
در تاریخ سینمای جهان، کمتر کشوری خارج از مدار سینمای صنعتی غرب توانسته حضوری مداوم، اثرگذار و هویتساز در جشنواره فیلم کن داشته باشد؛ حضوری که نه مقطعی و اتفاقی، بلکه به یک «سنت فرهنگی» بدل شده باشد.

شاهنامه فقط یک اثر ادبی نیست؛ حافظه تاریخی و هویتی ایرانیان است. کتابی که فردوسی با رنج سیساله سرود تا زبان و فرهنگ ایرانی را از فراموشی نجات دهد. در این اثر، جهانی از شخصیتها و موقعیتهای دراماتیک نهفته است؛ از تراژدی جانسوز رستم و سهراب گرفته تا سقوط سیاوش، نبردهای رستم، پیچیدگی شخصیت افراسیاب و دهها روایت دیگر که هر کدام ظرفیت تبدیل شدن به مجموعههایی عظیم در ابعاد جهانی را دارند. با این حال، سینمای ایران در چهار دهه گذشته تقریباً هیچ مواجهه جدی و مستمری با این جهان شگفتانگیز نداشته است.

تصمیم اخیر شورای صنفی نمایش مبنی بر افزایش روزهای بلیت نیمبها به دو روز در هفته و اجرای طرح شناور قیمتگذاری، در نگاه اول تلاشی قابل توجه برای بازگرداندن مخاطبان به سالنهای سینماست؛ تصمیمی که بیش از هر زمان دیگری، به ضرورتهای اقتصادی و اجتماعی امروز گره خورده است.