
سیدعطاءالله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: هر دو گروهی که میبایست در مناظره در برابر هم قرار بگیریم، مشخص شد؛ هر گروه شش نفر. گروهی که باور دارند اسرائیل خطر و تهدید منطقهای است (و بالعکس، یعنی چنین باوری ندارند).

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت:شش ماه پیش از طرف انجمن دانشجویان اتحادیه آکسفورد، oxford-Union یکی از دانشجوی دوره دکترای دانشگاه آکسفورد برایم پیام فرستاد که آیا میتوانم در مناظره اتحادیه درباره ایران و اسرائیل شرکت کنم؟ گفتند میهمانان در دو گروه و جهت خواهند بود.

سید عطاءالله مهاجرانی در یاداشتی نوشت:انتخاب شهردار نیویورک در این دوره آنقدر با اهمیت و حساسیتبرانگیز شده بود که گویی قرار است شهردار آمریکا انتخاب شود! اهمیت شهرداری نیویورک و شهر نیویورک و پیرو آن، مقام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی شهردار نیویورک، به حدی است که چنین حساسیتهایی غیرعادی نمینماید.

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: میهمانِ دوستان عزیز و قدیمی بودیم. تقریباً به اندازه عمر انقلاب از سابقه دوستیمان که خانوادگی هم شده است میگذرد. با دوست مشترکی دیگر که در میهمانی بود، همشهری هستیم. از آن دوستی ۵۷ سال میگذرد!

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: برخی خاطرهها در ذهن ما برای همیشه زنده میمانند یا به هر بهانه و مناسبتی به یادمان میآیند.

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: ترامپ پدیده است! «پدیده» چیست؟ معنای مشهور پدیده «رویداد قابل مشاهده» است، چیزی یا امری که پدید میآید. «پدیدارشناسی» هم از همین خانواده است.

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: پیروزی تیم ملی کشتی آزاد و فرنگی به عنوان قهرمانان جهان، فضای اجتماعی و فرهنگی و بلکه سیاسی ایران را تغییر داد. گویی پس از حملات اسرائیل و آمریکا و شهادت فرماندهان نظامی و دانشمندان و مردم بویژه کودکان، و حضور خردمندانه و پرشور ملت ایران که در واقع طرح براندازی دشمنان را «درختکن» کرد! و پشت بدخواهان را نقش زمین ساخت.

صهیونیستها برای تحقق ایده و یا آرمان اسرائیل بزرگ به آمریکا تکیه مطلق دارند. بدون آمریکا و بدون کمکهای تسلیحاتی، فنی، مالی، سیاسی و تبلیغاتی آمریکا، اسرائیل نمیتواند دوام بیاورد. چنان که نتانیاهو در همان سفری که سال ۲۰۱۵ زمان اوباما به آمریکا رفت و اوباما حاضر نشد با او ملاقات کند، روز سوم ماه فوریه ۲۰۱۵ در کنگره آمریکا سخنرانی کرد.

امپراطور شارلمانی یا شارل کبیر، پیرانه سر، عاشق دختر نوجوانی شده بود. اطرافیان و مسئولان تشریفات دربار سخت نگران بودند. ناگهان دختر به سلامتی مُرد! همه نفس راحتی کشیدند. اما مشکل باقی ماند و بدتر شد. شارلمانی گفته بود جسد دختر را مومیایی کنند. جسد را به اتاق خوابش برد و با جسد معاشقه میکرد و مثلاً زندگی! بقیه داستان پیچ و خمهای زیادی دارد.

عطاء الله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: مردم ایران به رغم همه نارساییها، ناترازیها، آزردگیها و توطئه بسیار سنگین سالیان متمادی جنگ روانی برای جدا کردن آنان از نظام، جدا کردن جمهوری اسلامی از ایران، جدا کردن ایران از اسلام، جدا کردن شیعه از سنی، جدا کردن اقوام ایرانی فارس و ترک و کرد و بلوچ و عرب و… از یکدیگر، که به عنوان استراتژی آمریکا و اسرائیل و اروپا و همپیمانان، سالهاست پیگیری میشود، به گونهای در میدان دفاع از کشور و بالطبع نظام حضور پیدا کردند که حیرت همگان از دوست و دشمن و تحسین ناظران را بر انگیخت