر و در عین حال مطالبهگری جدی برای ارائه برنامه و سنجش نتیجه است.
محمدی فرصت تازهای در اختیار دارد؛ جامعه نیز حق دارد از او یک کارنامه تازه بخواهد.
انتهای پیام/