
در پیام هفتم خردادماه آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر انقلاب به نکته نو و اندیشهبرانگیزی اشاره شده است: «لازم است تک تک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب و سربلندی ایران میتپد؛ از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به هم پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتّی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند.»

صدرالمتألهین شیرازی، فخر فرهنگ و اندیشه اسلامی-ایرانی در «اسفار اربعه» از حکیم ابوالقالسم فردوسی با عنوان اندیشه برانگیز و شوقانگیز «فردوسی قدّوسی» یاد کرده است.

جناب آقای حسینزادگان، مدیر موفق انتشارات «ققنوس» که در توزیع کتاب نیز فعالیت دارد، در مصاحبه با خبرگزاری «ایسنا» پنج نکته دقیق و هشداردهنده بلکه بیدارباش مطرح کرده است. در واقع آژیر خطر برای توجه به زندگی و مرگ کتاب به صدا در آمده است.

جلالالدین بلخی از «حق صحبت» سخن گفته است.

رئیسجمهوری و رئیس مجلس و رئیس دستگاه قضایی و دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان نیروهای مسلح به عنوان اعلام موضع خود در برابر ادعای ترامپ که ایران را به دوگانگی تندرو و میانهرو و فقدان انسجام و انضباط در راهبری و مدیریت توصیف کرده بود؛ مضمون مشترکی را منتشر کردند: «در ایران ما، تندرو و میانهرو وجود ندارد. همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت با تبعیت کامل از رهبر انقلاب، متجاوز جنایتکار را پشیمان میکنیم. یک خدا، یک رهبر، یک ملت و یک راه: آن هم پیروزی ایران عزیزتر از جان.»

برخی سرودها یا ترانهها، به دلیل اینکه به درستی سخن زمانه و تفسیر زمانهاند، بیان آن چیزی هستند که در درون جامعه میجوشد و میتراود. چنان سرودی، در ذهن و زبان و جان مردم جاری میشود.

ملت ایران در جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، از خود چنان «حماسه حضوری» نشان داد که دوست و دشمن حیرتزدهاند! این ملت در شرایطی به صحنه آمدند که دو کشور اتمی و دارای تجهیزات مدرن، با همراهی کشورهای اروپایی و عربی منطقه میخواستند نظام جمهوری اسلامی را براندازند و سرزمین و ملت ایران را قربانی و تکهتکه کنند.

ارزش انسان به چیست؟ چگونه میتوانیم ارزش و اعتبار انسان را بسنجیم؟ پاسخی که به این پرسش میدهیم، هدف و جهت و سبک زندگی ما را تعیین و تعریف میکند. امام علی(ع) درباره ارزش انسان گفته اند: «و قیمة کل امرء ما یحسنه.» یعنی «ارزش و بهای انسان به آن چیزی است که نیکو میداند.»

cدر رزونامه ایران نوشت: از دوستان دانشجوی مشهدی ذکر خیر آیتالله خامنهای را شنیده بودم. در تابستان سال ۱۳۵۳ برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودیم. به مسجدی که آیتالله خامنهای آنجا سخنرانی می کرد، رفتیم. ماه رمضان بود.

سید عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: به روایت حافظ شیرازی «حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند!» در بهشت نجف اشرف که مشرف بودم، فرصتی برای گفتوگو با هموطنان و نیز شیعیان عراقی و لبنانی، بحرینی و کویتی و عربستانی که در دریای مواج نجف حضور دارند؛ فراهم بود. نکتههای بسیاری از هموطنان ایرانی یا شیعیان منطقه میآموختم. همچون فرصتی که شما هر روزه در نمازهای پنجگانه با کنار دستی خود حال و احوال میکنید؛ هرکدام نمایندهای از گوشهای از ایران بزرگ یا جهان شیعه بودند.

سید عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: واژهها مظلومند و بیپناه. چنانکه ملکالشعرای بهار سروده است:بیهوده نهند نام کاکا الماس/بر عکس نهند نام زنگی کافور!

سید عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: واقعیت این است که در جهان جدیدی به سر میبریم. در این جهان، دموکراسی و حقوق دولتها و ملتها، منشور سازمان ملل و اعلامیه حقوق بشر، الفاظ پوچ و تهی از معناست؛ چنانکه در اردیبهشت سال گذشته گیلعاد اردان، نماینده اسرائیل در سازمان ملل، هنگام بحث قطعنامه پیشنهادی کشورهای عربی در مورد به «رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین» پشت تریبون سازمان ملل متحد قرار گرفت و منشور ملل متحد را پشت تریبون سازمان ملل توی ماشین خردکن کوچک و دستی که همراهش آورده بود، خرد کرد.

سید عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: نخستینبار واژه «استسباع» را در آثار شهید والا آیتالله مرتضی مطهری در روزگار جوانی دیدم. در توضیح آورده بود: شیر وقتی با حیوانات ضعیفتر از خود رویارو میشود چنان نگاه مُهیبِ میخکوبکننده و ویرانگری به آنها میافکند که حیوان بیچاره هیچگونه واکنشی نشان نمیدهد. درمانده و بیچاره و منجمد بر جای میماند تا بلعیده شود. این حالت را استسباع میگویند.

سید عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت: یکی از مهمترین محورها بلکه بنیاد جنگ روانی، القای این مضمون به کشورها و ملتهاست که «نمیتوانید!» در نقطه مقابل، تأکید و تثبیت این ایده یا این باور از سوی آنان است که «هرکاری از ما ساخته است، ما میتوانیم.» به این معنی که در برابر نیروی نظامی و اقتصادی و توان تبلیغاتی و سیاسی و علمی و فنی ابرقدرت آمریکا، هیچ کشوری نمیتواند بایستد و مقاومت کند.

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت: ترامپ بارها گفته است: «ارتش آمریکا برای بمباران مراکز هستهای ایران، ۲۲ سال تمرین میکرد. رؤسای جمهوری سابق جرأت اقدام نداشتند.» این حرف یعنی از سال ۲۰۰۳ میلادی، مطابق سال ۱۳۸۲ شمسی در فکر حمله به ایران بودهاند. ۲۰۰۳ سالی است که عراق اشغال شده است. در بین همکاران «جرج بوش پسر»، سخن بر سر حمله به ایران مطرح بوده است.

سید عطاءالله مهاجرانی در سرمقاله امروز روزنامه ایران نوشت: «برنارد لویس» صهیونیست غریبی بود. ضد اسلام و مسلمانان، ضد شیعه و ضد عرب و ضد ایران و ضد ملت ایران بود. آرزویش تجزیه سرزمینی ایران و تجزیه ملی ایران بود.

سیدعطاءالله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: هر دو گروهی که میبایست در مناظره در برابر هم قرار بگیریم، مشخص شد؛ هر گروه شش نفر. گروهی که باور دارند اسرائیل خطر و تهدید منطقهای است (و بالعکس، یعنی چنین باوری ندارند).

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت:شش ماه پیش از طرف انجمن دانشجویان اتحادیه آکسفورد، oxford-Union یکی از دانشجوی دوره دکترای دانشگاه آکسفورد برایم پیام فرستاد که آیا میتوانم در مناظره اتحادیه درباره ایران و اسرائیل شرکت کنم؟ گفتند میهمانان در دو گروه و جهت خواهند بود.

سید عطاءالله مهاجرانی در یاداشتی نوشت:انتخاب شهردار نیویورک در این دوره آنقدر با اهمیت و حساسیتبرانگیز شده بود که گویی قرار است شهردار آمریکا انتخاب شود! اهمیت شهرداری نیویورک و شهر نیویورک و پیرو آن، مقام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی شهردار نیویورک، به حدی است که چنین حساسیتهایی غیرعادی نمینماید.

سید عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی نوشت: میهمانِ دوستان عزیز و قدیمی بودیم. تقریباً به اندازه عمر انقلاب از سابقه دوستیمان که خانوادگی هم شده است میگذرد. با دوست مشترکی دیگر که در میهمانی بود، همشهری هستیم. از آن دوستی ۵۷ سال میگذرد!